پرش به محتوا

روابط دختر و پسر در اسلام

نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۳:۳۷ توسط فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
سؤال

دیدگاه اسلام در باره روابط دختر و پسر چیست؟

اسلام به طور مطلق روابط دختر و پسر را ممنوع نکرده است. برای آن حریم و محدودیت‌هایی قائل است تا با توجه به غرایز انسان، آسیب‌ها و خطراتی که متوجه این روابط است از آن دور باشد. رابطه دختر و پسر باید در چارچوب شرع شکل بگیرد و تنها حرف‌های روزمره در قالب کار و تحصیل و زندگی اجتماعی که اجتناب‌ناپذیر است گفته شود و از خودمانی شدن و صمیمی شدن که می‌تواند احساسات و غرایز افسارگسیخته انسانی را رها کند و شهوت، دامن دختر و پسر را آلوده کند باید پرهیز شود.

ارتباط در چارچوب اخلاق و شرع

در اسلام صحبت کردن و برخورد عادی زن و مرد جایز است و آنان می‌توانند فارغ از دغدغه‌های شهوانی، به کار، فعالیت و تحصیل بپردازند. امّا فعالیتِ مختلط در همه مراکز و مجامع امری پسندیده نیست؛ به‌ویژه برای جوانان که آمیزه‌ای از غرایز مختلفند و انگیزهه بعضی تمایلات بسیار قوی و نیرومند است و سایر تمایلات را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد. غرایز جنسی، احساسات و شیفتگی به جذابیت‌های ظاهری خودنمایی کرده و حاکم بر دوستی‌ها و تصمیم‌گیری‌های جوانان است.[۱] از این رو باید روابط بین دختر و پسر دارای ضوابط و چارچوب مشخص باشد، به گونه‌ای که بیداری غرایز جنسی و تحریک پذیری جوانان، موجب کشیده شدن به سوی لذایذ شهوانی و زمینه‌ساز روابط جنسی که در تعارض با ارزش‌های دینی و اجتماعی است نشود.

اسلام با حضور زن و مرد در جامعه و کارهای اجتماعی موافق است امّا این روابط و حضور باید دارای ضوابط خاصی باشد که در پرتوی آن ضوابط، زمینه سعادت فردی و اجتماعی در دنیا و آخرت برای کسانی که می‌خواهند راه تقرب الهی و کمال خویش را طی نمایند، فراهم باشد.

اگر کسانی بخواهند رابطه‌ای برخلاف آنچه مقررات و آئین مذهبی و اجتماعی می‌گوید، داشته باشند، خواسته یا ناخواسته به عواقب زیان بار دنیوی و اُخروی گرفتار خواهند شد؛ زیرا با توجه به قدرت و دامنهٔ نفوذ عاطفی زن و مرد بر یکدیگر و نقش حساس آن دو در تأمین نیازهای طبیعی و غریزی، تأثیرپذیری آن دو چنان شدید و وسیع است که گاهی مجرای صحیح عقل و خرد را به انحراف می‌کشاند؛ بویژه زمانی که آتش شهوت شعله‌ور گردد. اگر در سطح جامعه، کوچه و خیابان‎، جاذبه‌های جنسی رواج یابد و دختر و پسر روابطی آزاد و مستمر داشته باشند، جلوه‌گری‌های ذاتی و طبیعیِ موجود در برخورد، رفتار و حالاتِ دختران، موجب جلبِ توجه پسران و مردان شده، انحراف اذهان و آشفتگی فکر و دل را در پی خواهد داشت.[۲]

نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی در معاشرت‌ها، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی می‌بخشد و به قول شهید مطهری غریزه جنسی، غریزه‌ای نیرومند و عمیق و دریا صفت است و هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش‌تر می‌گردد.[۲]

شرایط روابط دختر و پسر

۱. اسلام زن و مرد نامحرم را از صحبت کردن با هم و برخوردهایی که لازمه رسیدگی به کارهای روزمرّه است منع ننموده است؛ در صورتی که بدون هیچ شائبه‌ای بوده و به مسائل دیگر آلوده نباشد.[۳]

۲. حریم نگه داشتن میان زن و مرد نامحرم در متون روایی و در سیره معصومین(ع) ذکر شده است، سنّت جاری مسلمین از زمان رسول اکرم(ص) همین بوده و زنانی از شرکت در مجالس و مجامع منع نمی‌شده‌اند ولی همواره اصل «حریم» رعایت می‌شد و در مساجد و مجامع زن و مرد مختلط نبود.[۴] و درب ورودی زنان در مسجدالنبی(ص) جدا بوده است.

۳. اسلام می‌خواهد جامعه عاری از هرگونه نگاه و رفتار هوس‌آلود و سرشار از کار و فعّالیت باشد و زن و مرد فارغ از دغدغه‌های شهوانی به تحصیل و سایر کارهای زندگی برسند. زن و مرد از اختلاط بی‌حدّ و مرز از زیر پاگذاشتن حریم‌های عفاف و شرم و حیا بازداشته شده‌اند تا سلامت فرد و جامعه تأمین گردد.[۵]

۴. اگر حساسیتی نسبت به صحبت نمودن و برخوردهای مستمّرِ دختر و پسر وجود داشته باشد، به روحیّات و سن و شرایط ویژه آن دو بستگی دارد. دختر و پسر پس از بلوغ سرشار از غرایز و عواطف بوده و تأثیرپذیری بسیاری دارند، در این سن حکومت و سلطه غرایز جنسی فراگیر می‌شود و بر اعمال و رفتار و اندیشهٔ جوان سایه می‌افکند. احساس نیازی که در جوانان نسبت به جنس مخالف وجود دارد، باعث می‌شود که آنان هر لحظه به دنبال پاسخی برای ارضای آن و جبران کمبود روحی ـ روانی خود باشند.

در بسیاری از برخوردها، دختر و پسر هر چند به بهانه‌های گوناگون با هم آشنا می‌شوند امّا اندک اندک براساس تسلّط طبیعی غرایز نگاه و سخن و رفتارشان رنگ و بویی دیگر گرفته و چه بسا بعد از مدتی به یکباره متوجه می‌شوند عواطف و احساسات و عفت و طهارت آنان بازیچه هوس شده است.

اسلام به نیاز طبیعی زن و مرد توجه کرده و ازدواج را بهترین پاسخ برای نیازهای جسمی و روانی قرار داده است. اسلام خواهان آن است که هرگونه ارتباط تحت ضابطه و در کادر رسمی آن باشد. در سایه ازدواج از هرج و مرج جنسی و بی‌بند و باری ـ که امروزه جوامع غربی شاهد آن است ـ جلوگیری شده و به نیاز طبیعی نیز پاسخ داده شود. اشباع غرایز و سرکوب نکردن آن یک مطلب است و آزادی و رفع مقررات و موازین اخلاقی مطلب دیگری است.[۶] اسلام اصرار فراوانی دارد که مسائل جنسی منحصر در خانه و محیط خصوصی باشد و افراد با خروج از خانه دغدغه‌ای جز فعالیت و تلاش از کار و تحصیل نداشته باشند و محیط اجتماع عاری از هر نوع کامیابی جنسی باشد، فلسفه تحریم نظر بازی[۷] و لذت‌های جنسی غیرقانونی و حرمت خودآرایی[۸] برای بیگانه از اینجا نشأت می‌گیرد.

۵. در داستان حضرت یوسف(ع) در قرآن به خوبی در می‌یابیم انسان در زمینه مسائل جنسی در خطر است و اگر رعایت جوانب احتیاط را نکرده و به خدا پناه نبرد طعمه شیطان می‌گردد:﴿آن زن قصد یوسف نمود و یوسف نیز اگر برهان پروردگار را نمی‌دید قصد وی نمود.﴾(یوسف:۲۴)

آیه می‌گوید ایمان حضرت یوسف(ع) سبب نجات او شد و در غیر این صورت به‌طور طبیعی او نیز در این راه به خطا می‌رفت؛ پس برخورد میان زن مرد از لغزشگاه او می‌باشد و در داستان حضرت موسی(ع) و دختران شعیب می‌خوانیم هنگامی که دختر از طرف پدرش شعیب موسی را دعوت نمود حضرت موسی(ع) گفت: من جلو می‌روم و تو پشت سر من راه بیا من از قومی هستم که به زنان نگاه نمی‌کنیم.[۹]

در حدیثی آمده است که حضرت علی(ع) کراهت داشت تا به زنان جوان آغاز به سلام کند، و پیرامون حکمت آن فرمود: «ترس از آن دارم که تحت تأثیر صدای او واقع شوم و ضرر آن از ثوابی که از سلام می‌برم بیشتر شود.»[۱۰] و در حدیث دیگری پیرامون شوخی زن و مرد نامحرم آمده است: ابوبصیر می‌گوید: به زنی روخوانی قرآن درس می‌دادم کمی با او شوخی کردم؛ وقتی خدمت امام باقر(ع) رسیدم به من فرمود: چه چیزی به زن گفتی. رنگم پرید و خجالت کشیدم. بعد فرمود: دیگر به طرف آن زن مرو و درس مده».[۱۱]

همچنین احادیثی درباره عذاب کسانی آمده که با زنان نامحرم شوخی و خوش طبعی می‌کنند.[۱۲]


مطالعه بیشتر

  1. جوانان و روابط، ابوالقاسم مقیمی حاجی، (قم ـ مرکز مطالعات و پژوهش‌های حوزه، ۱۳۸۰).
  2. تحلیلی تربیتی بر روابط دختر و پسر در ایران ـ علی اصغر احمدی (انجمن اولیاء مربیان، ۷۸).
  3. رساله محرم و نامحرم، احمد مجتهدی تهرانی، (قم، مؤسسه در راه حق، ۱۳۶۸).
  4. رساله نوین، فتاوای امام خمینی (ره)، عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، ۱۳۷۱.


منابع

  1. ↑ مقیمی حاجی، ابوالقاسم، جوانان و روابط، قم، مرکز مطالعات و پژوهش‌های فرهنگی حوزه علمیه، ۱۳۸۰ش، ص۱۲.
  2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ مقیمی حاجی، ابوالقاسم، جوانان و روابط، قم، مرکز مطالعات و پژوهش‌های فرهنگی حوزه علمیه، ۱۳۸۰ش، ص۳۴–۳۱.
  3. ↑ جوادی آملی، عبدالله، زن در آئینه جلال و جمال، قم، اسراء، چاپ چهارم، ۱۳۷۸ش، ص۳۹۴.
  4. ↑ مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، قم، صدرا، چاپ چهل و دوم، ۱۳۶۴ش، ص۲۴۱.
  5. ↑ جوادی آملی، عبدالله، زن در آئینه جلال و جمال، قم، اسراء، چاپ چهارم، ۱۳۷۸ش،ص۳۹۵. مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، قم، صدرا، چاپ چهل و دوم، ۱۳۶۴ش، ص۹۳.
  6. ↑ مطهری، مرتضی، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، قم، صدرا، بی‌تا، ص۶۹.
  7. ↑ سوره نور، آیه ۳۱.
  8. ↑ سوره احزاب، آیه ۳۳.
  9. ↑ سوره قصص، آیه ۲۳ و ۲۵. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، قم، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۹۳ ه‍، ج۱۶، ص۱۲۹.
  10. ↑ ری‌شهری، محمد، میزان‌الحمه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۲ش، ج۴، ص۵۴۰.
  11. ↑ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تهران، دارالکتب اسلامیه، چاپ ششم، ۱۴۰۳ ه‍، ج۱۴، ص۱۴۴، ب ۱۰۶، مقدمات نکاح، حدیث ۵.
  12. ↑ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تهران، دارالکتب اسلامیه، چاپ ششم، ۱۴۰۳ ه‍، ج۱۴، ص۱۴۳، ب ۱۰۶، مقدمات نکاح.