قذف در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - ' ج ' به ' ج')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:
آیه ۴ [[سوره نور]] در بیان حد قذف است و آن اینکه کسی به زنی عفیف نسبت زنا بدهد، اگر نتواند ثابت کند بر او هشتاد تازیانه (حد قذف) می‌زنند؛ و دیگر شهادتش در هیچ چیزی مقبول نیست زیرا چنین کسانی فاسق هستند.
آیه ۴ [[سوره نور]] در بیان حد قذف است و آن اینکه کسی به زنی عفیف نسبت زنا بدهد، اگر نتواند ثابت کند بر او هشتاد تازیانه (حد قذف) می‌زنند؛ و دیگر شهادتش در هیچ چیزی مقبول نیست زیرا چنین کسانی فاسق هستند.


آیه ۵ سوره نور می‌رساند: وقتی که کسی از نسبت زنا دادن توبه کرد و به حکم غفور رحیم توبه‌اش قبول گردید، فاسق بودن از بین می‌رود، در این صورت شهادتش نیز پذیرفته خواهد شد.
آیه ۵ سوره نور می‌رساند: وقتی که کسی از نسبت زنا دادن توبه کرد و به حکم خداوند توبه‌اش قبول گردید، فاسق بودنش از بین می‌رود و شهادتش نیز پذیرفته خواهد شد.


'''تهمت به همسر خویش:'''
'''تهمت به همسر خویش:'''


آیه ۶ سوره نور با سه آیه بعدی درباره «لعان» است و آن این است که اگر کسی به زن خود نسبت زنا بدهد و چهار شاهد نداشته باشد باید پیش قاضی چهار دفعه بگوید: خدا را شاهد می‌گیرم که در این ادعا راستگویم، دفعه پنجم می‌گوید اگر در این سخن دروغگو باشم لعنت خدا بر من باد.
آیه ۶ سوره نور با سه آیه بعدی درباره «[[لعان]]» است که لعنت کردن زن و شوهر بر همدیگر را مطرح می‌کند ولی در راستای قذف است؛ اما فرقش با آیه ۴ نور این است که آنجا تهمت زدن بر دیگران است و اینجا تهمت به همسر خود است که حکمش با اولی فرق دارد و آن این است که با قسم خوردن از همدیگر جدا می‌شوند و حد قذف که شلاق زدن بود، اجرا نمی‌شود.
 
اگر زن در مقابل این شهادت‌ها ساکت باشد، زنا بر او ثابت می‌شود وگرنه باید چهار دفعه بگوید: خدا را شاهد می‌گیرم که شوهرم دروغ می‌گوید، در دفعه پنجم می‌گوید: لعنت خدا بر من باد اگر او راست گفته باشد. این همان لعان است که زن و شوهر به یکدیگر حرام ابدی می‌شوند و باید از همدیگر جدا شوند.
 
هر چند این آیه بحث لعان یعنی لعنت کردن زن و شوهر بر همدیگر را مطرح می‌کند ولی در راستای قذف است؛ اما فرقش با آیه ۴ نور این است که آنجا تهمت زدن بر دیگران است و اینجا تهمت به همسر خود است که حکمش با اولی فرق دارد و آن این است که با قسم خوردن از همدیگر جدا می‌شوند و حد قذف که شلاق زدن بود، اجرا نمی‌شود.


'''تهمت‌های اجتماعی:'''
'''تهمت‌های اجتماعی:'''


آیات ۱۱ الی ۱۸ سوره نور خداوند متعال به جامعه اسلامی هشدار می‌دهد که اگر کسی را متهم به خلاف کردند نباید باور کنید بلکه بگویید چنین سخنانی دروغ است.<ref>قرشی، علي اکبر، تفسير أحسن الحديث، تهران، بنياد بعثت، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش، ج۷، ص۱۸۷.</ref>
خداوند متعال در آیات ۱۱ الی ۱۸ سوره نور به جامعه اسلامی هشدار می‌دهد که اگر کسی را متهم به خلاف کردند نباید باور کنید بلکه بگویید چنین سخنانی دروغ است.<ref>قرشی، علي اکبر، تفسير أحسن الحديث، تهران، بنياد بعثت، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش، ج۷، ص۱۸۷.</ref>


خداوند متعال در این آیات بر مؤمنان می‌فرماید: «... چرا وقتی که آن را شنیدید، مؤمنین و مؤمنات بر خود حسن ظن نکردند و چرا نگفتند: این دروغ آشکار است؟! چرا بر آن گفته چهار شاهد نیاوردند و چون چهار شاهد نیاوردند، آنها نزد خدا دروغگویانند. اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت بر شما نبود، حتماً درباره دروغی که به آن اقدام کردید، شما را عذابی بزرگ می‌رسید. وقتی که آن دروغ را با زبان اخذ می‌کردید و چیزی را که به آن علم نداشتید با دهان می‌گفتید و آن را آسان می‌پنداشتید با آنکه نزد خدا بزرگ بود. وقتی که آن را شنیدید چرا نگفتید: ما را نرسد که این سخن بگوئیم: خدایا پاکی تو، این بهتان بزرگی است. خدا موعظه‌تان می‌کند از اینکه دیگر چنین کاری بکنید اگر مؤمن هستید. و خدا آیات خویش را برای شما روشن می‌کند خدا دانا و حکیم است
خداوند متعال در این آیات بر مؤمنان می‌فرماید: «... چرا وقتی که آن را شنیدید، مؤمنین و مؤمنات بر خود حسن ظن نکردند و چرا نگفتند: این دروغ آشکار است؟! چرا بر آن گفته چهار شاهد نیاوردند و چون چهار شاهد نیاوردند، آنها نزد خدا دروغگویانند. اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت بر شما نبود، حتماً درباره دروغی که به آن اقدام کردید، شما را عذابی بزرگ می‌رسید. وقتی که آن دروغ را با زبان اخذ می‌کردید و چیزی را که به آن علم نداشتید با دهان می‌گفتید و آن را آسان می‌پنداشتید با آنکه نزد خدا بزرگ بود. وقتی که آن را شنیدید چرا نگفتید: ما را نرسد که این سخن بگوئیم: خدایا پاکی تو، این بهتان بزرگی است...»


'''عذاب الهی:'''
'''عذاب الهی:'''

نسخهٔ ‏۱۹ دسامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۱:۴۱

سؤال

دستور قرآن در مورد قذف چیست؟

قذف در قرآن یعنی متهم کردن زن پاکدامن به زنا و اگر کسی چنین تهمتی بزند و نتواند ثابت کند حاکم شرع او را ۸۰ تازیانه می‌زند.

تهمت به افراد:

آیه ۴ سوره نور در بیان حد قذف است و آن اینکه کسی به زنی عفیف نسبت زنا بدهد، اگر نتواند ثابت کند بر او هشتاد تازیانه (حد قذف) می‌زنند؛ و دیگر شهادتش در هیچ چیزی مقبول نیست زیرا چنین کسانی فاسق هستند.

آیه ۵ سوره نور می‌رساند: وقتی که کسی از نسبت زنا دادن توبه کرد و به حکم خداوند توبه‌اش قبول گردید، فاسق بودنش از بین می‌رود و شهادتش نیز پذیرفته خواهد شد.

تهمت به همسر خویش:

آیه ۶ سوره نور با سه آیه بعدی درباره «لعان» است که لعنت کردن زن و شوهر بر همدیگر را مطرح می‌کند ولی در راستای قذف است؛ اما فرقش با آیه ۴ نور این است که آنجا تهمت زدن بر دیگران است و اینجا تهمت به همسر خود است که حکمش با اولی فرق دارد و آن این است که با قسم خوردن از همدیگر جدا می‌شوند و حد قذف که شلاق زدن بود، اجرا نمی‌شود.

تهمت‌های اجتماعی:

خداوند متعال در آیات ۱۱ الی ۱۸ سوره نور به جامعه اسلامی هشدار می‌دهد که اگر کسی را متهم به خلاف کردند نباید باور کنید بلکه بگویید چنین سخنانی دروغ است.[۱]

خداوند متعال در این آیات بر مؤمنان می‌فرماید: «... چرا وقتی که آن را شنیدید، مؤمنین و مؤمنات بر خود حسن ظن نکردند و چرا نگفتند: این دروغ آشکار است؟! چرا بر آن گفته چهار شاهد نیاوردند و چون چهار شاهد نیاوردند، آنها نزد خدا دروغگویانند. اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت بر شما نبود، حتماً درباره دروغی که به آن اقدام کردید، شما را عذابی بزرگ می‌رسید. وقتی که آن دروغ را با زبان اخذ می‌کردید و چیزی را که به آن علم نداشتید با دهان می‌گفتید و آن را آسان می‌پنداشتید با آنکه نزد خدا بزرگ بود. وقتی که آن را شنیدید چرا نگفتید: ما را نرسد که این سخن بگوئیم: خدایا پاکی تو، این بهتان بزرگی است...»

عذاب الهی:

اینگونه نیست که خداوند متعال فقط به عذاب دنیوی اتهام‌زننده کفایت کند و در آخرت کاری با آن نداشته باشد، بلکه علاوه بر مجازات‌های دنیوی در آخرت نیز اتهام‌زننده، عذاب خواهد شد. در آیه ۲۳ نور می‌فرمایند: «کسانی که بر زنان پاکدامن و بی‌خبر از فحشا و مؤمن، تهمت زنا می‌زنند، در دنیا و آخرت لعنت شده‌اند و برایشان عذابی است بزرگ».


مطالعه بیشتر

۱ـ تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج۱۴، ذیل آیات.

۲ـ المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، ج۱۵، ذیل آیات.

منابع

  1. قرشی، علي اکبر، تفسير أحسن الحديث، تهران، بنياد بعثت، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش، ج۷، ص۱۸۷.