توریه

نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۳:۳۱ توسط A.ahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
سؤال
توریه و احکام آن چیست؟


مفهوم‌شناسی

توريه عبارت است از اینکه فرد، خلافِ ظاهرِ كلامش را اراده کند؛ برای نمونه، کسی در ميدان جنگ، خطاب به طرف مقابل فرياد بزند كه پيشواي شما از دنيا رفت. «پیشوا» به معنای امام است و ظاهر کلام با واقع مطابق است؛ ولی مخاطب که در شرایط جنگ قرار دارد، از «پیشوا» معنای فرمانده سپاه را برداشت می‌کند. وی این توریه را انجام می‌دهد تا میان دشمن ترس و تفرقه ایجاد کند.[۱]

در اصطلاح فقه

توريه در اصطلاح فقه، عبارت از اين است كه گوينده، معنايي مطابق با واقع را از سخن خود اراده كند و در عين حال، هدف او اين است كه مخاطب معنايي را كه مقصود اوست و لفظ هم در آن ظهور دارد نفهمد، بلكه خلاف آن را از لفظ بفهمد.[۲]

احکام

حكم توريه، به ماهیت آن بستگی دارد. اگر ماهیت توریه همان ماهیت دروغ باشد، دلایل حرام بودنِ دروغ شامل توریه نیز خواهد شد، و اگر ماهیت توریه با دروغ تفاوت داشته باشد، شامل دلایل حرام بودنِ دروغ نخواهد شد.

توریه جایز

برخي از فقیهان، ماهیت توريه را متفاوت از ماهیت دروغ دانسته‌اند؛ بنابراین، به نظر آنها اگر توریه به دلیل دیگری غیر از دلایل حرمتِ دروغ حرام نباشد، جایز است.[۳] بنابراين اگر در توريه مفسده‌اي وجود نداشته باشد و از آن، ضرري به كسي يا به خود انسان نرسد، دليل خاصي به محدود بودن استفاده از آن وجود ندارد.

توریه حرام

اگر توریه مفسده خاصي را به همراه داشته باشد، جایز نیست. به گفته آیت‌الله مکارم شیرازی، مرجع تقلید شیعه، حتي در مواردي كه توريه مصداق دروغ نيست، گاهي مفاسد دروغ را در بردارد و سبب افكندن مردم در خطا مي‌شود و از اين نظر گاه ممكن است به مرحله حرام برسد؛ بنابراين تنها دروغ نبودن براي توريه كردن كافي نيست؛ بلكه بايد مفاسد ديگر نيز در آن نباشد.

توریه واجب

برخی از فقیهان شیعه، مانند شیخ مرتضی انصاری و آیت‌الله مکارم شیرازی، در برخي موارد توريه كردن را واجب دانسته‌اند. برای نمونه، هنگامی که فردی را مجبور به دروغگویی کرده باشند یا به خاطر مصلحتی مثل آشتی دادن دو مسلمان می‌خواهد دروغ بگوید، واجب است در صورت اماکن به جای دروغ گفتن، توریه کند.[۳]


مطالعه بيشتر

  • شيخ انصاري، المكاسب، ج۲، ص۱۷ تا ۲۰، نشر المجمع الفكر الاسلامي، قم، ۱۳۷۸ش.
  • دائرة المعارف تشيع، ج۵، ص۱۲۲، نشر شهيد محبّي، تهران، ۱۳۷۸ش.
  • ناصر مكارم، تفسير نمونه، ج۱۹، ص ۹۲ ، ۹۵ و ج۱۵، ص۲۰۴.

منابع

  1. دائره المعارف تشيّع، تهران، نشر شهيد محبّي، ۱۳۷۵ ش، ج۵، ص۱۴۲.
  2. انصاري، مرتضي، المكاسب، قم، نشر مجمع الفكر الاسلامي، ۱۳۷۸ ش، ج۲، ص۱۷.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ انصاري، مرتضي، المكاسب، قم، نشر مجمع الفكر الاسلامي، ۱۳۷۸ ش، ج۲، ص۱۸؛ مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، نشر دارالكتب الاسلاميه، ۱۳۷۲ ش، ج۱۹، ص۹۶.