پرش به محتوا

ویژگی‌های منافقان در نهج‌ البلاغه: تفاوت میان نسخه‌ها

فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جز ابرابزار
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
گمراهان و گمراه کنندگان؛ دگرگونی در رفتارها و همرنگ جماعت شدن؛ فرصت طلبی؛ خوش سخن و بدکردار؛ حسود و دردسر ساز؛ سوق دادن جامعه به ناامیدی؛ چاپلوسی و سماجت برای رسیدن به دنیا؛ هتاک؛ آلوده به گناه؛ دشمنی با [[امیرالمؤمنین|امیرالمومنین(ع)]] از جمله ویژگی‌های منافقان در نگاه امیرالمومنین(ع) است.
گمراهان و گمراه کنندگان؛ دگرگونی در رفتارها و همرنگ جماعت شدن؛ فرصت طلبی؛ خوش سخن و بدکردار؛ حسود و دردسر ساز؛ سوق دادن جامعه به ناامیدی؛ چاپلوسی و سماجت برای رسیدن به دنیا؛ هتاک؛ آلوده به گناه؛ دشمنی با [[امیرالمؤمنین|امیرالمومنین(ع)]] از جمله ویژگی‌های منافقان در نگاه امیرالمومنین(ع) است.
[[پرونده:نهج البلاغه با ترجمه عبد المحمد آیتی.jpeg|بندانگشتی|نهج البلاغه با ترجمه عبد المحمد آیتی]]
[[پرونده:نهج البلاغه با ترجمه عبد المحمد آیتی.jpeg|بندانگشتی|نهج البلاغه با ترجمه عبدالمحمد آیتی]]
'''گمراهان و گمراه کنندگان'''
'''گمراهان و گمراه کنندگان'''
* اینها هم گمراهند یعنی از راه خدا منحرف شده و هدایت نیافته‌اند و هم با القای شبهه‌های باطل و سخنان نادرست دیگران را به گمراهی می‌کشانند. هم خطاکارند و هم دیگران را به خطا وامی‌دارند.<ref>نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.</ref><ref>این خطبه درنسخه صبحی صالح نهج البلاغه خطبه 194 می‌باشد.</ref>
* اینها هم گمراهند یعنی از راه خدا منحرف شده و هدایت نیافته‌اند و هم با القای شبهه‌های باطل و سخنان نادرست دیگران را به گمراهی می‌کشانند. هم خطاکارند و هم دیگران را به خطا وامی‌دارند.<ref>نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.</ref><ref>این خطبه درنسخه صبحی صالح نهج البلاغه خطبه 194 می‌باشد.</ref>

نسخهٔ ‏۹ نوامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۴۸

سؤال

ویژگی‌های منافقان در نهج البلاغه چیست؟

گمراهان و گمراه کنندگان؛ دگرگونی در رفتارها و همرنگ جماعت شدن؛ فرصت طلبی؛ خوش سخن و بدکردار؛ حسود و دردسر ساز؛ سوق دادن جامعه به ناامیدی؛ چاپلوسی و سماجت برای رسیدن به دنیا؛ هتاک؛ آلوده به گناه؛ دشمنی با امیرالمومنین(ع) از جمله ویژگی‌های منافقان در نگاه امیرالمومنین(ع) است.

نهج البلاغه با ترجمه عبدالمحمد آیتی

گمراهان و گمراه کنندگان

  • اینها هم گمراهند یعنی از راه خدا منحرف شده و هدایت نیافته‌اند و هم با القای شبهه‌های باطل و سخنان نادرست دیگران را به گمراهی می‌کشانند. هم خطاکارند و هم دیگران را به خطا وامی‌دارند.[۱][۲]

دگرگونی در رفتارها و همرنگ جماعت شدن

  • منافقان به رنگ‌های گوناگون در می‌آیند. به سبب مقاصد باطل و اغراض فاسدی که دارند احوال آنها پیوسته در تغییر و گفتار و رفتار آنها جوراجور و دستخوش دگرگونی است و با هر کس با چهره و زبانی جداگانه برخورد می‌کنند.[۳]

فریب کاری

  • به هر وسیله و با هر زبان در صدد فریفتن شمایند.
  • راه را برای فریب دادن مردم هموار گردانیده و طریق رهایی آنان را از تنگنای نیرنگ‌های شان پر پیچ و خم ساخته‌اند.
  • پنهانی به سوی مقاصد خویش گام برمی‌دارند و مانند حرکت بیماری در بدن، آرام آرام به جنبش در می‌آیند.
  • منافقان برای این که حقّ را باطل جلوه دهند و آن را در جامه تزویر خود بپوشانند شبهاتی آماده کرده‌اند و برای از میان بردن هر حقّی وسیله ای مهیّا کرده‌اند و برای هر دری از حیله و تزویر کلیدی ساخته‌اند.[۴]

فرصت طلبی

  • در هر فرصتی شما را هدف خود قرار داده و در هر کمینگاهی در کمین شما نشسته‌اند.[۵]

بیمار دل و خوش ظاهر

  • دل‌های شان بیمار و ظاهرشان از نشانه‌های پاکیزگان است.[۶]

بیماری دل‌های منافقان و پاکیزگی ظاهر آنان، دردهای نفسانی است که جان آنها را فرا گرفته مانند حسد، کینه، مکر و فریب، که در نهان بر ضد مسلمانان حیله و تزویر به کار می‌برند و در آشکار نسبت به آنان اظهار خوشرویی و دوستی و محبّت و خیرخواهی می‌کنند. این‌که انسان با زبان چیزی را پسندیده بداند و خلاف آن را در دل داشته باشد، قانون و ضابطه نفاق است.

خوش سخن و بدکردار

  • سخن پردازی آنها دواست و گفتارشان شفاست. لیکن کردارشان دردی است درمان ناپذیر.[۷]

آنها مانند زاهدان و پارسایان مردمان را موعظه کرده، به پرهیزگاری و فرمانبرداری خداوند دستور می‌دهند؛ امّا با گناهانی که مرتکب می‌شوند کردار آنها کردار فاسقان و گمراهان است و گناه کاری منافقان بزرگ‌ترین درد و درمان ناپذیر است.

امیرمومنان(ع): تنها کسانی که از شر آنها بر شما می‌ترسم آنها هستند که در دل منافقند و در زبان دانا، سخنانی می‌گویند دل پسند ولی اعمالی دارند زشت و ناپسند.[۸]

حسود و دردسر ساز

  • اگر در زندگی کسی فراخی و گشایشی بینند بر او حسد می‌ورزند و اگر کسی را در سختی و گرفتاری مشاهده کنند با سخن چینی و فتنه انگیزی بر رنج او می‌افزایند.[۹]

سوق دادن جامعه به ناامیدی

  • اگر کسی امید چیزی را داشته باشد مقتضای طبع آنها این است که او را نومید گردانند، زیرا روش منافق دروغگو همواره بر این است که دور را نزدیک و نزدیک را دور نشان دهد.[۱۰]

مردمی جلوه دادن خود

  • در هر غم و اندوهی اشک‌ها می‌ریزند.[۱۱]

کنایه از این که منافقان برای دست یافتن به مقاصد و اغراض خود در برابر گریه و اندوه دیگران، به دروغ اظهار غمگینی می‌کنند و اشک می‌ریزند در حالی که آنان دشمن غمدیدگانند.

چاپلوسی و سماجت برای رسیدن به دنیا

  • مدح و ستایش را به یکدیگر وام می‌دهند و پاداش خود را انتظار دارند؛ یعنی هر یک از آنها همکار خود را می‌ستاید تا او نیز به ستایش وی اقدام کند و در برابر کار خود از او انتظار پاداش دارد. و اگر از کسی درخواستی داشته باشند برای این که او درخواست آنها را انجام دهد اصرار می‌ورزند و پافشاری می‌کنند.[۱۲]

هتاک

  • اگر کسی را سرزنش کنند عیب‌های او را آشکار و از این طریق او را شرمنده و سرافکنده می‌سازند و بسا این که عیب‌های او را در حضور کسی به او می‌گویند که دوست نمی‌دارد وی در جریان آنها قرار گیرد.[۱۳]

ستمگری در حکومت

  • اگر یکی از آنها حکمرانی و فرمانروایی یابد در بیدادگری و شکم خوارگی زیاده روی می‌کند و در شهوترانی و بهره‌گیری از خوشی‌های دنیا پا از حدّ فراتر می‌گذارد.[۱۴]

امیرمومنان(ع) منافقان را یاران و پیروان شیطانند که خداوند می‌فرماید: ﴿شیطان بر آنان مسلّط شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده است. آنان حزب شیطانند! بدانید حزب شیطان زیانکارانند﴾(مجادله:19)[۱۵]

گنه کاران

  • منافقان گناه می‌کارند و کِشته خویش به آب غرور آبیاری می‌کنند و هلاکت درو و برداشت می‌کنند.[۱۶]

دشمنی با امیرمومنان علی(ع)

امیرمومنان(ع) فرمود: اگر با شمشیرم بر بینی مؤمن بزنم که دشمن من شود، با من دشمنی نخواهد کرد و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد و این بدان جهت است که قضای الهی جاری شد و بر زبان پیامبر امّی(ص) گذشت که فرمود: ای علی! مؤمن تو را دشمن نگیرد و منافق تو را دوست نخواهد داشت.[۱۷]

مطالعه بیشتر

  • ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی، مترجم: قربانعلی محمدی مقدم و علی اصغر نوایی یحیی زاده، ج۳، ص۷۷۳.
  • شرح نهج البلاغه، سید عباس موسوی، ج۳، ص۳۷۰.

منابع

  1. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  2. ↑ این خطبه درنسخه صبحی صالح نهج البلاغه خطبه 194 می‌باشد.
  3. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  4. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  5. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  6. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  7. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  8. ↑ ترجمه گویا و شرح فشرده‌ای بر نهج البلاغه، ترجمه آشتیانی محمدرضا و امامی، محمد جعفر، قم، انتشارات مطبوعات هدف، چاپ اول، بی تا، ج3، ص47، نامه 27.
  9. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  10. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  11. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  12. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  13. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  14. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  15. ↑ نهج البلاغه، ترجمه آیتی، عبدالمحمد، خطبه 185.
  16. ↑ نهج البلاغه، ترجمه: آیتی، عبد المحمد، خطبه2
  17. ↑ نهج البلاغه، ترجمه: آیتی، عبدالمحمد، حکمت 42.