«اثر انگشت» در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
عمار شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{شروع متن}} | {{شروع متن}} | ||
{{سوال}} | {{سوال}} | ||
آیا واژه بنان در آیه | آیا واژه بنان در آیه ۴ سوره قیامت اشاره به اثر انگشت دارد که مسلمانان با توجه به آن قائل به اعجاز قرآن هستند؟ | ||
{{پایان سوال}} | {{پایان سوال}} | ||
{{پاسخ}} | {{پاسخ}} | ||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
{{درگاه|قرآن و احادیث}} | {{درگاه|قرآن و احادیث}} | ||
[[ | [[قرآن]] کتاب [[هدایت]] است که در جهت تربیت و انسانسازی فراهم شده و تمامی مطالب آن در راستای رشد و تعالی اوست، لکن اشاراتی گذرا به برخی از اسرار هستی دارد که در صدر [[اسلام]]، راهی جز از طریق [[وحی]] برای شناخت این شگفتیها نبوده است و با پیشرفت دانش بشری، برخی از آنها روشن شده و عظمت قرآن برای دانشمندان بیشتر گردیده که چگونه ۱۴۰۰ سال پیش، قرآن از آنها یاد نموده است. بشر آن روز، درکی از آنها نداشته، همانطور که بشر امروزی نیز، در مواردی، درکی از این شگفتیها ندارد و شاید هزاران سال باید بگذرد تا نکات دقیق علمی قرآن مورد شناسایی واقع شود. یکی از این شگفتیها احیا و تنظیم سر انگشتان است و قرنها از نزول قرآن گذشت تا کشف شد که هر کس، اثر انگشت مخصوص به خود دارد؛ چه سرّی در سر انگشتان است که اینچنین بدان توجه شده است؟! | ||
مقصود از اعجاز آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمولهای علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتیهای علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع قرآن کریم است. | |||
== شبهه == | == شبهه == | ||
مسلمانان | مسلمانان آیه ۴ سوره قیامت را یکی از معجزات قرآن میدانند: {{قرآن|بَلَی قَادِرِینَ عَلَی أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ|ترجمه=بله! ما توانا بر مرتب کردن (ساختن) انگشتان او نیز هستیم}}؛ ایشان قائلاند خداوند در این آیه اشاره به «اثر انگشت» کرده که میان هر انسانی منحصر به فرد است؛ موضوعی که علم جدید بهتازگی به آن دست پیدا کرده است؛ حال آنکه براساس کتابهای لغت، واژه «بنان» در آیه بهمعنای «انگشت» یا «اطراف انگشت» است نه اثر انگشت. | ||
ادعای [[مسلمانان]] دو | ادعای [[مسلمانان]] دو ایراد اساسی دارد که بیانگر معجزه نبودن قرآن میباشد و دروغی است که آنان برای وحیانی جلوه دادن قرآن ساختهاند: | ||
# | # ایراد اول: در زبان عربی کلمهای که معنی اثر انگشت را بدهد، «بصمه» است و «بنان» در لغت عربی به معنای «انگشت» است نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نیز واژه «بنان» را در آیه ۱۲ سوره انفال به معنای انگشتان آورده است: {{قرآن|فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ|ترجمه=پس گردنها و انگشتانشان را قطع کنید}}. در این آیه نمیتوان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببرید و بلکه به یقین مراد از قطع «بنان» بریدن خود انگشت یا بند انگشتان میباشد. | ||
# | # ایراد دوم: تاریخچه استفاده از اثر انگشت به هفت هزار سال پیش از میلاد مسیح برمیگردد که کوزهگران چینی از اثر انگشت شصت خود جهت مشخص نمودن کوزهها استفاده میکردند و در هزاره دوم پیش از میلاد نیز در کاوشهای بابل، به لوحهای گِلی مربوط به ثبت اثر انگشت افراد اشاره شده است. با این تاریخچه حتی اگر منظور قرآن از کلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نیست. | ||
== نقد شبهه == | == نقد شبهه == | ||
=== گستردگی مفهومی واژه «بنان» === | === گستردگی مفهومی واژه «بنان» === | ||
«بنان» از | «بنان» از ریشه «بنن» در لغت به معنای انگشت دست و پا؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الإفصاح فی فقه اللغة|سال=1410|نام=حسین یوسف|نام خانوادگی=موسی|ناشر=قم، مکتب الاعلام الاسلامی|جلد=2|صفحه=1168}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المحکم و المحیط الأعظم|سال=1421|نام=علی|نام خانوادگی=ابن سیده|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیة|جلد=10|صفحه=465}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=النهایة فی غریب الحدیث و الأثر|سال=1367|نام=مبارک|نام خانوادگی=ابن اثیر|ناشر=قم، اسماعیلیان|جلد=1|صفحه=157}}</ref> اطراف انگشت؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الصحاح|سال=1376|نام=اسماعیل|نام خانوادگی=جوهری|ناشر=بیروت، دار العلم للملایین|جلد=5|صفحه=2080}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=القاموس المحیط|سال=1415|نام=محمد|نام خانوادگی=فیروزآبادی|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیة|جلد=4|صفحه=186}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تاج العروس من جواهر القاموس|سال=1414|نام=محمد|نام خانوادگی=مرتضی زبیدی|ناشر=بیروت، دار الفکر|جلد=18|صفحه=68}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب العین|سال=1409|نام=خلیل|نام خانوادگی=فراهیدی|ناشر=قم، نشر هجرت|جلد=8|صفحه=372}}</ref> انگشتان و دیگر اعضای بدن میباشد<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تهذیب اللغة|سال=1421|نام=محمد|نام خانوادگی=ازهری|ناشر=بیروت، دار احیاء التراث العربی|جلد=15|صفحه=337}}</ref> و به هر چیزی که استواری و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گویند و چون زندگی انسان بر انگشتان استوار میگردد و با آنها کارها ساماندهی میشود، به آن «بنان» گفته میشود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مفردات الفاظ قرآن|سال=1374|نام=حسین|نام خانوادگی=راغب اصفهانی|ناشر=تهران، مرتضوی|جلد=1|صفحه=313}}</ref> از اینرو اطراف انگشتان که یکی از معانی «بنان» میباشد، همان خطوط، ویژگیها و خصوصیات هر انگشتی است که با انگشت دیگران متفاوت میباشد و با این نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمهای درست و مناسب است که در لغتنامهها بدان اشاره شده است، هرچند ممکن است کلمه «بنان» در جای دیگر به معنای خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آیه ۱۲ سوره انفال همین معنا بدست میآید: {{قرآن|فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ|ترجمه=پس سرهایشان را در هم کوبید و همه انگشتانشان را قطع کنید.}} | ||
خلاصه سخن | بر همین اساس مفسران گفتهاند علّت تخصیص «بنان» در آیه ۴ سوره قیامت آن است که خدا نه تنها به جمع کردن استخوانها، بلکه به ساختن انگشتان آدمی و خطوط معیّن و دقیق آنها نیز تواناست؛ خطوطی که علم انگشتنگاری روشن میکند در انسانها یکسان نیستند و مناسبترین معنای «بنان» در این آیه را، اطراف انگشت و ویژگیهای خاص آن میدانند که خطوط منحصر به فرد آن در افراد، یکی از این شگفتیهاست و قدرت الهی میطلبد تا دوباره خلق شود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر غریب القرآن|سال=1411|نام=عبدالله|نام خانوادگی=ابن قتیبه|ناشر=بیروت، دار و مکتبة الهلال|صفحه=153}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مجاز القرآن|سال=1381|نام=معمر|نام خانوادگی=ابوعبیده|ناشر=قاهره، مکتبة الخانجی|جلد=1|صفحه=242}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وضح البرهان فی مشکلات القرآن|سال=1410|نام=محمود|نام خانوادگی=نیشابوری|ناشر=بیروت، دار القلم|جلد=1|صفحه=380}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=رموز الکنوز فی تفسیر الکتاب العزیز|سال=1429|نام=عبدالرزاق|نام خانوادگی=رسعنی|ناشر=مکه، مکتبة الأسدی|جلد=2|صفحه=381}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=ارشاد العقل السلیم الی مزایا القرآن الکریم|سال=1983|نام=محمد|نام خانوادگی=ابوالسعود|ناشر=بیروت، دار إحیاء التراث العربی|جلد=4|صفحه=11}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الإعجاز القرآنی فی ضوء الاکتشاف العلمی الحدیث|سال=1427|نام=شعبان|نام خانوادگی=مروان وحید|ناشر=بیروت، دار المعرفه|صفحه=163}}</ref> خلاصه سخن اینکه «بنان» هم به معنای انگشت و هم به معنای بندهای آن و هم به معنای اطراف انگشت و خطوط و ویژگیهای منحصر به فرد آن در انسانهاست. | ||
=== اعجار علمی | === اعجار علمی یا شگفتیهای علمی === | ||
کشف اسرار هستی، روشن ساختن ابعاد وجودی مخلوقات و سخن گفتن از ناپیداییهای دانش فراتر از آن محیطی که آن روز میاندیشیدند، از شگفتیهای قرآن است که برخی از آن به اعجاز علمی قرآن تعبیر میکنند؛ لذا مقصود از اعجاز علمی آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمولهای علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتیهای علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع [[قرآن کریم]] است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نگرشی نوین بر تاریخ و علوم قرآنی|سال=1380|نام=فائزه|نام خانوادگی=عظیم زاده|ناشر=تهران، بنیاد قرآن|صفحه=238}}</ref> | |||
=== | === چرایی اشاره قرآن به سرانگشت === | ||
این سؤال مطرح میشود که چرا خدا از میان اعضای [[انسان]] به سر انگشت اشاره کرده است؟! در پاسخ باید گفت: | |||
# | # این تعبیر اشاره لطیفی به خصوصیات موجود در خطوط سرانگشت انسانهاست که با خطوط سرانگشت دیگران فرق دارد و این خطوط ظریف و پیچیدهای که در سرانگشتان هر انسانی نقش بسته است، بیانگر آفریننده تواناست که سزاوار پرستش میباشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر نمونه|سال=1374|نام=ناصر|نام خانوادگی=مکارم شیرازی|ناشر=تهران، دار الکتب الاسلامیه|جلد=25|صفحه=278}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر احسن الحدیث|سال=1377|نام=علی اکبر|نام خانوادگی=قرشی|ناشر=تهران، بنیاد بعثت|جلد=11|صفحه=449}}</ref> | ||
# به خلقت | # به خلقت عجیب انگشت اشاره دارد که صورتهای مختلف و خصوصیات ترکیبی و عددی را در خود جمع کرده است و فواید بسیاری بر آن مترتب میشود؛ مثلاً به حالتهای مختلفی باز و بسته میشود، حرکات ظریف و کارهای دقیق توسط آن انجام میشود که اسرارش یکی پس از دیگری برای انسان با پیشرفت دانش بشری کشف میشود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المیزان فی تفسیر القرآن|سال=1374|نام=سید محمد حسین|نام خانوادگی=طباطبایی|ناشر=قم، دفتر انتشارات اسلامی|جلد=20|صفحه=165}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان|سال=1416|نام=حسن|نام خانوادگی=نیشابوری|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیة|جلد=6|صفحه=400}}</ref> | ||
=== قرآن | === قرآن اولین منبع اشاره کننده به اثر انگشت === | ||
در اواخر قرن نوزدهم | در اواخر قرن نوزدهم میلادی علم تجربی به این حقیقت و کشف رسید که اثر انگشت هر شخصی منحصر به فرد است و هیچ شباهتی با دیگر افراد ندارد و این اثر انگشت از اول خلقت تا آخر عمر تغییر نمیکند؛ این در حالی است که قرآن کریم چهارده قرن پیش به این کشف علمی اشاره نموده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=لمحات من تاریخ القرآن|سال=1408|نام=محمد علی|نام خانوادگی=اشیقر|ناشر=بیروت، مؤسسه اعلمی|صفحه=306}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الطب فی القرآن و السنة|سال=1426|نام=خالد فائق|نام خانوادگی=عبیدی|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیه|جلد=9|صفحه=46}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=التبیان فی علوم القرآن|سال=1405|نام=محمد علی|نام خانوادگی=صابونی|ناشر=بیروت، عالم الکتب|صفحه=135}}</ref> | ||
هر چند | هر چند ممکن است برخی ادعا کنند که در قرنهای قبل نیز از انگشتزدن بر روی سفالها، کوزهها و نامهها استفاده میشد؛ اما این انگشتزدن بدان معنا نبود که آنها رازهای خطوط انگشت را کشف کرده بودند زیرا تا قرن نوزده پس از میلاد کسی از متفاوت بودن اثر انگشت افراد با خبر نبود و این یعنی اثر انگشت تا این زمان ناشناخته بود و اگر قرآن قرنها پیش بدان اشاره کرده، بیانگر سرچشمه الهی داشتن قرآن میباشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=من علم الطب القرآنی الثوابت العلمیة فی القرآن الکریم|سال=2001|نام=عدنان|نام خانوادگی=شریف|ناشر=بیروت، دار العلم للملایین|صفحه=107}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الإعجاز العلمی فی القرآن الکریم|سال=1424|نام=سعید صلاح|نام خانوادگی=فیومی|ناشر=قاهره، مکتبة القدسی|صفحه=77}}</ref> | ||
{{پایان پاسخ}} | {{پایان پاسخ}} | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۲: | ||
{{پانویس|۲}} | {{پانویس|۲}} | ||
{{شاخه | {{شاخه | ||
| شاخه اصلی =قرآن | | شاخه اصلی =علوم و معارف قرآن | ||
| شاخه فرعی۱ = | | شاخه فرعی۱ = قرآن | ||
| شاخه فرعی۲ = | | شاخه فرعی۲ = اعجاز قرآن | ||
| شاخه فرعی۳ = | | شاخه فرعی۳ = | ||
}} | }} | ||
{{ | {{ارزیابی | ||
| شناسه = | | شناسه = شد | ||
| | | عکس = شد | ||
| | | درگاه = شد | ||
| | | ادبیات = شد | ||
| | | پیوند = شد | ||
| | | ناوبری = شد | ||
| | | تغییرمسیر = شد | ||
| ارجاعات = | | ارجاعات = شد | ||
| ارزیابی کمی = شد | |||
| ارزیابی کمی = | | ارزیابی کیفی = شد | ||
| | | اولویت = ج | ||
| اولویت = | | کیفیت = خیلیخوب | ||
| کیفیت = | |||
}} | }} | ||
{{پایان متن}} | {{پایان متن}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۱۹
آیا واژه بنان در آیه ۴ سوره قیامت اشاره به اثر انگشت دارد که مسلمانان با توجه به آن قائل به اعجاز قرآن هستند؟

قرآن کتاب هدایت است که در جهت تربیت و انسانسازی فراهم شده و تمامی مطالب آن در راستای رشد و تعالی اوست، لکن اشاراتی گذرا به برخی از اسرار هستی دارد که در صدر اسلام، راهی جز از طریق وحی برای شناخت این شگفتیها نبوده است و با پیشرفت دانش بشری، برخی از آنها روشن شده و عظمت قرآن برای دانشمندان بیشتر گردیده که چگونه ۱۴۰۰ سال پیش، قرآن از آنها یاد نموده است. بشر آن روز، درکی از آنها نداشته، همانطور که بشر امروزی نیز، در مواردی، درکی از این شگفتیها ندارد و شاید هزاران سال باید بگذرد تا نکات دقیق علمی قرآن مورد شناسایی واقع شود. یکی از این شگفتیها احیا و تنظیم سر انگشتان است و قرنها از نزول قرآن گذشت تا کشف شد که هر کس، اثر انگشت مخصوص به خود دارد؛ چه سرّی در سر انگشتان است که اینچنین بدان توجه شده است؟!
مقصود از اعجاز آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمولهای علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتیهای علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع قرآن کریم است.
شبهه
مسلمانان آیه ۴ سوره قیامت را یکی از معجزات قرآن میدانند: ﴿بَلَی قَادِرِینَ عَلَی أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ؛ بله! ما توانا بر مرتب کردن (ساختن) انگشتان او نیز هستیم﴾؛ ایشان قائلاند خداوند در این آیه اشاره به «اثر انگشت» کرده که میان هر انسانی منحصر به فرد است؛ موضوعی که علم جدید بهتازگی به آن دست پیدا کرده است؛ حال آنکه براساس کتابهای لغت، واژه «بنان» در آیه بهمعنای «انگشت» یا «اطراف انگشت» است نه اثر انگشت.
ادعای مسلمانان دو ایراد اساسی دارد که بیانگر معجزه نبودن قرآن میباشد و دروغی است که آنان برای وحیانی جلوه دادن قرآن ساختهاند:
- ایراد اول: در زبان عربی کلمهای که معنی اثر انگشت را بدهد، «بصمه» است و «بنان» در لغت عربی به معنای «انگشت» است نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نیز واژه «بنان» را در آیه ۱۲ سوره انفال به معنای انگشتان آورده است: ﴿فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ؛ پس گردنها و انگشتانشان را قطع کنید﴾. در این آیه نمیتوان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببرید و بلکه به یقین مراد از قطع «بنان» بریدن خود انگشت یا بند انگشتان میباشد.
- ایراد دوم: تاریخچه استفاده از اثر انگشت به هفت هزار سال پیش از میلاد مسیح برمیگردد که کوزهگران چینی از اثر انگشت شصت خود جهت مشخص نمودن کوزهها استفاده میکردند و در هزاره دوم پیش از میلاد نیز در کاوشهای بابل، به لوحهای گِلی مربوط به ثبت اثر انگشت افراد اشاره شده است. با این تاریخچه حتی اگر منظور قرآن از کلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نیست.
نقد شبهه
گستردگی مفهومی واژه «بنان»
«بنان» از ریشه «بنن» در لغت به معنای انگشت دست و پا؛[۱][۲][۳] اطراف انگشت؛[۴][۵][۶][۷] انگشتان و دیگر اعضای بدن میباشد[۸] و به هر چیزی که استواری و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گویند و چون زندگی انسان بر انگشتان استوار میگردد و با آنها کارها ساماندهی میشود، به آن «بنان» گفته میشود.[۹] از اینرو اطراف انگشتان که یکی از معانی «بنان» میباشد، همان خطوط، ویژگیها و خصوصیات هر انگشتی است که با انگشت دیگران متفاوت میباشد و با این نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمهای درست و مناسب است که در لغتنامهها بدان اشاره شده است، هرچند ممکن است کلمه «بنان» در جای دیگر به معنای خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آیه ۱۲ سوره انفال همین معنا بدست میآید: ﴿فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ؛ پس سرهایشان را در هم کوبید و همه انگشتانشان را قطع کنید.﴾
بر همین اساس مفسران گفتهاند علّت تخصیص «بنان» در آیه ۴ سوره قیامت آن است که خدا نه تنها به جمع کردن استخوانها، بلکه به ساختن انگشتان آدمی و خطوط معیّن و دقیق آنها نیز تواناست؛ خطوطی که علم انگشتنگاری روشن میکند در انسانها یکسان نیستند و مناسبترین معنای «بنان» در این آیه را، اطراف انگشت و ویژگیهای خاص آن میدانند که خطوط منحصر به فرد آن در افراد، یکی از این شگفتیهاست و قدرت الهی میطلبد تا دوباره خلق شود.[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵] خلاصه سخن اینکه «بنان» هم به معنای انگشت و هم به معنای بندهای آن و هم به معنای اطراف انگشت و خطوط و ویژگیهای منحصر به فرد آن در انسانهاست.
اعجار علمی یا شگفتیهای علمی
کشف اسرار هستی، روشن ساختن ابعاد وجودی مخلوقات و سخن گفتن از ناپیداییهای دانش فراتر از آن محیطی که آن روز میاندیشیدند، از شگفتیهای قرآن است که برخی از آن به اعجاز علمی قرآن تعبیر میکنند؛ لذا مقصود از اعجاز علمی آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمولهای علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتیهای علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع قرآن کریم است.[۱۶]
چرایی اشاره قرآن به سرانگشت
این سؤال مطرح میشود که چرا خدا از میان اعضای انسان به سر انگشت اشاره کرده است؟! در پاسخ باید گفت:
- این تعبیر اشاره لطیفی به خصوصیات موجود در خطوط سرانگشت انسانهاست که با خطوط سرانگشت دیگران فرق دارد و این خطوط ظریف و پیچیدهای که در سرانگشتان هر انسانی نقش بسته است، بیانگر آفریننده تواناست که سزاوار پرستش میباشد.[۱۷][۱۸]
- به خلقت عجیب انگشت اشاره دارد که صورتهای مختلف و خصوصیات ترکیبی و عددی را در خود جمع کرده است و فواید بسیاری بر آن مترتب میشود؛ مثلاً به حالتهای مختلفی باز و بسته میشود، حرکات ظریف و کارهای دقیق توسط آن انجام میشود که اسرارش یکی پس از دیگری برای انسان با پیشرفت دانش بشری کشف میشود.[۱۹][۲۰]
قرآن اولین منبع اشاره کننده به اثر انگشت
در اواخر قرن نوزدهم میلادی علم تجربی به این حقیقت و کشف رسید که اثر انگشت هر شخصی منحصر به فرد است و هیچ شباهتی با دیگر افراد ندارد و این اثر انگشت از اول خلقت تا آخر عمر تغییر نمیکند؛ این در حالی است که قرآن کریم چهارده قرن پیش به این کشف علمی اشاره نموده است.[۲۱][۲۲][۲۳]
هر چند ممکن است برخی ادعا کنند که در قرنهای قبل نیز از انگشتزدن بر روی سفالها، کوزهها و نامهها استفاده میشد؛ اما این انگشتزدن بدان معنا نبود که آنها رازهای خطوط انگشت را کشف کرده بودند زیرا تا قرن نوزده پس از میلاد کسی از متفاوت بودن اثر انگشت افراد با خبر نبود و این یعنی اثر انگشت تا این زمان ناشناخته بود و اگر قرآن قرنها پیش بدان اشاره کرده، بیانگر سرچشمه الهی داشتن قرآن میباشد.[۲۴][۲۵]
منابع
- ↑ موسی، حسین یوسف (۱۴۱۰). الإفصاح فی فقه اللغة. ج۲. قم، مکتب الاعلام الاسلامی. ص۱۱۶۸.
- ↑ ابن سیده، علی (۱۴۲۱). المحکم و المحیط الأعظم. ج۱۰. بیروت، دار الکتب العلمیة. ص۴۶۵.
- ↑ ابن اثیر، مبارک (۱۳۶۷). النهایة فی غریب الحدیث و الأثر. ج۱. قم، اسماعیلیان. ص۱۵۷.
- ↑ جوهری، اسماعیل (۱۳۷۶). الصحاح. ج۵. بیروت، دار العلم للملایین. ص۲۰۸۰.
- ↑ فیروزآبادی، محمد (۱۴۱۵). القاموس المحیط. ج۴. بیروت، دار الکتب العلمیة. ص۱۸۶.
- ↑ مرتضی زبیدی، محمد (۱۴۱۴). تاج العروس من جواهر القاموس. ج۱۸. بیروت، دار الفکر. ص۶۸.
- ↑ فراهیدی، خلیل (۱۴۰۹). کتاب العین. ج۸. قم، نشر هجرت. ص۳۷۲.
- ↑ ازهری، محمد (۱۴۲۱). تهذیب اللغة. ج۱۵. بیروت، دار احیاء التراث العربی. ص۳۳۷.
- ↑ راغب اصفهانی، حسین (۱۳۷۴). مفردات الفاظ قرآن. ج۱. تهران، مرتضوی. ص۳۱۳.
- ↑ ابن قتیبه، عبدالله (۱۴۱۱). تفسیر غریب القرآن. بیروت، دار و مکتبة الهلال. ص۱۵۳.
- ↑ ابوعبیده، معمر (۱۳۸۱). مجاز القرآن. ج۱. قاهره، مکتبة الخانجی. ص۲۴۲.
- ↑ نیشابوری، محمود (۱۴۱۰). وضح البرهان فی مشکلات القرآن. ج۱. بیروت، دار القلم. ص۳۸۰.
- ↑ رسعنی، عبدالرزاق (۱۴۲۹). رموز الکنوز فی تفسیر الکتاب العزیز. ج۲. مکه، مکتبة الأسدی. ص۳۸۱.
- ↑ ابوالسعود، محمد (۱۹۸۳). ارشاد العقل السلیم الی مزایا القرآن الکریم. ج۴. بیروت، دار إحیاء التراث العربی. ص۱۱.
- ↑ مروان وحید، شعبان (۱۴۲۷). الإعجاز القرآنی فی ضوء الاکتشاف العلمی الحدیث. بیروت، دار المعرفه. ص۱۶۳.
- ↑ عظیم زاده، فائزه (۱۳۸۰). نگرشی نوین بر تاریخ و علوم قرآنی. تهران، بنیاد قرآن. ص۲۳۸.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. ج۲۵. تهران، دار الکتب الاسلامیه. ص۲۷۸.
- ↑ قرشی، علی اکبر (۱۳۷۷). تفسیر احسن الحدیث. ج۱۱. تهران، بنیاد بعثت. ص۴۴۹.
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین (۱۳۷۴). المیزان فی تفسیر القرآن. ج۲۰. قم، دفتر انتشارات اسلامی. ص۱۶۵.
- ↑ نیشابوری، حسن (۱۴۱۶). تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان. ج۶. بیروت، دار الکتب العلمیة. ص۴۰۰.
- ↑ اشیقر، محمد علی (۱۴۰۸). لمحات من تاریخ القرآن. بیروت، مؤسسه اعلمی. ص۳۰۶.
- ↑ عبیدی، خالد فائق (۱۴۲۶). الطب فی القرآن و السنة. ج۹. بیروت، دار الکتب العلمیه. ص۴۶.
- ↑ صابونی، محمد علی (۱۴۰۵). التبیان فی علوم القرآن. بیروت، عالم الکتب. ص۱۳۵.
- ↑ شریف، عدنان (۲۰۰۱). من علم الطب القرآنی الثوابت العلمیة فی القرآن الکریم. بیروت، دار العلم للملایین. ص۱۰۷.
- ↑ فیومی، سعید صلاح (۱۴۲۴). الإعجاز العلمی فی القرآن الکریم. قاهره، مکتبة القدسی. ص۷۷.
