پرش به محتوا

اصلاح زبان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی پاسخ
A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۰ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|کاربر=A.rezapour }}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
اصلاح زبان در متون دینی چه جایگاهی دارد؟
اصلاح زبان در متون دینی چه جایگاهی دارد؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
'''{{پاسخ}}'''
{{پاسخ}}


'''اصلاح زبان''' ....
'''اصلاح زبان''' در متون دینی جایگاه و اهمیت فراوانی دارد و آن را مهم‌ترین راه خودسازی در اخلاق دانسته‌اند. عالمان اخلاق اصلاح زبان را نشانه تکامل روح و تقویت فضایل اخلاقی دانسته‌اند. اهمیت سکوت در روایات اسلامی بازتاب بسیار گسترده‌ای دارد و آثار و ثمراتی برای آن تشریح شده است و یکی از راه‌های ازبین بردن آفات زبان شمرده‌اند. در حدیثی از [[امام علی(ع)]] آمده است: «بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست و زبان تو سالم بمانند!»
 
[[فحاشی|بدزبانی]] و دشنام، [[تهمت]]، دروغ، خودستایی، [[غیبت]]، [[استهزاء]]، سخن‌چینی و شوخی‌های رکیک از جمله آفات و گناهان زبان بیان شده‌اند.


== اهمیت ==
== اهمیت ==
در بسيارى از روايات درباره اصلاح زبان و اهمّيّت فوق‌العاده‌اى براى هر دو بيان گرديده است، و از نظر علماى اخلاق نيز اين دو داراى اهمّيّت ويژه‌اى هستند، تا آنجا كه آنها معتقدند سالكان راه حق بدون رعايت سكوت و بدون حفظ زبان از انواع گناهانى كه به آن آلوده مى‌شوند به جائى نمى‌رسند، هرچند در رياضتهاى بدنى و روحانى و انجام انواع عبادات كوشا باشند.ج۱، ص۲۹۸.
در بسیاری از روایات درباره اصلاح زبان و اهمیت فوق‌العاده‌ای سخن گفته شده است و از نظر علمای اخلاق نیز این دارای اهمیت ویژه‌ای است؛ تا آنجا که آنها معتقدند سالکان راه حق بدون رعایت سکوت و بدون حفظ زبان از انواع گناهانی که به آن آلوده می‌شوند به جائی نمی‌رسند، هرچند در ریاضتهای بدنی و روحانی و انجام انواع عبادات کوشا باشند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۹۸.</ref> علمای اخلاق اصلاح آن را نشانه تکامل روح و تقویت فضائل و ملکات برجسته اخلاقی می‌دانند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، زندگی در پرتو اخلاق، قم، سرور، ۱۳۸۶ش، ص۷۱.</ref>


زبان در عين اين كه يكى از بزرگترين نعمتهاى پروردگار است تا چه اندازه خطرناك مى‌تواند باشد تا آنجا كه سرچشمه گناهان بى‌شمار مى‌گردد، و خرمن سعادت انسان را به آتش مى‌كشد.ص۳۱۸.
زبان در عین این که یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های پروردگار است، می‌تواند سرچشمه گناهان بی‌شماری گردد، و سعادت انسان را نابود سازد.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۱۸.</ref> گفته شده اگر انسان پیش از آن که شروع به سخن گفتن کند در محتوا و انگیزه و نتیجه سخنان خود کمی بیندیشد، بسیاری از لغزشهای زبان و گناهان، از او دور می‌شود.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۲۰.</ref> گفته شده آلودگی زبان به انواع گناهان و سخنان لغو و بیهوده، قلب را تاریک و روح را تهی از معنویت می‌کند. اصلاح زبان را مهم‌ترین گام در راه خودسازی دانسته‌اند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۵۸۷.</ref>


اگر انسان پيش از آن كه شروع به سخن گفتن كند در محتوا و انگيزه و نتيجه سخنان خود كمى بينديشد، بسيارى از لغزشهاى زبان و گناهان، از او دور مى‌شود. آرى! بى‌مطالعه سخن گفتن است كه انسان را در انواع گناهان كه از اين عضو مخصوص سرچشمه مى‌گيرد، غوطه‌ور مى‌سازد!ص..۳۲۰.<ref>مكارم شيرازى، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، قم، ۱۳۷۷ش، </ref>
قرآن مجید در یک تعبیر می‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید تا خدا اعمال شما را اصلاح کند». (سوره احزاب، آیات ۷۰ و ۷۱.) بنابر این رابطه لازم و ملزوم بودن اصلاح زبان و اصلاح قلب و اصلاح ایمان، یک رابطه روشنی است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۵۸۷.</ref>


== جایگاه سکوت در اصلاح زبان ==
== جایگاه سکوت در اصلاح زبان ==
اهمّيّت «صَمْت» (سكوت) در روايات اسلامى بازتاب بسيار گسترده‌اى دارد، و نكته‌هاى دقيق و ظريفى درباره آن بيان شده، و آثار و ثمرات آن با تعبيرات جالبى‌ تشريح شده است، كه به بخشى از آن ذيلًا اشاره مى‌شود. در زمينه تأثير سكوت در تعميق تفكّر و استوارى عقل، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: هنگامى كه مؤمن را خاموش ببينيد به او نزديك شويد كه دانش و حكمت به شما القا مى‌كند، و مؤمن كمتر سخن مى‌گويد و بسيار عمل مى‌كند، و منافق بسيار سخن مى‌گويد و كمتر عمل مى‌كند.»  
سکوت در تهذیب نفوس و اخلاق، اثر زیادی دارد و یکی از طرق اساسی برای پیشگیری از آفات زبان است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۰۷.</ref> اهمیت صَمْت (سکوت) در روایات اسلامی بازتاب بسیار گسترده‌ای دارد و آثار و ثمراتی برای آن تشریح شده است. در زمینه تأثیر سکوت در تعمیق تفکّر و استواری عقل، از [[پیامبر(ص)]] نقل شده است: «هنگامی که مؤمن را خاموش ببینید به او نزدیک شوید که دانش و حکمت به شما القا می‌کند، و مؤمن کمتر سخن می‌گوید و بسیار عمل می‌کند، و منافق بسیار سخن می‌گوید و کمتر عمل می‌کند.» در حدیث دیگری در همین زمینه از [[امام صادق(ع)]] آمده است: «نشانه عاقل فکر کردن و نشانه فکر کردن، سکوت نمودن است.» در حدیث دیگری از [[امام علی(ع)]] آمده است: «بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست و زبان تو سالم بمانند!»<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۰۲.</ref>


در حديث ديگرى در همين زمينه از امام صادق عليه السلام مى‌خوانيم كه فرمود: نشانه عاقل فكر كردن و نشانه فكر كردن، سكوت نمودن است.» در حديث ديگرى از امام اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است: بسيار خاموشى برگزين تا فكرت زياد شود، و عقلت نورانى گردد، و مردم از دست (و زبان) تو سالم بمانند!»ص۳۰۲.
گفته شده مراد از سکوت، سکوت مطلق نیست زیرا بسیاری از مسائل مهم زندگی اعم از معنوی و مادّی و اطاعات و عبادات و نشر علوم و فضائل و اصلاح در میان مردم، از طریق سخن گفتن است. بلکه منظور قِلّةُ الکلام (کم سخن گفتن) یا به تعبیر دیگر، خاموشی، در برابر سخنان فساد انگیز یا مشکوک و بی محتوا و مانند آن است. به همین دلیل، در حدیثی از امام علی(ع) آمده است: «کسی که سخن بسیار بگوید خطا و لغزش او فراوان می‌شود؛ و کسی که خطا و لغزشش فراوان گردد، حیاء او کم می‌شود؛ و کسی که حیائش کم شود، پرهیزگاری‌اش کم می‌شود؛ و کسی که ورعش کم شود، قلبش می‌میرد؛ و کسی که قلبش بمیرد، داخل آتش دوزخ می‌شود!»<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۲۰.</ref>
 
يعنى اهمّيّت سكوت و صمت و تأثير آن در تهذيب نفوس و اخلاق گذشت، در واقع يكى از طرق اساسى براى پيشگيرى از آفات زبان است.ص۳۰۷.<ref>مكارم شيرازى، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، قم، ۱۳۷۷ش،</ref>
 
مراد از سكوت، سكوت مطلق نيست- زيرا بسيارى از مسائل مهمّ زندگى اعم از معنوى و مادّى و اطاعات و عبادات و نشر علوم و فضائل و اصلاح در ميان مردم، از طريق سخن گفتن است- بلكه منظور از قِلّةُ الكلام‌ (كم سخن گفتن) يا به تعبير ديگر، خاموشى، در برابر سخنان فساد انگيز يا مشكوك و بى محتوا و مانند آن است. به همين دليل، در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌خوانيم: كسى كه سخن بسيار بگويد خطا و لغزش او فراوان مى‌شود؛ و كسى كه خطا و لغزشش فراوان گردد، حياء او كم مى‌شود؛ و كسى كه حيائش كم شود، پرهيزگارى‌اش كم مى‌شود؛ و كسى كه ورعش كم شود، قلبش مى‌ميرد؛ و كسى كه قلبش بميرد، داخل آتش دوزخ مى‌شود!»
(نخست انديشه كردن سپس گفتار).ص۳۲۰.


== آفات زبان ==
== آفات زبان ==
محقّق بزرگوار مرحوم «فيض كاشانى» در كتاب «المحجّة البيضاء»، و «غزالى» در «احياء العلوم» بحث بسيار مشروحى تحت عنوان گناهان زبان ذكر كرده‌اند، از جمله غزالى بيست نوع انحراف و آفت براى زبان شمرده؛ به اين ترتيب:
برای زبان انحرافات و آفات زیادی برشمرده‌اند. [[فیض کاشانی]] در کتاب المحجّة البیضاء، و [[غزالی]] در احیاء العلوم بحث بسیار مشروحی تحت عنوان گناهان زبان ذکر کرده‌اند. عالمان دینی به آفات زبان از جمله به این موارد اشاره کرده‌اند:
 
{{ستون|۲}}
1- گفتگو كردن در امورى كه به انسان مربوط نيست (و در سرنوشت او اثر مادّى و معنوى ندارد).
* گفتگو کردن در اموری که به انسان مربوط نیست (و در سرنوشت او اثر مادّی و معنوی ندارد).
 
* بیهوده گویی و پرحرفی
2- بيهوده گويى و پرحرفى‌
* گفتگو در امور گناه آلود مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده
 
* جدال و مراء (منظور از «جدال» جرّو بحث‌هایی‌است که برای تحقیر دیگران انجام می‌شود، و «مراء» به معنی بحثهایی است که به عنوان اظهار فضل و برتری جویی است)
3- گفتگو در امور گناه آلود مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده‌
* خصومت و نزاع و لجاج در کلام
 
* تکلّف در سخن گفتن و تصنّع در سجع و قافیه پردازی و مانند آن
4- جدال و مراء (منظور از «جدال» جرّو بحث‌هايى‌است كه براى تحقير ديگران انجام مى‌شود، و «مراء» به معنى بحثهايى است كه به عنوان اظهار فضل و برترى جويى است.)
* بد زبانی و دشنام
 
* لعن کسی که مستحقّ لعن نیست
5- خصومت و نزاع و لجاج در كلام‌
* غنا و اشعار (منظور اشعاری است که محتوای باطل دارد یا با آهنگ لهوی خوانده می‌شود)
 
* مزاح و شوخی‌های رکیک و زشت
6- تكلّف در سخن گفتن و تصنّع در سجع و قافيه پردازى و مانند آن‌
* سخریّه و استهزای دیگران
 
* فاش کردن اسرار مردم
7- بد زبانى و دشنام‌
* وعده‌های دروغین
 
* دروغ و خبرهای خلاف گفتن.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۶.</ref>
8- لعن كسى كه مستحقّ لعن نيست‌
* غیبت کردن
 
* سخن چینی (حرف این را برای آن بردن و میان دو نفر یا دو گروه نفاق و آشوب بپا کردن)
9- غنا و اشعار (منظور اشعارى است كه محتواى باطل دارد يا با آهنگ لهوى خوانده مى‌شود.)
* نفاق در سخن (که در تعبیرات عربی به چنین کسان ذوللِّسانین گفته می‌شود؛ مثلًا، در پیش رو چیزی بگوید و در پشت سر چیز دیگر)
 
* مدح نا به جا و ستایش از کسانی که شایسته ستایش نیستند
10- مزاح و شوخى‌هاى ركيك و زشت‌
* نسنجیده و بی‌مطالعه سخن گفتن که غالباً توأم با خطاها و خلافها است
 
* سؤال از مسائل پیچیده‌ای که درک آن خارج از توان فکری سؤال کننده است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۷.</ref>
11- سخريّه و استهزاى ديگران‌
* تهمت زدن
 
* شهادت به باطل
12- فاش كردن اسرار مردم‌
* خودستایی
 
* نشر شایعات بی‌اساس و اکاذیب، و اشاعه فحشاء، هرچند به عنوان ذکر احتمال باشد.
13- وعده‌هاى دروغين‌
* خشونت در سخن و بی‌ادبی در کلام
 
* اصرار بی جا (مانند اصرار بنی‌اسرائیل در مورد گاوی که مأمور به ذبح آن بودند)
14- دروغ و خبرهاى خلاف گفتن‌.ص۳۱۶.
* ایذاء دیگران با گفتار، و به اصطلاح نیش زبان زدن
 
* مذمّت کسی که سزاوار مذمّت نیست
15- غيبت كردن‌
* کفران و ناسپاسی با زبان
 
* تبلیغ باطل و تشویق بر گناه و امر به منکر و نهی از معروف.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۸.</ref>
16- سخن چينى (حرف اين را براى آن بردن و ميان دو نفر يا دو گروه نفاق و آشوب بپا كردن.)
{{پایان}}
 
17- نفاق در سخن (كه در تعبيرات عربى به چنين كسان ذوللِّسانين گفته مى‌شود؛ مثلًا، در پيش رو چيزى بگويد و در پشت سر چيز ديگر.)
 
18- مدح نا به جا و ستايش از كسانى كه شايسته ستايش نيستند
 
19- نسنجيده و بى‌مطالعه سخن گفتن كه غالباً توأم با خطاها و خلافها است‌
 
20- سؤال از مسائل پيچيده‌اى كه درك آن خارج از توان فكرى سؤال كننده است‌.ص۳۱۷.
 
1- تهمت زدن‌
 
2- شهادت به باطل‌
 
3- خودستايى‌
 
4- نشر شايعات بى‌اساس و اكاذيب، و اشاعه فحشاء، هرچند به عنوان ذكر احتمال باشد.
 
5- خشونت در سخن و بى ادبى در كلام‌
 
6- اصرار بى جا (مانند اصرار بنى‌اسرائيل در مورد گاوى كه مأمور به ذبح آن بودند.)
 
7- ايذاء ديگران با گفتار، و به اصطلاح نيش زبان زدن‌
 
8- مذمّت كسى كه سزاوار مذمّت نيست‌
 
9- كفران و ناسپاسى با زبان‌
 
10- تبليغ باطل و تشويق بر گناه و امر به منكر و نهى از معروف‌ ص.۳۱۸.<ref>مكارم شيرازى، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، قم، ۱۳۷۷ش،</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
{{شاخه
{{شاخه
  | شاخه اصلی =
  | شاخه اصلی =اخلاق
| شاخه فرعی۱ =
| شاخه فرعی۱ =تهذیب نفس
| شاخه فرعی۲ =
| شاخه فرعی۲ =
| شاخه فرعی۳ =
| شاخه فرعی۳ =
خط ۱۰۳: خط ۷۱:
  | ناوبری =
  | ناوبری =
  | نمایه =شد
  | نمایه =شد
  | تغییر مسیر =
  | تغییر مسیر =شد
  | ارجاعات =
  | ارجاعات =
  | بازبینی نویسنده =
  | بازبینی نویسنده =

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۱۶

سؤال

اصلاح زبان در متون دینی چه جایگاهی دارد؟


اصلاح زبان در متون دینی جایگاه و اهمیت فراوانی دارد و آن را مهم‌ترین راه خودسازی در اخلاق دانسته‌اند. عالمان اخلاق اصلاح زبان را نشانه تکامل روح و تقویت فضایل اخلاقی دانسته‌اند. اهمیت سکوت در روایات اسلامی بازتاب بسیار گسترده‌ای دارد و آثار و ثمراتی برای آن تشریح شده است و یکی از راه‌های ازبین بردن آفات زبان شمرده‌اند. در حدیثی از امام علی(ع) آمده است: «بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست و زبان تو سالم بمانند!»

بدزبانی و دشنام، تهمت، دروغ، خودستایی، غیبت، استهزاء، سخن‌چینی و شوخی‌های رکیک از جمله آفات و گناهان زبان بیان شده‌اند.

اهمیت

در بسیاری از روایات درباره اصلاح زبان و اهمیت فوق‌العاده‌ای سخن گفته شده است و از نظر علمای اخلاق نیز این دارای اهمیت ویژه‌ای است؛ تا آنجا که آنها معتقدند سالکان راه حق بدون رعایت سکوت و بدون حفظ زبان از انواع گناهانی که به آن آلوده می‌شوند به جائی نمی‌رسند، هرچند در ریاضتهای بدنی و روحانی و انجام انواع عبادات کوشا باشند.[۱] علمای اخلاق اصلاح آن را نشانه تکامل روح و تقویت فضائل و ملکات برجسته اخلاقی می‌دانند.[۲]

زبان در عین این که یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های پروردگار است، می‌تواند سرچشمه گناهان بی‌شماری گردد، و سعادت انسان را نابود سازد.[۳] گفته شده اگر انسان پیش از آن که شروع به سخن گفتن کند در محتوا و انگیزه و نتیجه سخنان خود کمی بیندیشد، بسیاری از لغزشهای زبان و گناهان، از او دور می‌شود.[۴] گفته شده آلودگی زبان به انواع گناهان و سخنان لغو و بیهوده، قلب را تاریک و روح را تهی از معنویت می‌کند. اصلاح زبان را مهم‌ترین گام در راه خودسازی دانسته‌اند.[۵]

قرآن مجید در یک تعبیر می‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید تا خدا اعمال شما را اصلاح کند». (سوره احزاب، آیات ۷۰ و ۷۱.) بنابر این رابطه لازم و ملزوم بودن اصلاح زبان و اصلاح قلب و اصلاح ایمان، یک رابطه روشنی است.[۶]

جایگاه سکوت در اصلاح زبان

سکوت در تهذیب نفوس و اخلاق، اثر زیادی دارد و یکی از طرق اساسی برای پیشگیری از آفات زبان است.[۷] اهمیت صَمْت (سکوت) در روایات اسلامی بازتاب بسیار گسترده‌ای دارد و آثار و ثمراتی برای آن تشریح شده است. در زمینه تأثیر سکوت در تعمیق تفکّر و استواری عقل، از پیامبر(ص) نقل شده است: «هنگامی که مؤمن را خاموش ببینید به او نزدیک شوید که دانش و حکمت به شما القا می‌کند، و مؤمن کمتر سخن می‌گوید و بسیار عمل می‌کند، و منافق بسیار سخن می‌گوید و کمتر عمل می‌کند.» در حدیث دیگری در همین زمینه از امام صادق(ع) آمده است: «نشانه عاقل فکر کردن و نشانه فکر کردن، سکوت نمودن است.» در حدیث دیگری از امام علی(ع) آمده است: «بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست و زبان تو سالم بمانند!»[۸]

گفته شده مراد از سکوت، سکوت مطلق نیست زیرا بسیاری از مسائل مهم زندگی اعم از معنوی و مادّی و اطاعات و عبادات و نشر علوم و فضائل و اصلاح در میان مردم، از طریق سخن گفتن است. بلکه منظور قِلّةُ الکلام (کم سخن گفتن) یا به تعبیر دیگر، خاموشی، در برابر سخنان فساد انگیز یا مشکوک و بی محتوا و مانند آن است. به همین دلیل، در حدیثی از امام علی(ع) آمده است: «کسی که سخن بسیار بگوید خطا و لغزش او فراوان می‌شود؛ و کسی که خطا و لغزشش فراوان گردد، حیاء او کم می‌شود؛ و کسی که حیائش کم شود، پرهیزگاری‌اش کم می‌شود؛ و کسی که ورعش کم شود، قلبش می‌میرد؛ و کسی که قلبش بمیرد، داخل آتش دوزخ می‌شود!»[۹]

آفات زبان

برای زبان انحرافات و آفات زیادی برشمرده‌اند. فیض کاشانی در کتاب المحجّة البیضاء، و غزالی در احیاء العلوم بحث بسیار مشروحی تحت عنوان گناهان زبان ذکر کرده‌اند. عالمان دینی به آفات زبان از جمله به این موارد اشاره کرده‌اند:

  • گفتگو کردن در اموری که به انسان مربوط نیست (و در سرنوشت او اثر مادّی و معنوی ندارد).
  • بیهوده گویی و پرحرفی
  • گفتگو در امور گناه آلود مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده
  • جدال و مراء (منظور از «جدال» جرّو بحث‌هایی‌است که برای تحقیر دیگران انجام می‌شود، و «مراء» به معنی بحثهایی است که به عنوان اظهار فضل و برتری جویی است)
  • خصومت و نزاع و لجاج در کلام
  • تکلّف در سخن گفتن و تصنّع در سجع و قافیه پردازی و مانند آن
  • بد زبانی و دشنام
  • لعن کسی که مستحقّ لعن نیست
  • غنا و اشعار (منظور اشعاری است که محتوای باطل دارد یا با آهنگ لهوی خوانده می‌شود)
  • مزاح و شوخی‌های رکیک و زشت
  • سخریّه و استهزای دیگران
  • فاش کردن اسرار مردم
  • وعده‌های دروغین
  • دروغ و خبرهای خلاف گفتن.[۱۰]
  • غیبت کردن
  • سخن چینی (حرف این را برای آن بردن و میان دو نفر یا دو گروه نفاق و آشوب بپا کردن)
  • نفاق در سخن (که در تعبیرات عربی به چنین کسان ذوللِّسانین گفته می‌شود؛ مثلًا، در پیش رو چیزی بگوید و در پشت سر چیز دیگر)
  • مدح نا به جا و ستایش از کسانی که شایسته ستایش نیستند
  • نسنجیده و بی‌مطالعه سخن گفتن که غالباً توأم با خطاها و خلافها است
  • سؤال از مسائل پیچیده‌ای که درک آن خارج از توان فکری سؤال کننده است.[۱۱]
  • تهمت زدن
  • شهادت به باطل
  • خودستایی
  • نشر شایعات بی‌اساس و اکاذیب، و اشاعه فحشاء، هرچند به عنوان ذکر احتمال باشد.
  • خشونت در سخن و بی‌ادبی در کلام
  • اصرار بی جا (مانند اصرار بنی‌اسرائیل در مورد گاوی که مأمور به ذبح آن بودند)
  • ایذاء دیگران با گفتار، و به اصطلاح نیش زبان زدن
  • مذمّت کسی که سزاوار مذمّت نیست
  • کفران و ناسپاسی با زبان
  • تبلیغ باطل و تشویق بر گناه و امر به منکر و نهی از معروف.[۱۲]


منابع

  1. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۹۸.
  2. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، زندگی در پرتو اخلاق، قم، سرور، ۱۳۸۶ش، ص۷۱.
  3. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۱۸.
  4. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۲۰.
  5. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۵۸۷.
  6. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۵۸۷.
  7. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۰۷.
  8. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۰۲.
  9. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۲۰.
  10. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۶.
  11. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۷.
  12. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۸.