نسبت مطلاق به امام حسن(ع): تفاوت میان نسخهها
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
* حدیث اول: در سلسله رجال سند این حدیث دو نفر به نامهای حمید بن زیاد و حسن بن محمد بن سماعه واقع شدهاند که هر دو واقفی مذهب،<ref>خويى، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیجا، بینا، چاپ پنجم، 1413 ه. ق، ج7، ص302 و ج۶، ص126 به نقل از نجاشی.</ref> و غیرقابل اعتماد هستند. | * حدیث اول: در سلسله رجال سند این حدیث دو نفر به نامهای حمید بن زیاد و حسن بن محمد بن سماعه واقع شدهاند که هر دو واقفی مذهب،<ref>خويى، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیجا، بینا، چاپ پنجم، 1413 ه. ق، ج7، ص302 و ج۶، ص126 به نقل از نجاشی.</ref> و غیرقابل اعتماد هستند. | ||
صاحب کتاب جامع الرواة درباره روایات حمید بن زیاد میگوید: به نظر من احادیث حُمید بن زیاد پذیرفتنی است به شرط اینکه خالی از معارض باشد؛<ref>اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواه، | صاحب کتاب جامع الرواة درباره روایات حمید بن زیاد میگوید: به نظر من احادیث حُمید بن زیاد پذیرفتنی است به شرط اینکه خالی از معارض باشد؛<ref>اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواه، بیروت، ناشر: دار الأضواء، چاپ اول، 1403 ه. ق، ج۱، ص۲۸۴.</ref> میدانیم روایات متعددی که بر نکوهش طلاق دلالت دارند همگی معارض با این روایت است. پس این روایتها غیرقابل قبولند. | ||
* حدیث دوم: راوی آن یحیی بن أبی العلاء رازی است که مجهول است.<ref>خويى، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیجا، بینا، چاپ پنجم، 1413 ه. ق، | * حدیث دوم: راوی آن یحیی بن أبی العلاء رازی است که مجهول است.<ref>خويى، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیجا، بینا، چاپ پنجم، 1413 ه. ق، ج21، ص27.</ref> | ||
نکته دیگر این که: به احتمال قوی حدیث اول و دوم بیانگر یک واقعه هستند که با دو سند ذکر شده و مرد بهپا خاسته در حدیث دوم همان رجل «همدانی» است. | نکته دیگر این که: به احتمال قوی حدیث اول و دوم بیانگر یک واقعه هستند که با دو سند ذکر شده و مرد بهپا خاسته در حدیث دوم همان رجل «همدانی» است. | ||
* حدیث سوم: مأخذ این حدیث محاسن برقی است، نجاشی درباره برقی چنین آوردهاست: احمد بن محمد بن خالد بن عبدالرحمان برقی، اهل کوفه و ثقه است، ولی از ضعفا روایت میکند و احادیث مرسله زیادی دارد.<ref> | * حدیث سوم: مأخذ این حدیث محاسن برقی است، نجاشی درباره برقی چنین آوردهاست: احمد بن محمد بن خالد بن عبدالرحمان برقی، اهل کوفه و ثقه است، ولی از ضعفا روایت میکند و احادیث مرسله زیادی دارد.<ref>نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشي، محقق: شبيرى زنجانى، موسى، قم، ناشر: جماعة المدرسين في الحوزة العلمية بقم، مؤسسة النشر الإسلامي، چاپ ششم، 1365 ه. ش، ص76.</ref> | ||
از این رو اعتماد به روایت برقی با توجه به تعارض آن با احادیثی که در مذمت طلاق وارد شده، مشکل است. | از این رو اعتماد به روایت برقی با توجه به تعارض آن با احادیثی که در مذمت طلاق وارد شده، مشکل است. | ||
* در یک مورد اختلاف عقیده سبب شد امام(ع) یکی از همسران خود را که از طایفه بنی شیبان بود طلاق دهد؛ به امام(ع) خبر دادند که او عقیده خوارج را دارد؛ امام حسن(ع) او را طلاق داد و فرمود: خوش ندارم که قطعه آتشی از آتشهای جهنم را در کنار خود ببینم.<ref>ابن | * در یک مورد اختلاف عقیده سبب شد امام(ع) یکی از همسران خود را که از طایفه بنی شیبان بود طلاق دهد؛ به امام(ع) خبر دادند که او عقیده خوارج را دارد؛ امام حسن(ع) او را طلاق داد و فرمود: خوش ندارم که قطعه آتشی از آتشهای جهنم را در کنار خود ببینم.<ref>ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، محقق / مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل، قم، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، چاپ اول، 1404 ق، ج۱۶، ص۲۱.</ref> | ||
====روایات اهل سنت==== | ====روایات اهل سنت==== | ||
* آنچه را که بلاذری در کتاب خود آورده، سند آن در نهایت به «ابو صالح» میرسد که نام وی «باذام» است، و در کتب رجالی اهل سنت تضعیف شدهاست.<ref>ذهبی، محمد بن احمد، میزان الاعتدال، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۳–۴، ش۱۱۲۳.</ref> یعنی خبرش غیرقابل قبول و اعتماد است. | * آنچه را که بلاذری در کتاب خود آورده، سند آن در نهایت به «ابو صالح» میرسد که نام وی «باذام» است، و در کتب رجالی اهل سنت تضعیف شدهاست.<ref>ذهبی، محمد بن احمد، میزان الاعتدال، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۳–۴، ش۱۱۲۳.</ref> یعنی خبرش غیرقابل قبول و اعتماد است. | ||
* ابو طالب مکی صاحب قوت القلوب نیز، در میان اهل سنت فاقد اعتبار است، درباره کتاب قوت القلوب او گفتهاند: در این کتاب مطالب ناشناخته و منکری را آوردهاست.<ref> | * ابو طالب مکی صاحب قوت القلوب نیز، در میان اهل سنت فاقد اعتبار است، درباره کتاب قوت القلوب او گفتهاند: در این کتاب مطالب ناشناخته و منکری را آوردهاست.<ref>تميمي سمعانى، أبو سعيد عبد الكريم بن محمد بن منصور، الأنساب، تحقيق عبد الرحمن بن يحيى المعلمى اليمانى، حيدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانية، چاپ اول، 1382/1962، ج12، ص417.</ref> | ||
با بررسی محتوی و اسناد احادیث شیعه و اهل سنت، به این نتیجه میرسیم: «کثیر الطلاق» بودن حضرت امام مجتبی(ع) بیاساس و دروغ و دور از شأن آن بزرگوار است که در راستای تخریب شخصیت آن حضرت از سوی دشمنان اهل بیت(ع) جعل گردیده، چنانکه درباره [[امیرمؤمنان]] نیز امویان روایات مذمومی ساختند. | با بررسی محتوی و اسناد احادیث شیعه و اهل سنت، به این نتیجه میرسیم: «کثیر الطلاق» بودن حضرت امام مجتبی(ع) بیاساس و دروغ و دور از شأن آن بزرگوار است که در راستای تخریب شخصیت آن حضرت از سوی دشمنان اهل بیت(ع) جعل گردیده، چنانکه درباره [[امیرمؤمنان]] نیز امویان روایات مذمومی ساختند. | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
در این روایات امام مجتبی(ع) با واژه «مطلاق» زیاد طلاق دهنده توصیف شدهاست. در اینباره توجه به چند نکته ضروری است: | در این روایات امام مجتبی(ع) با واژه «مطلاق» زیاد طلاق دهنده توصیف شدهاست. در اینباره توجه به چند نکته ضروری است: | ||
الف) به یقین طلاقهای زیاد لازمه ازدواجهای زیاد است، مورخان در این زمینه هم نسبتهایی به آن حضرت دادهاند، برخی تعداد همسران آن حضرت را هفتاد<ref>ابن | الف) به یقین طلاقهای زیاد لازمه ازدواجهای زیاد است، مورخان در این زمینه هم نسبتهایی به آن حضرت دادهاند، برخی تعداد همسران آن حضرت را هفتاد<ref>ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، محقق / مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل، قم، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، چاپ اول، 1404 ق، ج۱۶، ص۲۲.</ref> و برخی نود<ref>بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب جمل من انساب الاشراف، دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع، چاپ اول، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۷۷.</ref> و بعضی دیگر تا سیصد<ref>ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)، قم، ناشر: علامه، چاپ اول، 1379 ق، ج۴، ص۳۰.</ref> همسر برای امام مجتبی(ع) گفتهاند، نقلهای دیگری هم در کتب تاریخی و روایی آمده که از نظر متن و مفهوم با همدیگر مغایر و مباین هستند؛ که طرح آنها ضرورتی ندارد. | ||
===دلایل مردود بودن=== | ===دلایل مردود بودن=== | ||
تضاد فاحش در نقلهای متفاوت خود دلالت بر کذب آنها و سیاسیبودن ماجرا دارد و میتوان گفت که این تهمتها در راستای از بین بردن شخصیت آن امام همام(ع) بودهاست: | تضاد فاحش در نقلهای متفاوت خود دلالت بر کذب آنها و سیاسیبودن ماجرا دارد و میتوان گفت که این تهمتها در راستای از بین بردن شخصیت آن امام همام(ع) بودهاست: | ||
* برای نمونه، ابن ابی الحدید میگوید: امام حسن(ع) زیاد ازدواج میکرد و در جای دیگر میگوید: وقتی همسران آنحضرت را شمردند به هفتاد تن رسید؛<ref>ابن | * برای نمونه، ابن ابی الحدید میگوید: امام حسن(ع) زیاد ازدواج میکرد و در جای دیگر میگوید: وقتی همسران آنحضرت را شمردند به هفتاد تن رسید؛<ref>ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، محقق / مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل، قم، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، چاپ اول، 1404 ق، ج۱۶، ص۲۲.</ref> ولی در هنگام بیان اسامی همسران آن امام تنها نام یازده نفر را میبرد و در معرفی برخی از این یازده تن نیز تنها نام قبیله آنان را میبرد.<ref>ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، محقق / مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل، قم، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، چاپ اول، 1404 ق، ج۱۶، ص۲۱.</ref> برخی از محققان تعداد همسران امام(ع) را هیجده تن گفتهاند.<ref>زمانی، احمد، حقایق پنهان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۵ش، ص۳۳۸–۳۴۰.</ref> به راستی اگر همسران آن حضرت زیادتر از این اندازه بودهاند، چرا نامی از آنان در کتابها دیده نمیشود و اگر طلاقهای آن حضرت زیاد بود چرا در منابع تاریخی نمونههایی از آنها ذکر نشدهاست. | ||
===فرزندان کم=== | ===فرزندان کم=== | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
* حضرت زین العابدین شوهر أمّ عبدالله؛ | * حضرت زین العابدین شوهر أمّ عبدالله؛ | ||
* عبدالله بن زبیر شوهر أمّ الحسن؛ | * عبدالله بن زبیر شوهر أمّ الحسن؛ | ||
* عمرو بن منذر شوهر أمّ سلمه.<ref> | * عمرو بن منذر شوهر أمّ سلمه.<ref>قرشى، باقر شريف، حياة الإمام الحسن بن على عليهما السلام، بیروت، ناشر: دار البلاغة، چاپ اول، 1413 ق، ص۴۴۹–۴۵۰.</ref> | ||
===فرصت کم=== | ===فرصت کم=== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۱ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۱
چرا امام حسن(ع) زیاد ازدواج مینمود و طلاق میداد که امام علی(ع) در بازار و غیره فریاد میزد که به ایشان دختر ندهید؟
نسبت مِطْلاق (به معنای بسیار طلاق دهنده) به امام حسن مجتبی(ع) در برخی منابع اهل سنت بوده و مخالفان، این اتهام را از طرف حاکمان بنیعباس در جهت جلوگیری از قیامهای نوادگان ایشان دانستهاند. محققان معتقدند این گزارشها برای بدنام کردن امام حسن(ع) بودهاست. همچنین به متن گزارشها اشکلاتی وارد شده و راویان این گزارشها را در کتب رجالی شیعه و اهلسنت، غیر قابل اعتماد دانستهاند.
بررسی گزارشهای مربوط به ازدواج امام حسن(ع)
عدم وثاقت راویان
روایات شیعه
- حدیث اول: در سلسله رجال سند این حدیث دو نفر به نامهای حمید بن زیاد و حسن بن محمد بن سماعه واقع شدهاند که هر دو واقفی مذهب،[۱] و غیرقابل اعتماد هستند.
صاحب کتاب جامع الرواة درباره روایات حمید بن زیاد میگوید: به نظر من احادیث حُمید بن زیاد پذیرفتنی است به شرط اینکه خالی از معارض باشد؛[۲] میدانیم روایات متعددی که بر نکوهش طلاق دلالت دارند همگی معارض با این روایت است. پس این روایتها غیرقابل قبولند.
- حدیث دوم: راوی آن یحیی بن أبی العلاء رازی است که مجهول است.[۳]
نکته دیگر این که: به احتمال قوی حدیث اول و دوم بیانگر یک واقعه هستند که با دو سند ذکر شده و مرد بهپا خاسته در حدیث دوم همان رجل «همدانی» است.
- حدیث سوم: مأخذ این حدیث محاسن برقی است، نجاشی درباره برقی چنین آوردهاست: احمد بن محمد بن خالد بن عبدالرحمان برقی، اهل کوفه و ثقه است، ولی از ضعفا روایت میکند و احادیث مرسله زیادی دارد.[۴]
از این رو اعتماد به روایت برقی با توجه به تعارض آن با احادیثی که در مذمت طلاق وارد شده، مشکل است.
- در یک مورد اختلاف عقیده سبب شد امام(ع) یکی از همسران خود را که از طایفه بنی شیبان بود طلاق دهد؛ به امام(ع) خبر دادند که او عقیده خوارج را دارد؛ امام حسن(ع) او را طلاق داد و فرمود: خوش ندارم که قطعه آتشی از آتشهای جهنم را در کنار خود ببینم.[۵]
روایات اهل سنت
- آنچه را که بلاذری در کتاب خود آورده، سند آن در نهایت به «ابو صالح» میرسد که نام وی «باذام» است، و در کتب رجالی اهل سنت تضعیف شدهاست.[۶] یعنی خبرش غیرقابل قبول و اعتماد است.
- ابو طالب مکی صاحب قوت القلوب نیز، در میان اهل سنت فاقد اعتبار است، درباره کتاب قوت القلوب او گفتهاند: در این کتاب مطالب ناشناخته و منکری را آوردهاست.[۷]
با بررسی محتوی و اسناد احادیث شیعه و اهل سنت، به این نتیجه میرسیم: «کثیر الطلاق» بودن حضرت امام مجتبی(ع) بیاساس و دروغ و دور از شأن آن بزرگوار است که در راستای تخریب شخصیت آن حضرت از سوی دشمنان اهل بیت(ع) جعل گردیده، چنانکه درباره امیرمؤمنان نیز امویان روایات مذمومی ساختند.
اشکال در متن گزارش ها
در این روایات امام مجتبی(ع) با واژه «مطلاق» زیاد طلاق دهنده توصیف شدهاست. در اینباره توجه به چند نکته ضروری است:
الف) به یقین طلاقهای زیاد لازمه ازدواجهای زیاد است، مورخان در این زمینه هم نسبتهایی به آن حضرت دادهاند، برخی تعداد همسران آن حضرت را هفتاد[۸] و برخی نود[۹] و بعضی دیگر تا سیصد[۱۰] همسر برای امام مجتبی(ع) گفتهاند، نقلهای دیگری هم در کتب تاریخی و روایی آمده که از نظر متن و مفهوم با همدیگر مغایر و مباین هستند؛ که طرح آنها ضرورتی ندارد.
دلایل مردود بودن
تضاد فاحش در نقلهای متفاوت خود دلالت بر کذب آنها و سیاسیبودن ماجرا دارد و میتوان گفت که این تهمتها در راستای از بین بردن شخصیت آن امام همام(ع) بودهاست:
- برای نمونه، ابن ابی الحدید میگوید: امام حسن(ع) زیاد ازدواج میکرد و در جای دیگر میگوید: وقتی همسران آنحضرت را شمردند به هفتاد تن رسید؛[۱۱] ولی در هنگام بیان اسامی همسران آن امام تنها نام یازده نفر را میبرد و در معرفی برخی از این یازده تن نیز تنها نام قبیله آنان را میبرد.[۱۲] برخی از محققان تعداد همسران امام(ع) را هیجده تن گفتهاند.[۱۳] به راستی اگر همسران آن حضرت زیادتر از این اندازه بودهاند، چرا نامی از آنان در کتابها دیده نمیشود و اگر طلاقهای آن حضرت زیاد بود چرا در منابع تاریخی نمونههایی از آنها ذکر نشدهاست.
فرزندان کم
کسیکه در زندگی با ازدواجها و طلاقهای زیادی سرگرم باشد باید دارای فرزندان زیادی باشد، در حالی که آمار فرزندان آن حضرت را حداکثر بیست و دو پسر و دختر ذکر کردهاند؛[۱۴] و همینطور باید دامادهای زیادی داشته باشد در حالیکه تنها از سه نفر به عنوان داماد آن حضرت نام برده شدهاست:
- حضرت زین العابدین شوهر أمّ عبدالله؛
- عبدالله بن زبیر شوهر أمّ الحسن؛
- عمرو بن منذر شوهر أمّ سلمه.[۱۵]
فرصت کم
در حالات آن حضرت میخوانیم: امام مجتبی(ع) هر روز بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب در محراب عبادت مینشست و از طلوع آفتاب تا ظهر جواب گوی گرفتاریهای مردم بود.[۱۶] هر سال پیاده به حج میرفت و وقت وضوء و نماز تنش میلرزید و میگریست.
آیا برای کسی که با خدای خود آنگونه ارتباط دارد و رسیدگی به امور مردمی را سرلوحه اعمال خود قرار میدهد این نسبتهای ناروا سازگار است؟ روشن است که این نسبتها چیزی جز بهتان و کذب محض به ساحت مقدس آن حضرت نیست که در راستای تخریب شخصیت آن حضرت توسط امویان و عباسیان جعل شدهاست.
علل سیاسی
بررسیهای تاریخی نشان میدهد که این اتهام ناروا در آغاز خلافت بنیعباس نمودار شدهاست، منصور عباسی بعد از تکیه بر مسند خلافت سیاستهای خصمانه را درباره اهل بیت(ع) در پیش گرفت، او برای مقابله و سرکوب قیام سادات حسنی که در جای جای جهان اسلام حکومت تازه تأسیس عباسیان را تهدید میکردند، به تخریب بنیان مشروعیت آنان پرداخت. پس از اوجگیری نهضت سادات حسنی به رهبری محمد بن عبدالله (نفس الزکیه) بن حسن بن حسن(ع) که تا مرز سرنگونی حکومت منصور پیش رفت، منصور دستور داد عبدالله پدر محمد و عدهای از همراهان او را زندانی کردند؛ سپس در «هاشمیه»[۱۷] برای مردم خطبهای ایراد کرد؛ در بخشی از آن خطبه گفت: شما از پیروان و یاوران ما هستید که دعوت ما را پذیرفتید، اگر با غیر ما بیعت میکردید (سادات حسنی) بهتر از ما نبودند، ما خلافت را برای فرزندان ابوطالب گذاشتیم و نسبت به خلافت آنان کمترین مخالفتی نکردیم؛ علی(ع) بر مسند خلافت نشست و چندان پیش نبرد و سرانجام به حکمیت تن داد که موجب اختلاف امت شد، سپس شیعیان و یاران و معتمدانش بر وی هجوم برده و او را کشتند، بعد از او حسن(ع) خلیفه شد، ولی مرد این کار نبود؛ خلافت را در برابر اموال پیشنهادی رها کرد… و به زنان روی آورد. امروز با یکی ازدواج میکرد و فردا دیگری را طلاق میداد و همواره چنین بود تا از دنیا رفت.[۱۸]
روشن است که منصور عباسی این همه دشمنی و تخریب شخصیت را در راستای رسیدن به اهداف شوم و حفظ حکومت نوپای خود انجام دادهاست؛ علت آن تخریب جایگاه اهل بیت(ع) به ویژه سادات حسنی که پیوسته در قیام و رقیب شدید عباسیان بودند، در میان قشرهای مختلف مردم بود، او برای غلبه بر شورشها و در جهت استحکام ریشههای حکومت نوپای بنی عباس این اتهام را درباره سبط اکبر، امام مجتبی(ع) رواج داد، در حالیکه وی میگوید امام حسن(ع) بعد از صلح این کار را میکرد، اما برخی از روایات نوشتهاند در زمان حیات پدرش زنان را طلاق میداد؛ و امیرمؤمنان در بازار فریاد میزد و… این رفتار نه تنها از شأن یک انسان عادی دور است؛ از شأن امیرمؤمنان بسیار دورتر است و کاملا دروغ و روایتش مجعول و بیاساس و ساخته بنی عباس و دشمنان اهل بیت(ع) میباشد.
دشمنان اهل بیت(ع) در تخریب شخصیت هر یک از ائمه(ع)، نسبتهای ناروا به آنان دادهاند که مغایر شأن آن بزرگان دین است.
امام حسن(ع) واقعاً مظلوم است برخی از مردم درباره صلح آنحضرت که برای نجات شیعه و مصالح دیگر انجام گرفت، شایعاتی ساختند و برخی نیز کثیر الطلاق بودن را درباره وی در کتابهای خود نوشتند، و این انحرافات فکری و قلمی در آثار شیعه نیز رسوخ کرد، چنانکه اسرائیلیات و نسبتهای ناروا درباره انبیای الهی از تورات به منابع اسلامی راه یافت. تخریب شخصیت و جایگاه امامت نیز از سوی جریان مخالف، امویان و عباسیان درباره اهل بیت(ع) در آثار اهل سنت نوشته شد و از آثار آنان به آثار شیعه نفوذ کرد؛ از این رو درباره ائمه و مقام آنها باید با در نظر گرفتن، جوانب و جایگاه رفیع امامت سخن گفت.
خاورشناسان و معاندین دین درباره همسران پیامبر (ص) و ائمه (ع) از آثار اهل سنت بر اساس روایات ضعیف، نوشتههای نادرستی منتشر کردهاند که نیاز به پاکسازی دارد. به هر روی این نسبت درباره امام حسن(ع) ناصحیح است.
همچنین ببینید
مطالعه بیشتر
- حقایق پنهان (پژوهشی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی(ع))، احمد زمانی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
- از گوشه و کنار تاریخ، سید علی شفیعی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ این کتاب به موضوع مورد سؤال اختصاص دارد.
منابع
- ↑ خويى، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیجا، بینا، چاپ پنجم، 1413 ه. ق، ج7، ص302 و ج۶، ص126 به نقل از نجاشی.
- ↑ اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواه، بیروت، ناشر: دار الأضواء، چاپ اول، 1403 ه. ق، ج۱، ص۲۸۴.
- ↑ خويى، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیجا، بینا، چاپ پنجم، 1413 ه. ق، ج21، ص27.
- ↑ نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشي، محقق: شبيرى زنجانى، موسى، قم، ناشر: جماعة المدرسين في الحوزة العلمية بقم، مؤسسة النشر الإسلامي، چاپ ششم، 1365 ه. ش، ص76.
- ↑ ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، محقق / مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل، قم، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، چاپ اول، 1404 ق، ج۱۶، ص۲۱.
- ↑ ذهبی، محمد بن احمد، میزان الاعتدال، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۳–۴، ش۱۱۲۳.
- ↑ تميمي سمعانى، أبو سعيد عبد الكريم بن محمد بن منصور، الأنساب، تحقيق عبد الرحمن بن يحيى المعلمى اليمانى، حيدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانية، چاپ اول، 1382/1962، ج12، ص417.
- ↑ ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، محقق / مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل، قم، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، چاپ اول، 1404 ق، ج۱۶، ص۲۲.
- ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب جمل من انساب الاشراف، دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع، چاپ اول، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۷۷.
- ↑ ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)، قم، ناشر: علامه، چاپ اول، 1379 ق، ج۴، ص۳۰.
- ↑ ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، محقق / مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل، قم، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، چاپ اول، 1404 ق، ج۱۶، ص۲۲.
- ↑ ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، محقق / مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل، قم، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، چاپ اول، 1404 ق، ج۱۶، ص۲۱.
- ↑ زمانی، احمد، حقایق پنهان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۵ش، ص۳۳۸–۳۴۰.
- ↑ قرشی، باقر شریف، حیاه الامام الحسن بن علی، بیروت، دارالبلاغه، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۴۹.
- ↑ قرشى، باقر شريف، حياة الإمام الحسن بن على عليهما السلام، بیروت، ناشر: دار البلاغة، چاپ اول، 1413 ق، ص۴۴۹–۴۵۰.
- ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب جمل من انساب الاشراف، دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع، چاپ اول، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۷۴.
- ↑ شهری درعراق در نزدیکی انبار است. المنجد بخش اعلام، واژه هاشمیه.
- ↑ مسعودی، علی بن الحسین بن علی، مروج الذهب، بیروت، دار المعرفه، ج۳، ص۳۱۱.