چاق بودن امام باقر(ع): تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی پاسخ
    (ایجاد مدخل: چاق بودن امام باقر(ع))
     
    جزبدون خلاصۀ ویرایش
     
    (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
    خط ۱: خط ۱:
    {{ویرایش|fabbasi}}
    {{سوال}}
    {{سوال}}
    چاقی امام باقر(ع) چگونه توجیه می‌شود؟
    چاقی امام باقر(ع) چگونه توجیه می‌شود؟
    {{پایان سوال}}
    {{پایان سوال}}
    {{پاسخ}}
    {{پاسخ}}
    چاق بودن فرد گناه نیست تا گفته شود با مقام و منزلت امامت ناسازگار است. امام باقر(ع) ساده زيست بود و چاق بودنش بخاطر پرخوري نبود. افراد زيادي هستند با اينكه زياد نمی‌خورند، اما  چاق هستند و چاق بودن از ارزش انسان‌هاي پاكيزه نمي‌كاهد.


    امام باقر(ع) در باغ خود كار مي‌كرد و چون چاق و سنگين بود، درحين كار عرق مي‌ريخت، فردي زاهدنما گمان کرد که اين نوع كاركردن برای یک فرد متشخص جالب نیست و ناشی از حرص دنیا است و خواست امام را نصيحت كند؛ با پاسخی که از امام شنید، متوجه شد که خود نیاز به نیحت دارد و نه کار کردن عار است و نه چاق بود عیب است.<ref>طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۶، ص۳۲۵، باب۹۳، حدیث۱۵.</ref>
    چاق بودنی که طبیعی باشد نه به خاطر پرخوری ضررآور، گناه نیست تا گفته شود با مقام و منزلت امامت ناسازگار است. [[امام باقر(ع)]] ساده زیست بود و چاق بودنش بخاطر پرخوری نبود. افراد زیادی هستند با اینکه زیاد نمی‌خورند، اما چاق هستند و چاق بودن از ارزش انسان‌های پاکیزه نمی‌کاهد.


    [[کلینی|مرحوم کلینی]] در روایتی از [[امام صادق(ع)]] آورده است که محمد بن منكدر گوید: گمان نمی‌كردم علی بن حسین پسری مانند خود داشته باشد كه جانشین او شود تا اینكه محمد بن علی(امام باقر) را دیدم. خواستم او را موعظه كنم اما او مرا موعظه كرد و مرا به اشتباهم آگاه ساخت.  
    ابن شهر آشوب در مناقب می‌نویسد: امام باقر(ع) میانه بالا و چهارشانه بود. چهره ‌ای نورانی و مویی مجعد و سیمایی گندمگون داشت، خال سیاهی بر روی گونه و خال سرخی بربدنش دیده می‌ شد، میان باریک و صدایش خوش آهنگ بود.<ref> ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف، مکتبة الحیدریه، ۱۳۷۶ق، ج ۳، ص۳۴۰.</ref>


    دوستان او گفتند: قصه خود را توضیح بده.  
    امام باقر(ع) در باغ خود کار می‌کرد و چون چاق و قوی هیکل بود، درحین کار عرق می‌ریخت، فردی زاهدنما گمان کرد که این نوع کارکردن برای یک فرد متشخص جالب نیست و ناشی از حرص دنیا است و خواست امام را نصیحت کند؛ با پاسخی که از امام شنید، متوجه شد که خود نیاز به نصیحت دارد.<ref>طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۶، ص۳۲۵، باب۹۳، حدیث۱۵.</ref> نه کار کردن عار است و نه چاق بودن عیب است. این داستان را [[کلینی|مرحوم کلینی]] در روایتی از [[امام صادق(ع)]] آورده است که محمد بن منکدر گوید: گمان نمی‌کردم [[علی بن حسین(ع)]] پسری مانند خود داشته باشد که جانشین او شود تا اینکه فرزندش [[محمد بن علی(ع)]] را دیدم. خواستم او را موعظه کنم اما او مرا موعظه کرد و مرا به اشتباهم آگاه ساخت.


    گفت: روزی وقتی كه هوا گرم بود به یكی از نواحی مدینه رفته بودم. محمد بن علی را دیدم؛ آن مردِ فربه و سنگین بود، بر دوش دو غلام خود تكیه داده و می آید. به خود گفتم این مرد با این عظمت كه از بزرگان قریش است چه مناسبتی دارد كه در طلب دنیا باشد. ای نفس من! گواه باش كه او را نصیحت خواهم كرد.
    دوستان او گفتند: قصه خود را توضیح بده.


    سلام كردم و سلامم را جواب داد. گفتم: خدا امور تو را اصلاح كند! شیخی از شیوخ قریش در گرمی هوا با حالت عرق ریزان؟! چه وقت دنیاطلبی است؟ اگر اكنون مرگ تو را دریابد جواب خدا را چه می دهی؟
    گفت: روزی وقتی که هوا گرم بود به یکی از نواحی مدینه رفته بودم. محمد بن علی را دیدم؛ آن مردِ فربه و سنگین بود، بر دوش دو غلام خود تکیه داده و می‌آید. به خود گفتم این مرد با این عظمت که از بزرگان قریش است چه مناسبتی دارد که در طلب دنیا باشد. ای نفس من! گواه باش که او را نصیحت خواهم کرد.
    سلام کردم و سلامم را جواب داد. گفتم: خدا امور تو را اصلاح کند! شیخی از شیوخ قریش در گرمی هوا با حالت عرق ریزان؟! چه وقت دنیاطلبی است؟! اگر اکنون مرگ تو را دریابد جواب خدا را چه می‌دهی؟!


    امام با شنیدن این سخن غلام‌ها را رها كرد و به دیوار تكیه نمود و فرمود:
    او پاسخ داد:
    {{متن عربی|به خدا قسم اگر در این حال اجلم فرا رسد در حال طاعت خدا مرده‌ام، زیرا خودم را از حاجت به تو و مردمان باز داشته‌ام و من زمانی از آمدن مرگ در وحشتم كه مرگ مرا فرا گیرد و من در معصیتی از معاصی خدا باشم}}
    {{متن عربی|به خدا قسم اگر در این حال اجلم فرا رسد در حال طاعت خدا مرده‌ام، زیرا خودم را از حاجت به تو و مردمان بازداشته‌ام و من زمانی از آمدن مرگ در وحشتم كه مرگ مرا فرا گیرد و من در معصیتی از معاصی خدا باشم}}


    گفتم: خدایت رحمت كند! خواستم تو را موعظه كنم، اما تو مرا از غفلتم آگاه ساختی و مرا بیدار نمودی.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۷۳، باب «بَابُ مَا يَجِبُ مِنَ الِاقْتِدَاءِ بِالْأَئِمَّه فِي التَّعَرُّضِ لِلرِّزْقِ»، حدیث۱.</ref>
    گفتم: خدایت رحمت کند! خواستم تو را موعظه کنم، اما تو مرا از غفلتم آگاه ساختی و مرا بیدار نمودی.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۷۳، باب «بَابُ مَا یَجِبُ مِنَ الِاقْتِدَاءِ بِالْأَئِمَّه فِی التَّعَرُّضِ لِلرِّزْقِ»، حدیث۱.</ref>


    چاق بودن انسان که گاهی طبیعی است و رشد جسمی‌اش به گونه‌ای است که با غذای کم هم چاق می‌شود، گناه نیست تا گفته شود چرا امام باقر چاق بود؟! آنچه ناپسند است چاقي حاصل از پرخوري، تنبلي و تن‌آسايي است و امام باقر(ع) از همه این صفات بدور بود.
    چاق بودن انسان که گاهی طبیعی است و رشد جسمی‌اش به گونه‌ای است که با غذای کم هم چاق می‌شود، گناه نیست تا گفته شود چرا امام باقر(ع) چاق بود؟! آنچه ناپسند است چاقی حاصل از پرخوری، تنبلی و تن‌آسایی است<ref>حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل ‏الشيعة، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۰۹ق، ج ۲۴، ص۲۳۹، أَبْوَابُ آدَابِ الْمَائِدَةِ، باب۱.</ref> و امام باقر(ع) از همه این صفات بدور بود. قوی هیکل و چاق بودن امام باقر(ع)، با زهد حضرت منافات ندارد؛ زیرا امام باقر مانند آن دسته از افراد نبود که با زیاد غذا خوردن چاق شده باشد.


    قوی هیکل و چاق بودن امام باقر(ع)، با زهد حضرت منافات ندارد؛ زیرا امام باقر مانند آن دسته از افراد نبود که با زیاد غذا خوردن چاق شده باشد.
    [[جایگاه علامه مجلسی|علامه مجلسی]]<ref>مجلسی، محمد بن باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تحقیق: علی الآخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۰۷ق/ ۱۳۶۶ش، ج۱۹، ص۱۸.</ref> و مرحوم خوئی<ref>خوئی، ابو القاسم، معجم رجال الحدیث، چاپ پنجم، ۱۴۱۳ق/ ۱۹۹۲ م، ج۱۸، ص۲۹۳.</ref> [[سلسله حدیث|سند حدیث]] را معتبر دانسته‌اند.


    [[جایگاه علامه مجلسی|علامه مجلسی]] [[سلسله حدیث|سند حدیث]] را معتبر دانسته است.<ref>مجلسی، محمد بن باقر، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تحقيق: علي الآخوندي، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول، ۱۴۰۷ق/ ۱۳۶۶ش، ج۱۹، ص۱۸.</ref>
    ==متن روایت==
     
    {{عربی بزرگ|إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُنْكَدِرِ كَانَ يَقُولُ مَا كُنْتُ أَرَى أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ يَدَعُ خَلَفاً أَفْضَلَ مِنْهُ حَتَّى رَأَيْتُ ابْنَهُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ع فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِظَهُ فَوَعَظَنِي فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ بِأَيِّ شَيْءٍ وَعَظَكَ قَالَ خَرَجْتُ إِلَى بَعْضِ نَوَاحِي الْمَدِينَه فِي سَاعَه حَارَّه فَلَقِيَنِي أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ كَانَ رَجُلًا بَادِناً ثَقِيلًا وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى غُلَامَيْنِ أَسْوَدَيْنِ أَوْ مَوْلَيَيْنِ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي سُبْحَانَ اللَّهِ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَه عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَمَا لَأَعِظَنَّهُ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيَّ السَّلَامَ بِنَهْرٍ وَ هُوَ يَتَصَابُّ عَرَقاً فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَه عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَرَأَيْتَ لَوْ جَاءَ أَجَلُكَ وَ أَنْتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ مَا كُنْتَ فَقَالَ لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِي وَ أَنَا فِي [طَاعَه مِنْ‏] طَاعَه اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَكُفُّ بِهَا نَفْسِي وَ عِيَالِي عَنْكَ وَ عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّمَا كُنْتُ أَخَافُ أَنْ لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى مَعْصِيَه مِنْ مَعَاصِي اللَّهِ فَقُلْتُ صَدَقْتَ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَرَدْتُ أَنْ أَعِظَكَ فَوَعَظْتَنِي<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۷۳، باب «بَابُ مَا يَجِبُ مِنَ الِاقْتِدَاءِ بِالْأَئِمَّه فِي التَّعَرُّضِ لِلرِّزْقِ»، حدیث۱.</ref>
    == متن روایت==
    }}
     
    {{عربی بزرگ|إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُنْكَدِرِ كَانَ يَقُولُ مَا كُنْتُ أَرَى أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ يَدَعُ خَلَفاً أَفْضَلَ مِنْهُ حَتَّى رَأَيْتُ ابْنَهُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ع فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِظَهُ فَوَعَظَنِي فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ بِأَيِّ شَيْ‏ءٍ وَعَظَكَ قَالَ خَرَجْتُ إِلَى بَعْضِ نَوَاحِي الْمَدِينَه فِي سَاعَه حَارَّه فَلَقِيَنِي أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ كَانَ رَجُلًا بَادِناً ثَقِيلًا وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى غُلَامَيْنِ أَسْوَدَيْنِ أَوْ مَوْلَيَيْنِ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي سُبْحَانَ اللَّهِ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَه عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَمَا لَأَعِظَنَّهُ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيَّ السَّلَامَ بِنَهْرٍ وَ هُوَ يَتَصَابُّ عَرَقاً فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَه عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَرَأَيْتَ لَوْ جَاءَ أَجَلُكَ وَ أَنْتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ مَا كُنْتَ فَقَالَ لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِي وَ أَنَا فِي [طَاعَه مِنْ‏] طَاعَه اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَكُفُّ بِهَا نَفْسِي وَ عِيَالِي عَنْكَ وَ عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّمَا كُنْتُ أَخَافُ أَنْ لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى مَعْصِيَه مِنْ مَعَاصِي اللَّهِ فَقُلْتُ صَدَقْتَ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَرَدْتُ أَنْ أَعِظَكَ فَوَعَظْتَنِي<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۷۳، باب «بَابُ مَا يَجِبُ مِنَ الِاقْتِدَاءِ بِالْأَئِمَّه فِي التَّعَرُّضِ لِلرِّزْقِ»، حدیث۱.</ref>}}


    ==منابع==
    ==منابع==
    <references />
    {{پانویس}}
    {{شاخه
    {{شاخه
    | شاخه اصلی = حدیث
    | شاخه اصلی = حدیث
    | شاخه فرعی۱ = معارف حدیثی
    | شاخه فرعی۱ = معارف حدیثی
    | شاخه فرعی۲ =  
    | شاخه فرعی۲ =  
    | شاخه فرعی۳ =  
    | شاخه فرعی۳ =  
    }}
    }}
    {{تکمیل مقاله
    {{تکمیل مقاله
    | شناسه =  
    | شناسه =  
    | تیترها =  
    | تیترها =  
    | ویرایش =  
    | ویرایش =  
    | لینک‌دهی = شد
    | لینک‌دهی = شد
    | ناوبری =  
    | ناوبری =  
    | نمایه =  
    | نمایه =  
    | تغییر مسیر =  
    | تغییر مسیر =  
    | ارجاعات =  
    | ارجاعات =  
    | بازبینی =  
    | بازبینی =  
    | تکمیل =  
    | تکمیل =  
    | اولویت = ب
    | اولویت = ب
    | کیفیت = ب
    | کیفیت = ب
    }}
    }}
    {{پایان متن}}
    {{پایان متن}}

    نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۰۵

    سؤال

    چاقی امام باقر(ع) چگونه توجیه می‌شود؟


    چاق بودنی که طبیعی باشد نه به خاطر پرخوری ضررآور، گناه نیست تا گفته شود با مقام و منزلت امامت ناسازگار است. امام باقر(ع) ساده زیست بود و چاق بودنش بخاطر پرخوری نبود. افراد زیادی هستند با اینکه زیاد نمی‌خورند، اما چاق هستند و چاق بودن از ارزش انسان‌های پاکیزه نمی‌کاهد.

    ابن شهر آشوب در مناقب می‌نویسد: امام باقر(ع) میانه بالا و چهارشانه بود. چهره ‌ای نورانی و مویی مجعد و سیمایی گندمگون داشت، خال سیاهی بر روی گونه و خال سرخی بربدنش دیده می‌ شد، میان باریک و صدایش خوش آهنگ بود.[۱]

    امام باقر(ع) در باغ خود کار می‌کرد و چون چاق و قوی هیکل بود، درحین کار عرق می‌ریخت، فردی زاهدنما گمان کرد که این نوع کارکردن برای یک فرد متشخص جالب نیست و ناشی از حرص دنیا است و خواست امام را نصیحت کند؛ با پاسخی که از امام شنید، متوجه شد که خود نیاز به نصیحت دارد.[۲] نه کار کردن عار است و نه چاق بودن عیب است. این داستان را مرحوم کلینی در روایتی از امام صادق(ع) آورده است که محمد بن منکدر گوید: گمان نمی‌کردم علی بن حسین(ع) پسری مانند خود داشته باشد که جانشین او شود تا اینکه فرزندش محمد بن علی(ع) را دیدم. خواستم او را موعظه کنم اما او مرا موعظه کرد و مرا به اشتباهم آگاه ساخت.

    دوستان او گفتند: قصه خود را توضیح بده.

    گفت: روزی وقتی که هوا گرم بود به یکی از نواحی مدینه رفته بودم. محمد بن علی را دیدم؛ آن مردِ فربه و سنگین بود، بر دوش دو غلام خود تکیه داده و می‌آید. به خود گفتم این مرد با این عظمت که از بزرگان قریش است چه مناسبتی دارد که در طلب دنیا باشد. ای نفس من! گواه باش که او را نصیحت خواهم کرد. سلام کردم و سلامم را جواب داد. گفتم: خدا امور تو را اصلاح کند! شیخی از شیوخ قریش در گرمی هوا با حالت عرق ریزان؟! چه وقت دنیاطلبی است؟! اگر اکنون مرگ تو را دریابد جواب خدا را چه می‌دهی؟!

    او پاسخ داد: «به خدا قسم اگر در این حال اجلم فرا رسد در حال طاعت خدا مرده‌ام، زیرا خودم را از حاجت به تو و مردمان بازداشته‌ام و من زمانی از آمدن مرگ در وحشتم كه مرگ مرا فرا گیرد و من در معصیتی از معاصی خدا باشم»

    گفتم: خدایت رحمت کند! خواستم تو را موعظه کنم، اما تو مرا از غفلتم آگاه ساختی و مرا بیدار نمودی.[۳]

    چاق بودن انسان که گاهی طبیعی است و رشد جسمی‌اش به گونه‌ای است که با غذای کم هم چاق می‌شود، گناه نیست تا گفته شود چرا امام باقر(ع) چاق بود؟! آنچه ناپسند است چاقی حاصل از پرخوری، تنبلی و تن‌آسایی است[۴] و امام باقر(ع) از همه این صفات بدور بود. قوی هیکل و چاق بودن امام باقر(ع)، با زهد حضرت منافات ندارد؛ زیرا امام باقر مانند آن دسته از افراد نبود که با زیاد غذا خوردن چاق شده باشد.

    علامه مجلسی[۵] و مرحوم خوئی[۶] سند حدیث را معتبر دانسته‌اند.

    متن روایت

    منابع

    1. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف، مکتبة الحیدریه، ۱۳۷۶ق، ج ۳، ص۳۴۰.
    2. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۶، ص۳۲۵، باب۹۳، حدیث۱۵.
    3. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۷۳، باب «بَابُ مَا یَجِبُ مِنَ الِاقْتِدَاءِ بِالْأَئِمَّه فِی التَّعَرُّضِ لِلرِّزْقِ»، حدیث۱.
    4. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل ‏الشيعة، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۰۹ق، ج ۲۴، ص۲۳۹، أَبْوَابُ آدَابِ الْمَائِدَةِ، باب۱.
    5. مجلسی، محمد بن باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تحقیق: علی الآخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۰۷ق/ ۱۳۶۶ش، ج۱۹، ص۱۸.
    6. خوئی، ابو القاسم، معجم رجال الحدیث، چاپ پنجم، ۱۴۱۳ق/ ۱۹۹۲ م، ج۱۸، ص۲۹۳.
    7. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۷۳، باب «بَابُ مَا يَجِبُ مِنَ الِاقْتِدَاءِ بِالْأَئِمَّه فِي التَّعَرُّضِ لِلرِّزْقِ»، حدیث۱.