پرش به محتوا

«اثر انگشت» در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

روح الله بهمنی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش}}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
رد ادعای اعجاز اثر انگشت در قرآن. ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺷﺮﺡ ﺁﯾۀ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ.
آیا واژه بنان در آیه ۴ سوره قیامت اشاره به اثر انگشت دارد که مسلمانان با توجه به آن قائل به اعجاز قرآن هستند؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
[[پرونده:اثر انگشت در قرآن.jpg|بندانگشتی||200x200پیکسل]]
[[پرونده:اثر انگشت در قرآن.jpg|بندانگشتی||200x200پیکسل]]
{{درگاه|قرآن و احادیث}}
{{درگاه|قرآن و احادیث}}
[[قرآن]] کتاب [[هدایت]] است که در جهت تربیت و انسان‌سازی فراهم شده و تمامی مطالب آن در راستای رشد و تعالی اوست، لکن اشاراتی گذرا به برخی از اسرار هستی دارد که در صدر [[اسلام]]، راهی جز از طریق [[وحی]] برای شناخت این شگفتی‌ها نبوده است و با پیشرفت دانش بشری، برخی از آنها روشن شده و عظمت قرآن برای دانشمندان بیشتر گردیده که چگونه ۱۴۰۰ سال پیش، قرآن از آنها یاد نموده است. بشر آن روز، درکی از آنها نداشته، همان‌طور که بشر امروزی نیز، در مواردی، درکی از این شگفتی‌ها ندارد و شاید هزاران سال باید بگذرد تا نکات دقیق علمی قرآن مورد شناسایی واقع شود. یکی از این شگفتی‌ها احیا و تنظیم سر انگشتان است و قرن‌ها از نزول قرآن گذشت تا کشف شد که هر کس، اثر انگشت مخصوص به خود دارد؛ چه سرّی در سر انگشتان است که این‌چنین بدان توجه شده است؟!
مقصود از اعجاز آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمول‌های علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتی‌های علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع قرآن کریم است.


== شبهه ==
== شبهه ==
مسلمانان آيه ٤ سوره قيامت را یکی از معجزات قرآن می‌دانند: {{قرآن|ﺑَﻠَﻰ ﻗَﺎﺩِﺭِﻳﻦَ ﻋَﻠَﻰ ﺃَﻥ ﻧُّﺴَﻮِّﻱَ ﺑَﻨَﺎﻧَﻪُ|ترجمه=ﺑﻠﻪ! ﻣﺎ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺑﺮ ﻣﺮﺗﺐ ﮐﺮﺩﻥ (ﺳﺎﺧﺘﻦ) ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﺍﻭ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺘﯿﻢ}}؛ ایشان قائل‌اند خداوند در این آیه اشاره به “ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ” کرده که میان هر انسانی ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ است؛ موضوعی که علم جدید به‌تازگی به آن دست پیدا کرده است؛ حال آنکه براساس کتاب‌های لغت، واژه "بنان" در آیه به‌معنای “ﺍﻧﮕﺸﺖ” ﻭ ﯾﺎ “ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺍﻧﮕﺸﺖ” است نه اثر انگشت.
مسلمانان آیه ۴ سوره قیامت را یکی از معجزات قرآن می‌دانند: {{قرآن|بَلَی قَادِرِینَ عَلَی أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ|ترجمه=بله! ما توانا بر مرتب کردن (ساختن) انگشتان او نیز هستیم}}؛ ایشان قائل‌اند خداوند در این آیه اشاره به «اثر انگشت» کرده که میان هر انسانی منحصر به فرد است؛ موضوعی که علم جدید به‌تازگی به آن دست پیدا کرده است؛ حال آنکه براساس کتاب‌های لغت، واژه «بنان» در آیه به‌معنای «انگشت» یا «اطراف انگشت» است نه اثر انگشت.


ادعای مسلمانان دو ايراد اساسي دارد كه بيانگر معجزه نبودن قرآن مي‌باشد و دروغي است كه آنان براي وحياني جلوه دادن قرآن ساخته‌اند:
ادعای [[مسلمانان]] دو ایراد اساسی دارد که بیانگر معجزه نبودن قرآن می‌باشد و دروغی است که آنان برای وحیانی جلوه دادن قرآن ساخته‌اند:
# ايراد اول: ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ كلمه‌ای كه معنی اثر انگشت را بدهد، «ﺑﺼﻤﻪ» است و «ﺑﻨﺎﻥ» در لغت عربي به معناي «ﺍﻧﮕﺸﺖ» ﺍﺳﺖ نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نيز واﮊﻩ «بنان» را در آيه ۱۲ سوره انفال به معناي انگشتان آورده است: «ﭘﺲ ﮔﺮﺩﻥﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻛﻨﻴﺪ».<ref>«... ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ».</ref> در اين آيه نمي‌توان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببريد و بلكه به يقين مراد از قطع «ﺑﻨﺎﻥ» بريدن خود انگشت يا بند انگشتان ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.
# ایراد اول: در زبان عربی کلمه‌ای که معنی اثر انگشت را بدهد، «بصمه» است و «بنان» در لغت عربی به معنای «انگشت» است نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نیز واژه «بنان» را در آیه ۱۲ سوره انفال به معنای انگشتان آورده است: {{قرآن|فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ|ترجمه=پس گردن‌ها و انگشتانشان را قطع کنید}}. در این آیه نمی‌توان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببرید و بلکه به یقین مراد از قطع «بنان» بریدن خود انگشت یا بند انگشتان می‌باشد.
# ايراد دوم: تاريخچه استفاده از اثر انگشت به ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ برمي‌گردد كه ﮐﻮﺯﻩ‌ﮔﺮﺍﻥ ﭼﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺖ ﺧﻮﺩ ﺟﻬﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﮐﻮﺯﻩﻫﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ و ﺩﺭ ﻫﺰﺍﺭﻩ ﺩﻭﻡ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﺎﻭﺵﻫﺎﯼ ﺑﺎﺑل، ﺑﻪ ﻟﻮﺡﻫﺎﯼ ﮔِﻠﯽ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. با اين تاريخچه حتي اگر منظور قرآن از كلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نيست.
# ایراد دوم: تاریخچه استفاده از اثر انگشت به هفت هزار سال پیش از میلاد مسیح برمی‌گردد که کوزه‌گران چینی از اثر انگشت شصت خود جهت مشخص نمودن کوزه‌ها استفاده می‌کردند و در هزاره دوم پیش از میلاد نیز در کاوش‌های بابل، به لوح‌های گِلی مربوط به ثبت اثر انگشت افراد اشاره شده است. با این تاریخچه حتی اگر منظور قرآن از کلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نیست.


== نقد شبهه ==
== نقد شبهه ==
قرآن كتاب هدايت است كه در جهت تربيت و انسان‌سازی فراهم شده و تمامی مطالب آن در راستای رشد و تعالی اوست، لكن اشاراتی گذرا به برخي از اسرار هستی دارد كه در صدر اسلام، راهی جز از طريق وحی برای شناخت اين شگفتي‌ها نبوده است و با پيشرفت دانش بشری، برخی از آنها روشن شده و عظمت قرآن برای دانشمندان بيشتر گرديده كه چگونه در ۱۴۰۰ سال پيش، قرآن از آنها ياد نموده است. بشر آن روز، دركی از آنها نداشته، همان‏طور كه بشر امروزی نيز، در مواردی، دركی از اين شگفتي‌ها ندارد و شايد هزاران سال بايد بگذرد تا نكات دقيق علمی قرآن مورد شناسایی واقع شود. يكي از اين شگفتي‌ها احيا و تنظيم سر انگشتان است و قرن‏ها از نزول قرآن گذشت تا كشف شد كه هر كس، اثر انگشت مخصوص به خود دارد؛ چه سرّی در سر انگشتان است كه اين‏چنين بدان توجه شده است؟!
=== گستردگی مفهومی واژه «بنان» ===
 
«بنان» از ریشه «بنن» در لغت به معنای انگشت دست و پا؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الإفصاح فی فقه اللغة|سال=1410|نام=حسین یوسف|نام خانوادگی=موسی|ناشر=قم، مکتب الاعلام الاسلامی|جلد=2|صفحه=1168}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المحکم و المحیط الأعظم|سال=1421|نام=علی|نام خانوادگی=ابن سیده|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیة|جلد=10|صفحه=465}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=النهایة فی غریب الحدیث و الأثر|سال=1367|نام=مبارک|نام خانوادگی=ابن اثیر|ناشر=قم، اسماعیلیان|جلد=1|صفحه=157}}</ref> اطراف انگشت؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الصحاح|سال=1376|نام=اسماعیل|نام خانوادگی=جوهری|ناشر=بیروت، دار العلم للملایین|جلد=5|صفحه=2080}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=القاموس المحیط|سال=1415|نام=محمد|نام خانوادگی=فیروزآبادی|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیة|جلد=4|صفحه=186}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تاج العروس من جواهر القاموس|سال=1414|نام=محمد|نام خانوادگی=مرتضی زبیدی|ناشر=بیروت، دار الفکر|جلد=18|صفحه=68}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب العین|سال=1409|نام=خلیل|نام خانوادگی=فراهیدی|ناشر=قم، نشر هجرت|جلد=8|صفحه=372}}</ref> انگشتان و دیگر اعضای بدن می‌باشد<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تهذیب اللغة|سال=1421|نام=محمد|نام خانوادگی=ازهری|ناشر=بیروت، دار احیاء التراث العربی|جلد=15|صفحه=337}}</ref> و به هر چیزی که استواری و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گویند و چون زندگی انسان بر انگشتان استوار می‌گردد و با آنها کارها سامان‌دهی می‌شود، به آن «بنان» گفته می‌شود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مفردات الفاظ قرآن|سال=1374|نام=حسین|نام خانوادگی=راغب اصفهانی|ناشر=تهران، مرتضوی|جلد=1|صفحه=313}}</ref> از این‌رو اطراف انگشتان که یکی از معانی «بنان» می‌باشد، همان خطوط، ویژگی‌ها و خصوصیات هر انگشتی است که با انگشت دیگران متفاوت می‌باشد و با این نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمه‌ای درست و مناسب است که در لغت‌نامه‌ها بدان اشاره شده است، هرچند ممکن است کلمه «بنان» در جای دیگر به معنای خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آیه ۱۲ سوره انفال همین معنا بدست می‌آید: {{قرآن|فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ|ترجمه=پس سرهای‌شان را در هم کوبید و همه انگشتان‌شان را قطع کنید.}}
=== گستردگي مفهومي واژه «بنان» ===
«بنان» از ريشه «بنن» در لغت به معناي انگشت دست و پا؛<ref>ر.ك: موسی، حسين يوسف، الإفصاح فی فقه اللغة، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، چاپ چهارم، ۱۴۱۰ه.ق، ج‏۲، ص۱۱۶۸. ابن سيده، علی، المحكم و المحيط الأعظم، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، ۱۴۲۱ه.ق، ج‏۱۰، ص۴۶۵. ابن اثير، مبارك، النهاية في غريب الحديث و الأثر، قم، موسسه مطبوعاتي اسماعيليان، چاپ چهارم، 1367ه.ش، ج‏1، ص157.</ref> اطراف انگشت؛<ref>ر.ك: جوهرى، اسماعيل، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ اول، 1376ه.ق، ج‏5، ص2080. فيروز آبادی، محمد، القاموس المحيط، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1415ه.ق، ج‏4، ص186. مرتضى زبيدى، محمد، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، دار الفكر، چاپ اول، 1414ه.ق، ج‏18، ص68. فراهيدی، خليل، كتاب العين، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1409ه.ق، ج‏8، ص372.</ref> انگشتان و ديگر اعضاي بدن مي‌باشد<ref>ر.ك: ازهری، محمد، تهذيب اللغة، بيروت، دار احياء التراث العربي، چاپ اول، 1421ه.ق، ج‏15، ص337.</ref> و به هر چيزي كه استواري و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گويند و چون زندگی انسان بر انگشتان استوار می‏گردد و با آنها كارها سامان دهي مي‌شود، به آن «بنان» گفته مي‌شود.<ref>راغب اصفهانی، حسين، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، مترجم: غلامرضا خسروي حسيني، تهران، مرتضوي، چاپ دوم، 1374 ه.ش، ج1، ص313.</ref> از اين‌رو اطراف انگشتان كه يكي از معاني «بنان» مي‌باشد، همان خطوط، ويژگي‌ها و خصوصيات هر انگشتي است كه با انگشت ديگران متفاوت مي‌باشد و با اين نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمه‌اي درست و مناسب است كه در لغت‌نامه‌ها بدان اشاره شده است، هرچند ممكن است كلمه «بنان» در جاي ديگر به معناي خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آيه ۱۲ سوره انفال همين معنا بدست مي‌آيد.<ref>«... ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ».</ref>
 
بر همين اساس است كه مفسران گفته‌‏اند علّت تخصيص «بنان» در آيه ۴ سوره قيامت آن است كه خدا نه تنها به جمع كردن استخوان‌ها، بلكه به ساختن انگشتان آدمی و خطوط معيّن و دقيق آنها نيز تواناست؛ خطوطي كه علم انگشت نگاری روشن مي‌كند در انسان‌ها يكسان نيستند و مناسب‌ترين معناي «بنان» در اين آيه را، اطراف انگشت و ويژگي‌هاي خاص آن مي‌دانند كه خطوط منحصر به فرد آن در افراد، يكي از اين شگفتي‌هاست و قدرت الهي مي‌طلبد تا دوباره خلق شود.<ref>ر.ك: ابن‏قتيبه، عبدالله، تفسير غريب القرآن، بيروت، دار و مكتبة الهلال، چاپ اول، 1411ه.ق، ص153. ابوعبيده، معمر، مجاز القرآن، قاهره، مكتبة الخانجي، چاپ اول، 1381ه.ق، ج1، ص242. نيشابورى، محمود، وضح البرهان فی مشكلات القرآن، بيروت، دار القلم، چاپ اول، 1410ه.ق، ج‏1، ص380. رسعنى، عبدالرزاق، رموز الكنوز فی تفسير الكتاب العزيز، مكه، مكتبة الأسدي، چاپ اول، 1429ه.ق، ج‏2، ص381. ابوالسعود، محمد، ارشاد العقل السليم الی مزايا القرآن الكريم، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول،  1983م، ج‏4، ص11. مروان وحيد شعبان، الإعجاز القرآني في ضوء الاكتشاف العلمي الحديث، بيروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1427ه.ق، ص163.</ref>


خلاصه سخن اينكه «بنان» هم به معناي انگشت و هم به معناي بندهاي آن و هم به معناي اطراف انگشت و خطوط و ويژگي‌هاي منحصر به فرد آن در انسان‌هاست.
بر همین اساس مفسران گفته‌اند علّت تخصیص «بنان» در آیه ۴ سوره قیامت آن است که خدا نه تنها به جمع کردن استخوان‌ها، بلکه به ساختن انگشتان آدمی و خطوط معیّن و دقیق آنها نیز تواناست؛ خطوطی که علم انگشت‌نگاری روشن می‌کند در انسان‌ها یکسان نیستند و مناسب‌ترین معنای «بنان» در این آیه را، اطراف انگشت و ویژگی‌های خاص آن می‌دانند که خطوط منحصر به فرد آن در افراد، یکی از این شگفتی‌هاست و قدرت الهی می‌طلبد تا دوباره خلق شود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر غریب القرآن|سال=1411|نام=عبدالله|نام خانوادگی=ابن قتیبه|ناشر=بیروت، دار و مکتبة الهلال|صفحه=153}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مجاز القرآن|سال=1381|نام=معمر|نام خانوادگی=ابوعبیده|ناشر=قاهره، مکتبة الخانجی|جلد=1|صفحه=242}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وضح البرهان فی مشکلات القرآن|سال=1410|نام=محمود|نام خانوادگی=نیشابوری|ناشر=بیروت، دار القلم|جلد=1|صفحه=380}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=رموز الکنوز فی تفسیر الکتاب العزیز|سال=1429|نام=عبدالرزاق|نام خانوادگی=رسعنی|ناشر=مکه، مکتبة الأسدی|جلد=2|صفحه=381}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=ارشاد العقل السلیم الی مزایا القرآن الکریم|سال=1983|نام=محمد|نام خانوادگی=ابوالسعود|ناشر=بیروت، دار إحیاء التراث العربی|جلد=4|صفحه=11}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الإعجاز القرآنی فی ضوء الاکتشاف العلمی الحدیث|سال=1427|نام=شعبان|نام خانوادگی=مروان وحید|ناشر=بیروت، دار المعرفه|صفحه=163}}</ref> خلاصه سخن اینکه «بنان» هم به معنای انگشت و هم به معنای بندهای آن و هم به معنای اطراف انگشت و خطوط و ویژگی‌های منحصر به فرد آن در انسان‌هاست.


=== اعجار علمي يا شگفتي‌هاي علمي ===
=== اعجار علمی یا شگفتی‌های علمی ===
كشف اسرار هستی، روشن ساختن ابعاد وجودي مخلوقات و سخن گفتن از ناپيدايي‌های دانش فراتر از آن محيطی كه آن روز می‏انديشيدند، از شگفتي‌هاي قرآن است كه برخي از آن به اعجاز علمي قرآن تعبير مي‌كنند. لذا مقصود از اعجاز علمی آن نيست كه قرآن كتاب علمی بوده و فرمول‌های علمی ارائه داده كه بشر از آن عاجز است؛ بلكه مقصود اين است كه نازل كننده قرآن، كسی است كه بر همه اسرار طبيعت آگاه بوده و در لابلای بياناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتي‌هاي علمی وجود دارد كه بيانگر الهي بودن منبع قرآن كريم است.<ref>ر.ك: فائزه عظيم زاده و بی بی سادات رضی و اعظم پويازاده‏، نگرشی نوين بر تاريخ و علوم قرآنی، ‏تهران، بنياد قرآن‏‏ چاپ اوّل، 1380ه.ش، ص238. مجله بينات، ج 6، ص 98 مصاحبه با آية الله محمد هادی معرفت.</ref>
کشف اسرار هستی، روشن ساختن ابعاد وجودی مخلوقات و سخن گفتن از ناپیدایی‌های دانش فراتر از آن محیطی که آن روز می‌اندیشیدند، از شگفتی‌های قرآن است که برخی از آن به اعجاز علمی قرآن تعبیر می‌کنند؛ لذا مقصود از اعجاز علمی آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمول‌های علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتی‌های علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع [[قرآن کریم]] است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نگرشی نوین بر تاریخ و علوم قرآنی|سال=1380|نام=فائزه|نام خانوادگی=عظیم زاده|ناشر=تهران، بنیاد قرآن|صفحه=238}}</ref>


=== چرايي اشاره قرآن به سرانگشت ===
=== چرایی اشاره قرآن به سرانگشت ===
اين سؤال مطرح مي‌شود كه چرا خدا از ميان اعضاي انسان به سر انگشت اشاره كرده است؟! در پاسخ بايد گفت:
این سؤال مطرح می‌شود که چرا خدا از میان اعضای [[انسان]] به سر انگشت اشاره کرده است؟! در پاسخ باید گفت:
# اين تعبير  اشاره لطيفی به خصوصيات موجود در خطوط سرانگشت انسان‌هاست كه با خطوط سرانگشت ديگران فرق دارد و اين خطوط ظريف و پيچيده‌ای كه در سرانگشتان هر انسانی نقش بسته است، بيانگر آفريننده تواناست كه سزاوار پرستش مي‌باشد.<ref>مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ اول، 1374ه.ش، ج 25، ص 278. قرشي، علي اكبر، تفسير احسن الحديث، تهران، بنياد بعثت، چاپ سوم، 1377ش، ج ‏11، ص 449.</ref>
# این تعبیر اشاره لطیفی به خصوصیات موجود در خطوط سرانگشت انسان‌هاست که با خطوط سرانگشت دیگران فرق دارد و این خطوط ظریف و پیچیده‌ای که در سرانگشتان هر انسانی نقش بسته است، بیانگر آفریننده تواناست که سزاوار پرستش می‌باشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر نمونه|سال=1374|نام=ناصر|نام خانوادگی=مکارم شیرازی|ناشر=تهران، دار الکتب الاسلامیه|جلد=25|صفحه=278}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر احسن الحدیث|سال=1377|نام=علی اکبر|نام خانوادگی=قرشی|ناشر=تهران، بنیاد بعثت|جلد=11|صفحه=449}}</ref>
# به خلقت عجيب انگشت اشاره دارد كه صورت‌های مختلف و خصوصيات تركيبي و عددي را در خود جمع كرده است و فوايد بسياری بر آن مترتب مي‌شود؛ مثلاً به حالت‌هاي مختلفي باز و بسته مي‌شود، حركات ظريف و كارهاي دقيق توسط آن انجام مي‌شود كه اسرارش يكي پس از ديگري برای انسان با پيشرفت دانش بشري كشف مي‌شود.<ref>ر.ك: طباطبايی، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، ترجمه: محمد باقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1374 ه.ش، ج‏20، ص165. نيشابوري، حسن، تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1416ق، ج ‏6، ص400.</ref>
# به خلقت عجیب انگشت اشاره دارد که صورت‌های مختلف و خصوصیات ترکیبی و عددی را در خود جمع کرده است و فواید بسیاری بر آن مترتب می‌شود؛ مثلاً به حالت‌های مختلفی باز و بسته می‌شود، حرکات ظریف و کارهای دقیق توسط آن انجام می‌شود که اسرارش یکی پس از دیگری برای انسان با پیشرفت دانش بشری کشف می‌شود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المیزان فی تفسیر القرآن|سال=1374|نام=سید محمد حسین|نام خانوادگی=طباطبایی|ناشر=قم، دفتر انتشارات اسلامی|جلد=20|صفحه=165}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان|سال=1416|نام=حسن|نام خانوادگی=نیشابوری|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیة|جلد=6|صفحه=400}}</ref>


=== قرآن اولين منبع اشاره كننده به اثر انگشت ===
=== قرآن اولین منبع اشاره کننده به اثر انگشت ===
در اواخر قرن نوزدهم ميلادي علم تجربي به اين حقيقت و كشف رسيد كه  اثر انگشت هر شخصي منحصر به فرد است و هيچ شباهتي با ديگر افراد ندارد و اين اثر انگشت از اول خلقت تا آخر عمر تغيير نمي‌كند؛ اين در حالي است كه قرآن كريم چهارده قرن پيش به اين كشف علمي اشاره نموده است.<ref>ر.ك: اشيقر، محمد علي، لمحات من تاريخ القرآن، بيروت، موسسه الاعلمي، چاپ دوم، 1408ه.ق، ص306. عبيدي، خالد فائق، الطب في القرآن و السنة، بيروت، دار الكتب، چاپ اول، 1426ه.ق، ج‏9، ص46. صابونی، محمد علی، التبيان في علوم القرآن، بيروت، عالم الكتب، چاپ اوّل، 1405ه.ق، ص135.</ref>
در اواخر قرن نوزدهم میلادی علم تجربی به این حقیقت و کشف رسید که اثر انگشت هر شخصی منحصر به فرد است و هیچ شباهتی با دیگر افراد ندارد و این اثر انگشت از اول خلقت تا آخر عمر تغییر نمی‌کند؛ این در حالی است که قرآن کریم چهارده قرن پیش به این کشف علمی اشاره نموده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=لمحات من تاریخ القرآن|سال=1408|نام=محمد علی|نام خانوادگی=اشیقر|ناشر=بیروت، مؤسسه اعلمی|صفحه=306}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الطب فی القرآن و السنة|سال=1426|نام=خالد فائق|نام خانوادگی=عبیدی|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیه|جلد=9|صفحه=46}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=التبیان فی علوم القرآن|سال=1405|نام=محمد علی|نام خانوادگی=صابونی|ناشر=بیروت، عالم الکتب|صفحه=135}}</ref>


هر چند ممكن است برخي ادعا كنند كه در قرن‌هاي قبل نيز از انگشت زدن بر روي سفال‌ها، كوزه‌ها و نامه‌ها استفاده مي‌شد؛ اما اين انگشت زدن بدان معنا نبود كه آنها رازهاي خطوط انگشت را كشف كرده بودند زيرا تا قرن نوزده پس از ميلاد كسي از متفاوت بودن اثر انگشت افراد با خبر نبود و اين يعني اثر انگشت تا اين زمان ناشناخته بود و اگر قرآن قرن‌ها پيش بدان اشاره كرده، بيانگر سرچشمه الهي داشتن قرآن مي‌باشد.<ref>ر.ك: عدنان شريف، من علم الطب القرآني الثوابت العلمية في القرآن الكريم، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ پنجم، 2001م، ص107. الإعجاز القرآني في ضوء الاكتشاف العلمي الحديث، پيشين، ص12. فيومی، سعيد صلاح، الإعجاز العلمي في القرآن الكريم، قاهره، مكتبة القدسی، چاپ اوّل، 1424ه.ق، ص77.</ref>
هر چند ممکن است برخی ادعا کنند که در قرن‌های قبل نیز از انگشت‌زدن بر روی سفال‌ها، کوزه‌ها و نامه‌ها استفاده می‌شد؛ اما این انگشت‌زدن بدان معنا نبود که آنها رازهای خطوط انگشت را کشف کرده بودند زیرا تا قرن نوزده پس از میلاد کسی از متفاوت بودن اثر انگشت افراد با خبر نبود و این یعنی اثر انگشت تا این زمان ناشناخته بود و اگر قرآن قرن‌ها پیش بدان اشاره کرده، بیانگر سرچشمه الهی داشتن قرآن می‌باشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=من علم الطب القرآنی الثوابت العلمیة فی القرآن الکریم|سال=2001|نام=عدنان|نام خانوادگی=شریف|ناشر=بیروت، دار العلم للملایین|صفحه=107}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الإعجاز العلمی فی القرآن الکریم|سال=1424|نام=سعید صلاح|نام خانوادگی=فیومی|ناشر=قاهره، مکتبة القدسی|صفحه=77}}</ref>


{{پایان پاسخ}}
{{پایان پاسخ}}
خط ۴۳: خط ۴۲:
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
{{شاخه
{{شاخه
  | شاخه اصلی =قرآن
  | شاخه اصلی =علوم و معارف قرآن
  | شاخه فرعی۱ =  
  | شاخه فرعی۱ = قرآن
  | شاخه فرعی۲ =
  | شاخه فرعی۲ = اعجاز قرآن
  | شاخه فرعی۳ =
  | شاخه فرعی۳ =
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{ارزیابی
  | شناسه =  
  | شناسه = شد
  | تیترها =-
  | عکس = شد
  | ویرایش =  
  | درگاه = شد
  | لینک‌دهی =
  | ادبیات = شد
  | ناوبری =
  | پیوند = شد
  | نمایه =  
  | ناوبری = شد
  | تغییر مسیر =
  | تغییرمسیر = شد
  | ارجاعات =
  | ارجاعات = شد
| بازبینی نویسنده = 
  | ارزیابی کمی = شد
  | ارزیابی کمی =  
  | ارزیابی کیفی = شد
  | تکمیل =
  | اولویت = ج
  | اولویت =  
  | کیفیت = خیلی‌خوب
  | کیفیت =  
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۱۹

سؤال

آیا واژه بنان در آیه ۴ سوره قیامت اشاره به اثر انگشت دارد که مسلمانان با توجه به آن قائل به اعجاز قرآن هستند؟

درگاه‌ها


قرآن کتاب هدایت است که در جهت تربیت و انسان‌سازی فراهم شده و تمامی مطالب آن در راستای رشد و تعالی اوست، لکن اشاراتی گذرا به برخی از اسرار هستی دارد که در صدر اسلام، راهی جز از طریق وحی برای شناخت این شگفتی‌ها نبوده است و با پیشرفت دانش بشری، برخی از آنها روشن شده و عظمت قرآن برای دانشمندان بیشتر گردیده که چگونه ۱۴۰۰ سال پیش، قرآن از آنها یاد نموده است. بشر آن روز، درکی از آنها نداشته، همان‌طور که بشر امروزی نیز، در مواردی، درکی از این شگفتی‌ها ندارد و شاید هزاران سال باید بگذرد تا نکات دقیق علمی قرآن مورد شناسایی واقع شود. یکی از این شگفتی‌ها احیا و تنظیم سر انگشتان است و قرن‌ها از نزول قرآن گذشت تا کشف شد که هر کس، اثر انگشت مخصوص به خود دارد؛ چه سرّی در سر انگشتان است که این‌چنین بدان توجه شده است؟!

مقصود از اعجاز آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمول‌های علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتی‌های علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع قرآن کریم است.

شبهه

مسلمانان آیه ۴ سوره قیامت را یکی از معجزات قرآن می‌دانند: ﴿بَلَی قَادِرِینَ عَلَی أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ؛ بله! ما توانا بر مرتب کردن (ساختن) انگشتان او نیز هستیم﴾؛ ایشان قائل‌اند خداوند در این آیه اشاره به «اثر انگشت» کرده که میان هر انسانی منحصر به فرد است؛ موضوعی که علم جدید به‌تازگی به آن دست پیدا کرده است؛ حال آنکه براساس کتاب‌های لغت، واژه «بنان» در آیه به‌معنای «انگشت» یا «اطراف انگشت» است نه اثر انگشت.

ادعای مسلمانان دو ایراد اساسی دارد که بیانگر معجزه نبودن قرآن می‌باشد و دروغی است که آنان برای وحیانی جلوه دادن قرآن ساخته‌اند:

  1. ایراد اول: در زبان عربی کلمه‌ای که معنی اثر انگشت را بدهد، «بصمه» است و «بنان» در لغت عربی به معنای «انگشت» است نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نیز واژه «بنان» را در آیه ۱۲ سوره انفال به معنای انگشتان آورده است: ﴿فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ؛ پس گردن‌ها و انگشتانشان را قطع کنید﴾. در این آیه نمی‌توان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببرید و بلکه به یقین مراد از قطع «بنان» بریدن خود انگشت یا بند انگشتان می‌باشد.
  2. ایراد دوم: تاریخچه استفاده از اثر انگشت به هفت هزار سال پیش از میلاد مسیح برمی‌گردد که کوزه‌گران چینی از اثر انگشت شصت خود جهت مشخص نمودن کوزه‌ها استفاده می‌کردند و در هزاره دوم پیش از میلاد نیز در کاوش‌های بابل، به لوح‌های گِلی مربوط به ثبت اثر انگشت افراد اشاره شده است. با این تاریخچه حتی اگر منظور قرآن از کلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نیست.

نقد شبهه

گستردگی مفهومی واژه «بنان»

«بنان» از ریشه «بنن» در لغت به معنای انگشت دست و پا؛[۱][۲][۳] اطراف انگشت؛[۴][۵][۶][۷] انگشتان و دیگر اعضای بدن می‌باشد[۸] و به هر چیزی که استواری و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گویند و چون زندگی انسان بر انگشتان استوار می‌گردد و با آنها کارها سامان‌دهی می‌شود، به آن «بنان» گفته می‌شود.[۹] از این‌رو اطراف انگشتان که یکی از معانی «بنان» می‌باشد، همان خطوط، ویژگی‌ها و خصوصیات هر انگشتی است که با انگشت دیگران متفاوت می‌باشد و با این نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمه‌ای درست و مناسب است که در لغت‌نامه‌ها بدان اشاره شده است، هرچند ممکن است کلمه «بنان» در جای دیگر به معنای خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آیه ۱۲ سوره انفال همین معنا بدست می‌آید: ﴿فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ؛ پس سرهای‌شان را در هم کوبید و همه انگشتان‌شان را قطع کنید.﴾

بر همین اساس مفسران گفته‌اند علّت تخصیص «بنان» در آیه ۴ سوره قیامت آن است که خدا نه تنها به جمع کردن استخوان‌ها، بلکه به ساختن انگشتان آدمی و خطوط معیّن و دقیق آنها نیز تواناست؛ خطوطی که علم انگشت‌نگاری روشن می‌کند در انسان‌ها یکسان نیستند و مناسب‌ترین معنای «بنان» در این آیه را، اطراف انگشت و ویژگی‌های خاص آن می‌دانند که خطوط منحصر به فرد آن در افراد، یکی از این شگفتی‌هاست و قدرت الهی می‌طلبد تا دوباره خلق شود.[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵] خلاصه سخن اینکه «بنان» هم به معنای انگشت و هم به معنای بندهای آن و هم به معنای اطراف انگشت و خطوط و ویژگی‌های منحصر به فرد آن در انسان‌هاست.

اعجار علمی یا شگفتی‌های علمی

کشف اسرار هستی، روشن ساختن ابعاد وجودی مخلوقات و سخن گفتن از ناپیدایی‌های دانش فراتر از آن محیطی که آن روز می‌اندیشیدند، از شگفتی‌های قرآن است که برخی از آن به اعجاز علمی قرآن تعبیر می‌کنند؛ لذا مقصود از اعجاز علمی آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمول‌های علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتی‌های علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع قرآن کریم است.[۱۶]

چرایی اشاره قرآن به سرانگشت

این سؤال مطرح می‌شود که چرا خدا از میان اعضای انسان به سر انگشت اشاره کرده است؟! در پاسخ باید گفت:

  1. این تعبیر اشاره لطیفی به خصوصیات موجود در خطوط سرانگشت انسان‌هاست که با خطوط سرانگشت دیگران فرق دارد و این خطوط ظریف و پیچیده‌ای که در سرانگشتان هر انسانی نقش بسته است، بیانگر آفریننده تواناست که سزاوار پرستش می‌باشد.[۱۷][۱۸]
  2. به خلقت عجیب انگشت اشاره دارد که صورت‌های مختلف و خصوصیات ترکیبی و عددی را در خود جمع کرده است و فواید بسیاری بر آن مترتب می‌شود؛ مثلاً به حالت‌های مختلفی باز و بسته می‌شود، حرکات ظریف و کارهای دقیق توسط آن انجام می‌شود که اسرارش یکی پس از دیگری برای انسان با پیشرفت دانش بشری کشف می‌شود.[۱۹][۲۰]

قرآن اولین منبع اشاره کننده به اثر انگشت

در اواخر قرن نوزدهم میلادی علم تجربی به این حقیقت و کشف رسید که اثر انگشت هر شخصی منحصر به فرد است و هیچ شباهتی با دیگر افراد ندارد و این اثر انگشت از اول خلقت تا آخر عمر تغییر نمی‌کند؛ این در حالی است که قرآن کریم چهارده قرن پیش به این کشف علمی اشاره نموده است.[۲۱][۲۲][۲۳]

هر چند ممکن است برخی ادعا کنند که در قرن‌های قبل نیز از انگشت‌زدن بر روی سفال‌ها، کوزه‌ها و نامه‌ها استفاده می‌شد؛ اما این انگشت‌زدن بدان معنا نبود که آنها رازهای خطوط انگشت را کشف کرده بودند زیرا تا قرن نوزده پس از میلاد کسی از متفاوت بودن اثر انگشت افراد با خبر نبود و این یعنی اثر انگشت تا این زمان ناشناخته بود و اگر قرآن قرن‌ها پیش بدان اشاره کرده، بیانگر سرچشمه الهی داشتن قرآن می‌باشد.[۲۴][۲۵]


منابع

  1. ↑ موسی، حسین یوسف (۱۴۱۰). الإفصاح فی فقه اللغة. ج۲. قم، مکتب الاعلام الاسلامی. ص۱۱۶۸.
  2. ↑ ابن سیده، علی (۱۴۲۱). المحکم و المحیط الأعظم. ج۱۰. بیروت، دار الکتب العلمیة. ص۴۶۵.
  3. ↑ ابن اثیر، مبارک (۱۳۶۷). النهایة فی غریب الحدیث و الأثر. ج۱. قم، اسماعیلیان. ص۱۵۷.
  4. ↑ جوهری، اسماعیل (۱۳۷۶). الصحاح. ج۵. بیروت، دار العلم للملایین. ص۲۰۸۰.
  5. ↑ فیروزآبادی، محمد (۱۴۱۵). القاموس المحیط. ج۴. بیروت، دار الکتب العلمیة. ص۱۸۶.
  6. ↑ مرتضی زبیدی، محمد (۱۴۱۴). تاج العروس من جواهر القاموس. ج۱۸. بیروت، دار الفکر. ص۶۸.
  7. ↑ فراهیدی، خلیل (۱۴۰۹). کتاب العین. ج۸. قم، نشر هجرت. ص۳۷۲.
  8. ↑ ازهری، محمد (۱۴۲۱). تهذیب اللغة. ج۱۵. بیروت، دار احیاء التراث العربی. ص۳۳۷.
  9. ↑ راغب اصفهانی، حسین (۱۳۷۴). مفردات الفاظ قرآن. ج۱. تهران، مرتضوی. ص۳۱۳.
  10. ↑ ابن قتیبه، عبدالله (۱۴۱۱). تفسیر غریب القرآن. بیروت، دار و مکتبة الهلال. ص۱۵۳.
  11. ↑ ابوعبیده، معمر (۱۳۸۱). مجاز القرآن. ج۱. قاهره، مکتبة الخانجی. ص۲۴۲.
  12. ↑ نیشابوری، محمود (۱۴۱۰). وضح البرهان فی مشکلات القرآن. ج۱. بیروت، دار القلم. ص۳۸۰.
  13. ↑ رسعنی، عبدالرزاق (۱۴۲۹). رموز الکنوز فی تفسیر الکتاب العزیز. ج۲. مکه، مکتبة الأسدی. ص۳۸۱.
  14. ↑ ابوالسعود، محمد (۱۹۸۳). ارشاد العقل السلیم الی مزایا القرآن الکریم. ج۴. بیروت، دار إحیاء التراث العربی. ص۱۱.
  15. ↑ مروان وحید، شعبان (۱۴۲۷). الإعجاز القرآنی فی ضوء الاکتشاف العلمی الحدیث. بیروت، دار المعرفه. ص۱۶۳.
  16. ↑ عظیم زاده، فائزه (۱۳۸۰). نگرشی نوین بر تاریخ و علوم قرآنی. تهران، بنیاد قرآن. ص۲۳۸.
  17. ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. ج۲۵. تهران، دار الکتب الاسلامیه. ص۲۷۸.
  18. ↑ قرشی، علی اکبر (۱۳۷۷). تفسیر احسن الحدیث. ج۱۱. تهران، بنیاد بعثت. ص۴۴۹.
  19. ↑ طباطبایی، سید محمد حسین (۱۳۷۴). المیزان فی تفسیر القرآن. ج۲۰. قم، دفتر انتشارات اسلامی. ص۱۶۵.
  20. ↑ نیشابوری، حسن (۱۴۱۶). تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان. ج۶. بیروت، دار الکتب العلمیة. ص۴۰۰.
  21. ↑ اشیقر، محمد علی (۱۴۰۸). لمحات من تاریخ القرآن. بیروت، مؤسسه اعلمی. ص۳۰۶.
  22. ↑ عبیدی، خالد فائق (۱۴۲۶). الطب فی القرآن و السنة. ج۹. بیروت، دار الکتب العلمیه. ص۴۶.
  23. ↑ صابونی، محمد علی (۱۴۰۵). التبیان فی علوم القرآن. بیروت، عالم الکتب. ص۱۳۵.
  24. ↑ شریف، عدنان (۲۰۰۱). من علم الطب القرآنی الثوابت العلمیة فی القرآن الکریم. بیروت، دار العلم للملایین. ص۱۰۷.
  25. ↑ فیومی، سعید صلاح (۱۴۲۴). الإعجاز العلمی فی القرآن الکریم. قاهره، مکتبة القدسی. ص۷۷.