اصلاح و تربیت مجرم از دیدگاه اسلام

از ویکی پاسخ
سؤال

در حقوق اسلامی تا چه میزان به اصلاح و تربیت مجرمین و آماده کردن آنها برای بازگشت به زندگی سالم و جامعه تأکید شده است؟

اصلاح و تربیت مجرم، یکی از اهداف قانون‌گذاری کیفری در اسلام و در حقوق جزای مدرن شناخته می‌شود و درباره آن نظریه‌پردازی‌های فراوانی شده‌ است. دستیابی به این هدف چنان اهمیت دارد که اگر بدون مجازات تحقق یابد، اجرای مجازات را منتفی می‌نماید. پذیرفته شدن عفو و توبه به عنوان دو نهاد مکمّل در کنار نهاد مجازات نشان‌دهنده همین واقعیت است. هدف اصلی در مجازات‌های تعزیری اصلاح، تأدیب و آماده کردن بزهکار برای یک زندگی سالم و شرافتمندانه در جامعه است.

توبه و عفو

در قرآن کریم مسئله اصلاح هم در خصوص توبه و هم در مورد عفو مورد تأکید قرار گرفته‌ است. در اکثر مواردی که قرآن کریم توبه را موجب از بین رفتن آثار یک عمل ممنوع و نامشروع دانسته‌ است، آن را به اصلاح مقید کرده و توبه تنها را کافی ندانسته‌ است.﴿فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّـهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ؛ پس هر كه بعد از ستم‌كردنش توبه كند و به صلاح آيد، خدا توبه او را مى‌پذيرد.(مائده:۳۹)

یعنی در مورد توبه نیز اصلاح به خود شخص نسبت داده‌ شده و این توبه‌کننده است که باید وضع خود را اصلاح و گذشته را جبران نماید؛ البته هر توبه واقعی چنین آثاری را به دنبال خواهد داشت. بدیهی است ساقط شدن مجازات با توبه شرایطی دارد؛ در کتب فقهی شرایط این مطلب بیان شده‌است.[۱]

در مورد عفو نیز در قرآن کریم مسئله اصلاح مطرح شده‌ است. با این تفاوت که اصلاح به عفو کننده نسبت داده شده‌ است، لذا در آیه چهل از سوره شوری که مقابله به مثل به عنوان یک حق پذیرفته شده‌ است، بر این نکته تأکید شده‌ است که اگر صاحبِ حق عفو کند و اصلاح نماید پاداش او بر (عهده) خداوند خواهد بود. بدیهی است که عفو زمینه بازگشت به صلاح و رستگاری را فراهم می‌آورد و فرصت دوباره به مجرم می‌دهد تا در رفتار خود تجدید نظر کند و دلیل استناد اصلاح به عفو کننده، چنانچه برخی مفسرین به آن اشاره نموده‌اند، شاید همین نکته باشد که چون شخص عفو کننده فرصت اصلاح را برای مجرم فراهم می‌سازد، لذا اصلاح به او نسبت داده شده‌ است.

مجازات و تأثیر اصلاحی آن

مجازات در شرایط خاص می‌تواند اثر تربیتی و اصلاحی داشته باشد. خصوصاً این که از دیدگاه اسلام آثار اِعمال کیفر صرفاً آثار دنیوی و مادی نیست؛ بلکه علاوه بر آن اثر معنوی تطهیر مجرم از آثار سوء ارتکاب جرم را نیز در پی دارد.[۲]

در مواردی از آموزه‌های دینی و روایی اشاره می‌شود که بیشترین اهتمام حقوق اسلامی به اصلاح و تربیت مجرمین و آماده کردن آنها برای بازگشت به زندگی سالم است و صرف مجازات چنان اهمیتی ندارد؛ به همین خاطر است که اجرای مجازات در صورت داشتن مفسده ممنوع است؛ مثلا از دیدگاه فقهی اجرای مجازات بر مجرمین مسلمان در سرزمین‌های غیر اسلامی ممنوع است؛ علت این ممنوعیت چنین بیان شده‌ است که در این حالت، اعمال مجازات ممکن است غیرت و عصبیت را بر آنها چیره کرده و موجب شود چنین افرادی به دشمن بپیوندند؛ بنابراین در چنین وضعیتی نباید اجرای مجازات‌ منتفی است.[۳] در حقیقت مجازات در این وضعیت موجب خواهد شد که مجرم از دایره اصلاح و تربیت اسلامی خارج شود و به همین جهت اجرای مجازات به تعویق می‌افتد. گرچه مورد اجرای این حکم خاص است ولی خود حکم، عام است و از باب وحدت مناط قابل تسری است. بر همین اساس در باب حدود (سرقت و غیره) تأکید شده‌ است که تا پیش از طرح شکایت نزد حاکم اگر تشخیص دادید که مجرم نادم و پشیمان است، از طرح آن نزد حاکم ممانعت نمایید.[۴][۵] این نوع برخورد هم به وضوح تأکید بر اصلاح مجرم را بر اجرای مجازات ترجیح می‌دهد.

اینکه حاکم اسلامی می‌تواند در برخی موارد با رعایت مصلحت مجرم را مورد عفو قرار دهد نشان از آن دارد که این اختیار به حاکم داده شده تا در صورت مشاهده آثار اصلاح و تربیت در مجرم از اجرای مجازات بر او خودداری نماید و این که هدف انبیاء و اولیاء اصلاح و بازسازی و تربیت انسان‌ها بوده است مؤید دیگری برای این مطلب است.

اثر تربیتی رفتار با مجرم

اصلاح و تربیت مجرم، یکی از اهداف قانون‌گذاری کیفری در اسلام شمرده شده است.[۶]

اهمیت به حقوق زندانیان از حیث تأمین مایحتاج، دادن حق ملاقات، استفاده از هوای آزاد و نیز انجام دادن عبادات در داخل زندان و نماز جمعه و عید در خارج زندان که در کتابهای آداب القضاء طرح شده‌ است، نشان از توجه به تربیت و اصلاح مجرمان و برگرداندن آنها به زندگی سالم جامعه دارد. خصوصاً در مورد شرکت در نماز جمعه و عید این وجه آشکارتر است.[۷]

در مقام برخورد با متهمان نیز همین نوع نگاه را می‌توان در حقوق اسلامی مشاهده کرد. به عنوان نمونه می‌توان به تساوی اصحاب دعوی در برابر قانون و دادگاه اسلامی اشاره کرد.[۸] چرا که فی الواقع همین مقدار تفاوت ناچیز هم در برخورد با یک متهم می‌تواند مانع اصلاح و تربیت او گردد. علاوه بر این، به منظور حفظ مقام و ارزش عالی انسانی و تقویت آن در جرائمی که جنبه الهی دارد و با حیثیت و آبروی افراد ارتباط نزدیک و مستقیم دارد، از باب امتنان و تفضّل سعی در مخفی نگه داشتن آن شده تا ضمن بازداشتن از اشاعه فحشا، آبرو و شخصیت اجتماعی افراد آسیب نبیند و در عین حال فرصت کافی برای توبه و اصلاح مجرم وجود داشته باشد.

در خصوص مجرمی که حد بر او جاری شده‌ است و مورد مجازات قرار گرفته‌ است نیز ممنوع شده‌ است که شخصیت او را تحقیر نمایند.[۹] این دستور اخلاقی تأثیر به سزایی در بازسازی فکری و اخلاقی مجرم دارد و سبب می‌شود که جایگاه اجتماعی او به خاطر مجازات شدن تخریب نگردد و امکان بازگشت او بدون این که مورد هتک شخصیتی قرار گیرد به جامعه فراهم شود.[۱۰]

اینکه در روایتی پیامبر اکرم(ص) از دشنام دادن به بزهکار منع فرموده و این کار را به «کمک به شیطان در مقابل برادرتان» تعبیر فرموده‌ است شاید مقصود آن حضرت این بوده‌ است که باید بزهکار را پس از تحمل مجازات دوباره در جامعه پذیرفته، از بدگویی و اهانت به وی خودداری نمود. به خاطر همین مجازات یک جرم تعزیری بر حسب فاعل آن تغییر می‌کند.[۱۱] و همین که در تعزیرات آمده‌ است که «التعزیر و بما یراه الحاکم» وجهش می‌تواند همین نکته باشد که حاکم با توجه به این که چه مجازاتی می‌تواند به اصلاح و تربیت مجرم مؤثر واقع شود، همان را تجویز نماید. چه بسا مجرمی تنها با کمی موعظه و پند اصلاح گردد و نیازی به سایر مجازات‌ها نباشد.

این موارد و نظائر آن در فقه اسلامی همگی نشان از تأکید حقوق اسلام به اصلاح و تربیت مجرمین و متهمین دارند.


مطالعه بیشتر

  • سپهری، محمد، زندان از دیدگاه اسلام، چاپ اوّل، پاییز ۷۳، صص ۶۶ تا ۷۱.
  • مرعشی، محمد حسن، دیدگاه‌های نور در حقوق کیفری اسلام، نشر میزان، چاپ اوّل، ۱۳۷۹، ج۲.

منابع

  1. در قانون مجازات اسلامی که انعکاسی از فقه است این مورد یعنی سقوط مجازات با توبه در مواردی ذکر شده است من جمله ماده ۸۱ ق.م. ا در خصوص سقوط حد زنا با توبه به قبل از اقامه شهادت و م ۱۲۵ ق.م. ا و م ۱۳۲ ق.م. ا و م ۱۸۱ ق.م. ا و …
  2. همان، ص۳۸۰.
  3. وسائل الشیعه، ج۱۸، ابواب مقدمات حدود (باب ۱۰، ح ۱ و ح ۲).
  4. وسائل الشیعه، ج۱۸، صص ۳۲۹ و ۳۳۳.
  5. در قانون مجازات هم یکی از شرایط اجرای حد این است که سارق قبل از ثبوت جرم از گناه توبه کرده باشد. ماده ۲۰۰ قانون مجازات اسلامی.
  6. فیض، علیرضا، مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۷۹، صص ۳۸۹–۳۸۳.
  7. در قانون اداره زندانها نیز به تربیت و اصلاح مجرمان توجه ویژه داده شده است. بعنوان نمونه می‌توان به م ۲۷ مراجعه نمود
  8. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۷، ص۶۵.
  9. وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۳۷۵، باب ۱۴، ابواب حد زنا، ح ۵.
  10. قیاسی، جلال الدین ـ دهقان، حمید ـ خسرو شاهی، قدرت الله، پیشین.
  11. احمدی ابهری، محمد علی، اسلام و دفاع اجتماعی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اوّل، ۱۳۷۷، صص ۱۲۱–۱۱۹.