پرش به محتوا

تأویل قرآن

از ویکی پاسخ
سؤال

تأویل قرآن چیست؟ چه کسانی می‌توانند قرآن را تأویل کنند؟

تأویل قرآن معنایِ باطنیِ قرآن است و تنها خدا و راسخون در علم از آن آگاهی دارند. بر اساس روایات، راسخون در علم پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) هستند.

مفهوم‌شناسی

تأویل در روایات به «مفهوم باطنی قرآن» معنا شده است. در روایتی امام باقر(ع)، ظاهر قرآن را تنزیل و باطن آن را تأویل دانسته است.[۱] بر اساس روایات، قرآن افزون بر معنای ظاهر، معنای باطنی نیز دارد.[۲] در اصطلاح علوم قرآنی، معنای باطنی به مواردی گفته می‌شود که ظاهر الفاظ آیات، دلالتی بر آن ندارد و از دسترس عموم مردم بیرون است.[۳]

برای نمونه، ظاهر آیات ۵ و ۶ سوره قصص بیانگر اراده خدا در نابودی فوعون و پیروزی حضرت موسی(ع) و یاران او است. در برخی روایات، این آیات به پیامبر(ص)[۴] و اهل بیت(ع)[۵] تأویل شده است.

فرق تفسیر با تأویل

در روایات به تفاوت میان تأویل و تفسیر اشاره شده است.[۶] اگر چه تفسیر نیز مانند تأویل شامل باطن قرآن می‌شود،[۷] ولی تأویل عالی‌ترین نماد مراد خدا است.[۸]

تفاوت دیگر تأویل با تفسیر این است که تأویل ناظر به حقایق خارجی است[۹] که ممکن است بخشی از آن در گذشته اتفاق افتاده باشد و بخشی از آن هنوز تحقق پیدا نکرده باشد.[۱۰] مانند آیه ۱۰۵ سوره انبیاء و آیه ۵۵ سوره نور که روایات به ظهور امام مهدی(ع) تأویل برده‌اند.

عالمان به تأویل

بیشتر مفسران شیعه بر اساس آیه ۷ سوره آل عمران، معتقدند عالمان به تأویل، خدا و راسخان در علم هستند. به باور آنان، راسخان در علم کسانی هستند که در علم و دانش، ثابت قدم و صاحب نظرند. روایات متعددی وارد شده است که راسخان در علم را پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) تفسیر کرده‌اند.[۱۱] غیر از افراد گفته شده کسی از تأویل و معنای باطنی قرآن آگاهی ندارد، زیرا تأویل از ظاهر الفاظ قرآن دانسته نمی‌شود.

منابع

  1. ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج۸۹، ص۹۷، ح ۶۴.
  2. ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج۳۳، ص۱۵۵.
  3. ↑ مصباح یزدی، محمد تقی، قرآن‌شناسی، قم، مؤسسه امام خمینی، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۶۱.
  4. ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج۵۳، ص۱۴۳، ح ۱۶۲.
  5. ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج۵۳، ص۲۶.
  6. ↑ برای نمونه نگاه کنید به کلینی، محمد، ‏الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ ق‏، ج‏۱، ص۶۴.
  7. ↑ المحاسن، ج‏۲، ص۳۰۰، ح ۵.
  8. ↑ فاکر میبدی، محمد، مبانی تفسیر روایی، ص۳۵.
  9. ↑ مصباح یزدی، محمد تقی، قرآن‌شناسی، قم، مؤسسه امام خمینی، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۴۴.
  10. ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج‏۸۹، ص۹۷، ح ۶۴.
  11. ↑ کلینی، محمد، ‏الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق ‏، ج۱، ص۲۱۳، ح ؛ همچنین نگاه کنید به تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۲۵.