پرش به محتوا

استغفار حضرت زهرا(س): تفاوت میان نسخه‌ها

فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
تغییر شناسه
 
(۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
روایتی وجود دارد که حضرت زهرا(س) استغفار می کرد . آیا این موضوع صحت دارد؟
روایتی وجود دارد که حضرت زهرا(س) به خاطر اعتراضی که حضرت علی کرد، استغفار می‌کرد . آیا این موضوع صحت دارد؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}


{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
{{درگاه|فاطمی}}
{{درگاه|فاطمی}}
روایتی وجود دارد که [[حضرت زهرا(س)]] از همسرش امام علی(ع) طلب وعده غذایی روز را می‌کند و پس از این درخواست استغفار می‌کند. علمای علم رجال این روایت را از نظر سند و محتوا باطل دانستند. اما نفسِ استغفار کاری خلاف مقام حضرت زهرا(س) نیست و عبادتی است که سبب علو مقام معنوی می‌شود و در قرآن هم خداوند به پیامبر(ص) امر به استغفار می‌کند.
شیخ صدوق در کتابی امالی، داستانی دارد که بر اساس آن، [[حضرت فاطمه(س)]] به خاطر عدم اختصاص درهمی از بهای فروش باغ به خانواده، به حضرت علی(ع) اعتراض کرده و پس از پیام پیامبر(ص)، استغفار می‌کند. این روایت از دو جهت ناتمام است: نخست، سند آن با راویانی همچون سفیان ثوری (مذموم و متهم به جعل) و عبدالملک بن عمیر (ضعیف) و چند راوی ناشناخته، فاقد اعتبار است. دوم، محتوای آن با گزارش‌های تاریخیِ قطعی درباره سفرهای علی(ع) در دوران پیامبر(ص) به مکه آن‌هم بدون حضور رسول‌خدا(ص) و نیز با سیره ایثارگرانه حضرت زهرا(س) که نمونه‌اش افطاری دادن به نیازمند در آیه «اطعام» است، همخوانی ندارد.


== متن روایت ==
== متن روایت ==
خط ۱۶: خط ۱۶:
[[شیخ صدوق]] در کتاب «الامالی» سند را این‌گونه آورده است: أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی از عمرابن سهل بن إسماعیل الدینوری ازا زید بن إسماعیل الصائغ از معاویه بن هشام از سفیان از عبد الملک بن عمیر از خالد بن ربعی از امیرمومنان.<ref>ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، مجلس۷۱، حدیث۱۰، ص۴۷۰.</ref>
[[شیخ صدوق]] در کتاب «الامالی» سند را این‌گونه آورده است: أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی از عمرابن سهل بن إسماعیل الدینوری ازا زید بن إسماعیل الصائغ از معاویه بن هشام از سفیان از عبد الملک بن عمیر از خالد بن ربعی از امیرمومنان.<ref>ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، مجلس۷۱، حدیث۱۰، ص۴۷۰.</ref>


«احمد بن زیاد بن جعفر » از اساتید و مشایخ شیخ صدوق و مورد ثقه و اطمینان هست.<ref>علی النمازی الشاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، طهران، ابن المؤلف، چاپ اول، محرم الحرام ۱۴۱۵، ج۱، ص۳۱۸.</ref> «سفیان» از علمای اهل سنت است.
«احمد بن زیاد بن جعفر » از اساتید و مشایخ شیخ صدوق و مورد ثقه و اطمینان هست.
 
<ref>علی النمازی الشاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، طهران، ابن المؤلف، چاپ اول، محرم الحرام ۱۴۱۵، ج۱، ص۳۱۸.</ref>
ثقه بودن «عبد الملک بن عمیر» ثابت نشده است.
«سفیان» که از عبد الملک حدیث نقل می‌کند، سفیان ثوری است<ref>عليارى تبريزى، على بن عبدالله، بهجه الآمال في شرح زبده المقال، تهران، بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور، چاپ دوم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۲۸۲.</ref> که مورد مذمت، لعن شده<ref>نمازى شاهرودى، على، مستدركات علم رجال الحديث، تهران، فرزند مولف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۸۹.</ref> و متهم به جعل حدیث است. <ref>نمازى شاهرودى، على، مستطرفات المعالي، تهران، موسسه نبأ - ايران، چاپ اول، ۱۴۲۲ق، ص۱۳۵.</ref> ثقه بودن «عبد الملک بن عمیر» ثابت نشده است.<ref>مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال في علم الرجال، بى نا، بى جا، چا اول، ج‏۲، قسم اول، ص۲۳۱.</ref>برخی او را ضعیف شمرده‌اند.<ref>مظفر، محمد حسن، الإفصاح عن أحوال رواه الصحاح، قم، موسسه آل البيت(ع) لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۷۷.</ref>
 
صاحب کتاب «مستدرکات علم رجال الحدیث» با تعبیر «لم یذکروه» می‌نویسد نام بقیه راویان در کتاب‌های راوی‌شناسی نیامده است.<ref>همان، ج۶، ص۹۳؛ ج۳، ص۴۶۱؛ ج۷، ص۴۵۰؛ ج۳، ص۳۰۶–۳۰۷.</ref> بنابراین حدیث [[سلسله حدیث|سند]] معتبری ندارد و از درجه اعتبار ساقط است.
صاحب کتاب «مستدرکات علم رجال الحدیث» با تعبیر «لم یذکروه» از آنان یاد کرده است.<ref>همان، ج۶، ص۹۳؛ ج۳، ص۴۶۱؛ ج۷، ص۴۵۰؛ ج۳، ص۳۰۶–۳۰۷.</ref> بنابراین به جز استادِ شیخ صدوق بقیه راویان مورد ثقه و اطمینان نیستند و حدیث هم از درجه اعتبار ساقط است.


== بررسی محتوایی روایت ==
== بررسی محتوایی روایت ==
از مواردی که محتوای این روایت را با تردید و چالش روبرو می‌سازد، این است که در تاریخ عصر نبوی (ص) به جز رساندن پیام برائت از مشرکین و فتح مکه مورد نداریم که امیرمومنان آن هم برای انجام برخی از کارهایش<ref>«إن أمیر المؤمنین ع دخل مکه فی بعض حوائجه «‏ شیخ صدوق، پیشین‏، ص۴۶۷</ref> به مکه آمده باشد و چند روز هم مانده باشد! ونیز در آن ایام که مکه پر از مشرکین بوده این فقیر موحد چه کسی بوده که این‌گونه بر خداوند ابراز نیاز می‌کند آن هم با، واسطه قرار دادن محمد وآل محمد؟! (در صورتی که هنوز بسیاری از معارف دینی روشن نشده بود)
در آن ایام حضرت علی(ع) که به مدینه مهاجرت کرده بود چگونه صاحب باغ شده بود و نیز در تاریخ به جز فدک، باغی برای رسول خدا (ص) مشاهده نشده است.
همچنین با توجه به دیگر احادیث، این‌گونه برخورد با مقام حضرت فاطمه(ع) سازگار نیست. [[امام صادق(ع)]] فرمودند: علی و فاطمه دو دریای عمیق‌اند که هیچ‌یک بر دیگری ستم نکرده و از حد خود نمی‌گذرد.<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ‏ تحقیق: طیّب موسوی جزائری، دار الکتاب، قم‏، ۱۴۰۴ ق‏، چاپ سوم‏، ج۲، ص۳۴۴.</ref>
بر اساس روایات فراوان از طرق شیعه و سنی، حضرت فاطمه(س) مصداق آیه {{قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا|ترجمه=و به [پاس‌] دوستى [خدا]، بينوا و يتيم و اسير را خوراك مى‌دادند.|سوره=انسان|آیه=۸}} است که برای رضای خدا افطاری خود را به فقیر و اسیر و یتیم دادند و با آب، روزه را افطار کردند.<ref>علامه امینی‏، الغدیر، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه‏، ۱۴۱۶ ق‏، چاپ اول‏، ج‏۳، ص۱۵۵–۱۶۰.</ref>
== مفهوم استغفار ==
استغفار یک عبادت است و مفهومی است که بازگشت انسان به خداوند را می‌رساند و انسان‌ها در جایگاه‌های مختلف نسبت به تکالیف و رفتار خود، استغفار می‌کنند و این منافاتی با مقام عصمت معصومان ندارد و به درجات معنوی آنها می‌افزاید.
از آیه ۱۹ [[سوره محمد]] و آیه ۵۵ [[سوره غافر]] استفاده شده است که استغفار عبادتی است که خداوند به پیامبر هم امر کرده است که استغفار کند. چنانکه در روایت هم آمده است: «الاستغفار و قول لا اله الا الله، خیر العباده؛ بهترین علم، توحید، و بهترین عبادت، استغفار است».<ref>شیخ کلینی‏، الکافی، تهران‏، اسلامیه، ۱۳۶۲ ش‏، چاپ: دوم، ج۲، ص۵۰۵.</ref> و «الاستغفار درجه العلیین؛ استغفار درجه بلند پایگان است».{{مدرک|date=اوت ۲۰۲۶}}
استغفار همیشه برای درخواست آمرزش خطا و گناه نیست. اشتباه انسان‌های عادی و غیر معصوم این است که کار بزرگان را با کار خودشان می‌سنجند؛ زیرا بیشتر اوقات هنگامی استغفار می‌کنند که خطا و گناهی از آنان سر زده باشد و با استغفار درخواست بخشش از گناه می‌کنند (رفع گناه) ولی استغفار انسانهای پاک به جهت وسعت وجودی و لطافت روحشان، درخواست دفع گناه است که مبادا آلوده به گناه شوند.{{مدرک|date=اوت ۲۰۲۶}}


{{پایان پاسخ}}
* گزارش‌های تاریخی برای [[علی(ع)|حضرت علی(ع)]] در زمان زندگی پیامبر(ص) در مدینه، فقط یک مسافرت به مکه آورده است که بدون حضور پیامبر خدا(ص) بود. این سفر برای رساندن پیام برائت از مشرکین به اهل مکه بود؛<ref>ماتريدى، محمد بن محمد، تأويلات أهل السنه، بیروت، دار الكتب العلميه، منشورات محمد علي بيضون، چاپ اول، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۲۸۴.</ref><ref>فيض كاشانى، محمد بن شاه مرتضى، تفسير الصافي، تهران، مكتبه الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۱۹.</ref><ref>نهاوندى، محمد، نفحات الرحمن فى تفسير القرآن، قم، موسسه البعثه، مركز الطباعه و النشر، چاپ اول، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۱۲۲.</ref> در حالی‌که این روایت می‌گوید آن حضرت با اصحابش برای انجام برخی از کارهای خودش به مکه مسافرت کرد و مدتی در آنجا ماند.<ref>«إن أمیر المؤمنین ع دخل مکه فی بعض حوائجه «‏ شیخ صدوق، پیشین‏، ص۴۶۷</ref>
* حضرت علی(ع) که به مدینه مهاجرت کرده بود، چگونه صاحب باغ شده بود، چرا تاریخ چنین گزارشی را نداده است؟!
* روایاتی که مقام و منزلت حضرت زهرا(ع) و شیوه زندگیش با [[امیرالمؤمنین|امیرمومنان(ع)]] را گزارش می‌دهد، این‌گونه برخورد را با مقام حضرت فاطمه(ع) سازگار نمی‌داند؛ بر اساس روایات فراوان شیعه و سنی، حضرت فاطمه(س) مصداق آیه {{قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا|ترجمه=و به [پاس‌] دوستى [خدا]، بينوا و يتيم و اسير را خوراك مى‌دادند.|سوره=انسان|آیه=۸}} است که برای رضای خدا افطاری خود را به فقیر و اسیر و یتیم دادند و با آب، روزه را افطار کردند.<ref>علامه امینی‏، الغدیر، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه‏، ۱۴۱۶ ق‏، چاپ اول‏، ج‏۳، ص۱۵۵–۱۶۰.</ref> چگونه ممکن است با حضرت علی(ع) چنین برخوردی داشته باشد؟!


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۲

سؤال

روایتی وجود دارد که حضرت زهرا(س) به خاطر اعتراضی که حضرت علی کرد، استغفار می‌کرد . آیا این موضوع صحت دارد؟


درگاه‌ها


شیخ صدوق در کتابی امالی، داستانی دارد که بر اساس آن، حضرت فاطمه(س) به خاطر عدم اختصاص درهمی از بهای فروش باغ به خانواده، به حضرت علی(ع) اعتراض کرده و پس از پیام پیامبر(ص)، استغفار می‌کند. این روایت از دو جهت ناتمام است: نخست، سند آن با راویانی همچون سفیان ثوری (مذموم و متهم به جعل) و عبدالملک بن عمیر (ضعیف) و چند راوی ناشناخته، فاقد اعتبار است. دوم، محتوای آن با گزارش‌های تاریخیِ قطعی درباره سفرهای علی(ع) در دوران پیامبر(ص) به مکه آن‌هم بدون حضور رسول‌خدا(ص) و نیز با سیره ایثارگرانه حضرت زهرا(س) که نمونه‌اش افطاری دادن به نیازمند در آیه «اطعام» است، همخوانی ندارد.

متن روایت

شیخ صدوق در کتاب الامالی داستانی آورده است که خالد بن ربعی گوید:

علی (ع) در مکه با اعرابیِ نیازمند روبرو شد که سه شب پیاپی با دعاهای پرمعنا از خدا حاجت خواست. حضرت، دعای او را اجابت‌شده دید و پرداخت چهار هزار درهم بهایِ حاجتِ او در مدینه را ضمانت کرد. اعرابی پس از مدتی به مدینه آمد و به خانه علی (ع) رفت. حضرت برای پرداختِ پولِ او، باغی را که رسول خدا (ص) برایش کاشته بود، به دوازده هزار درهم فروخت. چهار هزار درهم به اعرابی داد و چهل درهم نیز برای راهش اضافه کرد. سپس با باقی‌مانده درهم‌ها، به دیدار فقرا رفت و همه را در میان آنان بخشید، به‌گونه‌ای که یک درهم برای خانه نبرد. حضرت فاطمه (س) که از گرسنگی و نیازِ خود و دو فرزندش می‌گفت، خطاب به علی (ع) فرمود: «یک درهم از آن پول به ما نمی‌رسید؟» و دامنِ او را گرفت. علی (ع) فرمود: «مرا رها کن» اما فاطمه (س) نپذیرفت و فرمود: «تا پدرم میان ما داوری نکند، رهایت نمی‌کنم.» رسول خدا (ص) به فرمان جبرئیل (ع) آمد و به فاطمه (س) فرمود: «دخترم! جبرئیل از پروردگارم پیغام آورده که علی را به نیکی سلام برسانم و به تو بگویم حق نداری جلوِ دستِ او را بگیری.» حضرت فاطمه (س) فرمود: از خدا آمرزش می‌خواهم و دیگر اعتراض نمی‌کنم: «فَإِنِّي أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لَا أَعُودُ أَبَداً»[۱][۲][۳]

سند روایت

شیخ صدوق در کتاب «الامالی» سند را این‌گونه آورده است: أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی از عمرابن سهل بن إسماعیل الدینوری ازا زید بن إسماعیل الصائغ از معاویه بن هشام از سفیان از عبد الملک بن عمیر از خالد بن ربعی از امیرمومنان.[۴]

«احمد بن زیاد بن جعفر » از اساتید و مشایخ شیخ صدوق و مورد ثقه و اطمینان هست. [۵] «سفیان» که از عبد الملک حدیث نقل می‌کند، سفیان ثوری است[۶] که مورد مذمت، لعن شده[۷] و متهم به جعل حدیث است. [۸] ثقه بودن «عبد الملک بن عمیر» ثابت نشده است.[۹]برخی او را ضعیف شمرده‌اند.[۱۰] صاحب کتاب «مستدرکات علم رجال الحدیث» با تعبیر «لم یذکروه» می‌نویسد نام بقیه راویان در کتاب‌های راوی‌شناسی نیامده است.[۱۱] بنابراین حدیث سند معتبری ندارد و از درجه اعتبار ساقط است.

بررسی محتوایی روایت

  • گزارش‌های تاریخی برای حضرت علی(ع) در زمان زندگی پیامبر(ص) در مدینه، فقط یک مسافرت به مکه آورده است که بدون حضور پیامبر خدا(ص) بود. این سفر برای رساندن پیام برائت از مشرکین به اهل مکه بود؛[۱۲][۱۳][۱۴] در حالی‌که این روایت می‌گوید آن حضرت با اصحابش برای انجام برخی از کارهای خودش به مکه مسافرت کرد و مدتی در آنجا ماند.[۱۵]
  • حضرت علی(ع) که به مدینه مهاجرت کرده بود، چگونه صاحب باغ شده بود، چرا تاریخ چنین گزارشی را نداده است؟!
  • روایاتی که مقام و منزلت حضرت زهرا(ع) و شیوه زندگیش با امیرمومنان(ع) را گزارش می‌دهد، این‌گونه برخورد را با مقام حضرت فاطمه(ع) سازگار نمی‌داند؛ بر اساس روایات فراوان شیعه و سنی، حضرت فاطمه(س) مصداق آیه ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا؛ و به [پاس‌] دوستى [خدا]، بينوا و يتيم و اسير را خوراك مى‌دادند.(انسان:۸) است که برای رضای خدا افطاری خود را به فقیر و اسیر و یتیم دادند و با آب، روزه را افطار کردند.[۱۶] چگونه ممکن است با حضرت علی(ع) چنین برخوردی داشته باشد؟!

منابع

  1. ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، مجلس۷۱، حدیث10، ص۴۷۰.
  2. بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، حليه الأبرار في أحوال محمّد و آله الأطهار عليهم السلام، قم، مؤسسه المعارف الإسلاميه، چاپ اول، ۱۴۱۱ ق، ج۲، ص۲۷۶.
  3. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق، ج۴۱، ص۴۴.
  4. ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، مجلس۷۱، حدیث۱۰، ص۴۷۰.
  5. علی النمازی الشاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، طهران، ابن المؤلف، چاپ اول، محرم الحرام ۱۴۱۵، ج۱، ص۳۱۸.
  6. عليارى تبريزى، على بن عبدالله، بهجه الآمال في شرح زبده المقال، تهران، بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور، چاپ دوم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۲۸۲.
  7. نمازى شاهرودى، على، مستدركات علم رجال الحديث، تهران، فرزند مولف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۸۹.
  8. نمازى شاهرودى، على، مستطرفات المعالي، تهران، موسسه نبأ - ايران، چاپ اول، ۱۴۲۲ق، ص۱۳۵.
  9. مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال في علم الرجال، بى نا، بى جا، چا اول، ج‏۲، قسم اول، ص۲۳۱.
  10. مظفر، محمد حسن، الإفصاح عن أحوال رواه الصحاح، قم، موسسه آل البيت(ع) لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۷۷.
  11. همان، ج۶، ص۹۳؛ ج۳، ص۴۶۱؛ ج۷، ص۴۵۰؛ ج۳، ص۳۰۶–۳۰۷.
  12. ماتريدى، محمد بن محمد، تأويلات أهل السنه، بیروت، دار الكتب العلميه، منشورات محمد علي بيضون، چاپ اول، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۲۸۴.
  13. فيض كاشانى، محمد بن شاه مرتضى، تفسير الصافي، تهران، مكتبه الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۱۹.
  14. نهاوندى، محمد، نفحات الرحمن فى تفسير القرآن، قم، موسسه البعثه، مركز الطباعه و النشر، چاپ اول، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۱۲۲.
  15. «إن أمیر المؤمنین ع دخل مکه فی بعض حوائجه «‏ شیخ صدوق، پیشین‏، ص۴۶۷
  16. علامه امینی‏، الغدیر، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه‏، ۱۴۱۶ ق‏، چاپ اول‏، ج‏۳، ص۱۵۵–۱۶۰.