پرش به محتوا

محل سکونت اصحاب مدین: تفاوت میان نسخه‌ها

جایگزینی متن - '<span></span>' به ''
علی آزادوار (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
اصحاب مدین (که در قرآن به آن اشاره شده) در کجا ساکن و در چه کشوری بوده‌اند؟
اصحاب مدین (که در قرآن به آن اشاره شده) در کجا ساکن بوده‌اند؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
کلمه «مدین» در قرآن در ده مورد آمده است که عبارتند از: سوره اعراف آیه ۸۵، سوره توبه آیه ۷۰، سوره هود آیه ۸۴ و ۹۵، سوره طه آیه ۴۰، سوره حج آیه ۴۴، سوره قصص آیه‌های ۲۲ و ۲۳ و ۴۵، سوره عنکبوت آیه ۳۶.<ref>عبدالباقی، محمد فؤاد، کتاب المعجم المفهرس، قاهره، دارالکتب المصریه، ۱۳۶۴، ص۶۶۳.</ref>
کلمه «مدین» در قرآن در ده مورد آمده است.<ref>سوره اعراف آیه ۸۵، سوره توبه آیه ۷۰، سوره هود آیه ۸۴ و ۹۵، سوره طه آیه ۴۰، سوره حج آیه ۴۴، سوره قصص آیه‌های ۲۲ و ۲۳ و ۴۵، سوره عنکبوت آیه ۳۶.</ref> حضرت شعیب(ع) پیامبر منطقه مدین بود و مردم آنجا از فرزندان حضرت اسماعیل(ع) بودند که با کشور مصر، لبنان و [[فلسطین در قرآن|فلسطین]] به تجارت مشغول بودند.<ref>شریعتمداری، جعفر، شرح و تفسیر لغات قرآن براساس تفسیر نمونه، مشهد، قدس رضوی، ۱۳۷۷، ج۴، ص۲۶۵.</ref> میان آن‌ها بت پرستی، تقلب و کم‌فروشی رایج بود و چون شعیب(ع) را نپذیرفتند، بر اثر صیحه آسمانی در خانه‌های خود مردند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۳ش، ج۹، ص۲۰۰.</ref>


از این آیات فهمیده می‌شود که [[حضرت شعیب(ع)]] پیامبر  منطقه [[مدین]] بود و مردم آنجا از فرزندان [[حضرت اسماعیل(ع)]] بودند که با کشور مصر و لبنان و فلسطین به تجارت مشغول بودند.<ref>شریعتمداری، جعفر، شرح و تفسیر لغات قرآن براساس تفسیر نمونه، مشهد، قدس رضوی، ۱۳۷۷، ج۴، ص۲۶۵.</ref> میان آن‌ها بت‌پرستی و تقلب و کم‌فروشی رایج بود و چون به نصایح حضرت شعیب(ع) گوش نکردند، بر اثر صیحه آسمانی (احتمالاً‌ صاعقه) در خانه‌های خود جان دادند، بگونه‌ای که انگار اصلاً‌ ساکن آنجا نبودند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۳، ج۹، ص۲۰۰.</ref>
برخی مدین را کنار دریای قلزم روبه‌روی تبوک می‌دانند. بعضی گفته‌اند: این شهر در هشت منزلی مصر بود و از قلمرو فرعونیان خارج بوده است.<ref>طباطبائی،  محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: محمد باقر موسوی همدانی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳، ج۱۶، ص۳۴.</ref> فخر رازی مدین را نام یکی از فرزندان حضرت [[حضرت ابراهیم(ع) در قرآن|ابراهیم]](ع) دانسته است که چون فرزندان حضرت ابراهیم(ع)، در سرزمینی در طریق شام سکونت داشتند، به نام مدین معروف شد.<ref>فخر رازى، محمد بن عمر، التفسير الكبير (مفاتيح الغيب)، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق، ج۱۴، ص۳۱۳.</ref> بعضی از جغرافی‌دانان نام مدین را بر مردی اطلاق کردند که میان خلیج عقبه تا کوه [[طور سینا|سینا]] زندگی می‌کردند که شهری است در جنوب غربی اردن، در شرق خلیج عقبه.<ref>مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۹، ص۲۰۰.</ref> قاموس کتاب مقدس نام آن را مدیان گفته‌ است که زمین مدیان از خلیج عقبه تا به مرآب و کوه سینا امتداد داشت.<ref>قاموس الكتاب المقدس، نويسنده : مجمع الكنائس الشرقية، بیروت، مكتبة المشغل، چاپ ششم، ۱۹۸۱م، ص۸۵۰.</ref> به قول بعضی، مدیان از شبه جزیره سینا تا فرات امتداد داشت.<ref>قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوازدهم، ۱۳۷۶، ج۶، ص۲۴۵.</ref>


نظرهای مختلفی در مورد این مکان وجود دارد. به عنوان مثال در کتاب «مراصد الاطلاع» آمده: مدین کنار دریای قلزم روبروی تبوک و از تبوک تا دریا، شش منزل فاصله بود. بعضی گفته‌اند: این شهر در هشت منزلی مصر بوده و از قلمرو فرعونیان خارج بوده است.<ref>طباطبائی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳، ج۱۶، ص۳۴.</ref> و همچنین [[فخر رازی]] و [[طبرسی]] گفته‌اند: مدین نام یکی از فرزندان [[حضرت ابراهیم(ع)]] بود و چون فرزندان حضرت ابراهیم(ع)، در سرزمینی در طریق شام سکونت داشتند به نام مدین معروف شد.<ref>به نقل از مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۳، ج۶، ص۲۵۰.</ref> و بعضی از جغرافی‌دانان نام مدین را بر مردی اطلاق کردند که میان خلیج عقبه تا کوه سینا زندگی می‌کردند که شهری است در جنوب غربی اردن، در شرق خلیج عقبه.<ref>همان، ج۹، ص۲۰۰.</ref> در قاموس کتاب مقدس نام آن را مدیان گفته‌اند و نقل کرده‌اند که زمین مدیان از خلیج عقبه تا به مرآب و کوه سینا امتداد داشت و به قول بعضی از شبه جزیره سینا تا فرات امتداد داشت.<ref>قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوازدهم، ۱۳۷۶، ج۷، ۶، ۵، ص۲۴۴.</ref>
طبق آیه ۲۵ سوره قصص، مدین جزء مصر نبود چون زمانی که حضرت [[موسی کلیم الله|موسی]](ع) از مصر به مدینه رفت حضرت شعیب(ع) به موسی(ع) گفت: {{قرآن|ترجمه=مترس، از قوم ستمکاران خلاص شدی}} برخی نوشته‌اند: این شهر در شرق عقبه بوده است و نام آن شهر اکنون معان است که مرکز یکی از استان‌های اردن است و شاید «معان» همان «مدین» سابق باشد.<ref>بلاغى، صدرالدين، قصص قرآن، تهران، امير كبير، چاپ هیجدهم، ۱۳۸۱ش، ص۴۰۷.</ref>
 
طبق سوره قصص آیه ۲۵ مدین جزء مصر نبوده چون زمانی که [[حضرت موسی(ع)]] از مصر به مدینه رفت حضرت شعیب(ع) به موسی(ع) گفت: {{قرآن|ترجمه=مترس، از قوم ستمکاران خلاص شدی}} و در فرهنگ قصص قرآن نیز آمده است: «این شهر در شرق عقبه بوده است و نام آن شهر اکنون معان است که مرکز یکی از استان‌های اردن است و شاید «معان» همان «مدین» سابق باشد.<ref>همان.</ref>




{{مطالعه بیشتر}}
{{مطالعه بیشتر}}


== مطالعه بیشتر ==
==منابع==
۱. قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، ج۷.
 
۲. تفسیر نمونه، ج۱۶.
 
۳. تفسیر المیزان، ج۱۶، مراجعه شود.
 
 
 
== منابع ==
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
{{شاخه
{{شاخه
  | شاخه اصلی = علوم و معارف قرآن
  | شاخه اصلی = علوم و معارف قرآن
|شاخه فرعی۱ = داستان در قرآن
| شاخه فرعی۱ = داستان‌های قرآنی
|شاخه فرعی۲ = داستان ملت‌ها
| شاخه فرعی۲ = داستان امت‌ها در قرآن
|شاخه فرعی۳ =
| شاخه فرعی۳ =
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
خط ۴۱: خط ۳۰:
  | تغییر مسیر =
  | تغییر مسیر =
  | ارجاعات =
  | ارجاعات =
| بازبینی نویسنده =
  | بازبینی =
  | بازبینی =
  | تکمیل =
  | تکمیل =
خط ۴۷: خط ۳۷:
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}
<references />
{{#seo:
|title=مدین کجاست ؟ - محل زندگی اصحاب مدین - ویکی پاسخ
|title_mode=Replaced Title
|keywords=مدین
|description=اصحاب مدین چه کسانی بودند و در کجا زندگی می‌کردند؟ این مطلب، محل دقیق مدین از نظر قرآن، تاریخ و جغرافیا را بررسی کرده و دیدگاه‌های مختلف درباره جایگاه امروزین آن را توضیح می‌دهد.
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۴۰

سؤال

اصحاب مدین (که در قرآن به آن اشاره شده) در کجا ساکن بوده‌اند؟

کلمه «مدین» در قرآن در ده مورد آمده است.[۱] حضرت شعیب(ع) پیامبر منطقه مدین بود و مردم آنجا از فرزندان حضرت اسماعیل(ع) بودند که با کشور مصر، لبنان و فلسطین به تجارت مشغول بودند.[۲] میان آن‌ها بت پرستی، تقلب و کم‌فروشی رایج بود و چون شعیب(ع) را نپذیرفتند، بر اثر صیحه آسمانی در خانه‌های خود مردند.[۳]

برخی مدین را کنار دریای قلزم روبه‌روی تبوک می‌دانند. بعضی گفته‌اند: این شهر در هشت منزلی مصر بود و از قلمرو فرعونیان خارج بوده است.[۴] فخر رازی مدین را نام یکی از فرزندان حضرت ابراهیم(ع) دانسته است که چون فرزندان حضرت ابراهیم(ع)، در سرزمینی در طریق شام سکونت داشتند، به نام مدین معروف شد.[۵] بعضی از جغرافی‌دانان نام مدین را بر مردی اطلاق کردند که میان خلیج عقبه تا کوه سینا زندگی می‌کردند که شهری است در جنوب غربی اردن، در شرق خلیج عقبه.[۶] قاموس کتاب مقدس نام آن را مدیان گفته‌ است که زمین مدیان از خلیج عقبه تا به مرآب و کوه سینا امتداد داشت.[۷] به قول بعضی، مدیان از شبه جزیره سینا تا فرات امتداد داشت.[۸]

طبق آیه ۲۵ سوره قصص، مدین جزء مصر نبود چون زمانی که حضرت موسی(ع) از مصر به مدینه رفت حضرت شعیب(ع) به موسی(ع) گفت: ﴿مترس، از قوم ستمکاران خلاص شدی﴾ برخی نوشته‌اند: این شهر در شرق عقبه بوده است و نام آن شهر اکنون معان است که مرکز یکی از استان‌های اردن است و شاید «معان» همان «مدین» سابق باشد.[۹]



منابع

  1. ↑ سوره اعراف آیه ۸۵، سوره توبه آیه ۷۰، سوره هود آیه ۸۴ و ۹۵، سوره طه آیه ۴۰، سوره حج آیه ۴۴، سوره قصص آیه‌های ۲۲ و ۲۳ و ۴۵، سوره عنکبوت آیه ۳۶.
  2. ↑ شریعتمداری، جعفر، شرح و تفسیر لغات قرآن براساس تفسیر نمونه، مشهد، قدس رضوی، ۱۳۷۷، ج۴، ص۲۶۵.
  3. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۳ش، ج۹، ص۲۰۰.
  4. ↑ طباطبائی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: محمد باقر موسوی همدانی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳، ج۱۶، ص۳۴.
  5. ↑ فخر رازى، محمد بن عمر، التفسير الكبير (مفاتيح الغيب)، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق، ج۱۴، ص۳۱۳.
  6. ↑ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۹، ص۲۰۰.
  7. ↑ قاموس الكتاب المقدس، نويسنده : مجمع الكنائس الشرقية، بیروت، مكتبة المشغل، چاپ ششم، ۱۹۸۱م، ص۸۵۰.
  8. ↑ قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوازدهم، ۱۳۷۶، ج۶، ص۲۴۵.
  9. ↑ بلاغى، صدرالدين، قصص قرآن، تهران، امير كبير، چاپ هیجدهم، ۱۳۸۱ش، ص۴۰۷.