پرش به محتوا

اعتبار تاریخ طبری

از ویکی پاسخ
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۴:۰۵ توسط Shamloo (بحث | مشارکت‌ها)
سؤال

گفته شده که کتاب تاریخ طبری معتبرترین کتاب تاریخ اسلامی است؛ آیا این مطلب صحیح است؟

تاریخ طبری
اعتبار تاریخ طبری
اعتبار تاریخ طبری
اطلاعات کتاب
نام‌های دیگرتاریخ الامم و الملوک- تاریخ الرسل و الملوک
نویسندهمحمد بن جریر طبری
تاریخ نگارش۳۰۳ق
موضوعتاریخ جهان و تاریخ اسلام
سبکنقلی
زبانعربی
به تصحیحمحمد ابوالفضل ابراهیم
تعداد جلد۱۱
قطعوزیری
ترجمه به دیگر زبان‌هافارسی- ترکی- انگلیسی
اطلاعات نشر
ناشرروائع التراث العربی
محل نشربیروت
تاریخ نشر۱۳۷۸ق

جایگاه

مسعودی مورخ مشهور قرن چهارم قمری:


و اما تاریخ ابوجعفر طبری که‏ بر کتاب‌های دیگر تاریخ برتری دارد و افزون‌‏تر از آنهاست و جامع انواع خبرها و آثار و دربردارنده اقسام فنون و علوم است. این کتاب دارای خوبی‌ها و سودهای بسیار است و سود آن به تمام خواهندگان و پژوهندگان تاریخ و آثار گذشتگان می‌‏رسد. مؤلف این کتاب فقیه عصر و زاهد و پرهیزگار زمان خود بوده است و علوم فقیهان و دانشمندان شهرها و اخبار محققان سیر و آثار با او پایان یافته است.[۱]

تاریخ الطبری یا تاریخ الرُسُل و الاُمَم و الملوک[یادداشت ۱] از مهم‌ترین تاریخ‌های نوشته‌شده در تمدن اسلامی[۲] و ابوالتواریخ (پدر تاریخ‌ها) اسلامی خوانده شده است.[۳] این تاریخ از همان ابتدای تألیف مقبولیت عام یافت[۴] و برخی آن را صحیح‌ترین و دقیق‌ترین کتاب تاریخ اسلامی برشمرده‌اند.[۵]

مقبولیت تاریخ طبری نزد مورخان بعدی چنان بود که در تاریخ‌های خود بر نقل‌های آن تکیه کردند و خلاصه‌ای آن را در کتاب‌های خود آوردند.[۶]

مؤلف و جایگاه او

ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری (۲۲۴-۳۱۰ق) یکی از دانشمندان نامی جهان اسلام و یکی از مشهورترین مورخان و مفسران اسلامی به شمار رفته است.[۷] طبری را از دانشمندان دارای مهارت در علوم مختلف معرفی کرده‌اند که در هر دانشی صاحب اثری نفیس بوده است.[۸] فعالیت عمده طبری در دانش فقه بود، به طوری که بنیان‌گذار مذهب فقهی خاص، به نام مذهب جریری بود و پیروانی داشت.[۹] در دو دانش تفسیر و تاریخ نیز صاحب دو اثر مشهور و تأثیرگذار بوده است.[۱۰] او را شیخ المورخین و شیخ المفسرین خوانده اند.[۱۱]

طبری در آمل طبرستان (مازندران کنونی) به دنیا آمد و در همان جا آموزش‌های ابتدایی را آغاز کرد. پدر او به خاطر خوابی که دیده بود در تحصیل او اهتمام فراوان داشت. استعداد و توانایی او در آموختن چنان بود که در هفت سالگی قرآن را حفظ کرد، در هشت سالگی به امامت جماعت ایستاد و در نه سالگی به نگارش حدیث پرداخت.[۱۲]

طبری برای تکمیل تحصیلات و استماع (شنیدن) حدیث به ری، بغداد، بصره، کوفه، شام، فلسطین و مصر سفر کرد.[۱۳] او را در کار دانش کوشا و صاحب استقلال رأی توصیف کرده‌اند.[۱۴] گفته شده که او علم خود را با قناعت و مناعت طبع همراه کرده بود.[۱۵]

ویژگی‌ها

نقدها

منابع

  1. ↑ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق یوسف اسعد داغر، قم، مؤسسة دار الهجرة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۳.
  2. ↑ شهابی، علی‌اکبر، احوال و آثار محمد بن جریر طبری، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۵ش، ص۴۴.
  3. ↑ جعفریان، رسول، «تاریخ طبری ابوالتواریخ است»، پایگاه خبری نسخ خطی، تاریخ درج مطلب: ۱ مهر ۱۳۹۴ش، تاریخ بازید مطلب: ۲۸ آبان، ۱۴۰۲ش.
  4. ↑ حمزه اصفهانی، حمزة بن حسن، تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء علیهم الصلاة و السلام، بیروت، دار مکتبة الحیاة، بی‌تا، ص۱۱۷.
  5. ↑ ابن‌خلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، تحقیق احسان عباس، قم، منشورات الشريف الرضی، ۱۳۶۴ش، ج۴، ص۱۱۹.
  6. ↑ جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، تهران، نشر علم، ۱۴۰۰ق، ص۲۵۵.
  7. ↑ جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، تهران، نشر علم، ۱۴۰۰ق، ص۲۵۵.
  8. ↑ شهابی، علی‌اکبر، احوال و آثار محمد بن جریر طبری، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۵ش، ص۳.
  9. ↑ حجتی، محمدباقر، «مدخلی بر احوال و آثار طبری»، یادنامه طبری، تهران، دبیرخانه سمینار بین‌المللی طبری، ۱۳۶۹ش، ص۴۱-۴۴.
  10. ↑ جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، تهران، نشر علم، ۱۴۰۰ق، ص۲۵۵.
  11. ↑ آیینه‌وند، صادق، «مکتب تاریخ‌نگاری طبری»، یادنامه طبری، تهران، دبیرخانه سمینار بین‌المللی طبری، ۱۳۶۹ش، ص۳۵۱.
  12. ↑ شهابی، احوال و آثار محمد بن جریر طبری، ص۴-۶.
  13. ↑ ساکت، محمدحسین، «گذری بر زندگینامه طبری»، طبری تاریخنگار مسلمان و شاهکار او، ویراسته هیو کندی، به‌کوشش محمدحسین ساکت، ترجمه گروه مترجمان، تهران، خانه کتاب، ۱۳۹۲ش، ص۱۰-۱۴.
  14. ↑ دامادی، سید محمد، «نکاتی از سرگذشت و آثار و شیوه تاریخنگاری طبری»، یادنامه طبری، تهران، دبیرخانه سمینار بین‌المللی طبری، ۱۳۶۹ش، ص۹۱-۹۲.
  15. ↑ حجتی، «مدخلی بر احوال و آثار طبری»، ص۳۴-۳۷.
  1. ↑ این کتاب را با نام‌های دیگری چون تاریخ الرسل و الملوک، تاریخ الامم و الملوک، تاریخ الکبیر و تاریخ الرسل و الملوک و اخبارهم و من کان فی زمن کل واحد منهم نیز خوانده شده است. (شهابی، احوال و آثار محمد بن جریر طبری، ص۳؛ نیز: جعفریان، منابع تاریخ اسلام، ص۲۵۵).