«اثر انگشت» در قرآن
آیا واژه بنان در آیه ٤ سوره اشاره به اثر انگشت دارد که مسلمانان با توجه به آن قائل به اعجاز قرآن هستند؟

قرآن كتاب هدايت است كه در جهت تربيت و انسانسازی فراهم شده و تمامی مطالب آن در راستای رشد و تعالی اوست، لكن اشاراتی گذرا به برخي از اسرار هستی دارد كه در صدر اسلام، راهی جز از طريق وحی برای شناخت اين شگفتيها نبوده است و با پيشرفت دانش بشری، برخی از آنها روشن شده و عظمت قرآن برای دانشمندان بيشتر گرديده كه چگونه ۱۴۰۰ سال پيش، قرآن از آنها ياد نموده است. بشر آن روز، دركی از آنها نداشته، همانطور كه بشر امروزی نيز، در مواردی، دركی از اين شگفتیها ندارد و شايد هزاران سال بايد بگذرد تا نكات دقيق علمی قرآن مورد شناسایی واقع شود. يكي از اين شگفتیها احيا و تنظيم سر انگشتان است و قرنها از نزول قرآن گذشت تا كشف شد كه هر كس، اثر انگشت مخصوص به خود دارد؛ چه سرّی در سر انگشتان است كه اينچنين بدان توجه شده است؟!
مقصود از اعجاز آن نيست كه قرآن كتاب علمی بوده و فرمولهای علمی ارائه داده كه بشر از آن عاجز است؛ بلكه مقصود اين است كه نازل كننده قرآن، كسی است كه بر همه اسرار طبيعت آگاه بوده و در لابلای بياناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتیهای علمی وجود دارد كه بيانگر الهی بودن منبع قرآن كريم است.
شبهه
مسلمانان آيه ٤ سوره قيامت را یکی از معجزات قرآن میدانند: ﴿ﺑَﻠَﻰ ﻗَﺎﺩِﺭِﻳﻦَ ﻋَﻠَﻰ ﺃَﻥ ﻧُّﺴَﻮِّﻱَ ﺑَﻨَﺎﻧَﻪُ؛ ﺑﻠﻪ! ﻣﺎ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺑﺮ ﻣﺮﺗﺐ ﮐﺮﺩﻥ (ﺳﺎﺧﺘﻦ) ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﺍﻭ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺘﯿﻢ﴾؛ ایشان قائلاند خداوند در این آیه اشاره به “ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ” کرده که میان هر انسانی ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ است؛ موضوعی که علم جدید بهتازگی به آن دست پیدا کرده است؛ حال آنکه براساس کتابهای لغت، واژه "بنان" در آیه بهمعنای “ﺍﻧﮕﺸﺖ” ﻭ ﯾﺎ “ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺍﻧﮕﺸﺖ” است نه اثر انگشت.
ادعای مسلمانان دو ايراد اساسی دارد كه بيانگر معجزه نبودن قرآن میباشد و دروغی است كه آنان برای وحيانی جلوه دادن قرآن ساختهاند:
- ايراد اول: ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ كلمهای كه معنی اثر انگشت را بدهد، «ﺑﺼﻤﻪ» است و «ﺑﻨﺎﻥ» در لغت عربی به معنای «ﺍﻧﮕﺸﺖ» ﺍﺳﺖ نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نيز واﮊﻩ «بنان» را در آيه ۱۲ سوره انفال به معنای انگشتان آورده است: ﴿ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ؛ ﭘﺲ ﮔﺮﺩﻥﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻛﻨﻴﺪ﴾. در اين آيه نمیتوان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببريد و بلكه به يقين مراد از قطع «ﺑﻨﺎﻥ» بريدن خود انگشت يا بند انگشتان ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.
- ايراد دوم: تاريخچه استفاده از اثر انگشت به ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ برمیگردد كه ﮐﻮﺯﻩﮔﺮﺍﻥ ﭼﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺖ ﺧﻮﺩ ﺟﻬﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﮐﻮﺯﻩﻫﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ و ﺩﺭ ﻫﺰﺍﺭﻩ ﺩﻭﻡ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﺎﻭﺵﻫﺎﯼ ﺑﺎﺑل، ﺑﻪ ﻟﻮﺡﻫﺎﯼ ﮔِﻠﯽ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. با اين تاريخچه حتی اگر منظور قرآن از كلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نيست.
نقد شبهه
گستردگی مفهومی واژه «بنان»
«بنان» از ريشه «بنن» در لغت به معنای انگشت دست و پا؛[۱][۲][۳] اطراف انگشت؛[۴][۵][۶][۷] انگشتان و ديگر اعضای بدن میباشد[۸] و به هر چيزی كه استواری و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گويند و چون زندگی انسان بر انگشتان استوار میگردد و با آنها كارها ساماندهی میشود، به آن «بنان» گفته میشود.[۹] از اينرو اطراف انگشتان كه يكی از معانی «بنان» میباشد، همان خطوط، ويژگیها و خصوصيات هر انگشتی است كه با انگشت ديگران متفاوت میباشد و با اين نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمهای درست و مناسب است كه در لغتنامهها بدان اشاره شده است، هرچند ممكن است كلمه «بنان» در جاي ديگر به معنای خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آيه ۱۲ سوره انفال همين معنا بدست میآيد: ﴿ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ؛ پس سرهایشان را در هم کوبید و همه انگشتانشان را قطع کنید.﴾
بر همين اساس مفسران گفتهاند علّت تخصيص «بنان» در آيه ۴ سوره قيامت آن است كه خدا نه تنها به جمع كردن استخوانها، بلكه به ساختن انگشتان آدمی و خطوط معيّن و دقيق آنها نيز تواناست؛ خطوطی كه علم انگشتنگاری روشن میكند در انسانها يكسان نيستند و مناسبترين معناي «بنان» در اين آيه را، اطراف انگشت و ويژگیهای خاص آن میدانند كه خطوط منحصر به فرد آن در افراد، يكي از اين شگفتیهاست و قدرت الهی میطلبد تا دوباره خلق شود.[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵] خلاصه سخن اينكه «بنان» هم به معنای انگشت و هم به معنای بندهای آن و هم به معنای اطراف انگشت و خطوط و ويژگیهای منحصر به فرد آن در انسانهاست.
اعجار علمی يا شگفتیهای علمی
كشف اسرار هستی، روشن ساختن ابعاد وجودی مخلوقات و سخن گفتن از ناپيدايیهای دانش فراتر از آن محيطی كه آن روز میانديشيدند، از شگفتیهای قرآن است كه برخی از آن به اعجاز علمی قرآن تعبير میكنند. لذا مقصود از اعجاز علمی آن نيست كه قرآن كتاب علمی بوده و فرمولهای علمی ارائه داده كه بشر از آن عاجز است؛ بلكه مقصود اين است كه نازل كننده قرآن، كسی است كه بر همه اسرار طبيعت آگاه بوده و در لابلای بياناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتیهای علمی وجود دارد كه بيانگر الهی بودن منبع قرآن كريم است.[۱۶]
چرايی اشاره قرآن به سرانگشت
اين سؤال مطرح میشود كه چرا خدا از ميان اعضای انسان به سر انگشت اشاره كرده است؟! در پاسخ بايد گفت:
- اين تعبير اشاره لطيفی به خصوصيات موجود در خطوط سرانگشت انسانهاست كه با خطوط سرانگشت ديگران فرق دارد و اين خطوط ظريف و پيچيدهای كه در سرانگشتان هر انسانی نقش بسته است، بيانگر آفريننده تواناست كه سزاوار پرستش میباشد.[۱۷][۱۸]
- به خلقت عجيب انگشت اشاره دارد كه صورتهای مختلف و خصوصيات تركيبی و عددی را در خود جمع كرده است و فوايد بسياری بر آن مترتب میشود؛ مثلاً به حالتهای مختلفی باز و بسته میشود، حركات ظريف و كارهای دقيق توسط آن انجام میشود كه اسرارش يكی پس از ديگری برای انسان با پيشرفت دانش بشری كشف میشود.[۱۹][۲۰]
قرآن اولين منبع اشاره كننده به اثر انگشت
در اواخر قرن نوزدهم ميلادی علم تجربی به اين حقيقت و كشف رسيد كه اثر انگشت هر شخصی منحصر به فرد است و هيچ شباهتی با ديگر افراد ندارد و اين اثر انگشت از اول خلقت تا آخر عمر تغيير نمیكند؛ اين در حالی است كه قرآن كريم چهارده قرن پيش به اين كشف علمی اشاره نموده است.[۲۱][۲۲][۲۳]
هر چند ممكن است برخی ادعا كنند كه در قرنهای قبل نيز از انگشتزدن بر روی سفالها، كوزهها و نامهها استفاده میشد؛ اما اين انگشتزدن بدان معنا نبود كه آنها رازهای خطوط انگشت را كشف كرده بودند زيرا تا قرن نوزده پس از ميلاد كسی از متفاوت بودن اثر انگشت افراد با خبر نبود و اين يعنی اثر انگشت تا اين زمان ناشناخته بود و اگر قرآن قرنها پيش بدان اشاره كرده، بيانگر سرچشمه الهی داشتن قرآن میباشد.[۲۴][۲۵]
منابع
- ↑ موسی، حسین یوسف (۱۴۱۰). الإفصاح فی فقه اللغة. ج۲. قم، مكتب الاعلام الاسلامي. ص۱۱۶۸.
- ↑ ابن سيده، علی (۱۴۲۱). المحكم و المحيط الأعظم. ج۱۰. بيروت، دار الكتب العلمية. ص۴۶۵.
- ↑ ابن اثير، مبارک (۱۳۶۷). النهاية فی غريب الحديث و الأثر. ج۱. قم، اسماعیلیان. ص۱۵۷.
- ↑ جوهری، اسماعیل (۱۳۷۶). الصحاح. ج۵. بيروت، دار العلم للملايين. ص۲۰۸۰.
- ↑ فیروزآبادی، محمد (۱۴۱۵). القاموس المحيط. ج۴. بيروت، دار الكتب العلمية. ص۱۸۶.
- ↑ مرتضى زبيدى، محمد (۱۴۱۴). تاج العروس من جواهر القاموس. ج۱۸. بيروت، دار الفكر. ص۶۸.
- ↑ فراهيدی، خلیل (۱۴۰۹). كتاب العين. ج۸. قم، نشر هجرت. ص۳۷۲.
- ↑ ازهری، محمد (۱۴۲۱). تهذيب اللغة. ج۱۵. بيروت، دار احياء التراث العربي. ص۳۳۷.
- ↑ راغب اصفهانی، حسین (۱۳۷۴). مفردات الفاظ قرآن. ج۱. تهران، مرتضوي. ص۳۱۳.
- ↑ ابن قتيبه، عبدالله (۱۴۱۱). تفسير غريب القرآن. بيروت، دار و مكتبة الهلال. ص۱۵۳.
- ↑ ابوعبيده، معمر (۱۳۸۱). مجاز القرآن. ج۱. قاهره، مكتبة الخانجی. ص۲۴۲.
- ↑ نيشابورى، محمود (۱۴۱۰). وضح البرهان فی مشكلات القرآن. ج۱. بيروت، دار القلم. ص۳۸۰.
- ↑ رسعنى، عبدالرزاق (۱۴۲۹). رموز الكنوز فی تفسير الكتاب العزيز. ج۲. مكه، مكتبة الأسدی. ص۳۸۱.
- ↑ ابوالسعود، محمد (۱۹۸۳). ارشاد العقل السليم الی مزايا القرآن الكريم. ج۴. بيروت، دار إحياء التراث العربی. ص۱۱.
- ↑ مروان وحيد، شعبان (۱۴۲۷). الإعجاز القرآنی في ضوء الاكتشاف العلمی الحديث. بيروت، دار المعرفه. ص۱۶۳.
- ↑ عظيم زاده، فائزه (۱۳۸۰). نگرشی نوين بر تاريخ و علوم قرآنی. تهران، بنياد قرآن. ص۲۳۸.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسير نمونه. ج۲۵. تهران، دار الكتب الاسلاميه. ص۲۷۸.
- ↑ قرشی، علی اکبر (۱۳۷۷). تفسير احسن الحديث. ج۱۱. تهران، بنياد بعثت. ص۴۴۹.
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین (۱۳۷۴). الميزان فی تفسير القرآن. ج۲۰. قم، دفتر انتشارات اسلامی. ص۱۶۵.
- ↑ نيشابوری، حسن (۱۴۱۶). تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان. ج۶. بيروت، دار الكتب العلمية. ص۴۰۰.
- ↑ اشيقر، محمد علی (۱۴۰۸). لمحات من تاريخ القرآن. بيروت، موسسه اعلمی. ص۳۰۶.
- ↑ عبيدی، خالد فائق (۱۴۲۶). الطب في القرآن و السنة. ج۹. بيروت، دار الكتب العلمیه. ص۴۶.
- ↑ صابونی، محمد علی (۱۴۰۵). التبيان فی علوم القرآن. بيروت، عالم الكتب. ص۱۳۵.
- ↑ شریف، عدنان (۲۰۰۱). من علم الطب القرآني الثوابت العلمية في القرآن الكريم. بيروت، دار العلم للملايين. ص۱۰۷.
- ↑ فيومی، سعید صلاح (۱۴۲۴). الإعجاز العلمی فی القرآن الكريم. قاهره، مكتبة القدسی. ص۷۷.
