(۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
{{ویرایش}}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
رد ادعای اعجاز اثر انگشت در قرآن. ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺷﺮﺡ ﺁﯾۀ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ.
آیا واژه بنان در آیه ۴ سوره قیامت اشاره به اثر انگشت دارد که مسلمانان با توجه به آن قائل به اعجاز قرآن هستند؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
خط ۸:
خط ۷:
{{درگاه|قرآن و احادیث}}
{{درگاه|قرآن و احادیث}}
== شبهه ==
[[قرآن]] کتاب [[هدایت]] است که در جهت تربیت و انسانسازی فراهم شده و تمامی مطالب آن در راستای رشد و تعالی اوست، لکن اشاراتی گذرا به برخی از اسرار هستی دارد که در صدر [[اسلام]]، راهی جز از طریق [[وحی]] برای شناخت این شگفتیها نبوده است و با پیشرفت دانش بشری، برخی از آنها روشن شده و عظمت قرآن برای دانشمندان بیشتر گردیده که چگونه ۱۴۰۰ سال پیش، قرآن از آنها یاد نموده است. بشر آن روز، درکی از آنها نداشته، همانطور که بشر امروزی نیز، در مواردی، درکی از این شگفتیها ندارد و شاید هزاران سال باید بگذرد تا نکات دقیق علمی قرآن مورد شناسایی واقع شود. یکی از این شگفتیها احیا و تنظیم سر انگشتان است و قرنها از نزول قرآن گذشت تا کشف شد که هر کس، اثر انگشت مخصوص به خود دارد؛ چه سرّی در سر انگشتان است که اینچنین بدان توجه شده است؟!
مقصود از اعجاز آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمولهای علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتیهای علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع قرآن کریم است.
مسلمانان آیه ۴ سوره قیامت را یکی از معجزات قرآن میدانند: {{قرآن|بَلَی قَادِرِینَ عَلَی أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ|ترجمه=بله! ما توانا بر مرتب کردن (ساختن) انگشتان او نیز هستیم}}؛ ایشان قائلاند خداوند در این آیه اشاره به «اثر انگشت» کرده که میان هر انسانی منحصر به فرد است؛ موضوعی که علم جدید بهتازگی به آن دست پیدا کرده است؛ حال آنکه براساس کتابهای لغت، واژه «بنان» در آیه بهمعنای «انگشت» یا «اطراف انگشت» است نه اثر انگشت.
ﺍﯾﻦ ﺁﯾﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻭ ﺗﺄﮐﯿﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ الله ﺑﺮ ﺗﻮﺍﻧﺎﺋﯿﺶ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻥ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻋﻀﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ. براى واكاوى بيشتر اين موضوع سرى به آيه پيشين اين آيه ميزنيم: آيه ٣ سوره قيامة: ﺃَﻳَﺤْﺴَﺐُ ﺍﻟْﺈِﻧﺴَﺎﻥُ ﺃَﻟَّﻦ ﻧَﺠْﻤَﻊَ ﻋِﻈَﺎﻣَﻪُ ترجمه: ﺁﻳﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﯼ ﻧﻤﯽكنيم؟ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ كلمهاى كه معنى اثر انگشت را بدهد، “ﺑﺼﻤﻪ” است. البته ﺷﺎﯾﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﭘﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻣﺎ ﻣﻌﻨﯽ ﺑﻨﺎﻥ در زبان عربى: ﻗﻄﻊ ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﻗﺎﻣﻮﺱ ﻣﺤﯿﻂ ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪﯼ ﻓﯿﺮﻭﺯﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺛﻖﺗﺮﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﺮﺟﻊ ﻋﺮﺑﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪﯼ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻭﺍﮊﻩﺍﺳﺖ (ﺷﺮﺡ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﻭﯾﮑﯽﭘﺪﯾﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ) ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻣﻮﺱ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺑﻨﺎﻥ “ﺍﻧﮕﺸﺖ” ﻭ ﯾﺎ “ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺍﻧﮕﺸﺖ” ﺍﺳﺖ: ﺍﻟﺒَﻨﺎﻥُ: ﺍﻻﺻﺎﺑِﻊُ، ﺍﻭ ﺍﻃﺮﺍﻓُﻬﺎ. ﺳﯿﺒﻮﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻋﺎﻟﻢ ﺻﺮﻑ ﻭ ﻧﺤﻮ ﻋﺮﺑﯽ، ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﺮﻑ ﻭ ﻧﺤﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻋﺮﺍﺏ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺷﯿﺦ ﺍﻟﻨﺤﺎ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪ، و قبل از ايشان چيزى به نام صرف و نحو يا همان گرامر زبان عربى به شكل امروزى وجود نداشت، ايشان ﻧﯿﺰ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﺳﺖ: ﺧَﻤْﺲُ ﺑَﻨﺎﻥٍ ﻗﺎﻧِﺊِ ﺍﻷَﻇْﻔﺎﺭِ ﺃَﺭﺍﺩ ﺧَﻤْﺴﺎً ﻣِﻦَ ﺍﻟﺒَﻨﺎﻥِ ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻢ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺁﻥ: ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻭ ﺷﺮﺡ ﻗﺮﺁﻥ، ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﺍﻟﻘﺮﺁﻥُ ﯾﻔﺴﺮ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ(در سوره ابراهيم به وضوح اين آيه آمده كه آيات قرآن يكديگر را تفسير ميكنند) ﻗﺮﺁﻥ ﯾﮏ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، توجه بفرماييد: ﺇِﺫْ ﻳُﻮﺣِﻲ ﺭَﺑُّﻚَ ﺇِﻟَﻰ ﺍﻟْﻤَﻶﺋِﻜَﺔِ ﺃَﻧِّﻲ ﻣَﻌَﻜُﻢْ ﻓَﺜَﺒِّﺘُﻮﺍْ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﺁﻣَﻨُﻮﺍْ ﺳَﺄُﻟْﻘِﻲ ﻓِﻲ ﻗُﻠُﻮﺏِ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻛَﻔَﺮُﻭﺍْ ﺍﻟﺮَّﻋْﺐَ ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ (ﺍﻧﻔﺎﻝ/12) ترجمه: ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﻭﺣﻰ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ، ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺪﺍﺭﯾﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻯ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﻫﺮﺍﺱ مىاﻓﻜﻨﻢ، ﭘﺲ ﮔﺮﺩﻥﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻛﻨﻴﺪ.( ﺷﺮﺡ ﻭ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﻪ) ﺻﺎﺣﺐ ﮐﺘﺎﺏ “ﻣﻌﺠﻢ ﺍﻟﻌﯿﻦ” ﺩﺭ ﺷﺮﺡ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ : ﻭﺍﻟﺒَﻨَﺎﻥ ﻓﻲ ﻗﻮﻟﻪ ﺗﻌﺎﻟﻰ : ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ (ﺍﻧﻔﺎﻝ/ 12) ﻳﻌﻨﻲ ﺍﻟﺸّﻮَﻯ، ﻭﻫﻲ ﺍﻷﻳﺪﻱ ﻭﺍﻷﺭْﺟُﻞ . ترجمه: كلمه بنان در آيه ١٢ انفال يعنى كباب كردن و منظور دستان و پاهاست. ﻗﺎﻝ: ﻭ ﻗﺪ ﻳﺠﯽﺀ ﻓﻲ ﺍﻟﺸﻌﺮ ترجمه: گفت: و در حالت شعر مىآيد ﺍﻟﺒَﻨﺎﻧَﺔ ﺑﺎﻟﻬﺎﺀ ﻟﻺﺻﺒﻊ ﺍﻟﻮﺍﺣﺪﺓ . ﺍﻟﺒَﻨَﺎﻥ : ﺃﻃﺮﺍﻑ ﺍﻻﺻﺎﺑﻊ ﻓﻲ ﺍﻟﻴﺪَﻳﻦ . ترجمه: البنانه با هاء يعني يك انگشت و البنان يعنى كناره انگشتان در هر دو دست ﺍﺑﻮ ﺍﺳﺤﺎﻕ ﺍﻟﺰﺟﺎﺝ ﺩﺭ ﺷﺮﺡ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﻪ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ : ﻭﺍﺣﺪ ﺍﻟﺒَﻨﺎﻥِ ﺑَﻨَﺎﻧﺔٌ .(مفرد بنان ، بنانه است) ﻭ ﻣﻌﻨﺎﻩ ﻓﻲ ﻗﻮﻟـﻪ ﺗﻌﺎﻟﻰ : ﻭَ ﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ، ﺍﻷﺻﺎﺑﻊ ﻭ ﻏﻴﺮﻫﺎ ﻣﻦ ﺟﻤﻴﻊ ﺍﻷﻋﻀﺎﺀ . ترجمه: معنى ايه اين است كه تمام انگشتان و اعضاى بدنشان را بزنيد ﻭ ﻗﻮﻟﻪ ﻋﺰ ﻭﺟﻞ : ﻓﺎﺿﺮﺑﻮﺍ ﻓﻮﻕ ﺍﻻﻋﻨﺎﻕ ﻭﺍﺿﺮﺑﻮﺍ ﻣﻨﻬﻢ ﻛﻞ ﺑﻨﺎﻥ . ﺍﻟﺒﻨﺎﻥ هنا ﺟﻤﻴﻊ ﺃﻋﻀﺎﺀ ﺍﻟﺒﺪﻥ ﻭ ﻣﻌﻨﺎﻩ ﻫﻨﺎ ﺍﻻﺻﺎﺑﻊ ﻭﻏﻴﺮﻫﺎ ﻣﻦ ﺟﻤﻴﻊ ﺍﻷﺍﻋﻀﺎﺀ ترجمه: در اينجا منظور از بنان كل اعضاى بدن و معناى ديگر آن تمام انگشتان و كل اعضا بدن است . ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽﻧﻤﺎﺋﯿﺪ، “ﺑﻨﺎﻥ” ﮐﻪ ﺟﻤﻊ “ﺑﻨﺎﻧﻪ ” ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﺁﻣﺪﻩ. ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﻣﻔﺎﺻﻞ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻧﯿﺰ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ﻭ ﺍﻣﺎ ﻗﻮﻟﻪ: (ﻭﺍﺿﺮﺑﻮﺍ ﻣﻨﻬﻢ ﻛﻞ ﺑﻨﺎﻥ ﻭ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻫﻤﻪﯼ (ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﺍﻧﮕﺸﺘﺸﺎﻥ)، ﻓﺎﻥ ﻣﻌﻨﺎﻩ: ﻭﺍﺿﺮﺑﻮﺍ ﺍﻳﻬﺎ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻮﻥ ﻣﻦ ﻋﺪﻭﻛﻢ ﻛﻞ ﻃﺮﻑ ﻭ ﻣﻔﺼﻞ ﻣﻦ ﺃﻃﺮﺍﻑ ﺃﻳﺪﻳﻬﻢ ﻭﺃﺭﺟﻠﻬﻢ . ترجمه: اى مومنان بندهاى دست و پا و مفاصل دشمنانتان را بزنيد ﭘﺲ ﻣﻌﻨﯽ “ﺑﻨﺎﻥ” ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﺟﺎﯼ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻗﺎﯾﺎﻥ ﻣﻔﺴﺮ، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩﺍﻧﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺨﺮﺍﺝ ﻧﻤﻮﺩﻩﺍﻧﺪ! ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﺪ ﺍﯾﺸﺎﻥ الله ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ، ﻗﻄﻊ ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺗﺸخيص ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺭﻭﺷﯽ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺟﻠﻮﻩ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﻭ ﺭﻭﺵﻫﺎﯼ ﻋﻠﻤﯽﺗﺮﯼ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺁﻥ ﺷﻮﺩ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺑﻪ ﺁﯾﻪﯼ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﻪ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻣﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﺧﻮﺍهيم ﮐﺮﺩ: ﺃَﻳَﺤْﺴَﺐُ ﺍﻟْﺈِﻧﺴَﺎﻥُ ﺃَﻟَّﻦ ﻧَﺠْﻤَﻊَ ﻋِﻈَﺎﻣَﻪُ (ﻗﯿﺎﻣﻪ/ 3) ترجمه: ﺁﻳﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﯼ ﻧﻤﯽﮐﻨﯿﻢ در اينجا خلاصه اي از تاريخچه استفاده از اثر انگشت در ميان مردمان قديم را بررسي ميكنيم. ﻫﻔﺖﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ، ﮐﻮﺯﻩ ﮔﺮﺍﻥ ﭼﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺖ ﺧﻮﺩ ﺟﻬﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﮐﻮﺯﻩﻫﺎ ﻭ ﺁﺛﺎﺭﺷﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺗﺎﺭﯾﺦﻧﮕﺎﺭ ﻭ ﭘﺰﺷﮏ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺷﯿﺪﺍﻟﺪﯾﻦ ﻓﻀﻞ ﺍﻟﻠﻪ ﻫﻤﺪﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺟﺎﻣﻊ ﺍﻟﺘﻮﺍﺭﯾﺦ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﯿﻨﯽﻫﺎ ﺍﺯ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻫﻮﯾﺖ ﻫﻢ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﻭﯼ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺫﮐﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﮐﺎﻣﻼً ﺷﺒﯿﻪ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ. ﮐﺘﺎﺑﻬﺎ ﻭ ﻣﺘﻮﻥ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﮐﺎﻭﺷﻬﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﭼﯿﻦ، ﻋﻤﺪﺗﺎً ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻣﻬﺮﯼ ﺳﻔﺎﻟﯿﻨﻪ ﻣﻨﻘﺶ ﺑﻪ ﺍﺛﺮ ﺍنگشت ﭘﺪﯾﺪﺁﻭﺭﻧﺪﻩ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻫﺰﺍﺭﻩ ﺩﻭﻡ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﺎﻭﺵﻫﺎﯼ ﺑﺎﺑﻞ٬ ﺑﻪ ﻟﻮﺡﻫﺎﯼ ﮔﻠﯽ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺑﺎ ﺍﺑﺪﺍﻉ ﮐﺎﻏﺬ ﻭ ﺍﺑﺮﯾﺸﻢ ﺩﺭ ﭼﯿﻦ، ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻫﺎﯼ ﺭﺳﻤﯽ ﺑﺎ ﻓﺸﺮﺩﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻣﻬﺮ ﻣﯽﮔﺮﺩﯾﺪ .850 ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﯾﮏ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ ﻋﺮﺏ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﺍﺑﻮ ﺯﯾﺪ ﺣﺴﻦ ﺷﺎﻫﺪ ﺭﺳﻤﯿﺖ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻭﺍﻣﻬﺎ ﺩﺭ ﭼﯿﻦ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ. ﺗﺎ ﺳﺎﻝ 702 ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ، ﮊﺍﭘﻨﯽﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺭﻭﺵ ﭼﯿﻨﯽﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﻤﯿﺖ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ. ﮔﺮﭼﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ نميدانستند ﮐﻪ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪﻓﺮﺩ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻤﻮﺭﺍﺑﯽ، ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﮕﺎﺭﯼ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ. ﺭﺷﯿﺪ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﻫﻤﺪﺍﻧﯽ، ﻃﺒﯿﺐ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺟﺎﻣﻊ ﺍﻟﺘﻮﺍﺭﯾﺦ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﭼﯿﻨﯽﻫﺎ ﺩﺭ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻩﺍﺳﺖ ﮐﻪ ” ﺷﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﯼ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﮐﺎﻣﻼً ﯾﮑﺴﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.” ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻬﺮ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺮ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻣﻘﺒﺮﻩﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻣﺼﺮ ﻭ ﯾﻮﻧﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﯾﺎﻓﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﻣﻨﺎﺑﻊ : suspect identities: a history of fingerprinting and criminal identification ، 60–61 www.ancientfingerprints.org/nr1_lo.pdf åström, paul; eriksson, sven a. (1980). “fingerprints and archaeology”. studies in mediterranean archaeology series (göteborg, sweden: paul åströms förlag) با دانستن اين تاريخچه در مورد اثر انگشت حتي اگر منظور قرآن اثر انگشت باشد نيز معجزه اي انجام نداده و معجزه تراشان را ناكام گذاشته است. روحانيون با تغيير و تحريف آيات قرآن و خصوصا تفسيرهاي غير واقعى و شيادانه به دنبال معجزه تراشي و انطباق آيات مبهم قرآن با علوم روز دنيا هستند و پس از كشف يا اعلام يك نظريه علمي با تردستي از دل بعضي از آيات قرآن مطالبي را منوط به همسويي قرآن با آن اكتشاف علمي، بيرون ميكشند و به خورد مردم ميدهند و ميگويند كه قرآن ١٤٠٠ سال پيش به اين مورد اشاره كرده و اين اعجاز قرآن است !! بايد ازين معجزه تراشان پرسيد: چرا در اين ١٤٠٠ سال يكي از شما حتى يك مورد از اين اكتشافات را اعلام نكرد و اين اكتشافات را به اسم خود مسلمانان و قران ثبت نكرد؟؟
== پيش در آمد ==
شگفتيهاي عـلـمـى قرآن كريم، اشاراتى گذرا به برخى از اسرار طبيعت است و به گونه تراوشى از لابـه لاى تـعـابير قرآنى مشاهده مىگردد كه قبل از نزول آيه، كسي از آن اطلاع نداشته و با مرور زمان و پيشرفت دانش و قطعيت يـافتن برخى نظريههاى علمى، پرده از اين اشارتها برداشته مىشود و دانشمندان با انصاف با پىبردن به اين حقايق، قرآن را از ديدگاه اعجاز مورد ستايش و پذيرش قرار مى دهند.
قرآن كتاب هدايت است و هدف اصـلى آن جهت بخشيدن به زندگى انسان و آموختن راه سعادت به او است؛ ازاين رو اگر گاه در قـرآن بـه بـرخى از شگفتيهاي علمى برمىخوريم، ازآن جهت است كه اين سخن از منبع سرشار علم و حكمت الهى نشات گرفته تا دانـشمـنـدان با ابزار علمى كه در اختيار دارند بتوانند از اين گونه اشارات علمى كه تا كنون حـالت ابهام داشته، پرده بردارند و به گوشه اى از احاطه و قدرت پروردگار پىبـرده و دريـابـنـد كـه چـنـين اشارتى در آن روزگار، جز از پروردگار جهان امكان صدور نداشته و منبع قرآن الهي است.
== چكيده دقيق شبهه ==
مسلمانان با ترجمه كردن كلمه «ﺑﻨﺎﻥ» به «ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ» در ﺁﯾﻪ 4 سوره قيامت: «ﺑَﻠَﻰ ﻗَﺎﺩِﺭِﻳﻦَ ﻋَﻠَﻰ ﺃَﻥ ﻧُّﺴَﻮِّﻱَ ﺑَﻨَﺎﻧَﻪُ»، ادعاي اعجاز علمي قرآن را دارند؛ اين ادعا دو ايراد اساسي دارد كه بيانگر معجزه نبودن قرآن ميباشد و دروغي است كه مسلمانان براي وحياني جلوه دادن قرآن ساختهاند:
ايراد اول: ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ كلمهاى كه معنى اثر انگشت را بدهد، «ﺑﺼﻤﻪ» است و «ﺑﻨﺎﻥ» در لغت عربي به معناي «ﺍﻧﮕﺸﺖ» ﺍﺳﺖ نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نيز واﮊﻩ «بنان» را در آيه 12سوره انفال به معناي انگشتان آورده است: «ﭘﺲ ﮔﺮﺩﻥﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻛﻨﻴﺪ».<ref>«... ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ».</ref> در اين آيه نميتوان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببريد و بلكه به يقين مراد از قطع «ﺑﻨﺎﻥ» بريدن خود انگشت يا بند انگشتان ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.
ايراد دوم: تاريخچه استفاده از اثر انگشت به ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ برميگردد كه ﮐﻮﺯﻩﮔﺮﺍﻥ ﭼﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺖ ﺧﻮﺩ ﺟﻬﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﮐﻮﺯﻩﻫﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ و ﺩﺭ ﻫﺰﺍﺭﻩ ﺩﻭﻡ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﺎﻭﺵﻫﺎﯼ ﺑﺎﺑﻞ٬ ﺑﻪ ﻟﻮﺡﻫﺎﯼ ﮔِﻠﯽ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. با اين تاريخچه حتي اگر منظور قرآن از كلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نيست.
== چكيده نقد ==
«بنان» در لغت هم به معناي انگشت و هم به معناي اطراف انگشت ميباشد كه شامل خطوط سر انگشت و خصوصيات ويژه و منحصر به فرد آن هم ميشود و ترجمه «بنانه» در آيه 4 سوره قيامت به خطوط سر انگشت ترجمهاي صحيح و برگرفته از لغت ميباشد و با توجه به اينكه منظور از اعجاز يا شگفتي علمي به اين معنا نيست كه كسي غير از خدا نميتواند بدان دسترسي داشته باشد و بلكه به اين معناست كه چون قرآن از وحي سرچشمه گرفته، به شگفتيهايي اشاره دارد كه بشر آن روز بدان نرسيده بود و اين آيه يكي از شگفتيهاي قرآن است كه در آن جامعه دور از دانش، به مطلبي علمي اشاره دارد كه قرنها ميگذرد تا دانش بشري آن را كشف كند و اين واقعيت را نميتوان انكار كرد كه كشف اسرار اثر انگشت به قرن نوزده ميلادي برميگردد و اگر قبل از نزول قرآن اين دستآورد علمي كشف شده بود، غرب آن را به قرن نوزده بعد از ميلاد نسبت نميداد.
== مقدمه ==
قرآن كتاب هدايت است كه در جهت تربيت و انسان سازى فراهم شده و تمامى مطالب آن در راستاى رشد و تعالى اوست، لكن اشاراتى گذرا به برخي از اسرار هستى دارد كه در صدر اسلام، راهى جز از طريق وحى براى شناخت اين شگفتيها نبوده است و با پيشرفت دانش بشرى، برخى از آنها روشن شده و عظمت قرآن براى دانشمندان بيشتر گرديده كه چگونه در 1400 سال پيش، قرآن از آنها ياد نموده است. بشر آن روز، دركى از آنها نداشته، همانطور كه بشرى امروزى نيز، در مواردى، دركى از اين شگفتيها ندارد و شايد هزاران سال بايد بگذرد تا نكات دقيق علمى قرآن مورد شناسائى واقع شود.
يكي از اين شگفتيها احيا و تنظيم سر انگشتان است و قرنها از نزول قرآن گذشت تا كشف شد كه هر كس، اثر انگشت مخصوص به خود دارد؛ چه سرّى در سر انگشتان است كه اينچنين بدان توجه شده است؟! به راستى چرا خدا اعضاى ديگر بدن را ذكر نفرمود؟ مسلمانان بر اين باورند كه قرآن با طرح چنين شگفتيهايي، بشريت را به انديشه وا ميدارد تا بر وحياني بودن آن برسند و اينكه فقط علم سرچشمه گرفته از منبع الهي است كه چنين شگفتيهايي را بيان ميكند، آنهم در عصري كه جهل جامعه را فراگرفته بود؛ هرچند عدهاي با شبههپراكني در وحياني بودن قرآن ترديد ميكنند اما با كشف رازهاي بيشتر اين ترديدها نيز كارساز نخواهد شد.
== نقد و بررسي ==
=== گستردگي مفهومي واژه «بنان» ===
«بنان» از ريشه «بنن» در لغت به معناي انگشت دست و پا؛<ref>ر.ك: موسى، حسين يوسف، الإفصاح فى فقه اللغة، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، چاپ چهارم، 1410ه.ق، ج2، ص1168. ابن سيده، على، المحكم و المحيط الأعظم، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1421ه.ق، ج10، ص465. ابن اثير، مبارك، النهاية في غريب الحديث و الأثر، قم، موسسه مطبوعاتي اسماعيليان، چاپ چهارم، 1367ه.ش، ج1، ص157.</ref> اطراف انگشت؛<ref>ر.ك: جوهرى، اسماعيل، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ اول، 1376ه.ق، ج5، ص2080. فيروز آبادى، محمد، القاموس المحيط، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1415ه.ق، ج4، ص186. مرتضى زبيدى، محمد، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، دار الفكر، چاپ اول، 1414ه.ق، ج18، ص68. فراهيدى، خليل، كتاب العين، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1409ه.ق، ج8، ص372.</ref> انگشتان و ديگر اعضاي بدن ميباشد<ref>ر.ك: ازهرى، محمد، تهذيب اللغة، بيروت، دار احياء التراث العربي، چاپ اول، 1421ه.ق، ج15، ص337.</ref> و به هر چيزي كه استواري و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گويند و چون زندگى انسان بر انگشتان استوار مىگردد و با آنها كارها سامان دهي ميشود، به آن «بنان» گفته ميشود.<ref>راغب اصفهانى، حسين، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، مترجم: غلامرضا خسروي حسيني، تهران، مرتضوي، چاپ دوم، 1374 ه.ش، ج1، ص313.</ref>
از اينرو اطراف انگشتان كه يكي از معاني «بنان» ميباشد، همان خطوط، ويژگيها و خصوصيات هر انگشتي است كه با انگشت ديگران متفاوت ميباشد و با اين نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمهاي درست و مناسب است كه در لغتنامهها بدان اشاره شده است، هرچند ممكن است كلمه «بنان» در جاي ديگر به معناي خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آيه12 سوره انفال همين معنا بدست ميآيد.<ref>«... ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ».</ref>
بر همين اساس است كه مفسران گفتهاند علّت تخصيص «بنان» در آيه4 سوره قيامت آنست كه خدا نه تنها به جمع كردن استخوانها، بلكه به ساختن انگشتان آدمى و خطوط معيّن و دقيق آنها نيز تواناست؛ خطوطي كه علم انگشت نگارى روشن ميكند در انسانها يكسان نيستند و مناسبترين معناي «بنان» در اين آيه را، اطراف انگشت و ويژگيهاي خاص آن ميدانند كه خطوط منحصر به فرد آن در افرد يكي از اين شگفتيهاست و قدرت الهي ميطلبد تا دوباره خلق شود.<ref>ر.ك: ابنقتيبه، عبدالله، تفسير غريب القرآن، بيروت، دار و مكتبة الهلال، چاپ اول، 1411ه.ق، ص153. ابوعبيده، معمر، مجاز القرآن، قاهره، مكتبة الخانجي، چاپ اول، 1381ه.ق، ج1، ص242. نيشابورى، محمود، وضح البرهان فى مشكلات القرآن، بيروت، دار القلم، چاپ اول، 1410ه.ق، ج1، ص380. رسعنى، عبدالرزاق، رموز الكنوز فى تفسير الكتاب العزيز، مكه، مكتبة الأسدي، چاپ اول، 1429ه.ق، ج2، ص381. ابوالسعود، محمد، ارشاد العقل السليم الى مزايا القرآن الكريم، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، 1983م، ج4، ص11. مروان وحيد شعبان، الإعجاز القرآني في ضوء الاكتشاف العلمي الحديث، بيروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1427ه.ق، ص163.</ref>
خلاصه سخن اينكه «بنان» هم به معناي انگشت و هم به معناي بندهاي آن و هم به معناي اطراف انگشت و خطوط و ويژگيهاي منحصر به فرد آن در انسانها ميباشد.
ياد آور ميشود كه واژه «بصمه» از ريشه «بصم» به معناي فاصله بين چهار انگشت است (يعني بين انگشت شاهد و انگشت كوچك دست).<ref>ر.ك: الإفصاح فى فقه اللغة، پيشين، ج2، ص1251. تاج العروس من جواهر القاموس، پيشين، ج16، ص55. القاموس المحيط، پيشين، ج4 ؛ ص13. ابن منظور، محمد، لسان العرب، بيروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414 ه.ق، ج12، ص51. الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، پيشين، ج5، ص1873. تهذيب اللغة، پيشين، ج12، ص149.</ref> بنابراين «بصمه» در لغت به معناي اثر انگشت نيست و اگر در اصطلاح امروزي به انگشت زدن بر نوشته «بصمه» گفته ميشود،<ref>ر.ك: حيدرى، محمد، معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها، قم، المركز العالمي للدراسات الاسلاميه، چاپ اول، 1381 ه.ش، ص55. بستانى، فواد افرام، فرهنگ ابجدى، تهران، اسلامي، چاپ دوم، 1375 ه.ش، ص186.</ref> براي اين است كه نتيجه انگشت زدن، مشخص بودن اثر انگشت منحصر به فرد در محاكم قضايي ميباشد كه از انگشتان دست بدست ميآيد و اين تلفظ مجازي است.
=== اعجار علمي يا شگفتيهاي علمي ===
كشف اسرار هستى، روشن ساختن ابعاد وجودي مخلوقات و سخن گفتن از ناپيداييهاى دانش فراتر از آن محيطى كه آن روز مىانديشيدند، از شگفتيهاي قرآن است كه برخي از آن به اعجاز علمي قرآن تعبير ميكنند.
بنابراين مقصود از اعجاز علمى آن نيست كه قرآن كتاب علمى بوده و فرمولهاى علمى ارائه داده است كه بشر از آن عاجز است؛ بلكه مقصود اين است كه نازل كننده قرآن، كسى است كه بر همه اسرار طبيعت آگاه است و در لابلاى بياناتش تراوشاتى از ابعاد و شگفتيهاي علمى وجود دارد، كه بيانگر الهي بودن منبع قرآن كريم است، زيرا قرآن زماني به اين اسرار اشاره كرده است كه دانش بشري بدان دسترسي نداشت و اين يعني تنها يك دانش است كه بيانگر اين حقايق ميباشد و آن دانش الهي است و نتيجه اينكه قرآن وحي خداوندي است و از دخالت بشر به دور ميباشد.<ref>«قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...». فرقان/ 6. ورك: فائزه عظيم زاده و بى بى سادات رضى و اعظم پويازاده، نگرشى نوين بر تاريخ و علوم قرآنى، تهران، بنياد قرآن چاپ اوّل، 1380ه.ش، ص238. مجله بينات، ج 6، ص 98 مصاحبه با آية الله محمد هادى معرفت.</ref>
ادعای [[مسلمانان]] دو ایراد اساسی دارد که بیانگر معجزه نبودن قرآن میباشد و دروغی است که آنان برای وحیانی جلوه دادن قرآن ساختهاند:
# ایراد اول: در زبان عربی کلمهای که معنی اثر انگشت را بدهد، «بصمه» است و «بنان» در لغت عربی به معنای «انگشت» است نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نیز واژه «بنان» را در آیه ۱۲ سوره انفال به معنای انگشتان آورده است: {{قرآن|فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ|ترجمه=پس گردنها و انگشتانشان را قطع کنید}}. در این آیه نمیتوان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببرید و بلکه به یقین مراد از قطع «بنان» بریدن خود انگشت یا بند انگشتان میباشد.
# ایراد دوم: تاریخچه استفاده از اثر انگشت به هفت هزار سال پیش از میلاد مسیح برمیگردد که کوزهگران چینی از اثر انگشت شصت خود جهت مشخص نمودن کوزهها استفاده میکردند و در هزاره دوم پیش از میلاد نیز در کاوشهای بابل، به لوحهای گِلی مربوط به ثبت اثر انگشت افراد اشاره شده است. با این تاریخچه حتی اگر منظور قرآن از کلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نیست.
=== چرايي اشاره قرآن به سرانگشت ===
== نقد شبهه ==
اين سؤال مطرح ميشود كه چرا خدا از ميان اعضاي انسان به سر انگشت اشاره كرده است؟! در پاسخ بايد گفت:
=== گستردگی مفهومی واژه «بنان» ===
«بنان» از ریشه «بنن» در لغت به معنای انگشت دست و پا؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الإفصاح فی فقه اللغة|سال=1410|نام=حسین یوسف|نام خانوادگی=موسی|ناشر=قم، مکتب الاعلام الاسلامی|جلد=2|صفحه=1168}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المحکم و المحیط الأعظم|سال=1421|نام=علی|نام خانوادگی=ابن سیده|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیة|جلد=10|صفحه=465}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=النهایة فی غریب الحدیث و الأثر|سال=1367|نام=مبارک|نام خانوادگی=ابن اثیر|ناشر=قم، اسماعیلیان|جلد=1|صفحه=157}}</ref> اطراف انگشت؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الصحاح|سال=1376|نام=اسماعیل|نام خانوادگی=جوهری|ناشر=بیروت، دار العلم للملایین|جلد=5|صفحه=2080}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=القاموس المحیط|سال=1415|نام=محمد|نام خانوادگی=فیروزآبادی|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیة|جلد=4|صفحه=186}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تاج العروس من جواهر القاموس|سال=1414|نام=محمد|نام خانوادگی=مرتضی زبیدی|ناشر=بیروت، دار الفکر|جلد=18|صفحه=68}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب العین|سال=1409|نام=خلیل|نام خانوادگی=فراهیدی|ناشر=قم، نشر هجرت|جلد=8|صفحه=372}}</ref> انگشتان و دیگر اعضای بدن میباشد<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تهذیب اللغة|سال=1421|نام=محمد|نام خانوادگی=ازهری|ناشر=بیروت، دار احیاء التراث العربی|جلد=15|صفحه=337}}</ref> و به هر چیزی که استواری و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گویند و چون زندگی انسان بر انگشتان استوار میگردد و با آنها کارها ساماندهی میشود، به آن «بنان» گفته میشود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مفردات الفاظ قرآن|سال=1374|نام=حسین|نام خانوادگی=راغب اصفهانی|ناشر=تهران، مرتضوی|جلد=1|صفحه=313}}</ref> از اینرو اطراف انگشتان که یکی از معانی «بنان» میباشد، همان خطوط، ویژگیها و خصوصیات هر انگشتی است که با انگشت دیگران متفاوت میباشد و با این نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمهای درست و مناسب است که در لغتنامهها بدان اشاره شده است، هرچند ممکن است کلمه «بنان» در جای دیگر به معنای خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آیه ۱۲ سوره انفال همین معنا بدست میآید: {{قرآن|فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ|ترجمه=پس سرهایشان را در هم کوبید و همه انگشتانشان را قطع کنید.}}
الف) اين تعبير اشاره لطيفى به خصوصيات موجود در خطوط سرانگشت انسانهاست كه با خطوط سرانگشت ديگران فرق دارد و اين خطوط ظريف و پيچيدهاى كه در سرانگشتان هر انسانى نقش بسته است، بيانگر آفريننده تواناست كه سزاوار پرستش ميباشد.<ref>مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ اول، 1374ه.ش، ج 25، ص 278. قرشي، علي اكبر، تفسير احسن الحديث، تهران، بنياد بعثت، چاپ سوم، 1377ش، ج 11، ص 449.</ref>
بر همین اساس مفسران گفتهاند علّت تخصیص «بنان» در آیه ۴ سوره قیامت آن است که خدا نه تنها به جمع کردن استخوانها، بلکه به ساختن انگشتان آدمی و خطوط معیّن و دقیق آنها نیز تواناست؛ خطوطی که علم انگشتنگاری روشن میکند در انسانها یکسان نیستند و مناسبترین معنای «بنان» در این آیه را، اطراف انگشت و ویژگیهای خاص آن میدانند که خطوط منحصر به فرد آن در افراد، یکی از این شگفتیهاست و قدرت الهی میطلبد تا دوباره خلق شود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر غریب القرآن|سال=1411|نام=عبدالله|نام خانوادگی=ابن قتیبه|ناشر=بیروت، دار و مکتبة الهلال|صفحه=153}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مجاز القرآن|سال=1381|نام=معمر|نام خانوادگی=ابوعبیده|ناشر=قاهره، مکتبة الخانجی|جلد=1|صفحه=242}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وضح البرهان فی مشکلات القرآن|سال=1410|نام=محمود|نام خانوادگی=نیشابوری|ناشر=بیروت، دار القلم|جلد=1|صفحه=380}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=رموز الکنوز فی تفسیر الکتاب العزیز|سال=1429|نام=عبدالرزاق|نام خانوادگی=رسعنی|ناشر=مکه، مکتبة الأسدی|جلد=2|صفحه=381}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=ارشاد العقل السلیم الی مزایا القرآن الکریم|سال=1983|نام=محمد|نام خانوادگی=ابوالسعود|ناشر=بیروت، دار إحیاء التراث العربی|جلد=4|صفحه=11}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الإعجاز القرآنی فی ضوء الاکتشاف العلمی الحدیث|سال=1427|نام=شعبان|نام خانوادگی=مروان وحید|ناشر=بیروت، دار المعرفه|صفحه=163}}</ref> خلاصه سخن اینکه «بنان» هم به معنای انگشت و هم به معنای بندهای آن و هم به معنای اطراف انگشت و خطوط و ویژگیهای منحصر به فرد آن در انسانهاست.
ب) به خلقت عجيب انگشت اشاره دارد كه صورتهاى مختلف و خصوصيات تركيبي و عددي را در خود جمع كرده است و فوايد بسيارى بر آن مترتب ميشود؛ مثلاً به حالتهاي مختلفي باز و بسته ميشود، حركات ظريف و كارهاي دقيق توسط آن انجام ميشود كه اسرارش يكي پس از ديگري براى انسان با پيشرفت دانش بشري كشف ميشود.<ref>ر.ك: طباطبايى، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، ترجمه: محمد باقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، 1374 ه.ش، ج20، ص165. نيشابوري، حسن، تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1416ق، ج 6، ص400.</ref>
=== اعجار علمی یا شگفتیهای علمی ===
کشف اسرار هستی، روشن ساختن ابعاد وجودی مخلوقات و سخن گفتن از ناپیداییهای دانش فراتر از آن محیطی که آن روز میاندیشیدند، از شگفتیهای قرآن است که برخی از آن به اعجاز علمی قرآن تعبیر میکنند؛ لذا مقصود از اعجاز علمی آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمولهای علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتیهای علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع [[قرآن کریم]] است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نگرشی نوین بر تاریخ و علوم قرآنی|سال=1380|نام=فائزه|نام خانوادگی=عظیم زاده|ناشر=تهران، بنیاد قرآن|صفحه=238}}</ref>
=== قرآن اولين منبع اشاره كننده به اثر انگشت ===
=== چرایی اشاره قرآن به سرانگشت ===
در اواخر قرن نوزدهم ميلادي علم تجربي به اين حقيقت و كشف رسيد كه اثر انگشت هر شخصي منحصر به فرد است و هيچ شباهتي با ديگر افراد ندارد و اين اثر انگشت از اول خلقت تا آخر عمر تغيير نميكند؛ اين در حالي است كه قرآن كريم چهارده قرن پيش به اين كشف علمي اشاره نموده است.<ref>ر.ك: اشيقر، محمد علي، لمحات من تاريخ القرآن، بيروت، موسسه الاعلمي، چاپ دوم، 1408ه.ق، ص306. عبيدي، خالد فائق، الطب في القرآن و السنة، بيروت، دار الكتب، چاپ اول، 1426ه.ق، ج9، ص46. صابونى، محمد على، التبيان في علوم القرآن، بيروت، عالم الكتب، چاپ اوّل، 1405ه.ق، ص135.</ref>
این سؤال مطرح میشود که چرا خدا از میان اعضای [[انسان]] به سر انگشت اشاره کرده است؟! در پاسخ باید گفت:
# این تعبیر اشاره لطیفی به خصوصیات موجود در خطوط سرانگشت انسانهاست که با خطوط سرانگشت دیگران فرق دارد و این خطوط ظریف و پیچیدهای که در سرانگشتان هر انسانی نقش بسته است، بیانگر آفریننده تواناست که سزاوار پرستش میباشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر نمونه|سال=1374|نام=ناصر|نام خانوادگی=مکارم شیرازی|ناشر=تهران، دار الکتب الاسلامیه|جلد=25|صفحه=278}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر احسن الحدیث|سال=1377|نام=علی اکبر|نام خانوادگی=قرشی|ناشر=تهران، بنیاد بعثت|جلد=11|صفحه=449}}</ref>
# به خلقت عجیب انگشت اشاره دارد که صورتهای مختلف و خصوصیات ترکیبی و عددی را در خود جمع کرده است و فواید بسیاری بر آن مترتب میشود؛ مثلاً به حالتهای مختلفی باز و بسته میشود، حرکات ظریف و کارهای دقیق توسط آن انجام میشود که اسرارش یکی پس از دیگری برای انسان با پیشرفت دانش بشری کشف میشود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المیزان فی تفسیر القرآن|سال=1374|نام=سید محمد حسین|نام خانوادگی=طباطبایی|ناشر=قم، دفتر انتشارات اسلامی|جلد=20|صفحه=165}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان|سال=1416|نام=حسن|نام خانوادگی=نیشابوری|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیة|جلد=6|صفحه=400}}</ref>
هر چند ممكن است برخي ادعا كنند كه در قرنهاي قبل نيز از انگشت زدن بر روي سفالها، كوزهها و نامهها استفاده ميشد؛ اما اين انگشت زدن بدان معنا نبود كه آنها رازهاي خطوط انگشت را كشف كرده بودند زيرا تا قرن نوزده پس از ميلاد كسي از متفاوت بودن اثر انگشت افراد با خبر نبود و اين يعني اثر انگشت تا اين زمان ناشناخته بود و اگر قرآن قرنها پيش بدان اشاره كرده، بيانگر سرچشمه الهي داشتن قرآن ميباشد.<ref>ر.ك: عدنان شريف، من علم الطب القرآني الثوابت العلمية في القرآن الكريم، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ پنجم، 2001م، ص107. الإعجاز القرآني في ضوء الاكتشاف العلمي الحديث، پيشين، ص12. فيومى، سعيد صلاح، الإعجاز العلمي في القرآن الكريم، قاهره، مكتبة القدسى، چاپ اوّل، 1424ه.ق، ص77.</ref>
=== قرآن اولین منبع اشاره کننده به اثر انگشت ===
در اواخر قرن نوزدهم میلادی علم تجربی به این حقیقت و کشف رسید که اثر انگشت هر شخصی منحصر به فرد است و هیچ شباهتی با دیگر افراد ندارد و این اثر انگشت از اول خلقت تا آخر عمر تغییر نمیکند؛ این در حالی است که قرآن کریم چهارده قرن پیش به این کشف علمی اشاره نموده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=لمحات من تاریخ القرآن|سال=1408|نام=محمد علی|نام خانوادگی=اشیقر|ناشر=بیروت، مؤسسه اعلمی|صفحه=306}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الطب فی القرآن و السنة|سال=1426|نام=خالد فائق|نام خانوادگی=عبیدی|ناشر=بیروت، دار الکتب العلمیه|جلد=9|صفحه=46}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=التبیان فی علوم القرآن|سال=1405|نام=محمد علی|نام خانوادگی=صابونی|ناشر=بیروت، عالم الکتب|صفحه=135}}</ref>
== نتيجه گيري ==
هر چند ممکن است برخی ادعا کنند که در قرنهای قبل نیز از انگشتزدن بر روی سفالها، کوزهها و نامهها استفاده میشد؛ اما این انگشتزدن بدان معنا نبود که آنها رازهای خطوط انگشت را کشف کرده بودند زیرا تا قرن نوزده پس از میلاد کسی از متفاوت بودن اثر انگشت افراد با خبر نبود و این یعنی اثر انگشت تا این زمان ناشناخته بود و اگر قرآن قرنها پیش بدان اشاره کرده، بیانگر سرچشمه الهی داشتن قرآن میباشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=من علم الطب القرآنی الثوابت العلمیة فی القرآن الکریم|سال=2001|نام=عدنان|نام خانوادگی=شریف|ناشر=بیروت، دار العلم للملایین|صفحه=107}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الإعجاز العلمی فی القرآن الکریم|سال=1424|نام=سعید صلاح|نام خانوادگی=فیومی|ناشر=قاهره، مکتبة القدسی|صفحه=77}}</ref>
# ترجمه «بنانه» به خطوط سر انگشت برگرفته از لغت عرب ميباشد.
# كشف اسرار اثر انگشت و استفاده رايج از آن به قرن نوزده ميلادي برميگردد و اين يعني قرآن چند صد سال قبل از اين كشف و در محيطي كه از علوم خبري نبود، به اين شگفتي علمي اشاره كرده بود.
# اعجاز يا شگفتي علمي به اين معنا نيست كه كسي غير از خدا نميتواند بدان دسترسي داشته باشد و بلكه به اين معناست كه چون قرآن از وحي سرچشمه ميگيرد، به شگفتيهايي اشاره دارد كه بشر آن روز بدان نرسيده بود.
{{پایان پاسخ}}
{{پایان پاسخ}}
خط ۸۰:
خط ۴۲:
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
{{شاخه
{{شاخه
| شاخه اصلی =قرآن
| شاخه اصلی =علوم و معارف قرآن
| شاخه فرعی۱ =
| شاخه فرعی۱ = قرآن
| شاخه فرعی۲ =
| شاخه فرعی۲ = اعجاز قرآن
| شاخه فرعی۳ =
| شاخه فرعی۳ =
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{ارزیابی
| شناسه =
| شناسه = شد
| تیترها =-
| عکس = شد
| ویرایش =
| درگاه = شد
| لینکدهی =
| ادبیات = شد
| ناوبری =
| پیوند = شد
| نمایه =
| ناوبری = شد
| تغییر مسیر =
| تغییرمسیر = شد
| ارجاعات =
| ارجاعات = شد
| بازبینی نویسنده =
| ارزیابی کمی = شد
| ارزیابی کمی =
| ارزیابی کیفی = شد
| تکمیل =
| اولویت = ج
| اولویت =
| کیفیت = خیلیخوب
| کیفیت =
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}
نسخهٔ کنونی تا ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۱۹
سؤال
آیا واژه بنان در آیه ۴ سوره قیامت اشاره به اثر انگشت دارد که مسلمانان با توجه به آن قائل به اعجاز قرآن هستند؟
درگاهها
قرآن کتاب هدایت است که در جهت تربیت و انسانسازی فراهم شده و تمامی مطالب آن در راستای رشد و تعالی اوست، لکن اشاراتی گذرا به برخی از اسرار هستی دارد که در صدر اسلام، راهی جز از طریق وحی برای شناخت این شگفتیها نبوده است و با پیشرفت دانش بشری، برخی از آنها روشن شده و عظمت قرآن برای دانشمندان بیشتر گردیده که چگونه ۱۴۰۰ سال پیش، قرآن از آنها یاد نموده است. بشر آن روز، درکی از آنها نداشته، همانطور که بشر امروزی نیز، در مواردی، درکی از این شگفتیها ندارد و شاید هزاران سال باید بگذرد تا نکات دقیق علمی قرآن مورد شناسایی واقع شود. یکی از این شگفتیها احیا و تنظیم سر انگشتان است و قرنها از نزول قرآن گذشت تا کشف شد که هر کس، اثر انگشت مخصوص به خود دارد؛ چه سرّی در سر انگشتان است که اینچنین بدان توجه شده است؟!
مقصود از اعجاز آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمولهای علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتیهای علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع قرآن کریم است.
شبهه
مسلمانان آیه ۴ سوره قیامت را یکی از معجزات قرآن میدانند: ﴿بَلَی قَادِرِینَ عَلَی أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ؛ بله! ما توانا بر مرتب کردن (ساختن) انگشتان او نیز هستیم﴾؛ ایشان قائلاند خداوند در این آیه اشاره به «اثر انگشت» کرده که میان هر انسانی منحصر به فرد است؛ موضوعی که علم جدید بهتازگی به آن دست پیدا کرده است؛ حال آنکه براساس کتابهای لغت، واژه «بنان» در آیه بهمعنای «انگشت» یا «اطراف انگشت» است نه اثر انگشت.
ادعای مسلمانان دو ایراد اساسی دارد که بیانگر معجزه نبودن قرآن میباشد و دروغی است که آنان برای وحیانی جلوه دادن قرآن ساختهاند:
ایراد اول: در زبان عربی کلمهای که معنی اثر انگشت را بدهد، «بصمه» است و «بنان» در لغت عربی به معنای «انگشت» است نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نیز واژه «بنان» را در آیه ۱۲ سوره انفال به معنای انگشتان آورده است: ﴿فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ؛ پس گردنها و انگشتانشان را قطع کنید﴾. در این آیه نمیتوان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببرید و بلکه به یقین مراد از قطع «بنان» بریدن خود انگشت یا بند انگشتان میباشد.
ایراد دوم: تاریخچه استفاده از اثر انگشت به هفت هزار سال پیش از میلاد مسیح برمیگردد که کوزهگران چینی از اثر انگشت شصت خود جهت مشخص نمودن کوزهها استفاده میکردند و در هزاره دوم پیش از میلاد نیز در کاوشهای بابل، به لوحهای گِلی مربوط به ثبت اثر انگشت افراد اشاره شده است. با این تاریخچه حتی اگر منظور قرآن از کلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نیست.
نقد شبهه
گستردگی مفهومی واژه «بنان»
«بنان» از ریشه «بنن» در لغت به معنای انگشت دست و پا؛[۱][۲][۳] اطراف انگشت؛[۴][۵][۶][۷] انگشتان و دیگر اعضای بدن میباشد[۸] و به هر چیزی که استواری و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گویند و چون زندگی انسان بر انگشتان استوار میگردد و با آنها کارها ساماندهی میشود، به آن «بنان» گفته میشود.[۹] از اینرو اطراف انگشتان که یکی از معانی «بنان» میباشد، همان خطوط، ویژگیها و خصوصیات هر انگشتی است که با انگشت دیگران متفاوت میباشد و با این نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمهای درست و مناسب است که در لغتنامهها بدان اشاره شده است، هرچند ممکن است کلمه «بنان» در جای دیگر به معنای خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آیه ۱۲ سوره انفال همین معنا بدست میآید: ﴿فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ؛ پس سرهایشان را در هم کوبید و همه انگشتانشان را قطع کنید.﴾
بر همین اساس مفسران گفتهاند علّت تخصیص «بنان» در آیه ۴ سوره قیامت آن است که خدا نه تنها به جمع کردن استخوانها، بلکه به ساختن انگشتان آدمی و خطوط معیّن و دقیق آنها نیز تواناست؛ خطوطی که علم انگشتنگاری روشن میکند در انسانها یکسان نیستند و مناسبترین معنای «بنان» در این آیه را، اطراف انگشت و ویژگیهای خاص آن میدانند که خطوط منحصر به فرد آن در افراد، یکی از این شگفتیهاست و قدرت الهی میطلبد تا دوباره خلق شود.[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵] خلاصه سخن اینکه «بنان» هم به معنای انگشت و هم به معنای بندهای آن و هم به معنای اطراف انگشت و خطوط و ویژگیهای منحصر به فرد آن در انسانهاست.
اعجار علمی یا شگفتیهای علمی
کشف اسرار هستی، روشن ساختن ابعاد وجودی مخلوقات و سخن گفتن از ناپیداییهای دانش فراتر از آن محیطی که آن روز میاندیشیدند، از شگفتیهای قرآن است که برخی از آن به اعجاز علمی قرآن تعبیر میکنند؛ لذا مقصود از اعجاز علمی آن نیست که قرآن کتاب علمی بوده و فرمولهای علمی ارائه داده که بشر از آن عاجز است؛ بلکه مقصود این است که نازل کننده قرآن، کسی است که بر همه اسرار طبیعت آگاه بوده و در لابلای بیاناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتیهای علمی وجود دارد که بیانگر الهی بودن منبع قرآن کریم است.[۱۶]
چرایی اشاره قرآن به سرانگشت
این سؤال مطرح میشود که چرا خدا از میان اعضای انسان به سر انگشت اشاره کرده است؟! در پاسخ باید گفت:
این تعبیر اشاره لطیفی به خصوصیات موجود در خطوط سرانگشت انسانهاست که با خطوط سرانگشت دیگران فرق دارد و این خطوط ظریف و پیچیدهای که در سرانگشتان هر انسانی نقش بسته است، بیانگر آفریننده تواناست که سزاوار پرستش میباشد.[۱۷][۱۸]
به خلقت عجیب انگشت اشاره دارد که صورتهای مختلف و خصوصیات ترکیبی و عددی را در خود جمع کرده است و فواید بسیاری بر آن مترتب میشود؛ مثلاً به حالتهای مختلفی باز و بسته میشود، حرکات ظریف و کارهای دقیق توسط آن انجام میشود که اسرارش یکی پس از دیگری برای انسان با پیشرفت دانش بشری کشف میشود.[۱۹][۲۰]
قرآن اولین منبع اشاره کننده به اثر انگشت
در اواخر قرن نوزدهم میلادی علم تجربی به این حقیقت و کشف رسید که اثر انگشت هر شخصی منحصر به فرد است و هیچ شباهتی با دیگر افراد ندارد و این اثر انگشت از اول خلقت تا آخر عمر تغییر نمیکند؛ این در حالی است که قرآن کریم چهارده قرن پیش به این کشف علمی اشاره نموده است.[۲۱][۲۲][۲۳]
هر چند ممکن است برخی ادعا کنند که در قرنهای قبل نیز از انگشتزدن بر روی سفالها، کوزهها و نامهها استفاده میشد؛ اما این انگشتزدن بدان معنا نبود که آنها رازهای خطوط انگشت را کشف کرده بودند زیرا تا قرن نوزده پس از میلاد کسی از متفاوت بودن اثر انگشت افراد با خبر نبود و این یعنی اثر انگشت تا این زمان ناشناخته بود و اگر قرآن قرنها پیش بدان اشاره کرده، بیانگر سرچشمه الهی داشتن قرآن میباشد.[۲۴][۲۵]