پرش به محتوا

حاملان عرش خداوند: تفاوت میان نسخه‌ها

A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|کاربر=A.rezapour }}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
خداوند متعال در سوره مبارکه غافر، آیه ۷، می‌فرماید: «کسانی که عرش با عظمت الهی را بر دوش گرفته و آنان که پیروان عرشند و به تسبیح و ستایش حق مشغولند و…» سؤال این است که عرش با عظمت الهی، چگونه است که به واسطه افراد حمل می‌گردد؟! و منظور از «الذین» در ابتدای آیه چه کسانی هستند؟
مقصود از حمل عرش در آیه ۷ سوره غافر چیست؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
'''حاملان عرش خداوند''' و کیفیت اعمال آنان از مضمون آیه هفت سوره غافر به دست می‌آید که اکثر مفسران اعتقاد دارند مقصود از حاملان عرش الهی [[فرشتگان]] هستند. حمل عرش ممکن است چند معنا داشته باشد؛ از جمله:
۱. فرشتگان اجرا کننده حاکمیت و تدبیر خدا؛ ۲. تخت عبادت؛ ۳. کنایه از نگهداری عرش یا نزدیک بودن فرشتگان به صاحب عرش.


== متن آیه ==
== متن آیه ==
خط ۱۴: خط ۱۵:


== معنای عرش ==
== معنای عرش ==
از جمله الفاظی که مورد بحث قرار گرفته، کلمه عرش است که در لغت به چیزی که سر آن پوشیده است یا «تخت پایه بلند» اطلاق می‌شود<ref>ر. ک. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن الکریم، بیروت، دارالکاتب العربی، ص۳۴۱.</ref> در مقابل کرسی که به معنای تخت پایه کوتاه است، سپس این کلمه در مورد قدرت خداوند به کار رفته است.
{{نوشتار اصلی|عرش}}
[[عرش]] به معنای تختی است که برای پادشاهان گذاشته می‌شود <ref>صاحب بن عباد، إسماعيل بن عباد، المحيط في اللغه، بيروت، عالم الكتاب‏، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۸۴.</ref><ref>فراهيدى، خليل بن أحمد، كتاب العين، قم، نشر هجرت‏، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۴۹.</ref> و در بلندا قرار می‌گیرد؛ چنانچه در قرآن آمده است: {{قرآن| وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى‏ الْعَرْشِ‏|ترجمه= و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد|سوره=یوسف|آیه=۱۰۰}}<ref>ابن فارس، أحمد بن فارس، معجم مقاييس اللغه، قم، مكتب الاعلام الاسلامي‏، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۶۴.</ref> و عرش خدا یعنی ملک نامحدود  و قدرت لایزال الهی<ref>ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۶، ص۳۱۳.</ref> که بر همه مخلوقاتش احاطه و تسلط دارد.<ref>مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، ج۸، ص۸۵.</ref> از همین‌روی، واژه «عَرْش» براى بزرگى، قدرت و كشوردارى هم كنايه شده است.<ref>راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بيروت - دمشق، دار القلم- الدار الشاميه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ص۵۵۸.</ref> عرش موجود خارجى است و از عالم غيب است و مركز دستورات عالم است و رشته تدبير امور جهان بآن منتهى مي‌شود. <ref>قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ ششم، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۳۱۷.</ref> آیاتی از قرآن هم به این حقیقت دلالت دارد که عرش شى‏ء محدودى است، اطراف و جوانب دارد، و ملائكه تسبيح كنان در اطراف آن هستند و فرشتگانی آن را حمل می‌کنند.<ref>سوره زمر، آیه ۷۵. سوره غافر، آیه ۷. سوره حاقه، آیه۱۷.</ref> [[علامه طباطبایی]] معتقد است در عالم هستی با همه اختلافى كه در مراحل آن است، مرحله‌‏اى وجود دارد كه همه حوادث و اسباب به آنجا می‌‏رسد و نام آن مرحله و مقام، «عرش» است‏.<ref> طباطبایی، محمد حسین، الميزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ج‏۸، ص۱۸۵.</ref>


مفسران و محدثان درباره این که منظور از عرش خدا چیست و این کلمه کنایه از چه معنایی می‌باشد؟ سخن بسیار گفته‌اند. از جمله:
== حاملان عرش ==
خداوند در آیه ۷ [[سوره غافر]]، به‌صورت مبهم، افرادی را حاملان عرش خود دانسته که [[تسبیح خداوند]] نیز می‌کنند. مفسران، فرشته‌ها را حاملان عرش الهی دانسته‌اند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه،  چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۰، ص۳۸.</ref><ref>ابن‏ ابى ‏حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسير القرآن العظيم، عربستان - رياض، مكتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق، ج۸، ص۲۴۴۵.</ref><ref>طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن، بيروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج۲۴، ص۲۹.</ref>


گاهی «عرش» به معنای، علم بی‌پایان پروردگار، «مالکیت و حاکمیت خدا هر یک از صفات کمالیه و جلالیه او تفسیر شده است چون هر یک از این اوصاف بیانگر عظمت مقام او می‌باشد، همان گونه که تخت سلاطین نشانه عظمت آنها است. پس خداوند دارای عرش علم و قدرت و رحمانیت و رحیمیّت است. طبق این تفسیر سه‌گانه، مفهوم «عرش» بازگشت به صفات ذات پاک پروردگار می‌کند، نه یک وجود خارجی دیگر.<ref>ر. ک. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۲۰، ص۲۹–۳۸.</ref>
== چیستی حمل عرش==
* '''فرشتگان اجرا کننده حاکمیت و تدبیر خدا:''' [[فرشته‌ها]]، حاملان عرش خداوند معرفی شده‌اند؛ اگر عرش، حكومت خداوند و تدبيرش در عالم هستى باشد، حاملان عرش، اجرا كنندگان حاكميت و تدبير او هستند. و اگر عرش به معناى مجموعه عالم هستى و يا عالم ماوراء طبيعت باشد، حاملان آن فرشتگانى هستند كه پايه‌‌‏هاى تدبير اين جهان، به فرمان خدا بر دوش آنها است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۰، ص۳۸.</ref>
* '''تخت عبادت:''' عرش مکانی است برای عبادت خدا، فرشتگان با قدرتی که خدا بدان‌ها داده، این مکان و تخت عبادت را حمل می‌کنند.<ref>قاضى عبدالجبار بن احمد، تنزيه القرآن عن المطاعن، بیروت، دار النهضه الحديثه، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق، ص۳۶۵</ref>
*  '''کنایه از نگهداری یا نزدیک بودن به صاحب عرش:''' حمل عرش یعنی فرشتگانی مامور نگهداری عرش خدا هستند. <ref>دامغانى، حسين بن محمد، الوجوه و النظائر لالفاظ كتاب الله العزيز، مصر - قاهره، وزاره الاوقاف، المجلس الاعلى للشئون الاسلاميه، لجنه احياء التراث الاسلامي، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۷۹.</ref> از این‌روی حمل عرش یا کنایه از حفظ و تدبیر آن توسط فرشتگان می‌باشد یا کنایه است از این‌که این فرشتگان از نظر مقام و منزلت به صاحب عرش نزدیک‌تر هستند.<ref>بيضاوى، عبدالله بن عمر، أنوار التنزيل و أسرار التأويل، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۵، ص۵۲.</ref> خداوند این فرشتگان را بر بقیه فرشتگان برتری داده است. <ref>قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحكام القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ اول، ۱۳۶۴ش، ج۱۵، ص۲۹۳.</ref>


برخی روایات اسلامی از اهل بیت(ع) نیز همین معنا را تأیید می‌کند. از جمله از امام صادق- علیه السلام- درباره تفسیر {{قرآن|وسع کرسیه السموات و الارض}} سؤال کردند فرمود: «منظور علم او است»<ref>ر. ک. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۵۸، ص۲۸، حدیث ۴۶.</ref> در حدیثی دیگر از همان امام-علیه السلام- نقل شده که «عرش» را به معنای علمی که انبیا را بر آن آگاه کرده و «کرسی» را به معنای علمی که هیچ‌کس را از آن آگاه نکرده است، تفسیر فرموده است.<ref>ر. ک. همان، حدیث ۴۷.</ref>
برخی دیگر، «عرش» را به «مجموعه عالم هستی» تفسیر کرده‌اند. و از معانی دیگر عرش «عالم ماوراء طبیعت» است و «کرسی» به معنای مجموع عالم مادّه ـ اعم از زمین و آسمان ـ استعمال شده است و از آن جا که مخلوقات و معلومات خداوند از ذات پاک او جدا نیستند، گاهی «عرش» بر «علم خدا» اطلاق می‌شود. و اگر به قلب پاک بندگان با ایمان «عرش الرحمان» گفته شده به خاطر این است که جایگاه معرفت ذات پاک او و نشانه‌ای از نشانه‌های عظمت و قدرت اوست.
در هر مورد باید از قراین فهمید که منظور از «عرش» کدام یک از معانی آن است، ولی در عین حال، همگی در این امر مشترکند که عرش بیانگر بزرگی و عظمت خداوند متعال است. در آیه مذکور (سوره مؤمن، آیه ۷) که از حاملان عرش الهی سخن می‌گوید، ممکن است منظور از عرش، همان حکومت خداوند و تدبیر او در عالم هستی باشد و حاملان عرش، اجراکنندگان حاکمیت و تدبیر او هستند. و نیز ممکن است به معنای مجموعه عالم هستی یا عالم ماوراء طبیعت باشد و حاملان آن فرشتگانی هستند که پایه‌های تدبیر این جهان به فرمان خدا بر دوش آن‌ها است. پس منظور از «الذین» فرشتگانی هستند که حاملان عرش الهی هستند.<ref>ر. ک. تفسیر نمونه، همان.</ref>
در برخی روایات اسلامی از جمله روایتی از امام باقر(ع) آمده که حاملان عرش الهی، (و کسانی که پایه عرش الهی به خاطر آنان پایدار است) حضرت محمد(ص) علی، حسن، حسین(ع) نوح، ابراهیم، موسی، و عیسی(ع) هستند.<ref>ر. ک. استرآبادی، سید شرف الدین، الآیات الظاهره، مؤسسه نشر اسلامی، ص۶۹۱.</ref>
{{پایان پاسخ}}
{{پایان پاسخ}}
{{مطالعه بیشتر}}
== مطالعه بیشتر ==
۱. علامه سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، (بیروت، مؤسسه اعلمی)، ج۲، ص۳۳۶–۳۴۰، ج۸، ص۱۴۸–۱۷۱.
۲. علامه سید محمد حسین طباطبایی، رسائل توحیدی، (تهران، انتشارات الزهرا)، ص۱۰۶–۱۷۴.
۳. سید محمد حسینی بهشتی، خدا از دیدگاه قرآن (تهران، انتشارات بعثت)، ص۲۱۵–۲۱۶.
۴. ناصرمکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه (تهران، دارالکتب الاسلامیه)، ج۲، ص۲۰۰–۲۰۲، ج۶، ص۲۰۴، ج۲۰، ص۳۵.
{{پایان مطالعه بیشتر}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۴۵: خط ۳۳:
  | شاخه اصلی = علوم و معارف قرآن
  | شاخه اصلی = علوم و معارف قرآن
  | شاخه فرعی۱ = جهانشناسی در قرآن
  | شاخه فرعی۱ = جهانشناسی در قرآن
  | شاخه فرعی۲ = سایر موارد
  | شاخه فرعی۲ =
  | شاخه فرعی۳ =
  | شاخه فرعی۳ =
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
  | شناسه =
  | شناسه =شد
  | تیترها =
  | تیترها =شد
  | ویرایش =
  | ویرایش =شد
  | لینک‌دهی =
  | لینک‌دهی =شد
  | ناوبری =
  | ناوبری =
  | نمایه =
  | نمایه =
  | تغییر مسیر =
  | تغییر مسیر = شد
  | ارجاعات =
  | ارجاعات =
  | بازبینی =
  | ارزیابی کمی =
  | تکمیل =
  | تکمیل =
  | اولویت =
  | اولویت =ج
  | کیفیت =
  | کیفیت = ب
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۲۸

سؤال

مقصود از حمل عرش در آیه ۷ سوره غافر چیست؟

حاملان عرش خداوند و کیفیت اعمال آنان از مضمون آیه هفت سوره غافر به دست می‌آید که اکثر مفسران اعتقاد دارند مقصود از حاملان عرش الهی فرشتگان هستند. حمل عرش ممکن است چند معنا داشته باشد؛ از جمله: ۱. فرشتگان اجرا کننده حاکمیت و تدبیر خدا؛ ۲. تخت عبادت؛ ۳. کنایه از نگهداری عرش یا نزدیک بودن فرشتگان به صاحب عرش.

متن آیه

معنای عرش

عرش به معنای تختی است که برای پادشاهان گذاشته می‌شود [۱][۲] و در بلندا قرار می‌گیرد؛ چنانچه در قرآن آمده است: ﴿وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى‏ الْعَرْشِ‏؛ و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد﴾(یوسف:۱۰۰)[۳] و عرش خدا یعنی ملک نامحدود و قدرت لایزال الهی[۴] که بر همه مخلوقاتش احاطه و تسلط دارد.[۵] از همین‌روی، واژه «عَرْش» براى بزرگى، قدرت و كشوردارى هم كنايه شده است.[۶] عرش موجود خارجى است و از عالم غيب است و مركز دستورات عالم است و رشته تدبير امور جهان بآن منتهى مي‌شود. [۷] آیاتی از قرآن هم به این حقیقت دلالت دارد که عرش شى‏ء محدودى است، اطراف و جوانب دارد، و ملائكه تسبيح كنان در اطراف آن هستند و فرشتگانی آن را حمل می‌کنند.[۸] علامه طباطبایی معتقد است در عالم هستی با همه اختلافى كه در مراحل آن است، مرحله‌‏اى وجود دارد كه همه حوادث و اسباب به آنجا می‌‏رسد و نام آن مرحله و مقام، «عرش» است‏.[۹]

حاملان عرش

خداوند در آیه ۷ سوره غافر، به‌صورت مبهم، افرادی را حاملان عرش خود دانسته که تسبیح خداوند نیز می‌کنند. مفسران، فرشته‌ها را حاملان عرش الهی دانسته‌اند.[۱۰][۱۱][۱۲]

چیستی حمل عرش

  • فرشتگان اجرا کننده حاکمیت و تدبیر خدا: فرشته‌ها، حاملان عرش خداوند معرفی شده‌اند؛ اگر عرش، حكومت خداوند و تدبيرش در عالم هستى باشد، حاملان عرش، اجرا كنندگان حاكميت و تدبير او هستند. و اگر عرش به معناى مجموعه عالم هستى و يا عالم ماوراء طبيعت باشد، حاملان آن فرشتگانى هستند كه پايه‌‌‏هاى تدبير اين جهان، به فرمان خدا بر دوش آنها است.[۱۳]
  • تخت عبادت: عرش مکانی است برای عبادت خدا، فرشتگان با قدرتی که خدا بدان‌ها داده، این مکان و تخت عبادت را حمل می‌کنند.[۱۴]
  • کنایه از نگهداری یا نزدیک بودن به صاحب عرش: حمل عرش یعنی فرشتگانی مامور نگهداری عرش خدا هستند. [۱۵] از این‌روی حمل عرش یا کنایه از حفظ و تدبیر آن توسط فرشتگان می‌باشد یا کنایه است از این‌که این فرشتگان از نظر مقام و منزلت به صاحب عرش نزدیک‌تر هستند.[۱۶] خداوند این فرشتگان را بر بقیه فرشتگان برتری داده است. [۱۷]


منابع

  1. ↑ صاحب بن عباد، إسماعيل بن عباد، المحيط في اللغه، بيروت، عالم الكتاب‏، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۸۴.
  2. ↑ فراهيدى، خليل بن أحمد، كتاب العين، قم، نشر هجرت‏، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۴۹.
  3. ↑ ابن فارس، أحمد بن فارس، معجم مقاييس اللغه، قم، مكتب الاعلام الاسلامي‏، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۶۴.
  4. ↑ ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۶، ص۳۱۳.
  5. ↑ مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، ج۸، ص۸۵.
  6. ↑ راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بيروت - دمشق، دار القلم- الدار الشاميه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ص۵۵۸.
  7. ↑ قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ ششم، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۳۱۷.
  8. ↑ سوره زمر، آیه ۷۵. سوره غافر، آیه ۷. سوره حاقه، آیه۱۷.
  9. ↑ طباطبایی، محمد حسین، الميزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ج‏۸، ص۱۸۵.
  10. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۰، ص۳۸.
  11. ↑ ابن‏ ابى ‏حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسير القرآن العظيم، عربستان - رياض، مكتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق، ج۸، ص۲۴۴۵.
  12. ↑ طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن، بيروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج۲۴، ص۲۹.
  13. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۰، ص۳۸.
  14. ↑ قاضى عبدالجبار بن احمد، تنزيه القرآن عن المطاعن، بیروت، دار النهضه الحديثه، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق، ص۳۶۵
  15. ↑ دامغانى، حسين بن محمد، الوجوه و النظائر لالفاظ كتاب الله العزيز، مصر - قاهره، وزاره الاوقاف، المجلس الاعلى للشئون الاسلاميه، لجنه احياء التراث الاسلامي، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۷۹.
  16. ↑ بيضاوى، عبدالله بن عمر، أنوار التنزيل و أسرار التأويل، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۵، ص۵۲.
  17. ↑ قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحكام القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ اول، ۱۳۶۴ش، ج۱۵، ص۲۹۳.