پرش به محتوا

اصلاح زبان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی پاسخ
A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «{{در دست ویرایش|کاربر=A.rezapour }} {{شروع متن}} {{سوال}} اصلاح زبان در متون دینی چه جایگاهی دارد؟ {{پایان سوال}} {{پاسخ}} ... == منابع == {{پانویس|۲}} {{شاخه | شاخه اصلی = | شاخه فرعی۱ = | شاخه فرعی۲ = | شاخه فرعی۳ = }} {{تکمیل مقاله | شناسه = شد | تیترها = شد | ویرایش = شد |...» ایجاد کرد
 
A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|کاربر=A.rezapour }}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
خط ۵: خط ۴:
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
...
 
'''اصلاح زبان''' در متون دینی جایگاه و اهمیت فراوانی دارد و آن را مهم‌ترین راه خودسازی در اخلاق دانسته‌اند. عالمان اخلاق اصلاح زبان را نشانه تکامل روح و تقویت فضایل اخلاقی دانسته‌اند. اهمیت سکوت در روایات اسلامی بازتاب بسیار گسترده‌ای دارد و آثار و ثمراتی برای آن تشریح شده است و یکی از راه‌های ازبین بردن آفات زبان شمرده‌اند. در حدیثی از [[امام علی(ع)]] آمده است: «بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست و زبان تو سالم بمانند!»
 
[[فحاشی|بدزبانی]] و دشنام، [[تهمت]]، دروغ، خودستایی، [[غیبت]]، [[استهزاء]]، سخن‌چینی و شوخی‌های رکیک از جمله آفات و گناهان زبان بیان شده‌اند.
 
== اهمیت ==
در بسیاری از روایات درباره اصلاح زبان و اهمیت فوق‌العاده‌ای سخن گفته شده است و از نظر علمای اخلاق نیز این دارای اهمیت ویژه‌ای است؛ تا آنجا که آنها معتقدند سالکان راه حق بدون رعایت سکوت و بدون حفظ زبان از انواع گناهانی که به آن آلوده می‌شوند به جائی نمی‌رسند، هرچند در ریاضتهای بدنی و روحانی و انجام انواع عبادات کوشا باشند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۹۸.</ref> علمای اخلاق اصلاح آن را نشانه تکامل روح و تقویت فضائل و ملکات برجسته اخلاقی می‌دانند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، زندگی در پرتو اخلاق، قم، سرور، ۱۳۸۶ش، ص۷۱.</ref>
 
زبان در عین این که یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های پروردگار است، می‌تواند سرچشمه گناهان بی‌شماری گردد، و سعادت انسان را نابود سازد.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۱۸.</ref> گفته شده اگر انسان پیش از آن که شروع به سخن گفتن کند در محتوا و انگیزه و نتیجه سخنان خود کمی بیندیشد، بسیاری از لغزشهای زبان و گناهان، از او دور می‌شود.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۲۰.</ref> گفته شده آلودگی زبان به انواع گناهان و سخنان لغو و بیهوده، قلب را تاریک و روح را تهی از معنویت می‌کند. اصلاح زبان را مهم‌ترین گام در راه خودسازی دانسته‌اند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۵۸۷.</ref>
 
قرآن مجید در یک تعبیر می‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید تا خدا اعمال شما را اصلاح کند». (سوره احزاب، آیات ۷۰ و ۷۱.) بنابر این رابطه لازم و ملزوم بودن اصلاح زبان و اصلاح قلب و اصلاح ایمان، یک رابطه روشنی است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۵۸۷.</ref>
 
== جایگاه سکوت در اصلاح زبان ==
سکوت در تهذیب نفوس و اخلاق، اثر زیادی دارد و یکی از طرق اساسی برای پیشگیری از آفات زبان است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۰۷.</ref> اهمیت صَمْت (سکوت) در روایات اسلامی بازتاب بسیار گسترده‌ای دارد و آثار و ثمراتی برای آن تشریح شده است. در زمینه تأثیر سکوت در تعمیق تفکّر و استواری عقل، از [[پیامبر(ص)]] نقل شده است: «هنگامی که مؤمن را خاموش ببینید به او نزدیک شوید که دانش و حکمت به شما القا می‌کند، و مؤمن کمتر سخن می‌گوید و بسیار عمل می‌کند، و منافق بسیار سخن می‌گوید و کمتر عمل می‌کند.» در حدیث دیگری در همین زمینه از [[امام صادق(ع)]] آمده است: «نشانه عاقل فکر کردن و نشانه فکر کردن، سکوت نمودن است.» در حدیث دیگری از [[امام علی(ع)]] آمده است: «بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست و زبان تو سالم بمانند!»<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۰۲.</ref>
 
گفته شده مراد از سکوت، سکوت مطلق نیست زیرا بسیاری از مسائل مهم زندگی اعم از معنوی و مادّی و اطاعات و عبادات و نشر علوم و فضائل و اصلاح در میان مردم، از طریق سخن گفتن است. بلکه منظور قِلّةُ الکلام (کم سخن گفتن) یا به تعبیر دیگر، خاموشی، در برابر سخنان فساد انگیز یا مشکوک و بی محتوا و مانند آن است. به همین دلیل، در حدیثی از امام علی(ع) آمده است: «کسی که سخن بسیار بگوید خطا و لغزش او فراوان می‌شود؛ و کسی که خطا و لغزشش فراوان گردد، حیاء او کم می‌شود؛ و کسی که حیائش کم شود، پرهیزگاری‌اش کم می‌شود؛ و کسی که ورعش کم شود، قلبش می‌میرد؛ و کسی که قلبش بمیرد، داخل آتش دوزخ می‌شود!»<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۲۰.</ref>
 
== آفات زبان ==
برای زبان انحرافات و آفات زیادی برشمرده‌اند. [[فیض کاشانی]] در کتاب المحجّة البیضاء، و [[غزالی]] در احیاء العلوم بحث بسیار مشروحی تحت عنوان گناهان زبان ذکر کرده‌اند. عالمان دینی به آفات زبان از جمله به این موارد اشاره کرده‌اند:
{{ستون|۲}}
* گفتگو کردن در اموری که به انسان مربوط نیست (و در سرنوشت او اثر مادّی و معنوی ندارد).
* بیهوده گویی و پرحرفی
* گفتگو در امور گناه آلود مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده
* جدال و مراء (منظور از «جدال» جرّو بحث‌هایی‌است که برای تحقیر دیگران انجام می‌شود، و «مراء» به معنی بحثهایی است که به عنوان اظهار فضل و برتری جویی است)
* خصومت و نزاع و لجاج در کلام
* تکلّف در سخن گفتن و تصنّع در سجع و قافیه پردازی و مانند آن
* بد زبانی و دشنام
* لعن کسی که مستحقّ لعن نیست
* غنا و اشعار (منظور اشعاری است که محتوای باطل دارد یا با آهنگ لهوی خوانده می‌شود)
* مزاح و شوخی‌های رکیک و زشت
* سخریّه و استهزای دیگران
* فاش کردن اسرار مردم
* وعده‌های دروغین
* دروغ و خبرهای خلاف گفتن.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۶.</ref>
* غیبت کردن
* سخن چینی (حرف این را برای آن بردن و میان دو نفر یا دو گروه نفاق و آشوب بپا کردن)
* نفاق در سخن (که در تعبیرات عربی به چنین کسان ذوللِّسانین گفته می‌شود؛ مثلًا، در پیش رو چیزی بگوید و در پشت سر چیز دیگر)
* مدح نا به جا و ستایش از کسانی که شایسته ستایش نیستند
* نسنجیده و بی‌مطالعه سخن گفتن که غالباً توأم با خطاها و خلافها است
* سؤال از مسائل پیچیده‌ای که درک آن خارج از توان فکری سؤال کننده است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۷.</ref>
* تهمت زدن
* شهادت به باطل
* خودستایی
* نشر شایعات بی‌اساس و اکاذیب، و اشاعه فحشاء، هرچند به عنوان ذکر احتمال باشد.
* خشونت در سخن و بی‌ادبی در کلام
* اصرار بی جا (مانند اصرار بنی‌اسرائیل در مورد گاوی که مأمور به ذبح آن بودند)
* ایذاء دیگران با گفتار، و به اصطلاح نیش زبان زدن
* مذمّت کسی که سزاوار مذمّت نیست
* کفران و ناسپاسی با زبان
* تبلیغ باطل و تشویق بر گناه و امر به منکر و نهی از معروف.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۸.</ref>
{{پایان}}
 
== منابع ==
== منابع ==
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
{{شاخه
{{شاخه
  | شاخه اصلی =
  | شاخه اصلی =اخلاق
| شاخه فرعی۱ =
| شاخه فرعی۱ =تهذیب نفس
| شاخه فرعی۲ =
| شاخه فرعی۲ =
| شاخه فرعی۳ =
| شاخه فرعی۳ =
خط ۲۱: خط ۷۱:
  | ناوبری =
  | ناوبری =
  | نمایه =شد
  | نمایه =شد
  | تغییر مسیر =
  | تغییر مسیر =شد
  | ارجاعات =
  | ارجاعات =
  | بازبینی نویسنده =
  | بازبینی نویسنده =

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۱۶

سؤال

اصلاح زبان در متون دینی چه جایگاهی دارد؟


اصلاح زبان در متون دینی جایگاه و اهمیت فراوانی دارد و آن را مهم‌ترین راه خودسازی در اخلاق دانسته‌اند. عالمان اخلاق اصلاح زبان را نشانه تکامل روح و تقویت فضایل اخلاقی دانسته‌اند. اهمیت سکوت در روایات اسلامی بازتاب بسیار گسترده‌ای دارد و آثار و ثمراتی برای آن تشریح شده است و یکی از راه‌های ازبین بردن آفات زبان شمرده‌اند. در حدیثی از امام علی(ع) آمده است: «بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست و زبان تو سالم بمانند!»

بدزبانی و دشنام، تهمت، دروغ، خودستایی، غیبت، استهزاء، سخن‌چینی و شوخی‌های رکیک از جمله آفات و گناهان زبان بیان شده‌اند.

اهمیت

در بسیاری از روایات درباره اصلاح زبان و اهمیت فوق‌العاده‌ای سخن گفته شده است و از نظر علمای اخلاق نیز این دارای اهمیت ویژه‌ای است؛ تا آنجا که آنها معتقدند سالکان راه حق بدون رعایت سکوت و بدون حفظ زبان از انواع گناهانی که به آن آلوده می‌شوند به جائی نمی‌رسند، هرچند در ریاضتهای بدنی و روحانی و انجام انواع عبادات کوشا باشند.[۱] علمای اخلاق اصلاح آن را نشانه تکامل روح و تقویت فضائل و ملکات برجسته اخلاقی می‌دانند.[۲]

زبان در عین این که یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های پروردگار است، می‌تواند سرچشمه گناهان بی‌شماری گردد، و سعادت انسان را نابود سازد.[۳] گفته شده اگر انسان پیش از آن که شروع به سخن گفتن کند در محتوا و انگیزه و نتیجه سخنان خود کمی بیندیشد، بسیاری از لغزشهای زبان و گناهان، از او دور می‌شود.[۴] گفته شده آلودگی زبان به انواع گناهان و سخنان لغو و بیهوده، قلب را تاریک و روح را تهی از معنویت می‌کند. اصلاح زبان را مهم‌ترین گام در راه خودسازی دانسته‌اند.[۵]

قرآن مجید در یک تعبیر می‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید تا خدا اعمال شما را اصلاح کند». (سوره احزاب، آیات ۷۰ و ۷۱.) بنابر این رابطه لازم و ملزوم بودن اصلاح زبان و اصلاح قلب و اصلاح ایمان، یک رابطه روشنی است.[۶]

جایگاه سکوت در اصلاح زبان

سکوت در تهذیب نفوس و اخلاق، اثر زیادی دارد و یکی از طرق اساسی برای پیشگیری از آفات زبان است.[۷] اهمیت صَمْت (سکوت) در روایات اسلامی بازتاب بسیار گسترده‌ای دارد و آثار و ثمراتی برای آن تشریح شده است. در زمینه تأثیر سکوت در تعمیق تفکّر و استواری عقل، از پیامبر(ص) نقل شده است: «هنگامی که مؤمن را خاموش ببینید به او نزدیک شوید که دانش و حکمت به شما القا می‌کند، و مؤمن کمتر سخن می‌گوید و بسیار عمل می‌کند، و منافق بسیار سخن می‌گوید و کمتر عمل می‌کند.» در حدیث دیگری در همین زمینه از امام صادق(ع) آمده است: «نشانه عاقل فکر کردن و نشانه فکر کردن، سکوت نمودن است.» در حدیث دیگری از امام علی(ع) آمده است: «بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست و زبان تو سالم بمانند!»[۸]

گفته شده مراد از سکوت، سکوت مطلق نیست زیرا بسیاری از مسائل مهم زندگی اعم از معنوی و مادّی و اطاعات و عبادات و نشر علوم و فضائل و اصلاح در میان مردم، از طریق سخن گفتن است. بلکه منظور قِلّةُ الکلام (کم سخن گفتن) یا به تعبیر دیگر، خاموشی، در برابر سخنان فساد انگیز یا مشکوک و بی محتوا و مانند آن است. به همین دلیل، در حدیثی از امام علی(ع) آمده است: «کسی که سخن بسیار بگوید خطا و لغزش او فراوان می‌شود؛ و کسی که خطا و لغزشش فراوان گردد، حیاء او کم می‌شود؛ و کسی که حیائش کم شود، پرهیزگاری‌اش کم می‌شود؛ و کسی که ورعش کم شود، قلبش می‌میرد؛ و کسی که قلبش بمیرد، داخل آتش دوزخ می‌شود!»[۹]

آفات زبان

برای زبان انحرافات و آفات زیادی برشمرده‌اند. فیض کاشانی در کتاب المحجّة البیضاء، و غزالی در احیاء العلوم بحث بسیار مشروحی تحت عنوان گناهان زبان ذکر کرده‌اند. عالمان دینی به آفات زبان از جمله به این موارد اشاره کرده‌اند:

  • گفتگو کردن در اموری که به انسان مربوط نیست (و در سرنوشت او اثر مادّی و معنوی ندارد).
  • بیهوده گویی و پرحرفی
  • گفتگو در امور گناه آلود مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده
  • جدال و مراء (منظور از «جدال» جرّو بحث‌هایی‌است که برای تحقیر دیگران انجام می‌شود، و «مراء» به معنی بحثهایی است که به عنوان اظهار فضل و برتری جویی است)
  • خصومت و نزاع و لجاج در کلام
  • تکلّف در سخن گفتن و تصنّع در سجع و قافیه پردازی و مانند آن
  • بد زبانی و دشنام
  • لعن کسی که مستحقّ لعن نیست
  • غنا و اشعار (منظور اشعاری است که محتوای باطل دارد یا با آهنگ لهوی خوانده می‌شود)
  • مزاح و شوخی‌های رکیک و زشت
  • سخریّه و استهزای دیگران
  • فاش کردن اسرار مردم
  • وعده‌های دروغین
  • دروغ و خبرهای خلاف گفتن.[۱۰]
  • غیبت کردن
  • سخن چینی (حرف این را برای آن بردن و میان دو نفر یا دو گروه نفاق و آشوب بپا کردن)
  • نفاق در سخن (که در تعبیرات عربی به چنین کسان ذوللِّسانین گفته می‌شود؛ مثلًا، در پیش رو چیزی بگوید و در پشت سر چیز دیگر)
  • مدح نا به جا و ستایش از کسانی که شایسته ستایش نیستند
  • نسنجیده و بی‌مطالعه سخن گفتن که غالباً توأم با خطاها و خلافها است
  • سؤال از مسائل پیچیده‌ای که درک آن خارج از توان فکری سؤال کننده است.[۱۱]
  • تهمت زدن
  • شهادت به باطل
  • خودستایی
  • نشر شایعات بی‌اساس و اکاذیب، و اشاعه فحشاء، هرچند به عنوان ذکر احتمال باشد.
  • خشونت در سخن و بی‌ادبی در کلام
  • اصرار بی جا (مانند اصرار بنی‌اسرائیل در مورد گاوی که مأمور به ذبح آن بودند)
  • ایذاء دیگران با گفتار، و به اصطلاح نیش زبان زدن
  • مذمّت کسی که سزاوار مذمّت نیست
  • کفران و ناسپاسی با زبان
  • تبلیغ باطل و تشویق بر گناه و امر به منکر و نهی از معروف.[۱۲]


منابع

  1. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۹۸.
  2. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، زندگی در پرتو اخلاق، قم، سرور، ۱۳۸۶ش، ص۷۱.
  3. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۱۸.
  4. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۲۰.
  5. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۵۸۷.
  6. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۵۸۷.
  7. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۰۷.
  8. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۰۲.
  9. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۲۰.
  10. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۶.
  11. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۷.
  12. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۷ش، ص۳۱۸.