عصمت فرشتگان: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{شروع متن}} | {{شروع متن}} | ||
{{سوال}} | {{سوال}} | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۱: | ||
{{پانویس|۲}} | {{پانویس|۲}} | ||
{{شاخه | {{شاخه | ||
| شاخه اصلی = | | شاخه اصلی = کلام و اعتقادات | ||
| شاخه فرعی۱ = | | شاخه فرعی۱ = جهانشناسی | ||
| شاخه فرعی۲ = | | شاخه فرعی۲ = فرشتگان | ||
| شاخه فرعی۳ = | | شاخه فرعی۳ = | ||
}} | }} | ||
{{ | {{ارزیابی | ||
| شناسه = | | شناسه = شد | ||
| | | عکس = <!--خالی | شد--> | ||
| | | درگاه = شد | ||
| | | ادبیات = شد | ||
| ناوبری = | | پیوند = شد | ||
| | | ناوبری = شد | ||
| | | تغییرمسیر = شد | ||
| | | ارجاعات = شد | ||
| | | ارزیابی کمی = شد | ||
| اولویت = ب | | ارزیابی کیفی = شد | ||
| کیفیت = | | اولویت = ب | ||
| کیفیت = خوب | |||
}} | }} | ||
{{پایان متن}} | {{پایان متن}} | ||
[[رده:عصمت]] | [[رده:عصمت]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۲
اگر فرشتگان موجوداتی بدون اختیار و گناهناپذیر هستند، چگونه میتوان وجود فرشتگانی که در برخی روایات مرتکب اشتباه یا خطا شدهاند را توجیه کرد؟ آیا این تناقض در آموزههای دینی وجود دارد؟
عصمت فرشتگان از جمله مباحث مهمی است که بیشتر متکلمان، عصمت ایشان از گناه و خطا را امری اختیاری دانسته و منشأ آن را علم ویژه آنان به خداوند و افعال و صفات او دانسته و معتقدند: فرشتگان مرتکب معصیت نمیشوند؛ زیرا آنها از عجایب آفرینش الهی و آثار هیبت او، چیزهایی را مشاهده میکنند که آنان را از انجام معصیت و قصد آن، باز میدارد. جهت اثبات عصمت فرشتگان علاوه بر ادله عقلی به برخی ادله نقلی همچون آیات و روایاتی که فرشتگان را موجوداتی مطیع امر الهی و بندگانی تکریم شده و معصوم معرفی نموده، استناد شده است.
معناشناسی
سه معنا در لغت برای عصمت بیان شده؛ حفظ و نگهداری؛[۱] مانع شدن[۲][۳][۴][۵] و وسیله بازداشتن؛[۶] با این وجود واژه «عصمت»، به معنای «گرفتن» و «نگهداری» مناسبتر از معنای «مانع شدن» است.[۷][۸]
از لحاظ اصطلاحی نیز دست کم دو معنا برای عصمت ارائه شده است:
- عصمت به معنای لطف: از نظر شیخ مفید عصمت از ناحیه خداوند متعال، توفیق و لطف اوست و دارا بودن این عصمت به وسیله حجتهای الهی، برای حفظ دین خداوند از ورود گناهان و خطاها در آن است.[۹]
- عصمت به معنای ملکه: خواجه نصیرالدین طوسی عصمت را ملکه نامید و گفت: عصمت ملکهای است که با وجود آن، از صاحبش گناهی صادر نمیشود.[۱۰][۱۱]
منشأ عصمت فرشتگان
در زمینه تکلیف و اختیار فرشتگان، اختلافاتی وجود دارد. طبیعتاً کسانی که این موجودات آسمانی را فاقد اختیار میدانند، عصمت آنان را جبری میشمارند.[۱۲][۱۳][۱۴] عده دیگری نیز با تأکید بر اینکه اسباب ارتکاب گناه، یعنی قوای غضبیه و شهویه، در ملائکه وجود ندارد، معتقدند که فرشتگان بیش از یک راه پیش روی خود نمیبینند.[۱۲][۱۵][۱۶]
در مقابل، کسانی هستند که عصمت فرشتگان را همچون عصمت انسانهای معصوم اختیاری دانسته، در بیان حقیقت عصمت آنان و منشأ آن، کما بیش مطالبی شبیه آنچه در عصمت انبیاء و ائمه(ع) گفته شده است، بیان میدارند. به عنوان مثال، برخی منشأ عصمت فرشتگان را علم ویژه آنان به خداوند و افعال و صفات او دانسته و گفتهاند: فرشتگان مرتکب معصیت نمیشوند؛ زیرا آنها از عجایب آفرینش الهی و آثار هیبت او، چیزهایی را مشاهده میکنند که آنان را از انجام معصیت و قصد آن، باز میدارد.[۱۶]
گفتنی است برخی از روایات، برای گزینش فرشتگان، انبیا و ائمه(ع) و برخورداری ایشان از موهبتهای الهی، دلیلی مشترک و یکسان ذکر کرده و منشأ این انتخاب را علم خداوند به شایستگیهای آنان شمردهاند. امام حسن عسکری(ع) از رسول اکرم(ص) نقل میکنند که فرمودند: «خداوند - عز وجل - ما آل محمد و پیامبران و فرشتگان مقرّب را [از بین سایر خلایق] برگزید و چیزی باعث این گزینش نشد، جز اینکه میدانست اینان عملی که به واسطه آن از ولایت [خاص] الهی خارج شده، از عصمت او جدا گردند، مرتکب نمیشوند.»[۱۷][۱۸]
اثبات عصمت فرشتگان
دلیل عقلی
متکلمان صرفا جهت اثبات عصمت فرشتگان به ادله عقلی استناد کردهاند که تقریر آن چنین است: غرض اصلی از خلقت آدمی، رسیدن به کمال نهایی و سعادت ابدی است و از طرفی، ابزار و وسایلی که برای درک و شناخت در اختیار انسانها قرار داده شده است؛ یعنی حس و عقل، برای این منظور کفایت نمیکنند، از این رو عقل با توجه به حکمت خداوند در مییابد که حتماً باید راه دیگری در اختیار آدمیان قرار گیرد و آن، راه وحی و نبوت است. طبیعی است که برای حصول و تحقق این منظور باید پیام خداوند به طور کامل و بدون هیچ دستبردی در اختیار انسانها قرار گیرد و این جز با عصمت و مصونیت فرشتگان امکانپذیر نیست؛ چرا که اگر پیام الهی توسط فرشتگان وحی دچار تحریف و تغییر شود؛ یعنی آنها در ابلاغ پیام خداوند معصوم نباشند، در این صورت نقض غرض خواهد شد.[۱۹]
دلایل نقلی
آیات قرآن کریم
از نظر قرآن کریم، ایمان به ملائکه الهی از ارکان ایمان به غیب بوده و از شرایط ایمانِ مؤمن محسوب میشود. حدود ۲۰۰ آیه در قرآن در مورد ملائکه، ایمان به آنها، صفات، وظایف و تکالیفشان آمده است. یکی از صفاتی که قرآن برای فرشتگان معرّفی مینماید، عصمت است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ؛ ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتشی بازدارید که هیزم آن آدمیان و سنگهاست؛ فرشتگان درشتخوی سختگیری بر آن نگاهبانند که از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمیپیچند و آنچه فرمان یابند بجای میآورند﴾(تحریم:آیه 6).
در مورد این آیه به دو نکته باید توجه کرد: اولاً آیه بر اطاعت محض و عدم عصیان ملائکه صراحت دارد. ثانیاً فرشتگان عذاب خصوصیّتی ندارند؛ بلکه نفس فرشته بودن چنین خصوصیتی را لازم دارد و به اصطلاح باید از ملائکه عذاب بودن، الغاء خصوصیت کرد.[۲۰][۲۱][۲۲]
از آیات قرآن کریم استفاده میشود که ملائکه هیچگاه از اوامر الهی سرپیچی نکرده و به غیر خواسته خداوند تن در نمیدهند؛ یعنی اراده آنها مستقل و بریده از اراده و خواست خداوند نیست، از این رو هیچ گاه در انجام فرمانی که از ناحیه خداوند به آنها ارائه شود، سستی و درنگ نکرده، هیچ دستوری از دستورهای الهی را تغییر نمیدهند؛ نه بر آن میافزایند و نه از آن میکاهند. این، کمال و نهایت عبودیت است که اراده و اعمال موجودی، همگی، مملوک خداوند باشد و ذرهای از فرمان الهی تخلف نکند.[۲۳] بنابراین هیچ عاملی، چه از درون و چه از برون، فرشتگان را از انجام تکالیفشان باز نمیدارد و همه فرشتگان، معصوماند.[۲۰]
روایات
از انبوه روایاتی که عصمت همه فرشتگان را آشکار میکند، به دو نمونه بسنده میکنیم:
- امیرالمؤمنین(ع) در مورد خلقت ملائکه خطاب به خداوند عرض میکند: «و فرشتگانی که آنها را آفریدی و در آسمانها جایشان دادی، پس نه سستی در آنها وجود دارد و نه غفلت میورزند و نه معصیتی از آنها صادر میشود. ایشان از همه آفریدههایت شناخت بیشتری به تو دارند.»[۲۴]
- امام حسن عسکری(ع) میفرمایند: «فرشتگان خدا، با [کمک] الطاف الهی، از کفر و امور ناپسند، معصوم و در امانند. [چنانکه] خداوند - عز وجل - درباره آنها میفرماید: از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمیپیچند و آنچه فرمان یابند بهجای میآورند.»[۲۵][۲۰]
پاسخ به شبهه
برخی با استناد به ماجرای هاروت و ماروت[یادداشت ۱] و سجده نکردن ابلیس بر حضرت آدم(ع)[۲۶] و نیز نافرمانی فطرس،[۲۷] در عصمت آنان تشکیک کردهاند.[۲۸] عالمان شیعه پاسخهایی به اینگونه موارد دادهاند؛ از جمله اینکه نافرمانی هاروت و ماروت تحت تأثیر افسانههایی است که در احادیث و قرآن نیامده است.[۲۹] همچنین گفته شده که ابلیس فرشته نبوده است.[۲۶]
همچنین بهگفته برخی از اندیشمندان احتمال سرپیچی از دستورات خدا برای دستهای از فرشتگان وجود دارد، نه همه آنها.[۳۰] برخی دیگر قائلاند آنچه در روایات درباره تنبیه برخی از فرشتگان بر اثر کُندی در انجام اوامر الهی آمده، ترک اولی است نه گناه؛ چنانکه درباره برخی از پیامبران هم به کار رفته است.[۳۱]
علامه طباطبایی معتقد است فرشتگان هر آنچه را خدا اراده کند اراده میکنند و هر آنچه خدا امر کند، عمل میکنند و از این روست که گناه نمیکنند.[۳۲]
منابع
- ↑ راغب اصفهانی، حسين بن محمد (۱۴۱۲). المفردات في غريب القرآن. بیروت، الدار الشامية. ص۵۶۹ ـ ۵۷۰.
- ↑ فراهیدی، خليل بن احمد (۱۴۱۰). كتاب العين. ج۱. قم، انتشارات هجرت. ص۳۱۴.
- ↑ فیروزآبادی، محمد بن یعقوب (۱۴۱۵). القاموس المحیط. ج۴. بیروت، دار الکتب العلمية. ص۱۵۱.
- ↑ جوهری، اسماعیل بن حماد (۱۴۰۴). صحاح اللغه. ج۵. بیروت، دار العلم للملايين. ص۱۹۸۶.
- ↑ ابن منظور، محمد بن مكرم (۱۴۱۴). لسان العرب. ج۱۲. بیروت، دار صادر. ص۴۰۳.
- ↑ ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۱۴). لسان العرب. ج۱۲. بیروت، دار صادر. ص۴۰۵.
- ↑ راغب اصفهانی، حسين بن محمد (۱۴۱۲). المفردات في غريب القرآن. بیروت، الدار الشامية. ص۳۳۶ ـ ۳۳۷.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی (۱۳۹۴). عصمت از منظر فریقین. قم، انتشارات حقایق. ص۱۴.
- ↑ مفید، محمد بن محمد (۱۴۱۳). اعتقادات. قم، کنگره بین المللی شیخ مفید. ص۱۲۸.
- ↑ نصیر الدین طوسی، محمد بن محمد (۱۴۰۵). تلخیص المحصل. بیروت، دار الأضواء. ص۳۶۹.
- ↑ فاریاب، محمد حسین (۱۳۹۰). عصمت امام. قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی. ص۳۴ ـ ۳۵.
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ سابق، سید (۱۴۱۲). العقائد الاسلامیه. بیروت، دار الفکر. ص۹۸ ـ ۹۹.
- ↑ اشقر، عمر سلیمان (۱۴۱۵). عالم الملائكة الأبرار. عمان، دار النفائس. ص۳۳.
- ↑ لواسانی، حسن (۱۴۲۵). نور الأفهام في علم الکلام. ج۱. قم، انتشارات جامعه مدرسین. ص۲۴۱ ـ ۲۴۲.
- ↑ حلی، حسن بن یوسف (۱۳۸۲). کشف المراد في شرح تجرید الإعتقاد. قم، مؤسسه امام صادق(ع). ص۳۶.
- ↑ ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ابن ابی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله (۱۴۰۴). شرح نهج البلاغه. ج۶. قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی. ص۴۳۳.
- ↑ مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳). بحار الانوار. ج۵۶. بیروت، دار إحياء التراث العربی. ص۳۲۲.
- ↑ شریفی، احمد حسین (۱۳۸۸). پژوهشی در عصمت معصومان. قم، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی. ص۳۴۰.
- ↑ شریفی، احمد حسین (۱۳۸۸). پژوهشی در عصمت معصومان. قم، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی. ص۳۳۵.
- ↑ ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ شریفی، احمد حسین (۱۳۸۸). پژوهشی در عصمت معصومان. قم، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی. ص۳۳۷ ـ ۳۴۰.
- ↑ محمدی، رضا (۱۳۸۹). عصمت در قرآن. تهران، انتشارات اندیشه معاصر. ص۱۴.
- ↑ فاریاب، محمد حسین (۱۳۹۰). عصمت امام. قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی. ص۵۵.
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین (۱۴۱۷). الميزان فى تفسير القرآن. ج۱۴. قم، انتشارات جامعه مدرسین. ص۲۷۵.
- ↑ مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳). بحار الانوار. ج۶۵. بیروت، دار إحياء التراث العربی. ص۱۷۵.
- ↑ مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳). بحار الانوار. ج۵۶. بیروت، دار إحياء التراث العربی. ص۳۲۱.
- ↑ ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ لاهیجی، عبد الرزاق بن علی (۱۳۸۳). گوهر مراد. تهران، نشر سایه. ص۴۲۶.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله (۱۳۸۵). پرسش و پاسخها در محضر آیت الله جوادی آملی. ج۲. قم، نشر معارف. ص۷۸ ـ ۸۸.
- ↑ راستین، امیر (۱۳۹۳). مقاله عصمت فرشتگان، شواهد موافق و مخالف، مجله اندیشه نوین دینی. ج۳۸. قم، دانشگاه معارف اسلامی. ص۱۲۷ ـ ۱۲۸.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. ج۱. تهران، دار الكتب الإسلامیه. ص۳۷۵.
- ↑ مطهری، مرتضی (۱۳۷۶). مجموعه آثار. ج۴. تهران، انتشارات صدرا. ص۲۸۰.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۸۷). پیام امام امیر المؤمنین علیه السلام. ج۱. تهران، دار الکتب الإسلامیه. ص۱۶۸.
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین (۱۴۱۷). الميزان فى تفسير القرآن. ج۱۷. قم، انتشارات جامعه مدرسین. ص۱۲.
- ↑ هاروت و ماروت دو فرشته الهی بودند که پس از وفات حضرت سلیمان(ع) برای از بین بردن جادوی ساحران به مردم سحر میآموختند؛ ولی مردم از این علم در راه شر استفاده کردند. برخی قائلاند هاروت و ماروت دو فرشتهای بودند که مرتکب گناه شدند اما قرآن (سوره بقره، آیه ۱۰۲) به فرشته بودن و دچار گناه نشدن آنها اشاره کرده است. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۳۷۴.)

