پرش به محتوا

استغفار حضرت زهرا(س): تفاوت میان نسخه‌ها

فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۸: خط ۱۸:
«احمد بن زیاد بن جعفر » از اساتید و مشایخ شیخ صدوق و مورد ثقه و اطمینان هست.<ref>علی النمازی الشاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، طهران، ابن المؤلف، چاپ اول، محرم الحرام ۱۴۱۵، ج۱، ص۳۱۸.</ref> «سفیان» از علمای اهل سنت است.
«احمد بن زیاد بن جعفر » از اساتید و مشایخ شیخ صدوق و مورد ثقه و اطمینان هست.<ref>علی النمازی الشاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، طهران، ابن المؤلف، چاپ اول، محرم الحرام ۱۴۱۵، ج۱، ص۳۱۸.</ref> «سفیان» از علمای اهل سنت است.


«عبد الملک بن عمیر» روشن .
ثقه بودن «عبد الملک بن عمیر» ثابت نشده است.


صاحب کتاب «مستدرکات علم رجال الحدیث» با تعبیر «لم یذکروه» از آنان یاد کرده است.<ref>همان، ج۶، ص۹۳؛ ج۳، ص۴۶۱؛ ج۷، ص۴۵۰؛ ج۳، ص۳۰۶–۳۰۷.</ref> بنابراین به جز استادِ شیخ صدوق بقیه راویان مورد ثقه و اطمینان نیستند و حدیث هم از درجه اعتبار ساقط است.
صاحب کتاب «مستدرکات علم رجال الحدیث» با تعبیر «لم یذکروه» از آنان یاد کرده است.<ref>همان، ج۶، ص۹۳؛ ج۳، ص۴۶۱؛ ج۷، ص۴۵۰؛ ج۳، ص۳۰۶–۳۰۷.</ref> بنابراین به جز استادِ شیخ صدوق بقیه راویان مورد ثقه و اطمینان نیستند و حدیث هم از درجه اعتبار ساقط است.

نسخهٔ ‏۲۳ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۴۸

سؤال

روایتی وجود دارد که حضرت زهرا(س) استغفار می کرد . آیا این موضوع صحت دارد؟


درگاه‌ها


روایتی وجود دارد که حضرت زهرا(س) از همسرش امام علی(ع) طلب وعده غذایی روز را می‌کند و پس از این درخواست استغفار می‌کند. علمای علم رجال این روایت را از نظر سند و محتوا باطل دانستند. اما نفسِ استغفار کاری خلاف مقام حضرت زهرا(س) نیست و عبادتی است که سبب علو مقام معنوی می‌شود و در قرآن هم خداوند به پیامبر(ص) امر به استغفار می‌کند.

متن روایت

شیخ صدوق در کتاب الامالی داستانی آورده است که خالد بن ربعی گوید:

علی (ع) در مکه با اعرابیِ نیازمند روبرو شد که سه شب پیاپی با دعاهای پرمعنا از خدا حاجت خواست. حضرت، دعای او را اجابت‌شده دید و پرداخت چهار هزار درهم بهایِ حاجتِ او در مدینه را ضمانت کرد. اعرابی پس از مدتی به مدینه آمد و به خانه علی (ع) رفت. حضرت برای پرداختِ پولِ او، باغی را که رسول خدا (ص) برایش کاشته بود، به دوازده هزار درهم فروخت. چهار هزار درهم به اعرابی داد و چهل درهم نیز برای راهش اضافه کرد. سپس با باقی‌مانده درهم‌ها، به دیدار فقرا رفت و همه را در میان آنان بخشید، به‌گونه‌ای که یک درهم برای خانه نبرد. حضرت فاطمه (س) که از گرسنگی و نیازِ خود و دو فرزندش می‌گفت، خطاب به علی (ع) فرمود: «یک درهم از آن پول به ما نمی‌رسید؟» و دامنِ او را گرفت. علی (ع) فرمود: «مرا رها کن» اما فاطمه (س) نپذیرفت و فرمود: «تا پدرم میان ما داوری نکند، رهایت نمی‌کنم.» رسول خدا (ص) به فرمان جبرئیل (ع) آمد و به فاطمه (س) فرمود: «دخترم! جبرئیل از پروردگارم پیغام آورده که علی را به نیکی سلام برسانم و به تو بگویم حق نداری جلوِ دستِ او را بگیری.» حضرت فاطمه (س) فرمود: از خدا آمرزش می‌خواهم و دیگر اعتراض نمی‌کنم: «فَإِنِّي أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لَا أَعُودُ أَبَداً»[۱][۲][۳]

سند روایت

شیخ صدوق در کتاب «الامالی» سند را این‌گونه آورده است: أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی از عمرابن سهل بن إسماعیل الدینوری ازا زید بن إسماعیل الصائغ از معاویه بن هشام از سفیان از عبد الملک بن عمیر از خالد بن ربعی از امیرمومنان.[۴]

«احمد بن زیاد بن جعفر » از اساتید و مشایخ شیخ صدوق و مورد ثقه و اطمینان هست.[۵] «سفیان» از علمای اهل سنت است.

ثقه بودن «عبد الملک بن عمیر» ثابت نشده است.

صاحب کتاب «مستدرکات علم رجال الحدیث» با تعبیر «لم یذکروه» از آنان یاد کرده است.[۶] بنابراین به جز استادِ شیخ صدوق بقیه راویان مورد ثقه و اطمینان نیستند و حدیث هم از درجه اعتبار ساقط است.

بررسی محتوایی روایت

از مواردی که محتوای این روایت را با تردید و چالش روبرو می‌سازد، این است که در تاریخ عصر نبوی (ص) به جز رساندن پیام برائت از مشرکین و فتح مکه مورد نداریم که امیرمومنان آن هم برای انجام برخی از کارهایش[۷] به مکه آمده باشد و چند روز هم مانده باشد! ونیز در آن ایام که مکه پر از مشرکین بوده این فقیر موحد چه کسی بوده که این‌گونه بر خداوند ابراز نیاز می‌کند آن هم با، واسطه قرار دادن محمد وآل محمد؟! (در صورتی که هنوز بسیاری از معارف دینی روشن نشده بود)

در آن ایام حضرت علی(ع) که به مدینه مهاجرت کرده بود چگونه صاحب باغ شده بود و نیز در تاریخ به جز فدک، باغی برای رسول خدا (ص) مشاهده نشده است.

همچنین با توجه به دیگر احادیث، این‌گونه برخورد با مقام حضرت فاطمه(ع) سازگار نیست. امام صادق(ع) فرمودند: علی و فاطمه دو دریای عمیق‌اند که هیچ‌یک بر دیگری ستم نکرده و از حد خود نمی‌گذرد.[۸]

بر اساس روایات فراوان از طرق شیعه و سنی، حضرت فاطمه(س) مصداق آیه ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا؛ و به [پاس‌] دوستى [خدا]، بينوا و يتيم و اسير را خوراك مى‌دادند.(انسان:۸) است که برای رضای خدا افطاری خود را به فقیر و اسیر و یتیم دادند و با آب، روزه را افطار کردند.[۹]

مفهوم استغفار

استغفار یک عبادت است و مفهومی است که بازگشت انسان به خداوند را می‌رساند و انسان‌ها در جایگاه‌های مختلف نسبت به تکالیف و رفتار خود، استغفار می‌کنند و این منافاتی با مقام عصمت معصومان ندارد و به درجات معنوی آنها می‌افزاید.

از آیه ۱۹ سوره محمد و آیه ۵۵ سوره غافر استفاده شده است که استغفار عبادتی است که خداوند به پیامبر هم امر کرده است که استغفار کند. چنانکه در روایت هم آمده است: «الاستغفار و قول لا اله الا الله، خیر العباده؛ بهترین علم، توحید، و بهترین عبادت، استغفار است».[۱۰] و «الاستغفار درجه العلیین؛ استغفار درجه بلند پایگان است».[نیازمند منبع]

استغفار همیشه برای درخواست آمرزش خطا و گناه نیست. اشتباه انسان‌های عادی و غیر معصوم این است که کار بزرگان را با کار خودشان می‌سنجند؛ زیرا بیشتر اوقات هنگامی استغفار می‌کنند که خطا و گناهی از آنان سر زده باشد و با استغفار درخواست بخشش از گناه می‌کنند (رفع گناه) ولی استغفار انسانهای پاک به جهت وسعت وجودی و لطافت روحشان، درخواست دفع گناه است که مبادا آلوده به گناه شوند.[نیازمند منبع]


منابع

  1. ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، مجلس۷۱، حدیث10، ص۴۷۰.
  2. بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، حليه الأبرار في أحوال محمّد و آله الأطهار عليهم السلام، قم، مؤسسه المعارف الإسلاميه، چاپ اول، ۱۴۱۱ ق، ج۲، ص۲۷۶.
  3. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق، ج۴۱، ص۴۴.
  4. ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، مجلس۷۱، حدیث۱۰، ص۴۷۰.
  5. علی النمازی الشاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، طهران، ابن المؤلف، چاپ اول، محرم الحرام ۱۴۱۵، ج۱، ص۳۱۸.
  6. همان، ج۶، ص۹۳؛ ج۳، ص۴۶۱؛ ج۷، ص۴۵۰؛ ج۳، ص۳۰۶–۳۰۷.
  7. «إن أمیر المؤمنین ع دخل مکه فی بعض حوائجه «‏ شیخ صدوق، پیشین‏، ص۴۶۷
  8. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ‏ تحقیق: طیّب موسوی جزائری، دار الکتاب، قم‏، ۱۴۰۴ ق‏، چاپ سوم‏، ج۲، ص۳۴۴.
  9. علامه امینی‏، الغدیر، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه‏، ۱۴۱۶ ق‏، چاپ اول‏، ج‏۳، ص۱۵۵–۱۶۰.
  10. شیخ کلینی‏، الکافی، تهران‏، اسلامیه، ۱۳۶۲ ش‏، چاپ: دوم، ج۲، ص۵۰۵.