پرش به محتوا

مهلت دادن خداوند به ابلیس

نسخهٔ تاریخ ‏۸ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۴۶ توسط فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها) (تکمیل مدخل و اضافه کردن برخی توضیحات و منابع)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
سؤال

خداوند در آیه ۸۱ سوره «ص» به ابلیس مهلت داده است. مهلت او تا چه روزی بوده است؟

ابلیس از فرمان خداوند به سجده بر آدم(ع) خودداری کرد و مورد لعن خداوند قرار گرفت.[۱] ابلیس از خداوند درخواست کرد ﴿إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛ تا روزی که انسان‌ها برانگیخته می‌شوند.﴾(سوره حجر:۳۶) به او مهلت دهد.[۲] خداوند به او تا ﴿إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ؛ تا روز و زمان معین﴾(حجر:۳۸) مهلت داد.[۳]

مقصود از مهلت خواستن ابلیس را رهایی او از مرگ دانسته‌اند.[۴] این گفتگو در آیات متعددی در سوره‌های «اعراف»[۵]، «حجر»[۶]، «ص»[۷] ذکر شده است.

مقصود از «روز وقت معلوم» چه روزی است؟

  • پس از نفخه اول: ﺑﺮﺧﻲ از ﻣﻔﺴﺮان ﻣﻬﻠـﺖ اﺑﻠـﻴﺲ را ﺗـﺎ ﻧﻔـﺦ ﺻـﻮر اول(روزی که همه خلایق خواهند مرد) [۸][۹] ﻋﻨـﻮان ﻧﻤﻮده و ﻣﺮگ اﺑﻠﻴﺲ را ﻣﺎ ﺑﻴﻦ ﻧﻔﺦ ﺻﻮر اول و دوم(مبعوث شدن انسان‌ها برای برپایی روز قیامت) [۱۰] ﻣﻲداﻧﻨﺪ. [۱۱][۱۲][۱۳] روایاتی نیز این نگرش را تایید می‌کند. ref>ابن بابويه، محمد بن على، علل الشرائع، قم، كتاب فروشى داورى‏، چاپ اول، ۱۳۸۵ش / ۱۹۶۶م، ج۲، ص۴۰۲.</ref> [۱۴]
  • روزی برداشته شدن تکلیف: قبل از قیامت روزی خواهد رسید که تکلیف از انسان‌ها برداشته خواهد شد و مراد از «یوم الوقت المعلوم» این روز است. [۱۵] برخی این روز را همان دمیده شدن نفخ صور اول دانسته‌اند که همه خواهند مرد و بعد از مرگ دیگر تکلیفی وجود نخواهد داشت. [۱۶]
  • روز اصلاح بشر: روز وقت معلوم" كه سرآمد مهلت ابليس است، روز اصلاح آسمانى بشر است كه ريشه فساد به كلى كنده مى‏‌شود و جز خدا كسى پرستش نمى‏‌گردد، نه روز مرگ عمومى بشر با نفخه اول.[۱۷]
  • روز خروج حضرت قائم‏(ع): برخی از روایات منظور از وقت معلوم را ظهور حضرت مهدی دانسته‌اند.[۱۸][۱۹] برخی گفته‌اند این بدان معناست که شیطان با ظهور امام عصر، ضعیف و شکسته می‌شود که گویا دیگر قدرتی ندارد.[۲۰]



منابع

  1. ↑ سور حجر، آیه۳۱-۳۵.
  2. ↑ سوره حجر، آیه۳۶.
  3. ↑ سوره حجر، آیه۳۸.
  4. ↑ فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضى‏، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۱۲.
  5. ↑ سوره اعراف، آیات ۱۱-۱۵.
  6. ↑ سوره حجر، آیات۳۲-۳۸.
  7. ↑ سوره ص، آیات ۷۴-۸۱.
  8. ↑ واحدى، على بن احمد، الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز، بیروت، دار القلم، چاپ اول، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۵۹۲.
  9. ↑ طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۱۸.
  10. ↑ كاشانى، فتح‏الله بن شكرالله، منهج الصادقين في إلزام المخالفين، تهران، كتابفروشى اسلاميه، چاپ اول، ۱۳ش، ج۵، ص۱۶۱.
  11. ↑ ﺳـﻴﻮﻃﻲ، عبد الرحمن بن ابی‌بکر، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، قم، ﻛﺘــﺎبﺧﺎﻧــﻪ آﻳــﺖاﷲ ﻣﺮﻋﺸــﻲ ﻧﺠﻔﻲ ، چاپ اول، ١٤٠٤ ق، ج٤، ص٩٩.
  12. ↑ اﺑـﻦﺟـﻮزي، ﻋﺒـﺪاﻟﺮﺣﻤﻦﺑـﻦ ﻋﻠـﻲ، زاد المسیر فی علم التفسیر، بیروت، داراﻟﻜﺘـﺐاﻟﻌﺮﺑـﻲ، ﭼﺎپ اول، ١٤٢٢ق، ج٣، ص٥٨٣.
  13. ↑ ﺑﻐﻮي، ﺣﺴـﻴﻦﺑـﻦ ﻣﺴـﻌﻮد، تفسير البغوى المسمى معالم التنزيل، ﺑﻴـﺮوت، دار إﺣﻴـﺎءاﻟﺘﺮاثاﻟﻌﺮﺑـﻲ،١٤٢٠ق، ج٣، ص۵۸.
  14. ↑ بحرانی، هاشم بن سلیمان، تفسیر البرهان، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، ج۲، ص۳۴۲.
  15. ↑ طوسى، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ج۶، ص۳۳۵.
  16. ↑ طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۱۸.
  17. ↑ طباطبايى، محمدحسين، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۲۳۷.
  18. ↑ ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمه، تهران، اسلاميه‏، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۳۷۱.
  19. ↑ طبرى آملى صغير، محمد بن جرير بن رستم، دلائل الإمامه، قم، بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ص۴۵۳.
  20. ↑ صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن و السنه، قم، فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق، ج۱۶، ص۱۸۳.