پرش به محتوا

گناهان پنهان و آشکار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جز فرج الله عباسی صفحهٔ گناهان پنهان و آشکار در آیه ۱۵۱ سوره انعام را به گناهان پنهان و آشکار در قرآن منتقل کرد: در قرآن دو آیه درباره فواحش آشکار و پنهان است و یک آیه درباره اثم آشکار و پنهان. ازاین‌رو باید عنوان کلی باشد
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
بازنویسی و تکمیل مدخل
 
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش}}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
خط ۷: خط ۵:
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}


مضمون آیه ۱۵۱ [[سوره انعام]] مطلق است و همه گناهان آشکار و پنهان را شامل می‌شود. مفسران برای فواحش پنهان و آشکار مصادیقی برشمرده‌اند. برخی مفسران خوردن پنهانی حیوانی که نام خدا موقع ذبح بر آن برده نشده است و نیز روابط پنهانی نامشروع را مصداق گناه پنهان در این آیه دانسته‌اند. ظلم، شرک، زنا از مصادیق گناهان آشکار است. در آیه ۳۳ سوره اعراف هم این عبارت وجود دارد.
قرآن گناه را به دو نوع ظاهر (آشکار) و باطن (پنهان) تقسیم کرده است. «اثم» به گناهی گفته می‌شود که مانع رسیدن به ثواب است و «فواحش» به زشتی‌های بزرگ گفتاری و رفتاری اطلاق می‌گردد. منظور از گناه ظاهری، اعمال حرامی است که با اندام یا در برابر دیگران انجام می‌شود؛ مانند زنا و شرک. گناه باطنی شامل گناهان قلبی و اعتقادی، نگاه‌های آلوده، ترک واجبات، و اعمال پنهانی است که زشتی آن برای همگان روشن نیست. قرآن به‌صراحت از همه گناهان، چه آشکار و چه پنهان، نهی کرده و می‌فرماید: {{قرآن|گناه آشکار و پنهان را رها کنید.}}


== متن آیه ==
== واژه‌شناسی==
{{قرآن بزرگ|...وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ...
 
| سوره = انعام
=== واژه اثم ===
| آیه = ۱۵۱
کلمه اثم با مشتقات مختلف، ۴۸ مرتبه در قرآن کریم به کار رفته است. اثم بمعنای تأخیر و درنگ کردن و ممانعت است. <ref>ابن فارس، أحمد بن فارس، معجم مقاييس اللغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۶۰.</ref> واژه اثم را به گناه معنا کرده‌اند یعنی عملی که انجام دادن آن حلال نباشد. <ref>ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۵.</ref> این واژه، اسمی است برای افعالی که مانع رسیدن به ثواب و پاداش است.<ref>راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بيروت، دار الشاميه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ص۶۳.</ref> اثم عبارت از گناهی است که از مخالفت امر پروردگار برای انسان حاصل می‌شود. چون گناه در فاعل آن نقصان به وجود می‌آورد، آن را اثم گویند و از آن لحاظ که مخالفت امر خدا است، عصیان گفته می‌شود.<ref>شعرانی، ابو الحسن، نثر طوبی، تهران، کتاب فروشی اسلامی، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۷.</ref> با توجه به آیاتی که در آن‌ها واژه اثم و مشتقات آن به کار رفته است، می‌توان دریافت که این واژه، ناظر به زیان و منقصت در اثر گناه است. <ref>سوره بقره، آیه۲۱۹، ۲۸۳. سوره نساء، آیه۱۱۲. سوره حجرات،آیه ۱۲</ref>
| ترجمه = و به كارهاى زشت چه پنهان و چه آشكارا نزديك مشويد.
 
}}
=== واژه فواحش ===
واژه فواحش با مشتقاتش ۲۴ مرتبه در قرآن آمده است.<ref> سوره بقره، آیه ۱۶۹و ۲۶۸. سوره آل عمران، آیه ۱۳۵. سوره نساء، آیه ۱۵، ۱۹، ۲۲، ۲۵. سوره انعام، آیه ۱۵۱. سوره اعراف، آیه ۲۸، ۳۳، ۸۰. سوره یوسف، آیه ۲۴. سوره نحل، آیه ۹۰. سوره اسراء، آیه ۳۲. سوره نور، آیه ۱۹، ۲۱. سوره نمل، آیه ۵۴. سوره عنکبوت، آیه ۲۸، ۴۵. سوره احزاب، آیه ۳۰. سوره شوری، آیه ۳۷. سوره نجم، آیه ۳۲. سوره طلاق، آیه ۱.</ref> واژه فواحش از ریشه فحش به معنی هرگونه رفتار و گفتاری است که زشتی آن بزرگ باشد. <ref>راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بیروت، دار الشاميه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ص۶۲۶.</ref><ref>قرشى بنابى، على ‏اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۱۵۳.</ref> در قرآن مجید نیز گاهی همراه اثم آمده است.<ref>سوره شوری، آیه ۳۷. سوره نجم، آیه ۳۲. سوره اعراف، آیه ۳۳. </ref> و در همین معنی وسیع استعمال شده که معنای گناه را می‌رساند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۴ش، ج۲۰، ص۴۵۹.</ref>


== معنا و مصداق فواحش آشکار و پنهان ==
=== واژه ظاهر و باطن===
واژه فواحش جمع فاحشه به معنی هرگونه رفتار و گفتاری است که زشتی آن بزرگ باشد.<ref>الفاظ القرآن، همان، ص۴۱۸.</ref> در قرآن مجید نیز گاهی در همین معنی وسیع استعمال شده و همراه اثم آمده است.<ref>شوری/ ۳۷.</ref> که معنای گناه را می‌رساند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۴ش، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۲۰، ص۴۵۹.</ref>
واژه ظاهر یعنی آشکار، پیدا و آنچه با چشم دیده می‌شود و باطن یعنی ناپیدا، پنهان و آنچه خلاف ظاهر است. <ref>ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۵۲۰. ج۱۳، ص۵۲.</ref><ref>مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم - تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، ج۷، ص۱۸۲. ج۱، ص۲۹۱.</ref> در قرآن مجید هم آمده است که {{قرآن|وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ| ترجمه= و گناه آشکار و پنهان را رها کنید.| سوره=انعام| آیه= ۱۲۰}}


واژه ظاهر یعنی آشکار و آنچه با چشم دیده می‌شود (پیدا) و باطن یعنی ناپیدا و پنهان و آنچه خلاف ظاهر است.<ref>لسان العرب، همان، ص۴۳۴.</ref> در قرآن مجید هم آمده است که {{قرآن|وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ}}<ref>انعام/ ۱۲۰.</ref> و گناه آشکار و پنهان را رها کنید. در باب گناه ظاهری و باطنی، علامه طباطبایی در ذیل آیه ۱۲۰ از سوره انعام می‌فرماید: گرچه به حسب مضمون، آیه مطلق است، و از جمیع گناهان ظاهری و (آشکار) و باطنی (پنهان) نهی می‌کند، ولی از سیاق آیات قبل و بعد از آن استفاده می‌شود که (آیه) مربوط به خوردن گوشت حیوانی است که اسم و نام خدا به هنگام ذبح بر آن برده نشده که مصرف آن حرام است… (بنابراین)، مراد از گناه ظاهری آن گناهی است که شومی (و ابدی) عاقبت و زشتی اثرش بر کسی پوشیده نیست، مانند شرک، آشوبگری و ظلم، و مراد از گناه باطنی آن گناهی است که زشتیش همه کس فهم نیست، مانند خوردن میته (مرده) خون و گوشت خوک این قسم از گناه با تعلیم خدایی شناخته می‌شود و عقل نیز گاهی آن را درک می‌کند، این معنایی که ما برای گناه ظاهری و باطنی کردیم، معنایی است که ظاهر سیاق آن را افاده می‌کند.<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۷، ص۴۵۸.</ref>
== گناه و فحشای آشکار و پنهان در قرآن ==
خداوند در قرآن واژه‌هایی را برای گناه به کار برده است؛<ref>قرائتی، محسن، گناه‌شناسی، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ۱۳۸۶ش، ص۷.</ref> از جمله: ذنب،<ref>سوره غافر، آیه ۳. سوره عنکبوت، آیه۴۰. و ... .</ref> عصیان،<ref>سوره حجرات، آیه ۷. سوره ابراهیم، آیه ۳۶. و ... .</ref> اثم،<ref>سوره بقره، آیه ۱۷، ۱۸۲، ۲۰۳، ۲۱۹. سوره نساء، آیه ۲۰، ۴۸، ۵۰، ۱۱۱. و ... .</ref> سیئه،<ref>سوره رعد، آیه ۲۲. سوره مومنون، آیه ۹۶. و ... .</ref> جرم،<ref>سوره انعام، آیه ۱۲۴. سوره طه، آیه ۷۲. و ... .</ref> حرام،<ref>سوره نحل، آیه ۱۱۶. سوره انبیاء، آیه ۹۵. و ... .</ref> خطیئه،<ref>سوره بقره، آیه ۸۱. سوره نساء، آیه ۱۱۲. و ... .</ref> فسق،<ref>سوره مائده، آیه ۳. سوره انعام، آیه ۱۴۵. و ... .</ref> فساد،<ref>سوره قصص، آیه ۷۷. سوره فجر، آیه ۱۲. و ... .</ref> فجور،<ref>سوره شمس، آیه ۸. سوره ص، آیه ۲۸. و ... .</ref> منکر،<ref>سوره مجادله، آیه ۳۲. سوره مائده، آیه ۷۹. و ... .</ref> فاحشه،<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۳۵. سوره نساء، آیه ۲۲. و ... .</ref> حنث؛<ref>سوره واقعه، آیه ۴۶.</ref> اما قرآن، «اثم» و «فواحش» را به «ظاهر: آشکار» و «باطن: پنهان» تقسیم کرده است.
* {{قرآن|وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ إِنَّ الَّذينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِما كانُوا يَقْتَرِفُونَ | ترجمه= گناهان آشكار و پنهان را رها كنيد! زيرا كسانى كه گناه مى‏كنند، بزودى در برابر آنچه مرتكب مى‏شدند، مجازات خواهند شد.|سوره= انعام|آیه= ۱۲۰ }}
* {{قرآن| قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتي‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ | ترجمه= بگو: «بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است براي‌تان بخوانم: اينكه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشيد! ما شما و آنها را روزى مى‏دهيم؛ و نزديك كارهاى زشت نرويد، چه آشكار باشد چه پنهان! و انسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد! مگر بحق (و از روى استحقاق)؛ اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، شايد درك كنيد!|سوره= انعام|آیه=۱۵۱}}
* مراد از گناه ظاهری آن گناهی است که شومی و بدی عاقبت آن و زشتی اثرش بر کسی پوشیده نیست، مانند شرک، آشوب‌گری و ظلم، و مراد از گناه باطنی آن گناهی است که زشتیش همه کس فهم نیست، مانند خوردن گوشت حرام، خوردن خون و گوشت خوک که این قسم از گناه با تعلیم خدایی شناخته می‌شود و عقل نیز گاهی آن را درک می‌کند.<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن ، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۷، ص۴۵۸.</ref>
* {{قرآن|قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ |ترجمه= بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است؛ و (همچنين) گناه و ستم بناحق را؛ و اينكه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده، شريك او قرار دهيد؛ و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى‏دانيد.»|سوره= أعراف|آیه= ۳۳}}


بعضی از مفسران معانی دیگری برای آن کرده‌اند، از جمله گفته‌اند: ظاهر بودن گناه و باطن بودن آن به معنای علنی بودن و پنهانی بودن آن است، و نیز گفته‌اند: مقصود از گناه ظاهری، گناهانی که از اعضا و جوارح آدمی سر می‌زند، است و گناه باطنی، گناهان قلبی و درونی است. و نیز گفته‌اند: گناه ظاهری به معنای زنا و گناه باطنی روابط پنهانی نامشروع است و….<ref>طبرسی، حسن بن فضل، مجمع‌البیان، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۱۵ ه‍. ق، ج۴، ص۱۴۹. و المیزان، همان، ج۷، ص۴۵۸.</ref> در تفسیر نمونه آمده که «آیه یاد شده مفهوم وسیعی دارد که تمام این تفسیرهای یاد شده را در برمی‌گیرد.<ref>تفسیر نمونه، همان، ج۵، ص۴۲۱ و ۴۲۰.</ref>
== چیستی گناه آشکار و پنهان ==
* گناه آشکار یعنی گناهانی که اعضای بدن انجام می‌دهد و گناه باطن یعنی گناهان اعتقادی و قلبی.<ref>جصاص، احمد بن على، احكام القرآن، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۱۷۰.</ref> <ref>تسترى، سهل بن عبدالله، تفسير التسترى، بیروت، دار الكتب العلميه، منشورات محمد علي بيضون، چاپ اول، ۱۴۲۳ق، ص۶۲.</ref>
* گناهان آشکار گناهانی است که فرد جلو چشم دیگران مرتکب می‌شود و گناهانی که دور از چشم مردم باشد، گناه باطن است. <ref>صنعانى، عبدالرزاق بن همام، تفسير القرآن العزيز المسمّى تفسير عبدالرزاق، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۱۰.</ref><ref>طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۱.</ref><ref>طوسى، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ج۴، ص۲۵۵.</ref>
* گناه ظاهر یعنی مرتکب کار حرام شدن و گناه باطن یعنی ترک کردن واجبات دینی.<ref>سمرقندى، نصر بن محمد، تفسير السمرقندى المسمى بحر العلوم، بیروت، دار الفكر، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۷۸.</ref>
* گناه ظاهر یعنی زنا کردن و گناه باطن یعنی نگاه، لمس و بوسیدن و یا دوست داشتن نامشروع نامحرمان. <ref>سمرقندى، نصر بن محمد، تفسير السمرقندى المسمى بحر العلوم، بیروت، دار الفكر، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۷۸.</ref><ref>فراء، يحيى بن زياد، معانى القرآن، مصر - قاهره ، الهيئه المصريه العامه للكتاب، چاپ دوم، ۱۹۸۰م، ج۱، ص۳۵۲.</ref><ref>ابن‏قتيبه، عبدالله بن مسلم، تفسير غريب القرآن، بیروت، دار و مكتبه الهلال، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ص۱۳۷.</ref>
* قرآن هشدار می‌دهد که همه گناهان را ترک کنید، چه آشکارا باشد و چه مخفیانه.<ref>ثعلبى، احمد بن محمد، الكشف و البيان، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۱۸۵.</ref><ref>واحدى، على بن احمد، الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز، بیروت، دار القلم، چاپ اول، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۷۳.</ref>


مراد از «فاحشه ظاهری» در آیه ۱۵۱ از سوره انعام که در ابتدای همین تحقیق آمد گناه علنی و مقصود از «فاحشه باطنی» گناه سرّی و روابط نامشروع برقرار کردن در پنهانی است.<ref>ترجمه المیزان، همان، ص۵۱۷.</ref> از [[امام سجاد(ع)]] نقل شده است که معنای «وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ» فرمودند: «فواحش ظاهری و آشکار» مانند ازدواج با زن پدر و «فواحش باطنی و پنهان» مانند «زنا» است.<ref>عیاشی، التفسیر (تفسیر عیاشی)، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، المکنیه العلمیه الاسلامیه، ج۱، ص۳۸۳ و المیزان، همان، جلد ۷، ص۵۳۰.</ref> این روایت از باب تطبیق کلّی بر مصداق است؛<ref>المیزان، همان، ج ۷، ص۵۳۰.</ref> یعنی یکی از مصادیق فواحش ظاهری «ازدواج با زن پدر» است و یکی از مصادیق فواحش باطنی «زنا» می‌باشد.
با توجه به مجموعه آیات می‌توان گفت این آیات معنای وسیعی دارد و شامل همه موارد می‌شود و خداوند هشدار می‌دهد از سرپیچی دستورات الهی پرهیز کنید. <ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۴۲۰.</ref>


در آیه ۳۳ [[سوره اعراف]] هم این عبارت آمده است.
{{پایان پاسخ}}
{{پایان پاسخ}}
{{مطالعه بیشتر}}
{{مطالعه بیشتر}}


== مطالعه بیشتر ==


{{پایان مطالعه بیشتر}}
{{پایان مطالعه بیشتر}}
== جستارهای وابسته ==
* [[مصادیق گناه در قرآن]]


== منابع ==
== منابع ==
خط ۴۸: خط ۵۸:
  | ناوبری =
  | ناوبری =
  | نمایه =
  | نمایه =
  | تغییر مسیر =
  | تغییر مسیر = شد
  | ارجاعات =
  | ارجاعات =
  | بازبینی =
  | بازبینی =
  | تکمیل =
  | تکمیل =
  | اولویت =ج
  | اولویت =ج
  | کیفیت =ج
  | کیفیت =ب
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۲

سؤال

مراد از گناه ظاهری و باطنی از نظر قرآن چیست؟


قرآن گناه را به دو نوع ظاهر (آشکار) و باطن (پنهان) تقسیم کرده است. «اثم» به گناهی گفته می‌شود که مانع رسیدن به ثواب است و «فواحش» به زشتی‌های بزرگ گفتاری و رفتاری اطلاق می‌گردد. منظور از گناه ظاهری، اعمال حرامی است که با اندام یا در برابر دیگران انجام می‌شود؛ مانند زنا و شرک. گناه باطنی شامل گناهان قلبی و اعتقادی، نگاه‌های آلوده، ترک واجبات، و اعمال پنهانی است که زشتی آن برای همگان روشن نیست. قرآن به‌صراحت از همه گناهان، چه آشکار و چه پنهان، نهی کرده و می‌فرماید: ﴿گناه آشکار و پنهان را رها کنید.

واژه‌شناسی

واژه اثم

کلمه اثم با مشتقات مختلف، ۴۸ مرتبه در قرآن کریم به کار رفته است. اثم بمعنای تأخیر و درنگ کردن و ممانعت است. [۱] واژه اثم را به گناه معنا کرده‌اند یعنی عملی که انجام دادن آن حلال نباشد. [۲] این واژه، اسمی است برای افعالی که مانع رسیدن به ثواب و پاداش است.[۳] اثم عبارت از گناهی است که از مخالفت امر پروردگار برای انسان حاصل می‌شود. چون گناه در فاعل آن نقصان به وجود می‌آورد، آن را اثم گویند و از آن لحاظ که مخالفت امر خدا است، عصیان گفته می‌شود.[۴] با توجه به آیاتی که در آن‌ها واژه اثم و مشتقات آن به کار رفته است، می‌توان دریافت که این واژه، ناظر به زیان و منقصت در اثر گناه است. [۵]

واژه فواحش

واژه فواحش با مشتقاتش ۲۴ مرتبه در قرآن آمده است.[۶] واژه فواحش از ریشه فحش به معنی هرگونه رفتار و گفتاری است که زشتی آن بزرگ باشد. [۷][۸] در قرآن مجید نیز گاهی همراه اثم آمده است.[۹] و در همین معنی وسیع استعمال شده که معنای گناه را می‌رساند.[۱۰]

واژه ظاهر و باطن

واژه ظاهر یعنی آشکار، پیدا و آنچه با چشم دیده می‌شود و باطن یعنی ناپیدا، پنهان و آنچه خلاف ظاهر است. [۱۱][۱۲] در قرآن مجید هم آمده است که ﴿وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ؛ و گناه آشکار و پنهان را رها کنید.(انعام:۱۲۰)

گناه و فحشای آشکار و پنهان در قرآن

خداوند در قرآن واژه‌هایی را برای گناه به کار برده است؛[۱۳] از جمله: ذنب،[۱۴] عصیان،[۱۵] اثم،[۱۶] سیئه،[۱۷] جرم،[۱۸] حرام،[۱۹] خطیئه،[۲۰] فسق،[۲۱] فساد،[۲۲] فجور،[۲۳] منکر،[۲۴] فاحشه،[۲۵] حنث؛[۲۶] اما قرآن، «اثم» و «فواحش» را به «ظاهر: آشکار» و «باطن: پنهان» تقسیم کرده است.

  • ﴿وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ إِنَّ الَّذينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِما كانُوا يَقْتَرِفُونَ؛ گناهان آشكار و پنهان را رها كنيد! زيرا كسانى كه گناه مى‏كنند، بزودى در برابر آنچه مرتكب مى‏شدند، مجازات خواهند شد.(انعام:۱۲۰)
  • ﴿قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتي‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛ بگو: «بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است براي‌تان بخوانم: اينكه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشيد! ما شما و آنها را روزى مى‏دهيم؛ و نزديك كارهاى زشت نرويد، چه آشكار باشد چه پنهان! و انسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد! مگر بحق (و از روى استحقاق)؛ اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، شايد درك كنيد!(انعام:۱۵۱)
  • مراد از گناه ظاهری آن گناهی است که شومی و بدی عاقبت آن و زشتی اثرش بر کسی پوشیده نیست، مانند شرک، آشوب‌گری و ظلم، و مراد از گناه باطنی آن گناهی است که زشتیش همه کس فهم نیست، مانند خوردن گوشت حرام، خوردن خون و گوشت خوک که این قسم از گناه با تعلیم خدایی شناخته می‌شود و عقل نیز گاهی آن را درک می‌کند.[۲۷]
  • ﴿قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ؛ بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است؛ و (همچنين) گناه و ستم بناحق را؛ و اينكه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده، شريك او قرار دهيد؛ و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى‏دانيد.»(أعراف:۳۳)

چیستی گناه آشکار و پنهان

  • گناه آشکار یعنی گناهانی که اعضای بدن انجام می‌دهد و گناه باطن یعنی گناهان اعتقادی و قلبی.[۲۸] [۲۹]
  • گناهان آشکار گناهانی است که فرد جلو چشم دیگران مرتکب می‌شود و گناهانی که دور از چشم مردم باشد، گناه باطن است. [۳۰][۳۱][۳۲]
  • گناه ظاهر یعنی مرتکب کار حرام شدن و گناه باطن یعنی ترک کردن واجبات دینی.[۳۳]
  • گناه ظاهر یعنی زنا کردن و گناه باطن یعنی نگاه، لمس و بوسیدن و یا دوست داشتن نامشروع نامحرمان. [۳۴][۳۵][۳۶]
  • قرآن هشدار می‌دهد که همه گناهان را ترک کنید، چه آشکارا باشد و چه مخفیانه.[۳۷][۳۸]

با توجه به مجموعه آیات می‌توان گفت این آیات معنای وسیعی دارد و شامل همه موارد می‌شود و خداوند هشدار می‌دهد از سرپیچی دستورات الهی پرهیز کنید. [۳۹]




جستارهای وابسته

منابع

  1. ابن فارس، أحمد بن فارس، معجم مقاييس اللغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۶۰.
  2. ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۵.
  3. راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بيروت، دار الشاميه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ص۶۳.
  4. شعرانی، ابو الحسن، نثر طوبی، تهران، کتاب فروشی اسلامی، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۷.
  5. سوره بقره، آیه۲۱۹، ۲۸۳. سوره نساء، آیه۱۱۲. سوره حجرات،آیه ۱۲
  6. سوره بقره، آیه ۱۶۹و ۲۶۸. سوره آل عمران، آیه ۱۳۵. سوره نساء، آیه ۱۵، ۱۹، ۲۲، ۲۵. سوره انعام، آیه ۱۵۱. سوره اعراف، آیه ۲۸، ۳۳، ۸۰. سوره یوسف، آیه ۲۴. سوره نحل، آیه ۹۰. سوره اسراء، آیه ۳۲. سوره نور، آیه ۱۹، ۲۱. سوره نمل، آیه ۵۴. سوره عنکبوت، آیه ۲۸، ۴۵. سوره احزاب، آیه ۳۰. سوره شوری، آیه ۳۷. سوره نجم، آیه ۳۲. سوره طلاق، آیه ۱.
  7. راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بیروت، دار الشاميه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ص۶۲۶.
  8. قرشى بنابى، على ‏اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۱۵۳.
  9. سوره شوری، آیه ۳۷. سوره نجم، آیه ۳۲. سوره اعراف، آیه ۳۳.
  10. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۴ش، ج۲۰، ص۴۵۹.
  11. ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۵۲۰. ج۱۳، ص۵۲.
  12. مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم - تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، ج۷، ص۱۸۲. ج۱، ص۲۹۱.
  13. قرائتی، محسن، گناه‌شناسی، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ۱۳۸۶ش، ص۷.
  14. سوره غافر، آیه ۳. سوره عنکبوت، آیه۴۰. و ... .
  15. سوره حجرات، آیه ۷. سوره ابراهیم، آیه ۳۶. و ... .
  16. سوره بقره، آیه ۱۷، ۱۸۲، ۲۰۳، ۲۱۹. سوره نساء، آیه ۲۰، ۴۸، ۵۰، ۱۱۱. و ... .
  17. سوره رعد، آیه ۲۲. سوره مومنون، آیه ۹۶. و ... .
  18. سوره انعام، آیه ۱۲۴. سوره طه، آیه ۷۲. و ... .
  19. سوره نحل، آیه ۱۱۶. سوره انبیاء، آیه ۹۵. و ... .
  20. سوره بقره، آیه ۸۱. سوره نساء، آیه ۱۱۲. و ... .
  21. سوره مائده، آیه ۳. سوره انعام، آیه ۱۴۵. و ... .
  22. سوره قصص، آیه ۷۷. سوره فجر، آیه ۱۲. و ... .
  23. سوره شمس، آیه ۸. سوره ص، آیه ۲۸. و ... .
  24. سوره مجادله، آیه ۳۲. سوره مائده، آیه ۷۹. و ... .
  25. سوره آل عمران، آیه ۱۳۵. سوره نساء، آیه ۲۲. و ... .
  26. سوره واقعه، آیه ۴۶.
  27. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن ، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۷، ص۴۵۸.
  28. جصاص، احمد بن على، احكام القرآن، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۱۷۰.
  29. تسترى، سهل بن عبدالله، تفسير التسترى، بیروت، دار الكتب العلميه، منشورات محمد علي بيضون، چاپ اول، ۱۴۲۳ق، ص۶۲.
  30. صنعانى، عبدالرزاق بن همام، تفسير القرآن العزيز المسمّى تفسير عبدالرزاق، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۱۰.
  31. طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۱.
  32. طوسى، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ج۴، ص۲۵۵.
  33. سمرقندى، نصر بن محمد، تفسير السمرقندى المسمى بحر العلوم، بیروت، دار الفكر، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۷۸.
  34. سمرقندى، نصر بن محمد، تفسير السمرقندى المسمى بحر العلوم، بیروت، دار الفكر، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۷۸.
  35. فراء، يحيى بن زياد، معانى القرآن، مصر - قاهره ، الهيئه المصريه العامه للكتاب، چاپ دوم، ۱۹۸۰م، ج۱، ص۳۵۲.
  36. ابن‏قتيبه، عبدالله بن مسلم، تفسير غريب القرآن، بیروت، دار و مكتبه الهلال، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ص۱۳۷.
  37. ثعلبى، احمد بن محمد، الكشف و البيان، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۱۸۵.
  38. واحدى، على بن احمد، الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز، بیروت، دار القلم، چاپ اول، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۷۳.
  39. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۴۲۰.