پرش به محتوا

خرید و فروش قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

Mohammadaminrazi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Fabbasi (بحث | مشارکت‌ها)
خلاصه کردن شناسه و یرایش جزئی
 
(۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{پیش نویس|تکمیل}}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
خط ۶: خط ۴:
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
{{درگاه|واژه‌ها}}
{{درگاه|قرآن|سنت}}


خرید و فروش قرآن از نظر حنفی‌ها، مالکی‌ها و شافعی‌ها جایز است. حنبلی‌ها فروش قرآن را حرام می‌دانند، اما خرید آن را جایز می‌دانند.


نظر غالب فقهای شیعه بر این است که خرید و فروش قرآن جایز نیست. اما برخی از فقها جواز فروش قرآن را قبول دارند.


اهل سنت غیر از حنفی‌ها و فقهای شیعه فروش قرآن به کافر را جایز نمی‌دانند.


{{پایان}}
== تاریخچه معامله مصحف در فقه اسلامی ==
قرآن کریم در فقه اسلامی احکامی ویژه دارد که از جمله آنها احکام خرید و فروش قرآن است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=حول القرآن الکریم (موسوعة الفقه)|جلد=112}}</ref> بنا بر حدیثی از [[امام صادق(ع) در کتب اهل سنت|امام صادق(ع)]]، مصحف‌های قرآن در زمان [[پیامبر(ص) از دیدگاه امام علی(ع)|پیامبر(ص)]] در راه باریکی میان منبر آن حضرت و دیوار [[مسجد]] نصب شده بود و هر کس هر سوره‌ای را که می‌خواست، از روی آنها می‌نوشت. در ادامه حدیث تصریح شده است که خرید [[قرآن کریم و معرفی اهداف آن|قرآن]] پس از عصر پیامبر خدا(ص) رواج یافت.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تهذیب الاحکام|نام=محمد بن حسن|نام خانوادگی=طوسی|جلد=6|صفحه=366}}</ref>
 
== دیدگاه شیعه در معامله قرآن ==
در فقه امامیه، در باره جواز یا عدم جواز فروش مصحف دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد که به اختلاف احادیثِ مربوط به آن باز می‌گردد. به نظر مشهور فقهای امامیه، خرید و فروش مصحفِ قرآن کریم جایز نیست.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الاحکام|نام=حسن بن یوسف|نام خانوادگی=علامه حلی|جلد=2|صفحه=261}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الحدائق|نام=یوسف|نام خانوادگی=بحرانی|جلد=18|صفحه=218}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مفتاح الکرامة|نام=جواد|نام خانوادگی=حسینی|جلد=12|صفحه=273}}</ref>
 
=== دلائل ===
# مهم‌ترین مستند این نظر، روایاتی است که می‌رساند، متن و نوشته قرآن نباید خرید و فروش شود و تنها جلد، کاغذ و تزیینات قرآن، قابل معامله است. امام صادق (ع) به عبد الرحمن بن سیابه فرمود: {{متن عربی|مَصاحف، خرید و فروش نمی‌شوند و هنگام معامله بگو: من از تو، ورق و جلد و غلاف و دسترنج تو را به این بها می‌خرم.}}<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الکافی|نام=محمد بن یعقوب|نام خانوادگی=کلینی|جلد=5|صفحه=121}}</ref> مشابه این حدیث را سماعه، عثمان بن عیسی، عبد اللَّه بن سلیمان و دیگران از امام صادق (ع) روایت کرده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وسائل الشیعة|نام=محمد‌ بن حسن|نام خانوادگی=حر عاملی|جلد=17|صفحه‌ها=۱۵۸ - ۱۶۱}}</ref>
# خرید و فروش قرآن با عظمت و حرمت قرآن کریم ناسازگار است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تذکرة الفقهاء|نام=حسن بن یوسف|نام خانوادگی=علامه حلی|جلد=12|صفحه=145}}</ref> به عقیده برخی، چون از بیع قرآن نهی شده است، اگر مصحف قرآن فروخته شود، این عقد باطل است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مفتاح الکرامة|نام=جواد|نام خانوادگی=حسینی|جلد=12|صفحه=275}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مصباح الفقاهة|نام=ابو‌القاسم|نام خانوادگی=خویی|جلد=1|صفحه=744}}</ref>
# فروش قرآن به کافر جایز نیست چون مالک شدن کافر موجب هتک حرمت قرآن می‌شود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مجمع الفائدة و البرهان|نام=احمد بن‌ محمد|نام خانوادگی=مقدس اردبیلی|جلد=8|صفحه=161}}</ref>
 
=== حکم فروش بخشی از قرآن ===
در باره حکم فروش بخشی از مصحف قرآن که مشتمل بر چند آیه است، فقهای موافق با نظر مشهور، با استناد به احادیثی مانند روایت سماعه<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تهذیب الاحکام|نام=محمد بن حسن|نام خانوادگی=طوسی|جلد=7|صفحه=231}}</ref> که حتی خریدن ورقی از مصحف را ممنوع شمرده، آن را جایز ندانسته و حتی آثاری مانند کتب حدیث، فقه، لغت و تفسیر را هم مشمول این حکم به شمار آورده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مفتاح الکرامة|نام=جواد|نام خانوادگی=حسینی|جلد=12|صفحه‌ها=۲۷۵ - ۲۷۶}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مصباح الفقاهة|نام=ابو‌القاسم|نام خانوادگی=خویی|جلد=1|صفحه=749}}</ref> در برابر، برخی مناقشه کرده‌اند که سیره مستمر مسلمانان، بر جواز معامله چنین آثاری دلالت دارد و حتی از این سیره می‌توان روا بودن معامله کامل قرآن را هم استنباط کرد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مصباح الفقاهة|نام=ابو‌القاسم|نام خانوادگی=خویی|جلد=1|صفحه‌ها=۷۴۹ - ۷۵۰}}</ref>
 
=== فروش قرآن به کافر ===
اگر فروش قرآن ممنوع شمرده شود، فروش آن به کافر هم ممنوع خواهد بود؛ اما بر پایه قول به جواز فروش قرآن، این بحث مطرح می‌شود که آیا فروش قرآن به کافر جایز است یا نه. نظر مشهور در میان فقهای شیعه از عصر [[علامه حلی و گسترش تشیع|علامه حلی]] به بعد، آن بوده است که فروش مصحف به کافر جایز نیست.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=قواعد الاحکام|نام خانوادگی=علامه حلی|جلد=2|صفحه=9|نام=حسن بن یوسف}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الدروس الشرعیة|نام=محمد بن مکی‌ عاملی|نام خانوادگی=شهید اول|جلد=2|صفحه=41}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المکاسب|نام=مرتضی|نام خانوادگی=شیخ انصاری|جلد=2|صفحه=161}}</ref>
 
== دیدگاه صحابه در معامله قرآن ==
# از ابن عباس و سعید بن جبیر نقل شده که فروش قرآن را روا دانسته‌اند، ولی با این شیوه که قرآن ابزار کسب درآمد قرار گیرد، مخالفت کرده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=السنن الکبری|نام=احمد بن حسین|نام خانوادگی=بیهقی|جلد=6|صفحه=16}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المصنف|نام خانوادگی=ابن ابی‌شیبه|جلد=5|صفحه=31|نام=عبد الله بن محمد}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=کنز العمّال|نام=علی بن حسام الدین|نام خانوادگی=متقی هندی|جلد=2|صفحه=344}}</ref>
# از عمر بن خطاب و عبداللَّه بن عمر نقل شده که خرید و فروش قرآن جایز نیست و کسانی مانند عبد اللَّه بن مسعود و ابوموسی اشعری آن را مکروه شمرده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=السنن الکبری|نام=احمد بن حسین|نام خانوادگی=بیهقی|جلد=6|صفحه=16}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المصنف|نام خانوادگی=ابن ابی‌شیبه|جلد=5|صفحه=30|نام=عبد الله بن محمد}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=کنز العمّال|نام=علی بن حسام الدین|نام خانوادگی=متقی هندی|جلد=2|صفحه=330}}</ref>
# برخی از صحابه و تابعین، میان خرید و فروش قرآن تفصیل قائل شده‌ و گفته‌اند خریدن قرآن جایز، ولی فروش آن ممنوع است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=السنن الکبری|نام=احمد بن حسین|نام خانوادگی=بیهقی|جلد=6|صفحه=16}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المجموع|نام=یحیی بن شرف|نام خانوادگی=نووی|جلد=9|صفحه‌ها=۲۵۱ - ۲۵۲}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الاتقان فی علوم القرآن|نام=جلال‌الدین|نام خانوادگی=سیوطی|جلد=2|صفحه=457}}</ref>
# شماری از تابعان قائل به جواز خرید و فروش مصحف بوده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=السنن الکبری|نام=احمد بن حسین|نام خانوادگی=بیهقی|جلد=6|صفحه=17}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المصنف|نام=عبد الرزاق|نام خانوادگی=صنعانی|جلد=8|صفحه=113}}</ref>
 
== اختلاف اهل سنت در حکم فروش قرآن ==
فقهای اهل سنّت، خریدن مصحف قرآن را اجازه داده‌اند؛ ولی در باره جواز فروش آن اختلاف نظر دارند: حنفیان، مالکیان و شافعیان، فروش مصحف را جایز شمرده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المجموع|نام=یحیی بن شرف|نام خانوادگی=نووی|جلد=9|صفحه=252}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الشرح الکبیر|نام=عبد الرحمن|نام خانوادگی=مقدسی|جلد=4|صفحه‌ها=۱۲ - ۱۳}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=فقه السنة|نام خانوادگی=سید سابق|جلد=3|صفحه=88}}</ref> برخی از آنان بویژه شافعیان، به کراهت آن قائل‌اند و این قول از شافعی هم نقل شده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المجموع|نام=یحیی بن شرف|نام خانوادگی=نووی|جلد=9|صفحه=252}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المحلّی|نام=علی بن احمد|نام خانوادگی=ابن حزم|جلد=9|صفحه‌ها=۴۴ - ۴۷}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=روضة الطالبین|نام=یحیی بن شرف|نام خانوادگی=نووی|جلد=3|صفحه=87}}</ref> مستند کراهت، از یک سو ضرورتِ تعظیم و بزرگداشت [[قرآن کریم و معرفی اهداف آن|قرآن کریم]] است (تا ابزار تجارت و منفعت طلبی قرار نگیرد) و از سوی دیگر، سیره صحابه پیامبر (ص) بر جایز بودن این معامله بود. احمد بن حنبل و به تبع او فقهای حنبلی، با استناد به همین ادلّه، به حرمت فروش قرآن قائل شده‌اند؛ <ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المجموع|نام=یحیی بن شرف|نام خانوادگی=نووی|جلد=9|صفحه=252}}</ref> ولی خریدن مصحف از آن رو که مستلزم روا داشتن ابتذال نسبت به کتاب خدا نیست، جایز است و تنها شماری از حنبلیان، خریدن مصحف را مکروه شمرده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الإنصاف فی معرفة الراجح من الخلاف|نام=علاء‌الدین|نام خانوادگی=مرداوی|جلد=4|صفحه‌ها=۲۷۸ - ۲۷۹}}</ref>
 
=== فروختن مصحف به کافر ===
به نظر بیشتر مذاهب اهل سنّت، فروختن مصحف قرآن به شخص کافر جایز نیست؛ زیرا موجب اهانت به قرآن می‌گردد؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المغنی|جلد=4|صفحه=189|نام خانوادگی=ابن قدامه مقدسی|نام=عبد الله بن احمد|سال=1388|ناشر=مکتبه القاهره}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=اعانة الطالبین|نام=عثمان بن شطا|نام خانوادگی=بکری|جلد=4|صفحه=324}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المجموع|نام=یحیی بن شرف|نام خانوادگی=نووی|جلد=9|صفحه=354}}</ref> ولی حنفیان فروش قرآن به کافر را مجاز دانسته‌اند و البته بر کافر نیز واجب می‌دانند که آن را به مسلمانی بفروشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المبسوط|نام=محمد بن احمد|نام خانوادگی=سرخسی|جلد=13|صفحه=133}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المغنی|جلد=4|صفحه=189|ناشر=مکتبه القاهره|نام=عبد الله بن احمد|سال=1388|نام خانوادگی=ابن قدامه مقدسی}}</ref> از جمله ادلّه قائلان به حرمت، حدیث نبوی است که از مسافرت کردن مسلمانی که قرآن را به همراه دارد، به سرزمین دشمن، نهی فرموده است.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۷: خط ۴۵:
{{شاخه
{{شاخه
  | شاخه اصلی =علوم و معارف قرآن
  | شاخه اصلی =علوم و معارف قرآن
  | شاخه فرعی۱ =حکم خرید و فروش قرآن
  | شاخه فرعی۱ =  
  | شاخه فرعی۲  
  | شاخه فرعی۲  
  | شاخه فرعی۳  
  | شاخه فرعی۳  
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{ارزیابی
  | شناسه =
  | شناسه = شد
  | تیترها =
  | تیترها= شد
  | ویرایش =
  |لینک‌دهی= شد
  | لینک‌دهی =
  | عکس = <!--خالی | شد-->
  | ناوبری =
| درگاه = شد
  | نمایه =
  | ادبیات = شد
  | تغییر مسیر =
  | پیوند = شد
  | ارجاعات =
  | ناوبری = <!--خالی | شد-->
  | بازبینی نویسنده =
  | تغییرمسیر = شد
  | بازبینی =
  | ارجاعات = شد
  | تکمیل =
  | ارزیابی کمی = شد
  | اولویت = ب
  | ارزیابی کیفی = <!--خالی | شد-->
  | کیفیت = ب
  | اولویت = ج
  | کیفیت = متوسط
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}
{{#seo:
|title=حکم خرید و فروش قرآن در فقه شیعه و اهل‌سنت - آیا معامله مصحف جایز است؟ - ویکی پاسخ
|title_mode=Replaced Title
|keywords=حکم خرید و فروش قرآن
|description=حکم خرید و فروش قرآن چیست؟دیدگاه فقهای شیعه و اهل‌سنت درباره جواز یا حرمت معامله مصحف، فروش قرآن به کافر و ادله فقهی هر دیدگاه.
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۷

سؤال

حکم شرعی خرید و فروش قرآن از دیدگاه اهل سنت و تشیع چیست؟

درگاه‌ها


خرید و فروش قرآن از نظر حنفی‌ها، مالکی‌ها و شافعی‌ها جایز است. حنبلی‌ها فروش قرآن را حرام می‌دانند، اما خرید آن را جایز می‌دانند.

نظر غالب فقهای شیعه بر این است که خرید و فروش قرآن جایز نیست. اما برخی از فقها جواز فروش قرآن را قبول دارند.

اهل سنت غیر از حنفی‌ها و فقهای شیعه فروش قرآن به کافر را جایز نمی‌دانند.

تاریخچه معامله مصحف در فقه اسلامی

قرآن کریم در فقه اسلامی احکامی ویژه دارد که از جمله آنها احکام خرید و فروش قرآن است.[۱] بنا بر حدیثی از امام صادق(ع)، مصحف‌های قرآن در زمان پیامبر(ص) در راه باریکی میان منبر آن حضرت و دیوار مسجد نصب شده بود و هر کس هر سوره‌ای را که می‌خواست، از روی آنها می‌نوشت. در ادامه حدیث تصریح شده است که خرید قرآن پس از عصر پیامبر خدا(ص) رواج یافت.[۲]

دیدگاه شیعه در معامله قرآن

در فقه امامیه، در باره جواز یا عدم جواز فروش مصحف دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد که به اختلاف احادیثِ مربوط به آن باز می‌گردد. به نظر مشهور فقهای امامیه، خرید و فروش مصحفِ قرآن کریم جایز نیست.[۳][۴][۵]

دلائل

  1. مهم‌ترین مستند این نظر، روایاتی است که می‌رساند، متن و نوشته قرآن نباید خرید و فروش شود و تنها جلد، کاغذ و تزیینات قرآن، قابل معامله است. امام صادق (ع) به عبد الرحمن بن سیابه فرمود: «مَصاحف، خرید و فروش نمی‌شوند و هنگام معامله بگو: من از تو، ورق و جلد و غلاف و دسترنج تو را به این بها می‌خرم.»[۶] مشابه این حدیث را سماعه، عثمان بن عیسی، عبد اللَّه بن سلیمان و دیگران از امام صادق (ع) روایت کرده‌اند.[۷]
  2. خرید و فروش قرآن با عظمت و حرمت قرآن کریم ناسازگار است.[۸] به عقیده برخی، چون از بیع قرآن نهی شده است، اگر مصحف قرآن فروخته شود، این عقد باطل است.[۹][۱۰]
  3. فروش قرآن به کافر جایز نیست چون مالک شدن کافر موجب هتک حرمت قرآن می‌شود.[۱۱]

حکم فروش بخشی از قرآن

در باره حکم فروش بخشی از مصحف قرآن که مشتمل بر چند آیه است، فقهای موافق با نظر مشهور، با استناد به احادیثی مانند روایت سماعه[۱۲] که حتی خریدن ورقی از مصحف را ممنوع شمرده، آن را جایز ندانسته و حتی آثاری مانند کتب حدیث، فقه، لغت و تفسیر را هم مشمول این حکم به شمار آورده‌اند.[۱۳][۱۴] در برابر، برخی مناقشه کرده‌اند که سیره مستمر مسلمانان، بر جواز معامله چنین آثاری دلالت دارد و حتی از این سیره می‌توان روا بودن معامله کامل قرآن را هم استنباط کرد.[۱۵]

فروش قرآن به کافر

اگر فروش قرآن ممنوع شمرده شود، فروش آن به کافر هم ممنوع خواهد بود؛ اما بر پایه قول به جواز فروش قرآن، این بحث مطرح می‌شود که آیا فروش قرآن به کافر جایز است یا نه. نظر مشهور در میان فقهای شیعه از عصر علامه حلی به بعد، آن بوده است که فروش مصحف به کافر جایز نیست.[۱۶][۱۷][۱۸]

دیدگاه صحابه در معامله قرآن

  1. از ابن عباس و سعید بن جبیر نقل شده که فروش قرآن را روا دانسته‌اند، ولی با این شیوه که قرآن ابزار کسب درآمد قرار گیرد، مخالفت کرده‌اند.[۱۹][۲۰][۲۱]
  2. از عمر بن خطاب و عبداللَّه بن عمر نقل شده که خرید و فروش قرآن جایز نیست و کسانی مانند عبد اللَّه بن مسعود و ابوموسی اشعری آن را مکروه شمرده‌اند.[۲۲][۲۳][۲۴]
  3. برخی از صحابه و تابعین، میان خرید و فروش قرآن تفصیل قائل شده‌ و گفته‌اند خریدن قرآن جایز، ولی فروش آن ممنوع است.[۲۵][۲۶][۲۷]
  4. شماری از تابعان قائل به جواز خرید و فروش مصحف بوده‌اند.[۲۸][۲۹]

اختلاف اهل سنت در حکم فروش قرآن

فقهای اهل سنّت، خریدن مصحف قرآن را اجازه داده‌اند؛ ولی در باره جواز فروش آن اختلاف نظر دارند: حنفیان، مالکیان و شافعیان، فروش مصحف را جایز شمرده‌اند.[۳۰][۳۱][۳۲] برخی از آنان بویژه شافعیان، به کراهت آن قائل‌اند و این قول از شافعی هم نقل شده است.[۳۳][۳۴][۳۵] مستند کراهت، از یک سو ضرورتِ تعظیم و بزرگداشت قرآن کریم است (تا ابزار تجارت و منفعت طلبی قرار نگیرد) و از سوی دیگر، سیره صحابه پیامبر (ص) بر جایز بودن این معامله بود. احمد بن حنبل و به تبع او فقهای حنبلی، با استناد به همین ادلّه، به حرمت فروش قرآن قائل شده‌اند؛ [۳۶] ولی خریدن مصحف از آن رو که مستلزم روا داشتن ابتذال نسبت به کتاب خدا نیست، جایز است و تنها شماری از حنبلیان، خریدن مصحف را مکروه شمرده‌اند.[۳۷]

فروختن مصحف به کافر

به نظر بیشتر مذاهب اهل سنّت، فروختن مصحف قرآن به شخص کافر جایز نیست؛ زیرا موجب اهانت به قرآن می‌گردد؛[۳۸][۳۹][۴۰] ولی حنفیان فروش قرآن به کافر را مجاز دانسته‌اند و البته بر کافر نیز واجب می‌دانند که آن را به مسلمانی بفروشد.[۴۱][۴۲] از جمله ادلّه قائلان به حرمت، حدیث نبوی است که از مسافرت کردن مسلمانی که قرآن را به همراه دارد، به سرزمین دشمن، نهی فرموده است.

منابع

  1. حول القرآن الکریم (موسوعة الفقه). ج۱۱۲.
  2. طوسی، محمد بن حسن. تهذیب الاحکام. ج۶. ص۳۶۶.
  3. علامه حلی، حسن بن یوسف. تحریر الاحکام. ج۲. ص۲۶۱.
  4. بحرانی، یوسف. الحدائق. ج۱۸. ص۲۱۸.
  5. حسینی، جواد. مفتاح الکرامة. ج۱۲. ص۲۷۳.
  6. کلینی، محمد بن یعقوب. الکافی. ج۵. ص۱۲۱.
  7. حر عاملی، محمد‌ بن حسن. وسائل الشیعة. ج۱۷. صص۱۵۸ - ۱۶۱.
  8. علامه حلی، حسن بن یوسف. تذکرة الفقهاء. ج۱۲. ص۱۴۵.
  9. حسینی، جواد. مفتاح الکرامة. ج۱۲. ص۲۷۵.
  10. خویی، ابو‌القاسم. مصباح الفقاهة. ج۱. ص۷۴۴.
  11. مقدس اردبیلی، احمد بن‌ محمد. مجمع الفائدة و البرهان. ج۸. ص۱۶۱.
  12. طوسی، محمد بن حسن. تهذیب الاحکام. ج۷. ص۲۳۱.
  13. حسینی، جواد. مفتاح الکرامة. ج۱۲. صص۲۷۵ - ۲۷۶.
  14. خویی، ابو‌القاسم. مصباح الفقاهة. ج۱. ص۷۴۹.
  15. خویی، ابو‌القاسم. مصباح الفقاهة. ج۱. صص۷۴۹ - ۷۵۰.
  16. علامه حلی، حسن بن یوسف. قواعد الاحکام. ج۲. ص۹.
  17. شهید اول، محمد بن مکی‌ عاملی. الدروس الشرعیة. ج۲. ص۴۱.
  18. شیخ انصاری، مرتضی. المکاسب. ج۲. ص۱۶۱.
  19. بیهقی، احمد بن حسین. السنن الکبری. ج۶. ص۱۶.
  20. ابن ابی‌شیبه، عبد الله بن محمد. المصنف. ج۵. ص۳۱.
  21. متقی هندی، علی بن حسام الدین. کنز العمّال. ج۲. ص۳۴۴.
  22. بیهقی، احمد بن حسین. السنن الکبری. ج۶. ص۱۶.
  23. ابن ابی‌شیبه، عبد الله بن محمد. المصنف. ج۵. ص۳۰.
  24. متقی هندی، علی بن حسام الدین. کنز العمّال. ج۲. ص۳۳۰.
  25. بیهقی، احمد بن حسین. السنن الکبری. ج۶. ص۱۶.
  26. نووی، یحیی بن شرف. المجموع. ج۹. صص۲۵۱ - ۲۵۲.
  27. سیوطی، جلال‌الدین. الاتقان فی علوم القرآن. ج۲. ص۴۵۷.
  28. بیهقی، احمد بن حسین. السنن الکبری. ج۶. ص۱۷.
  29. صنعانی، عبد الرزاق. المصنف. ج۸. ص۱۱۳.
  30. نووی، یحیی بن شرف. المجموع. ج۹. ص۲۵۲.
  31. مقدسی، عبد الرحمن. الشرح الکبیر. ج۴. صص۱۲ - ۱۳.
  32. سید سابق. فقه السنة. ج۳. ص۸۸.
  33. نووی، یحیی بن شرف. المجموع. ج۹. ص۲۵۲.
  34. ابن حزم، علی بن احمد. المحلّی. ج۹. صص۴۴ - ۴۷.
  35. نووی، یحیی بن شرف. روضة الطالبین. ج۳. ص۸۷.
  36. نووی، یحیی بن شرف. المجموع. ج۹. ص۲۵۲.
  37. مرداوی، علاء‌الدین. الإنصاف فی معرفة الراجح من الخلاف. ج۴. صص۲۷۸ - ۲۷۹.
  38. ابن قدامه مقدسی، عبد الله بن احمد (۱۳۸۸). المغنی. ج۴. مکتبه القاهره. ص۱۸۹.
  39. بکری، عثمان بن شطا. اعانة الطالبین. ج۴. ص۳۲۴.
  40. نووی، یحیی بن شرف. المجموع. ج۹. ص۳۵۴.
  41. سرخسی، محمد بن احمد. المبسوط. ج۱۳. ص۱۳۳.
  42. ابن قدامه مقدسی، عبد الله بن احمد (۱۳۸۸). المغنی. ج۴. مکتبه القاهره. ص۱۸۹.