پرش به محتوا

حدیث «من مات»: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی پاسخ
A.ahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|کاربر=A.ahmadi }}{{نیازمند گسترش}}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
حدیثِ «هر کس امام عصر خود را نشناسد و بمیرد، کافر از دنیا رفته است» از کیست؟
حدیثِ «هر کس امام عصر خود را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است» از کیست و معنای آن چیست؟ آیا اهل سنت هم این حدیث را نقل کرده اند؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
{{درگاه|مهدویت}}
{{جعبه اطلاعات حدیث
 
| عنوان = حدیث من مات
| تصویر =
| توضیح تصویر =
| اندازه تصویر =
| نام‌های دیگر =
| موضوع  = [[امامت]]
| به نقل از  = [[پیامبر(ص)]]
| روایات مشابه =
| راوی اصلی =
| دیگر راویان =
| اعتبار سند = [[حدیث متواتر|متواتر]]
| منابع شیعه = [[الکافی|کافی]]
| منابع سنی =
| توضیحات =
}}
{{درگاه|مهدویت|قرآن}}
حدیث '''{{عربی|من مات و لا یعرف امامه مات میتة جاهلیة}}''' از پیامبر خدا(ص) نقل شده است. و مراد این است که هرکسی بدون اینکه امام زمان خود را بشناسد از دنیا برود مانند [[اعراب جاهلی]] مرده است. البته مراد از مرگ جاهلی بر اساس روایات دیگر و نیز [[سیره عملی|سیره عملی معصومان(ع)]]، کفر اصطلاحی نیست، بلکه گمراهی و نادانی دانسته شده است. این حدیث در کتاب‌های اهل سنت نیز از پیامبر خدا(ص) نقل شده است.
== متن و ترجمه ==
== متن و ترجمه ==
حدیث من مات، به عبارت‌های مختلفی در روایات ذکر شده که برخی از آنها چنین‌اند:
این حدیث با عبارت‌های مختلفی در روایات ذکر شده‌اند؛ از جمله:


=== حدیث اول ===
=== حدیث اول ===
...عَنِ اَلْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ‌ قَالَ‌: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) '''مَنْ مَاتَ لاَ يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً'''. قَالَ نَعَمْ. قُلْتُ جَاهِلِيَّةً جَهْلاَءَ أَوْ جَاهِلِيَّةً لاَ يَعْرِفُ إِمَامَهُ؟ قَالَ: جَاهِلِيَّةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ ضَلاَلٍ‌.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، [https://noorlib.ir/book/view/1348 الکافی]، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۳۷۷.</ref>
{{عربی|...عَنِ اَلْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) '''مَنْ مَاتَ لاَ یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً'''. قَالَ نَعَمْ. قُلْتُ جَاهِلِیَّةً جَهْلاَءَ أَوْ جَاهِلِیَّةً لاَ یَعْرِفُ إِمَامَهُ؟ قَالَ: جَاهِلِیَّةَ کُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ ضَلاَلٍ.|ترجمه=حارث بن مغیره گوید: «به امام صادق(ع) گفتم [آیا این سخن از پیامبر(ص) است]: هر که بمیرد و پیشوایش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است»؟ فرمود: «بله». پرسیدم: «جاهلیت کامل یا جاهلیتی که امامش را نشناسد» فرمود: «جاهلیت کفر و نفاق و گمراهی.}}<ref name=":1">کلینی، محمد بن یعقوب، [https://noorlib.ir/book/view/1348 الکافی]، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۳۷۷.</ref>
 
حارث بن مغيره گوید:«به امام صادق(ع) گفتم [آیا این سخن از پیامبر(ص) است]: هر كه بميرد و پيشوايش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است‌»؟ فرمود: «بله». پرسیدم: «جاهليت كامل يا جاهليتى كه امامش را نشناسد» فرمود: «جاهليت كفر و نفاق و گمراهى».


=== حدیث دوم ===
=== حدیث دوم ===
...عَنْ عِيسَى بْنِ السَّرِيِّ‌ قَالَ‌: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ حَدِّثْنِي عَمَّا بُنِيَتْ عَلَيْهِ دَعَائِمُ اَلْإِسْلاَمِ إِذَا أَنَا أَخَذْتُ بِهَا زَكَى عَمَلِي وَ لَمْ يَضُرَّنِي جَهْلُ مَا جَهِلْتُ بَعْدَهُ فَقَالَ شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ حَقٌّ فِي الْأَمْوَالِ مِنَ الزَّكَاةِ وَ الْوَلاَيَةُ الَّتِي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا وَلاَيَةُ آلِ مُحَمَّدٍ(ص) فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ '''مَنْ مَاتَ وَ لاَ يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً'''. قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ‌: «أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‌فَكَانَ عَلِيٌّ(ع) ثُمَّ صَارَ مِنْ بَعْدِهِ الْحَسَنُ‌ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ اَلْحُسَيْنُ‌ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ‌ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ هَكَذَا يَكُونُ الْأَمْرُ إِنَّ الْأَرْضَ لاَ تَصْلُحُ إِلاَّ بِإِمَامٍ وَ مَنْ مَاتَ لاَ يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَ أَحْوَجُ مَا يَكُونُ أَحَدُكُمْ إِلَى مَعْرِفَتِهِ إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُهُ هَاهُنَا قَالَ وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ يَقُولُ حِينَئِذٍ لَقَدْ كُنْتُ عَلَى أَمْرٍ حَسَنٍ‌.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، [https://noorlib.ir/book/view/1348 الکافی]، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۲۱.</ref>
{{عربی|...عَنْ عِیسَی بْنِ السَّرِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ حَدِّثْنِی عَمَّا بُنِیَتْ عَلَیْهِ دَعَائِمُ اَلْإِسْلاَمِ إِذَا أَنَا أَخَذْتُ بِهَا زَکَی عَمَلِی وَ لَمْ یَضُرَّنِی جَهْلُ مَا جَهِلْتُ بَعْدَهُ فَقَالَ شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ حَقٌّ فِی الْأَمْوَالِ مِنَ الزَّکَاةِ وَ الْوَلاَیَةُ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا وَلاَیَةُ آلِ مُحَمَّدٍ(ص) فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ '''مَنْ مَاتَ وَ لاَ یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً'''. قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْفَکَانَ عَلِیٌّ(ع) ثُمَّ صَارَ مِنْ بَعْدِهِ الْحَسَنُ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ اَلْحُسَیْنُ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ هَکَذَا یَکُونُ الْأَمْرُ إِنَّ الْأَرْضَ لاَ تَصْلُحُ إِلاَّ بِإِمَامٍ وَ مَنْ مَاتَ لاَ یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ أَحْوَجُ مَا یَکُونُ أَحَدُکُمْ إِلَی مَعْرِفَتِهِ إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُهُ هَاهُنَا قَالَ وَ أَهْوَی بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ یَقُولُ حِینَئِذٍ لَقَدْ کُنْتُ عَلَی أَمْرٍ حَسَنٍ.|ترجمه=عیسی بن سری گوید: «به امام صادق(ع) گفتم درباره پایه‌های اسلام برایم سخن بگو که وقتی به آنها چنگ بزنم، کردارم پاک و بی‌عیب باشد حتی اگر دیگر مطالب را ندانم». فرمود: «گواهی دادن به یگانگی خدا و اینکه محمد(ص) رسول خدا است و اقرار نمودن به آنچه از جانب خدا آورده و اینکه حقی به عنوان زکاة در اموال است و ولایتی که خدای عز و جل به آن امر فرموده و آن ولایت آل محمد(ص) است؛ زیرا رسول خدا(ص) فرمود: هر که بمیرد و امامش را نشناسد. به مرگ جاهلیت مرده است. خدای عز و جل فرماید: «اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیغمبر و والیان امر از خودتان را.» والی امر علی(ع) بود و پس از او حسن، و پس از او حسین و پس از او علی بن حسین و پس از او محمد بن علی، سپس امر امامت همین گونه باشد [به پسر امام سابق رسد]. زمین را شایسته نیست که بدون امام باشد [زمین بی‌امام اصلاح نشود] و هر که بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. زمانی که هر یک از شما از همه بیشتر به شناخت امام احتیاج دارید، زمانی است که نَفَس‌تان به اینجا برسد -با دست اشاره به سینه‌اش فرمود- آنگاه خواهد گفت: عقیده خوبی داشتم.}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، [https://noorlib.ir/book/view/1348 الکافی]، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۲۱.</ref>
 
عيسى بن سرى گويد: «به امام صادق(ع) گفتم درباره پايه‌های اسلام برایم سخن بگو که وقتی به آنها چنگ بزنم، كردارم پاك و بى‌عيب باشد حتی اگر دیگر مطالب را ندانم». فرمود: «گواهى دادن به يگانگى خدا و اينكه محمد(ص) رسول خدا است و اقرار نمودن به آنچه از جانب خدا آورده و اينكه حقى به عنوان زكاة در اموال است و ولايتى كه خداى عز و جل به آن امر فرموده و آن ولايت آل محمد(ص) است؛ زيرا رسول خدا(ص) فرمود: هر كه بميرد و امامش را نشناسد. به مرگ جاهليت مرده است. خداى عز و جل فرمايد: «اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيغمبر و واليان امر از خودتان را.» والى امر على(ع) بود و پس از او حسن، و پس از او حسين و پس از او على بن حسین و پس از او محمد بن على، سپس امر امامت همين گونه باشد [به پسر امام سابق رسد]. زمين را شايسته نيست كه بدون امام باشد [زمين بى‌امام اصلاح نشود] و هر كه بميرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است. زمانى كه هر یک از شما از همه بيشتر به شناخت امام احتياج دارید، زمانى است كه نَفَستان به اينجا برسد -با دست اشاره به سينه‌اش فرمود- آنگاه خواهد گفت: عقيده خوبى داشتم».


=== حدیث سوم ===
=== حدیث سوم ===
...سُئِلَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنِ الْخَبَرِ الَّذِي رُوِيَ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ '''أَنَّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً''' فَقَالَ إِنَّ هَذَا حَقٌّ كَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَقٌّ فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَكَ قَالَ ابْنِي مُحَمَّدٌ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِي مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً أَمَا إِنَّ لَهُ غَيْبَةً يَحَارُ فِيهَا الْجَاهِلُونَ وَ....<ref>خزاز رازی، علی بن محمد، کافیة‌ الاثر فی النص علی الائمة، قم، تحقیق و تصحیح عبداللطیف حسینی کوهکمری، ۱۴۰۱ق، ص۲۹۶.</ref>
{{عربی|...سُئِلَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ع وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنِ الْخَبَرِ الَّذِی رُوِیَ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَی خَلْقِهِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ أَنَّ '''مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً''' فَقَالَ إِنَّ هَذَا حَقٌّ کَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَقٌّ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَکَ قَالَ ابْنِی مُحَمَّدٌ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِی مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً أَمَا إِنَّ لَهُ غَیْبَةً یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ وَ...|ترجمه=از امام حسن عسکری(ع) درباره این روایت که از پدران او نقل شده سؤال شد: «زمین تا روز قیامت از حجت خدا خالی نمی‌شود و هر کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است.» امام حسن عسکری(ع) فرمود: «این روایت حقیقت دارد؛ همانگونه که روز حقیقت دارد.» پرسیده شد: «ای پسر رسول خدا(ص) حجت پس از تو چه کسی است؟» فرمود: «پسرم محمد امام و حجت پس از من است. هر کسی که بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است. برای او غیبتی است که جاهلان در آن سرگردان می‌شوند و...}}<ref>خزاز رازی، علی بن محمد، کافیة الاثر فی النص علی الائمة، قم، تحقیق و تصحیح عبداللطیف حسینی کوهکمری، ۱۴۰۱ق، ص۲۹۶.</ref>
 
از امام حسن عسکری(ع) درباره این روایت که از پدران او نقل شده سؤال شد: «زمین تا روز قیامت از حجت خدا خالی نمی‌شود و هر کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است.» امام حسن عسکری(ع) فرمود:«این روایت حقیقت دارد؛‌ همانگونه که روز حقیقت دارد.» پرسیده شد: «ای پسر رسول خدا(ص) حجت پس از تو چه کسی است؟» فرمود: «پسرم محمد امام و حجت پس از من است. هر کسی که بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است. برای او غیبتی است که جاهلان در آن سرگردان می‌شوند و...».


== بررسی سندی ==
== بررسی سندی ==
احادیث متعددی در منابع حدیثی ذکر شده که دلالت می‌کند بر اینکه هر کسی امام زمان خود را نشناسد و از دنیا برود، به مرگ جاهلیت مرده است. این احادیث را متواتر دانسته‌اند. این روایات با اسناد مختلف و در منابع متعدد، از امامان مختلف ذکر شده است. شمار این روایات را به حدی زیاد شمرده‌اند که قابل انکار و ابطال نیستند.<ref>ر. ک. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵، ج۱، ص۳۷۱ تا ۳۹۷ و ج۲، ص۱۹، ۲۱، ۴۰۰ و ج۶، ص۴۰۰.</ref>
روایات فراوانی در منابع حدیثی ذکر شده که دلالت می‌کند بر این‌که هر کسی امام زمان خود را نشناسد و از دنیا برود، به مرگ [[جاهلیت]] مرده است. این روایات با اسناد مختلف و در منابع متعدد، از امامان مختلف ذکر شده است.
<ref>حميرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام‏، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق، ص۳۵۱.</ref>
<ref>برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۳۷۱ ق، ج۱، ص۹۲. ص۱۵۴. و ... .</ref>
<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم، قم، مكتبه آيه الله المرعشي النجفي‏، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ص۲۵۹. ص۵۰۹.</ref>
<ref>ابن بابويه، على بن حسين، الإمامه و التبصره من الحيره، قم، مدرسه الإمام المهدى، چاپ اول، ۱۴۰۴ ق، ص۲. ص۶۳. ص۸۲.</ref>
<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۳۷۱-۳۹۷ و ج۲، ص۱۹، ۲۱، ۴۰۰ و ج۶، ص۴۰۰.</ref>
از این‌روی [[جایگاه علامه مجلسی|علامه مجلسی]] این احادیث را [[حدیث متواتر|متواتر]] دانسته‌اند و قابل انکار نیستند.<ref>مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق، ج۸، ص۳۶۸.</ref>


== محتوا ==
== محتوا ==
احادیث من مات،‌ به این مطلب دلالت می‌کنند که هر کسی امام زمان خود را نشناسد و از دنیا برود، به مرگ جاهلیت مرده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به کلینی، محمد بن یعقوب، [https://noorlib.ir/book/view/1348 الکافی]، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۲۱؛ خزاز رازی، علی بن محمد، کافیة‌ الاثر فی النص علی الائمة، قم، تحقیق و تصحیح عبداللطیف حسینی کوهکمری، ۱۴۰۱ق، ص۲۹۶.</ref> بر اساس برخی از این روایات، مراد از مرگ جاهلی، مرگ با کفر و گمراهی است.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، [https://noorlib.ir/book/view/1348 الکافی]، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۳۷۷.</ref>
احادیث من مات، به این مطلب دلالت می‌کنند که هر کسی امام زمان خود را نشناسد و از دنیا برود، به مرگ جاهلیت مرده است.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، [https://noorlib.ir/book/view/1348 الکافی]، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۲۱.</ref><ref>خزاز رازی، علی بن محمد، کافیه الاثر فی النص علی الائمه، قم، تحقیق و تصحیح عبداللطیف حسینی کوهکمری، ۱۴۰۱ق، ص۲۹۶.</ref> بر اساس برخی از این روایات، مراد از مرگ جاهلی، مرگ با [[کفر]] و گمراهی است.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، [https://noorlib.ir/book/view/1348 الکافی]، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۳۷۷.</ref> در مقابل، بر اساس دسته‌ای دیگر از احادیث، کسانی که [[نماز]] می‌خوانند و [[روزه]] می‌گیرند، هر چند امام خود را نشناسند [[اسلام|مسلمان]] هستند.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، [https://noorlib.ir/book/view/1348 الکافی]، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۴۰۱، ح۱.</ref> طبق روایتی از [[پیامبر(ص)]]، هر کس از امت او که امام زمان خود را نشناخته چنان‌که دشمن آنان نبوده و دشمن آنها را هم ولی و سرپرست خود قرار نداده، [[مشرک]] از دنیا نرفته، اگرچه در نادانی و گمراهی مرده است.<ref>بحار الانوار، علامه مجلسی(ره)، مؤسسه الوفاء، بیروت، ج۲۳، ص۸۹، ح۳۱.</ref>
 
در مقابل، بر اساس دسته‌ای دیگر از احادیث کسانی که نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند و…، هر چند امام خود را نشناسند مسلمان هستند.<ref>همان، ج۲، ص۴۰۱، ح۱.</ref> طبق روایتی دیگر از پیامبر(ص)، هر کس از امت او که امام زمان خود را نشناخته اگر دشمن آنها نبوده و دشمن آنان را هم ولی و سرپرست خود قرار نداده، مشرک از دنیا نرفته، اگرچه در نادانی و گمراهی مرده است.<ref>ر. ک. بحارالانوار، همان، ج۲۳، ص۸۹، ح۳۱.</ref>


برخی با این استدلال که سند هر دو دسته از روایات معتبر است بین آنها جمع کرده‌اند و مراد از کفر در دسته نخست را «گمراهی» دانسته‌اند{{مدرک|date=مه ۲۰۲۲}} همچنانکه در برخی روایات این کفر به گمراهی تفسیر شده است.<ref>ر. ک. اصول کافی، همان، ج۱، ص۳۷۷، ح۳.</ref> بر این اساس، افرادی که امام زمان خود را نشناخته‌اند کافر به کفر اصطلاحی که احکام خاصی مانند نجاست دارند، نخواهند بود.{{مدرک|date=مه ۲۰۲۲}}
برخی با توجه به معتبر بودن [[سلسله حدیث|سند]] این حدیث،<ref>مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۲۰.</ref> مراد از کفر را، «گمراهی» از مسیر امامت دانسته‌اند.<ref name=":2">مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الكافي-الأصول و الروضه، تهران، المكتبه الإسلاميه، چاپ اول، ۱۳۸۲ ق، ج۶، ص۳۳۴.</ref> همچنان که در برخی روایات این کفر به گمراهی تفسیر شده است.<ref name=":1" /> بر این اساس، افرادی که امام زمان خود را نشناخته‌اند کافر به کفر اصطلاحی که احکام خاصی مانند [[نجاست]] دارند، نخواهند بود.<ref>مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۲۰.</ref><ref name=":2" />


با این وجود، برخی از ادله روائی و آنچه از معصومین(ع) به‌طور قطع به ما رسیده و نیز سیره آن بزرگواران بوده است، اعتقاد به مسلمانی، فرق دیگر اسلام می‌باشد.<ref>همان.</ref> چنان‌که امام جواد(ع) با دختر مأمون که هیچ اعتقادی به امامت نداشتند ازدواج کرد،<ref>ر. ک. قریشی، سید علی اکبر، خاندان وحی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۶۸، ص۶۳۱.</ref> در حالی که ازدواج با «کافر» قطعاً جایز نیست.<ref>ر. ک. توضیح المسائل امام خمینی (ره)، مسئله ۲۳۹۷.</ref>
محسن خرازی، نویسنده کتاب بدایة المعارف الالهیة، معتقد است امامت به عنوان ادامه رسالت پیامبر(ص) که تمام شئون و وظایف رسالت به غیر از [[نبوت]] را دارا است، از نظر مبانی عقلی و دلایل نقلی، جزو [[اصول دین]] است و اصول دین معارفی از دین است که اعتقاد نداشتن به آن، موجب کفر می‌شود.<ref name=":0">خرازی، سید محسن، بدایة المعارف الالهیة، نشر اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۵-۱۹.</ref> به گفته وی با این وجود، بر اساس روایات و [[سیره عملی|سیره عملی معصومان(ع)]]، دیگر فرقه‌های اسلامی نیز مسلمان محسوب می‌شوند.<ref name=":0" /> برای نمونه [[امام جواد(ع)]] با دختر [[مأمون عباسی|مأمون]] که اعتقادی به امامت وی نداشت ازدواج کرد؛<ref>قریشی، سید علی اکبر، خاندان وحی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۶۸، ص۶۳۱.</ref> با اینکه ازدواج با کافر جایز نیست.<ref>توضیح المسائل امام خمینی(ره)، مسئله ۲۳۹۷.</ref>


بنابراین از نظر عقلی و دلایل دیگر، هر کس امامش را نشناسد در واقع دین ندارد، ولی از نظر ادله تعبدی باید به مسلمان بودن تمام فرق اسلامی معتقد باشیم.<ref>بدایه المعارف الالهیه، همان، ص۱۸.</ref>
==حدیث «من مات...» در متون اهل سنت==


حدیث «من مات...» در روایات اهل سنت با کلمات متفاوتی آمده است؛ از جمله: «لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ‏ زَمَانِهِ»، «لَا يَعْرِفُ‏ إِمَامَ‏هُ»، « وَلَیسَ فی عُنُقِهِ بَیعَةٌ»، «وَ لَيْسَ‏ لَهُ‏ إِمَامٌ‏»، «بِغَيْرِ إِمَامٍ» و «لَيْسَتْ‏ عَلَيْهِ‏ طَاعَةٌ» ذکر شده است.


به عنوان نمونه: از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه.»<ref>ر. ک. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۳۲، ص۳۳۱، باب ۸.</ref> هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خویش را نشناخته باشد به نوع مرگ جاهلی مرده است.
* مسلم نیسابور در صحیح مسلم آورده که پیامبر اسلام فرمود: {{عربی| وَ مَن مَاتَ وَلَیسَ فی عُنُقِهِ بَیعَةٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً}}.<ref>مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۷۸، بیروت،  دار إحیاء التراث العربی، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی.</ref>
 
* مقدسی در کتاب الاحادیث المختاره نقل کرده که پیامبر اسلام فرمود: {{عربی|من مات ولیست علیه طاعة مات میتة جاهلیة}}.<ref>مقدسی، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلی،  الأحادیث المختارة، تحقیق: عبد الملك بن عبد الله بن دهیش، ج۸، ص۱۹۸،  مكتبة النهضة الحدیثة ،  مكة المكرمة ،  چ۱، ۱۴۱۰ق.</ref>
و منظور از مردن جاهلی هم، کفر است.<ref>همان، ج۳۲، ص۳۲۱.</ref>
* احمد حنبل در مسند احمد نقل کرده که رسول اللَّهِ (ص) : {{عربی|من مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً}}.<ref>أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی،  مسند احمد بن حنبل،  مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج۴،ص۹۶،  مؤسسة قرطبة ، مصر.</ref>
 
* ابویعلی در مسند خود آورده که رسول الله (ص): {{عربی|من مات ولیس علیه إمام مات میتة جاهلیة}}.<ref>ابویعلی،أحمد بن علی بن المثنى أبو یعلى الموصلی التمیمی، مسند ابی یعلی، تحقیق: حسین سلیم أسد، ج۱۳، ص۳۶۶، دار المأمون للتراث، دمشق، چاپ اول، ۱۴۰۴ ق/ ۱۹۸۴م.</ref>
و از امام حسین(ع) نقل شده است که فرمودند: خدا بندگان را خلق نکرد مگر برای این که او را بشناسند و بعد از شناخت، او را عبادت بکنند و هنگامی که او را عبادت کردند از عبادت غیر او بی‌نیاز گردند. یک نفر سؤال کرد یابن رسول الله(ص) پدر و مادرم به فدایت، شناخت خدا چگونه است؟ حضرت فرمودند: این که هر زمانی امام خود را که اطاعتش بر آنها واجب است بشناسند.<ref>همان، ج۲۳، ص۸۳، ح۲۲.</ref>
* قرشی در کتاب «الجواهر المضیة فی طبقات الحنفیة» آورده که پیامبر(ص) فرمود: {{عربی|من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة}}.<ref>ابومحمد قرشی، عبد القادر بن أبی الوفاء محمد بن أبی الوفاء ، الجواهر المضیة فی طبقات الحنفیة، کراچی، میر محمد كتب خانه، ج۲، ص۴۵۷.</ref>
 
* قاضی نکری در کتاب «دستور العلماء» در بحث اینکه نصب امام بر مردم واجب است به این حدیث استدلال کرده و گفته با این حدیث استدلال کنید که نصب امام بر خلق واجب است چون فرمود: {{عربی|من لم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة}}.<ref>قاضی عبد النبی بن عبد الرسول الأحمد نكری، دستور العلماء أو جامع العلوم فی اصطلاحات الفنون، تحقیق: عرب عباراته الفارسیة: حسن هانی فحص، لبنان، بیروت، دار الكتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۲۱ق/ ۲۰۰۰م ، ج۳، ص۲۴۵.</ref>
توضیح این که هر کس خدا را نشناسد و بمیرد، کافر از دنیا رفته است، بنابراین عدم معرفت امام(ع) هم مساوی با کفر خواهد بود.
* سعدالدین تفتازانی با این حدیث استدلال کرده که از طرف شرع بر مردم واجب است برای خود امام تعیین کنند و عقل، نصب امام را نه بر خدا واجب می‌کند و نه بر مردم پس انصاف این است که گفته شود آیه {{قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ|سوره=نساء|آیه=۵۹}} و سخن [[پیامبر اسلام]] (ص) که فرمود:{{متن عربی|من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة}} نصب امام بر مردم واجب است.<ref>تفتازانی، سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله، شرح المقاصد فی علم الکلام، ج۲،ص۲۷۵، پاکستان، دار المعارف النعمانیة، چاپ اول،  ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱م.</ref>


{{پایان پاسخ}}
{{پایان پاسخ}}
خط ۵۹: خط ۷۳:
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
  | شناسه =
  | شناسه =شد
  | تیترها =
  | تیترها =شد
  | ویرایش =
  | ویرایش =شد
  | لینک‌دهی =
  | لینک‌دهی =شد
  | ناوبری =
  | ناوبری =
  | نمایه =
  | نمایه =
  | تغییر مسیر =
  | تغییر مسیر =شد
  | ارجاعات =
  | ارجاعات =
  | بازبینی =
  | ارزیابی کمی =شد
  | تکمیل =
  | تکمیل =شد
  | اولویت =
  | اولویت =ج
  | کیفیت =
  | کیفیت =ج
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}
[[رده:منبع‌شناسی]]
[[رده:فقه الحدیث]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۶

سؤال

حدیثِ «هر کس امام عصر خود را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است» از کیست و معنای آن چیست؟ آیا اهل سنت هم این حدیث را نقل کرده اند؟

حدیث من مات
اطلاعات حدیث
موضوعامامت
به نقل ازپیامبر(ص)
سند
اعتبار سندمتواتر
منابع شیعهکافی
درگاه‌ها


حدیث «من مات و لا یعرف امامه مات میتة جاهلیة» از پیامبر خدا(ص) نقل شده است. و مراد این است که هرکسی بدون اینکه امام زمان خود را بشناسد از دنیا برود مانند اعراب جاهلی مرده است. البته مراد از مرگ جاهلی بر اساس روایات دیگر و نیز سیره عملی معصومان(ع)، کفر اصطلاحی نیست، بلکه گمراهی و نادانی دانسته شده است. این حدیث در کتاب‌های اهل سنت نیز از پیامبر خدا(ص) نقل شده است.

متن و ترجمه

این حدیث با عبارت‌های مختلفی در روایات ذکر شده‌اند؛ از جمله:

حدیث اول

«...عَنِ اَلْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَنْ مَاتَ لاَ یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً. قَالَ نَعَمْ. قُلْتُ جَاهِلِیَّةً جَهْلاَءَ أَوْ جَاهِلِیَّةً لاَ یَعْرِفُ إِمَامَهُ؟ قَالَ: جَاهِلِیَّةَ کُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ ضَلاَلٍ.؛ حارث بن مغیره گوید: «به امام صادق(ع) گفتم [آیا این سخن از پیامبر(ص) است]: هر که بمیرد و پیشوایش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است»؟ فرمود: «بله». پرسیدم: «جاهلیت کامل یا جاهلیتی که امامش را نشناسد» فرمود: «جاهلیت کفر و نفاق و گمراهی.»[۱]

حدیث دوم

«...عَنْ عِیسَی بْنِ السَّرِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ حَدِّثْنِی عَمَّا بُنِیَتْ عَلَیْهِ دَعَائِمُ اَلْإِسْلاَمِ إِذَا أَنَا أَخَذْتُ بِهَا زَکَی عَمَلِی وَ لَمْ یَضُرَّنِی جَهْلُ مَا جَهِلْتُ بَعْدَهُ فَقَالَ شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ حَقٌّ فِی الْأَمْوَالِ مِنَ الزَّکَاةِ وَ الْوَلاَیَةُ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا وَلاَیَةُ آلِ مُحَمَّدٍ(ص) فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ مَنْ مَاتَ وَ لاَ یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً. قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ.» فَکَانَ عَلِیٌّ(ع) ثُمَّ صَارَ مِنْ بَعْدِهِ الْحَسَنُ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ اَلْحُسَیْنُ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ هَکَذَا یَکُونُ الْأَمْرُ إِنَّ الْأَرْضَ لاَ تَصْلُحُ إِلاَّ بِإِمَامٍ وَ مَنْ مَاتَ لاَ یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ أَحْوَجُ مَا یَکُونُ أَحَدُکُمْ إِلَی مَعْرِفَتِهِ إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُهُ هَاهُنَا قَالَ وَ أَهْوَی بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ یَقُولُ حِینَئِذٍ لَقَدْ کُنْتُ عَلَی أَمْرٍ حَسَنٍ.؛ عیسی بن سری گوید: «به امام صادق(ع) گفتم درباره پایه‌های اسلام برایم سخن بگو که وقتی به آنها چنگ بزنم، کردارم پاک و بی‌عیب باشد حتی اگر دیگر مطالب را ندانم». فرمود: «گواهی دادن به یگانگی خدا و اینکه محمد(ص) رسول خدا است و اقرار نمودن به آنچه از جانب خدا آورده و اینکه حقی به عنوان زکاة در اموال است و ولایتی که خدای عز و جل به آن امر فرموده و آن ولایت آل محمد(ص) است؛ زیرا رسول خدا(ص) فرمود: هر که بمیرد و امامش را نشناسد. به مرگ جاهلیت مرده است. خدای عز و جل فرماید: «اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیغمبر و والیان امر از خودتان را.» والی امر علی(ع) بود و پس از او حسن، و پس از او حسین و پس از او علی بن حسین و پس از او محمد بن علی، سپس امر امامت همین گونه باشد [به پسر امام سابق رسد]. زمین را شایسته نیست که بدون امام باشد [زمین بی‌امام اصلاح نشود] و هر که بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. زمانی که هر یک از شما از همه بیشتر به شناخت امام احتیاج دارید، زمانی است که نَفَس‌تان به اینجا برسد -با دست اشاره به سینه‌اش فرمود- آنگاه خواهد گفت: عقیده خوبی داشتم.»[۲]

حدیث سوم

«...سُئِلَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ع وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنِ الْخَبَرِ الَّذِی رُوِیَ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَی خَلْقِهِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ أَنَّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً فَقَالَ إِنَّ هَذَا حَقٌّ کَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَقٌّ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَکَ قَالَ ابْنِی مُحَمَّدٌ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِی مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً أَمَا إِنَّ لَهُ غَیْبَةً یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ وَ...؛ از امام حسن عسکری(ع) درباره این روایت که از پدران او نقل شده سؤال شد: «زمین تا روز قیامت از حجت خدا خالی نمی‌شود و هر کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است.» امام حسن عسکری(ع) فرمود: «این روایت حقیقت دارد؛ همانگونه که روز حقیقت دارد.» پرسیده شد: «ای پسر رسول خدا(ص) حجت پس از تو چه کسی است؟» فرمود: «پسرم محمد امام و حجت پس از من است. هر کسی که بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است. برای او غیبتی است که جاهلان در آن سرگردان می‌شوند و...»[۳]

بررسی سندی

روایات فراوانی در منابع حدیثی ذکر شده که دلالت می‌کند بر این‌که هر کسی امام زمان خود را نشناسد و از دنیا برود، به مرگ جاهلیت مرده است. این روایات با اسناد مختلف و در منابع متعدد، از امامان مختلف ذکر شده است. [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] از این‌روی علامه مجلسی این احادیث را متواتر دانسته‌اند و قابل انکار نیستند.[۹]

محتوا

احادیث من مات، به این مطلب دلالت می‌کنند که هر کسی امام زمان خود را نشناسد و از دنیا برود، به مرگ جاهلیت مرده است.[۱۰][۱۱] بر اساس برخی از این روایات، مراد از مرگ جاهلی، مرگ با کفر و گمراهی است.[۱۲] در مقابل، بر اساس دسته‌ای دیگر از احادیث، کسانی که نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند، هر چند امام خود را نشناسند مسلمان هستند.[۱۳] طبق روایتی از پیامبر(ص)، هر کس از امت او که امام زمان خود را نشناخته چنان‌که دشمن آنان نبوده و دشمن آنها را هم ولی و سرپرست خود قرار نداده، مشرک از دنیا نرفته، اگرچه در نادانی و گمراهی مرده است.[۱۴]

برخی با توجه به معتبر بودن سند این حدیث،[۱۵] مراد از کفر را، «گمراهی» از مسیر امامت دانسته‌اند.[۱۶] همچنان که در برخی روایات این کفر به گمراهی تفسیر شده است.[۱] بر این اساس، افرادی که امام زمان خود را نشناخته‌اند کافر به کفر اصطلاحی که احکام خاصی مانند نجاست دارند، نخواهند بود.[۱۷][۱۶]

محسن خرازی، نویسنده کتاب بدایة المعارف الالهیة، معتقد است امامت به عنوان ادامه رسالت پیامبر(ص) که تمام شئون و وظایف رسالت به غیر از نبوت را دارا است، از نظر مبانی عقلی و دلایل نقلی، جزو اصول دین است و اصول دین معارفی از دین است که اعتقاد نداشتن به آن، موجب کفر می‌شود.[۱۸] به گفته وی با این وجود، بر اساس روایات و سیره عملی معصومان(ع)، دیگر فرقه‌های اسلامی نیز مسلمان محسوب می‌شوند.[۱۸] برای نمونه امام جواد(ع) با دختر مأمون که اعتقادی به امامت وی نداشت ازدواج کرد؛[۱۹] با اینکه ازدواج با کافر جایز نیست.[۲۰]

حدیث «من مات...» در متون اهل سنت

حدیث «من مات...» در روایات اهل سنت با کلمات متفاوتی آمده است؛ از جمله: «لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ‏ زَمَانِهِ»، «لَا يَعْرِفُ‏ إِمَامَ‏هُ»، « وَلَیسَ فی عُنُقِهِ بَیعَةٌ»، «وَ لَيْسَ‏ لَهُ‏ إِمَامٌ‏»، «بِغَيْرِ إِمَامٍ» و «لَيْسَتْ‏ عَلَيْهِ‏ طَاعَةٌ» ذکر شده است.

  • مسلم نیسابور در صحیح مسلم آورده که پیامبر اسلام فرمود: «وَ مَن مَاتَ وَلَیسَ فی عُنُقِهِ بَیعَةٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً».[۲۱]
  • مقدسی در کتاب الاحادیث المختاره نقل کرده که پیامبر اسلام فرمود: «من مات ولیست علیه طاعة مات میتة جاهلیة».[۲۲]
  • احمد حنبل در مسند احمد نقل کرده که رسول اللَّهِ (ص) : «من مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً».[۲۳]
  • ابویعلی در مسند خود آورده که رسول الله (ص): «من مات ولیس علیه إمام مات میتة جاهلیة».[۲۴]
  • قرشی در کتاب «الجواهر المضیة فی طبقات الحنفیة» آورده که پیامبر(ص) فرمود: «من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة».[۲۵]
  • قاضی نکری در کتاب «دستور العلماء» در بحث اینکه نصب امام بر مردم واجب است به این حدیث استدلال کرده و گفته با این حدیث استدلال کنید که نصب امام بر خلق واجب است چون فرمود: «من لم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة».[۲۶]
  • سعدالدین تفتازانی با این حدیث استدلال کرده که از طرف شرع بر مردم واجب است برای خود امام تعیین کنند و عقل، نصب امام را نه بر خدا واجب می‌کند و نه بر مردم پس انصاف این است که گفته شود آیه ﴿أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ(نساء:۵۹) و سخن پیامبر اسلام (ص) که فرمود:«من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة» نصب امام بر مردم واجب است.[۲۷]


منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۳۷۷.
  2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۲۱.
  3. خزاز رازی، علی بن محمد، کافیة الاثر فی النص علی الائمة، قم، تحقیق و تصحیح عبداللطیف حسینی کوهکمری، ۱۴۰۱ق، ص۲۹۶.
  4. حميرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام‏، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق، ص۳۵۱.
  5. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۳۷۱ ق، ج۱، ص۹۲. ص۱۵۴. و ... .
  6. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم، قم، مكتبه آيه الله المرعشي النجفي‏، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ص۲۵۹. ص۵۰۹.
  7. ابن بابويه، على بن حسين، الإمامه و التبصره من الحيره، قم، مدرسه الإمام المهدى، چاپ اول، ۱۴۰۴ ق، ص۲. ص۶۳. ص۸۲.
  8. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۳۷۱-۳۹۷ و ج۲، ص۱۹، ۲۱، ۴۰۰ و ج۶، ص۴۰۰.
  9. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق، ج۸، ص۳۶۸.
  10. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۲۱.
  11. خزاز رازی، علی بن محمد، کافیه الاثر فی النص علی الائمه، قم، تحقیق و تصحیح عبداللطیف حسینی کوهکمری، ۱۴۰۱ق، ص۲۹۶.
  12. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۳۷۷.
  13. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۴۰۱، ح۱.
  14. بحار الانوار، علامه مجلسی(ره)، مؤسسه الوفاء، بیروت، ج۲۳، ص۸۹، ح۳۱.
  15. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۲۰.
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الكافي-الأصول و الروضه، تهران، المكتبه الإسلاميه، چاپ اول، ۱۳۸۲ ق، ج۶، ص۳۳۴.
  17. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۲۰.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ خرازی، سید محسن، بدایة المعارف الالهیة، نشر اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۵-۱۹.
  19. قریشی، سید علی اکبر، خاندان وحی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۶۸، ص۶۳۱.
  20. توضیح المسائل امام خمینی(ره)، مسئله ۲۳۹۷.
  21. مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۷۸، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی.
  22. مقدسی، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلی، الأحادیث المختارة، تحقیق: عبد الملك بن عبد الله بن دهیش، ج۸، ص۱۹۸، مكتبة النهضة الحدیثة ، مكة المكرمة ، چ۱، ۱۴۱۰ق.
  23. أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، مسند احمد بن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج۴،ص۹۶، مؤسسة قرطبة ، مصر.
  24. ابویعلی،أحمد بن علی بن المثنى أبو یعلى الموصلی التمیمی، مسند ابی یعلی، تحقیق: حسین سلیم أسد، ج۱۳، ص۳۶۶، دار المأمون للتراث، دمشق، چاپ اول، ۱۴۰۴ ق/ ۱۹۸۴م.
  25. ابومحمد قرشی، عبد القادر بن أبی الوفاء محمد بن أبی الوفاء ، الجواهر المضیة فی طبقات الحنفیة، کراچی، میر محمد كتب خانه، ج۲، ص۴۵۷.
  26. قاضی عبد النبی بن عبد الرسول الأحمد نكری، دستور العلماء أو جامع العلوم فی اصطلاحات الفنون، تحقیق: عرب عباراته الفارسیة: حسن هانی فحص، لبنان، بیروت، دار الكتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۲۱ق/ ۲۰۰۰م ، ج۳، ص۲۴۵.
  27. تفتازانی، سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله، شرح المقاصد فی علم الکلام، ج۲،ص۲۷۵، پاکستان، دار المعارف النعمانیة، چاپ اول، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱م.