پرش به محتوا

حیات الهی از منظر قرآن و حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز جایگزینی متن - ' (ع)' به '(ع)'
خط ۱۲: خط ۱۲:
بعضی چنین می‌پندارند که موجود زنده به چیزی گفته می‌شود که دارای نمو، تغذیه، تولید مثل، جذب و دفع، حس و حرکت باشد و این تفسیر از حیات در مورد خداوند کاملا نادرست است؛ بلکه حیات به معنای وسیع و واقعی عبارت است از علم و قدرت؛ بنابراین وجودی که دارای علم و قدرت بی‌پایان است، دارای حیات کامل است. پس حیات خداوند همان علم و قدرت او است. اما نمو و تغذیه و... از آثار موجود زنده ناقص است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ نهم، ۱۳۷۰، ج۲، ص۱۹۲.</ref> لذا حیات خداوند، ذاتی، ازلی، ابدی، تغییرناپذیر و خالی از هرگونه نقص و محدودیت است، و بیانگر احاطه علمی او به هر چیز و توانایی بر هر کار است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، قم، انتشارات مطبوعاتی هدف، چاپ سوم، ۱۳۷۳، ج۴، ص۲۰۲.</ref>
بعضی چنین می‌پندارند که موجود زنده به چیزی گفته می‌شود که دارای نمو، تغذیه، تولید مثل، جذب و دفع، حس و حرکت باشد و این تفسیر از حیات در مورد خداوند کاملا نادرست است؛ بلکه حیات به معنای وسیع و واقعی عبارت است از علم و قدرت؛ بنابراین وجودی که دارای علم و قدرت بی‌پایان است، دارای حیات کامل است. پس حیات خداوند همان علم و قدرت او است. اما نمو و تغذیه و... از آثار موجود زنده ناقص است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ نهم، ۱۳۷۰، ج۲، ص۱۹۲.</ref> لذا حیات خداوند، ذاتی، ازلی، ابدی، تغییرناپذیر و خالی از هرگونه نقص و محدودیت است، و بیانگر احاطه علمی او به هر چیز و توانایی بر هر کار است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، قم، انتشارات مطبوعاتی هدف، چاپ سوم، ۱۳۷۳، ج۴، ص۲۰۲.</ref>


در روایات معصومین(ع) درباره صفت «حی» توضیحات زیادی آمده است. [[امام باقر (ع)]] می‌فرماید: «كَانَ حَيّاً بِلاَ حَيَاةٍ حَادِثَةٍ»<ref>الشیخ کلینی، الکافی، اسلامیه، ج۱، ص۸۹، ح۳.</ref> یعنی خداوند همواره زنده بود بدون آنکه حیات بر او عارض شود. در شرح این حدیث گفته شده است: حیات کبریایی او عین ذات و عین صفات کمال اوست و هرگز محکوم به حیات عاریتی و عارضی نخواهد بود. همچنان‌که حیات بشر مانند وجود و هستی او، عاریتی می‌باشد و پیوسته در معرض حوادث قرار می‌گیرد.<ref>سید محمد حسین همدانی، درخشان پرتوی از اصول کافی، علمیه قم، ج۲، ص۱۰۴.</ref>
در روایات معصومین(ع) درباره صفت «حی» توضیحات زیادی آمده است. [[امام باقر(ع)]] می‌فرماید: «كَانَ حَيّاً بِلاَ حَيَاةٍ حَادِثَةٍ»<ref>الشیخ کلینی، الکافی، اسلامیه، ج۱، ص۸۹، ح۳.</ref> یعنی خداوند همواره زنده بود بدون آنکه حیات بر او عارض شود. در شرح این حدیث گفته شده است: حیات کبریایی او عین ذات و عین صفات کمال اوست و هرگز محکوم به حیات عاریتی و عارضی نخواهد بود. همچنان‌که حیات بشر مانند وجود و هستی او، عاریتی می‌باشد و پیوسته در معرض حوادث قرار می‌گیرد.<ref>سید محمد حسین همدانی، درخشان پرتوی از اصول کافی، علمیه قم، ج۲، ص۱۰۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۲۵ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۴:۳۷

سؤال

به صورت مختصر حیات الهی (صفت حی) از منظر قرآن و حدیث را تبیین فرمایید؟

صفات الهی از چند جهت تقسیم‌بندی شده که یکی از آنها، تقسیم صفات الهی به صفات ثبوتیه (جمالیه) و سلبیه (جلالیه) است.

صفات ثبوتی هم خود بر دو قسمند: ۱. صفات ذات؛ ۲. صفات افعال.

یکی از صفات خداوند صفت حی و حیات است که جزء صفات ثبوتی ذاتی خداوند است. یعنی خداوند حی است و حیات خداوند هم عین ذات اوست، در قرآن آیات زیادی دلالت بر حیات الهی دارند از جمله: ﴿اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ؛ خداست که معبودی جز او نیست، زنده و برپادارنده است.﴾(بقره:۲۵۵) ﴿وَتَوَکَّلْ عَلَی الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ؛ و به آن زنده که نمی‌میرد توکل کن.﴾(فرقان:۵۸)

بعضی چنین می‌پندارند که موجود زنده به چیزی گفته می‌شود که دارای نمو، تغذیه، تولید مثل، جذب و دفع، حس و حرکت باشد و این تفسیر از حیات در مورد خداوند کاملا نادرست است؛ بلکه حیات به معنای وسیع و واقعی عبارت است از علم و قدرت؛ بنابراین وجودی که دارای علم و قدرت بی‌پایان است، دارای حیات کامل است. پس حیات خداوند همان علم و قدرت او است. اما نمو و تغذیه و... از آثار موجود زنده ناقص است.[۱] لذا حیات خداوند، ذاتی، ازلی، ابدی، تغییرناپذیر و خالی از هرگونه نقص و محدودیت است، و بیانگر احاطه علمی او به هر چیز و توانایی بر هر کار است.[۲]

در روایات معصومین(ع) درباره صفت «حی» توضیحات زیادی آمده است. امام باقر(ع) می‌فرماید: «كَانَ حَيّاً بِلاَ حَيَاةٍ حَادِثَةٍ»[۳] یعنی خداوند همواره زنده بود بدون آنکه حیات بر او عارض شود. در شرح این حدیث گفته شده است: حیات کبریایی او عین ذات و عین صفات کمال اوست و هرگز محکوم به حیات عاریتی و عارضی نخواهد بود. همچنان‌که حیات بشر مانند وجود و هستی او، عاریتی می‌باشد و پیوسته در معرض حوادث قرار می‌گیرد.[۴]

منابع

  1. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ نهم، ۱۳۷۰، ج۲، ص۱۹۲.
  2. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، قم، انتشارات مطبوعاتی هدف، چاپ سوم، ۱۳۷۳، ج۴، ص۲۰۲.
  3. ↑ الشیخ کلینی، الکافی، اسلامیه، ج۱، ص۸۹، ح۳.
  4. ↑ سید محمد حسین همدانی، درخشان پرتوی از اصول کافی، علمیه قم، ج۲، ص۱۰۴.