کراهت طلاق: تفاوت میان نسخهها
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
جز ←فساد اخلاقی |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
=== فساد اخلاقی === | === فساد اخلاقی === | ||
مصادیق فساد اخلاقی به شرح زیر است: | مصادیق فساد اخلاقی به شرح زیر است: | ||
* ارتکاب زنا یا [[فحشاء|فحشا]] | * ارتکاب زنا یا [[فحشاء|فحشا]]<ref>ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا، ترجمه: محمد تقىآقا نجفى اصفهانى، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، چاپ اول، بى تا، ج۲، ص۳۲۴.</ref><ref>كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۵، ۴۵۵.</ref><ref>ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۶۵.</ref> | ||
* اعتیاد غیرقابل ترک | * اعتیاد غیرقابل ترک | ||
* رفتارهای خلاف شئون اسلامی | * رفتارهای خلاف شئون اسلامی | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۲
در اسلام، طلاق عملی است که اگرچه در شرایط ضروری جایز شمرده میشود، اما به دلیل آثار ویرانگر آن بر فرد و جامعه — از جمله ازهمگسیختگی خانواده، آسیبهای روحیوروانی به همسران و فرزندان، و سستشدن پایههای اجتماعی — نزد خداوند از مبغوضترین کارهای حلال به شمار میآید. چنانکه پیامبر اکرم (ص) در حدیثی فرمود: «أبغض الحلال إلی الله الطلاق»؛ یعنی مبغوضترین حلال در نزد خدا، طلاق است.
با این حال، این حکم به معنای ممنوعیت مطلق طلاق نیست؛ بلکه در مواردی که زندگی مشترک با دشواری غیرقابلتحملی همراه باشد (عسر و حرج)، یا نافرمانی و ترک وظایف زناشویی (نشوز) رخ دهد، یا فساد اخلاقیای پدید آید که امکان اصلاح آن نباشد، طلاق نهتنها مکروه نیست، بلکه در برخی شرایط حتی واجب یا دستکم جایز دانسته میشود. زیرا در این گونه موقعیتها، حفظ ارزشهای برتر همچون سلامت روانی و کرامت انسانی، اولویتی بالاتر مییابد.
طلاق در روایات
طلاق به عنوان یکی از مهمترین مسائل اجتماعی در اسلام، همواره با نگاهی دوگانه مورد توجه قرار گرفته است. از یک سو، به عنوان «حلال مبغوض» و از سوی دیگر به عنوان آخرین راهحل برای مشکلات خانوادگی مطرح شده است. روایات اسلامی با ظرافت خاصی به این مسئله پرداختهاند و جایگاه واقعی طلاق را در نظام خانواده ترسیم کردهاند.
احادیث نبوی
نبی مکرم میفرمایند: «أبغض الحلال إلى الله الطلاق؛ مبغوضترین حلال نزد خداوند طلاق است»[۱] این حدیث نشان میدهد که اگرچه طلاق در شرایط خاصی جایز است، اما نزد خداوند از همه حلالها ناپسندتر است. علامه مجلسی در بحار الأنوار در توضیح این حدیث مینویسد: «کراهت طلاق به این معنا نیست که حرام است، بلکه نشاندهنده این است که باید تا حد امکان از آن پرهیز کرد.»[۲] و همچنین روایت بعد مؤید همین امر است: «ما أحل الله شيئاً أبغض إليه من الطلاق؛ خداوند چیزی را حلال نکرده که مبغوضتر از طلاق باشد»[۳]
احادیث اهل البیت
امام جعفر صادق فرمود: «إن الله یحب البیت الذی فیه العرس و یبغض البیت الذی فیه الطلاق و ما من شیء أبغض إلى الله من الطلاق؛ خداوند خانهای را که در آن عروسی باشد دوست دارد و خانهای را که در آن طلاق باشد دشمن میدارد و هیچ چیزی نزد خدا مبغوضتر از طلاق نیست»[۴] این روایت به وضوح نشان میدهد که خداوند نهاد خانواده را مقدس میداند و هر چیزی که این نهاد را تهدید کند، مورد نفرت الهی است. شهید مطهری در تفسیر این روایت مینویسد: «طلاق به مثابه مرگ یک خانواده است و همانطور که خداوند حیات را دوست دارد، مرگ خانواده را مبغوض میدارد.»[۵]
همچنین در روایت دیگر، امام محمد باقر میفرمایند: «مَا مِنْ شَيْءٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مِنْ بَيْتٍ يُعْمَرُ بِالنِّكَاحِ، وَمَا مِنْ شَيْءٍ أَبْغَضُ إِلَى اللَّهِ مِنْ بَيْتٍ يُخْرَبُ بِالطَّلَاقِ؛ هیچ چیزی نزد خداوند محبوبتر از خانهای نیست که با ازدواج آباد شود، و هیچ چیزی نزد خدا مبغوضتر از خانهای نیست که با طلاق ویران گردد»[۶] که تمامی این روایات اشاره به حکم کراهت در امر طلاق میکنند.
آثار و پیامدهای طلاق در روایات
امام علی(ع) میفرمایند: «الطلاق یهدم البیت و یفریق الولد؛ طلاق خانه را ویران میکند و فرزندان را پراکندهمیسازد» حضرت در این روایت اشاره دارد به تزلزل بنیانهای اجتماعی که بهواسطه طلاق اتفاق میافتد.[۷]
همچنین نبی مکرم(ص) پیرو پیامدهای طلاق اینگونه میفرمایند: «إذا طلق الرجل امرأته فليس لها منه شيء إلا أن یكون رجعها؛ هنگامی که مردی همسرش را طلاق میدهد، برای زن چیزی باقی نمیماند مگر اینکه او را بازگرداند»[۸]
موارد جواز طلاق در فقه اسلامی
عسر و حرج
وقتی زندگی زناشویی به حدی سخت شود که ادامه آن خارج از طاقت بشری باشد، مانند:
- خشونت مستمر و غیرقابل اصلاح
- بیماریهای صعبالعلاج روانی یا جسمی
- ترک نفقه و وظایف زناشویی برای مدت طولانی.[۹]
در این صورت طبق آیه شریفه قرآن کریم: ﴿لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا؛ تکلیف نمیکند کسی را جز به اندازه توانش.﴾(بقره:۲۳۳) در صورت عسر و حرج شدید، طلاق واجب میشود.[۱۰]
نشوز و نافرمانی
مواردی که شامل نشوز میشود:
- ترک رابطه زناشویی بدون عذر شرعی؛
- ترک انفاق مالی با وجود توانایی؛
- رفتارهای تحقیرآمیز مستمر.[۱۱]
- نافرمانی شوهر در رابطه جنسی: در کتاب «الکافی» آمده است: «النشوز أن یعصیها زوجها فی فراشها» نشوز به این معناست که زن در قبال وظایف زناشویی (به ویژه در رابطه جنسی) از همسرش نافرمانی میکند یا تمکین نمیکند.[۱۲]
فساد اخلاقی
مصادیق فساد اخلاقی به شرح زیر است:
جمعبندی
بر اساس منابع معتبر اسلامی، طلاق اگرچه به عنوان یک راهحل مشروع در موارد ضروری پذیرفته شده، اما نزد خداوند متعال از مبغوضترین حلالها محسوب میشود. پیامبر اکرم(ص) در حدیثی فرمودهاند: «أبغض الحلال إلی الله الطلاق» که نشاندهنده کراهت شدید این عمل است. امام صادق(ع) نیز در حدیثی تأکید میکند که هیچ چیزی نزد خدا مبغوضتر از طلاق نیست، به فرموده امام علی(ع) «الطلاق یهدم البیت» طلاق بنیان خانواده را ویران میسازد. قرآن کریم نیز در آیات متعددی مانند سوره نساء، آیه ۳۵ و سوره بقره، آیه۲۲۹ با تأکید بر مبغوض بودن امر طلاق، مؤمنین را از این کار دور میسازد (مگر به هنگام جواز)؛ با این حساب میتوان به کراهت امر طلاق پیبرد؛ هرچند با توجه به حکم عقل نیز انسان میتوان مبغوض بودن این امر را متوجه شود.[۱۶]
منابع
- ↑ سجستانی، سلیمان بن الأشعث (۲۰۰۹). سنن أبی داود. ج۲. بیروت: دارالرسالة العالمیة. ص۲۵۳.
- ↑ مجلسی، محمد باقر. بحار الانوار. ج۱۰۳. بیروت: دار احیاء التراث العربی. ص۱۲.
- ↑ متقی هندی، علی بن حسام الدین (۱۴۰۹). کنز العمال. ج۱۶. موسسه الرساله. ص۵۵۰.
- ↑ حر عاملی، محمد بن حسن (۱۴۰۹). وسائل الشیعة. ج۲۲. قم: مؤسسة آل البیت(ع). ص۷.
- ↑ مطهری، مرتضی (۱۳۹۷). نظام حقوق زن در اسلام. تهران: صدرا. ص۳۴۲.
- ↑ حر عاملی، محمد بن حسن (۱۴۰۹). وسائل الشیعة. ج۲۲. قم: مؤسسة آل البیت(ع). ص۸.
- ↑ ابن شعبه حرانی، حسن بن علی (۱۴۰۴). تحف العقول. قم: جامعه مدرسین. ص۸۴.
- ↑ ترمذی، محمد بن عیسی (۱۱۸۷). سنن الترمذی. ج۳. بیروت: دار الغرب الإسلامی. ص۴۶۶.
- ↑ خمینی، روحالله (۱۳۹۰). تحریر الوسیله. ج۲. قم: مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار امام خمینی. ص۳۰۴.
- ↑ خمینی، روحالله (۱۳۹۰). تحریر الوسیله. ج۲. قم: مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار امام خمینی. ص۳۰۴.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۶۵). الکافی. ج۵. تهران: دارالکتاب الاسلامیه. ص۵۰۷.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۶۵). الکافی. ج۵. تهران: دارالکتاب الاسلامیه. ص۵۰۶.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا، ترجمه: محمد تقىآقا نجفى اصفهانى، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، چاپ اول، بى تا، ج۲، ص۳۲۴.
- ↑ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۵، ۴۵۵.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۶۵.
- ↑ شیرازی، سید محمد. طلاق از دیدگاه اسلام. هجرت. ص۶۳.
