trustworthy
۷٬۳۴۶
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۴: | خط ۴: | ||
{{پایان سوال}} | {{پایان سوال}} | ||
مفهوم ایمان در نگاه ملکیان مبتنی بر مقدماتی قابل مناقشه است که سیالبودن حقیقت [[ایمان]] را در مقابل جمود عقیدهٔ دینی اثبات میکند. ملکیان معتقد است که باورهای دینی از نوع باورهای تعبدی هستند که سوای ارتباطشان با منبع تعبد هیچ دلیل عقلانی دیگری ندارند. از نظر او مؤمن واقعی اگر میخواهد حقیقت را در اختیار داشته باشد، باید همراه با واقعیت متبدل و متحول سیر کند. این پویایی رسیدن به حقیقت ایمان است. از نظر او گرایش به حقیقتی که ایستا و غیر متغیر باشد ایمان نیست، بلکه عقیده است که گرایش به آن موجب جمود و دورافتادن از حقیقت میشود. | |||
محققان بر برخی از این مقدمات ایرادهایی مبتنی بر وجود تناقض میان مبانی و مدعاها، عدم توجه به باورهای استدلالی در دانش کلامی ادیان و ارائهٔ تصویری شکاکانه از حقیقت وارد کردهاند. | |||
== ایمان در اندیشهٔ ملکیان == | == ایمان در اندیشهٔ ملکیان == | ||
مصطفی ملکیان تلقی خود از ایمان را با تکیه بر چهار مقدمه صورتبندی کرده است.<ref>ملکیان، مصطفی، «دویدن در پی آواز حقیقت» (ایمان دینی در گفتوگو با مصطفی ملکیان)، کیان، ش۵۲، ۱۳۷۹ش، ص۲۱-۳۵.</ref> | [[مصطفی ملکیان]] تلقی خود از ایمان را با تکیه بر چهار مقدمه صورتبندی کرده است.<ref>ملکیان، مصطفی، «دویدن در پی آواز حقیقت» (ایمان دینی در گفتوگو با مصطفی ملکیان)، کیان، ش۵۲، ۱۳۷۹ش، ص۲۱-۳۵.</ref> | ||
=== '''مقدمهٔ اول''': انواع باور === | === '''مقدمهٔ اول''': انواع باور === | ||
خط ۲۴: | خط ۲۷: | ||
=== '''مقدمهٔ دوم''': ایمان مطلقانگارانه و تجربهباورانه === | === '''مقدمهٔ دوم''': ایمان مطلقانگارانه و تجربهباورانه === | ||
ویلیام جیمز (۱۸۴۲ –۱۹۱۰م)،روانشناس و فیلسوف امریکایی، معتقد است انسانها دو گونهاند: | [[ویلیام جیمز]] (۱۸۴۲ –۱۹۱۰م)،روانشناس و فیلسوف امریکایی، معتقد است انسانها دو گونهاند: | ||
* انسانهای مطلقانگار که معتقدند برای انسان امکان دسترسی به حقیقت وجود دارد و هر وقت به حقیقت دسترسی پیدا کرد، از این که به حقیقت دست یافته است باخبر میشود؛ | * انسانهای مطلقانگار که معتقدند برای انسان امکان دسترسی به حقیقت وجود دارد و هر وقت به حقیقت دسترسی پیدا کرد، از این که به حقیقت دست یافته است باخبر میشود؛ | ||
خط ۵۳: | خط ۵۶: | ||
* حک و اصلاح در اعتقادات خود را پذیرند.<ref>ملکیان، «دویدن در پی آواز حقیقت»، کیان، ش۵۲، ص۲۵-۲۶.</ref> | * حک و اصلاح در اعتقادات خود را پذیرند.<ref>ملکیان، «دویدن در پی آواز حقیقت»، کیان، ش۵۲، ص۲۵-۲۶.</ref> | ||
=== نتیجه === | |||
ملکیان بعد از ذکر این مقدمات چهارگانه ایمان را نوعی فرایند طلب حقیقت میداند، نه فرآوردهای که از پس حقیقتجویی بهدست آید. از نظر او ایمان دینی غیر از اعتقاد دینی است؛ ایمان دینی توجه به فرایند حقیقتخواهی است؛ ولی اعتقاد دینی علاقهٔ کور به برخی فرآوردههای حقایق دینی است. معتقد به یک دین خود را صاحب حقیقت میداند، اما مؤمن به دین خود را طالب حقیقت بر میشمارد. لازمهٔ طلب حقیقت رفتن است و نه ایستادن و همین باعث میشود که ایمان دینی موجب پویایی برای کشف حقیقت شود. در مقابل، اعتقاد دینی خمود، تصلب و کندی را بههمراه دارد. از نظر او ایمان طلب واقعیت بیقرار و جستن بیقراری است. همچنین ملکیان، با الهام از شعری از شاعر معاصر سهراب سپهری (۱۳۰۷-۱۳۵۹ش)، ایمان دینی را دویدن در پی آواز حقیقت و نه چسبیدن به عقیدهای خاص تلقی میکند.<ref>ملکیان، «دویدن در پی آواز حقیقت»، کیان، ش۵۲، ص۲۵-۲۶.</ref> | ملکیان بعد از ذکر این مقدمات چهارگانه ایمان را نوعی فرایند طلب حقیقت میداند، نه فرآوردهای که از پس حقیقتجویی بهدست آید. از نظر او ایمان دینی غیر از اعتقاد دینی است؛ ایمان دینی توجه به فرایند حقیقتخواهی است؛ ولی اعتقاد دینی علاقهٔ کور به برخی فرآوردههای حقایق دینی است. معتقد به یک دین خود را صاحب حقیقت میداند، اما مؤمن به دین خود را طالب حقیقت بر میشمارد. لازمهٔ طلب حقیقت رفتن است و نه ایستادن و همین باعث میشود که ایمان دینی موجب پویایی برای کشف حقیقت شود. در مقابل، اعتقاد دینی خمود، تصلب و کندی را بههمراه دارد. از نظر او ایمان طلب واقعیت بیقرار و جستن بیقراری است. همچنین ملکیان، با الهام از شعری از شاعر معاصر سهراب سپهری (۱۳۰۷-۱۳۵۹ش)، ایمان دینی را دویدن در پی آواز حقیقت و نه چسبیدن به عقیدهای خاص تلقی میکند.<ref>ملکیان، «دویدن در پی آواز حقیقت»، کیان، ش۵۲، ص۲۵-۲۶.</ref> | ||
خط ۶۰: | خط ۶۴: | ||
* آنان معتقدند که میتوان قسم ششمی به طبقهبندی راکیچ افزود و آن «باورهای استدلالی» است. در دستهبندی راکیچ سخنی از گزارهها و باورهایی که تنها از طریق استدلال حاصل میشود نیست. بهترین نمونه و الگو در این زمینه باورهای ریاضی است. اینگونه باورها در هیچ کدام از پنج طبقهٔ راکیچ نمیگنجد. از سوی دیگر، نمیتوان آنها را نادیده گرفت. بنیادیترین باورهای دینی، یعنی اصول دین، نیز از این دستهاند. متکلمان و فیلسوفان دینی در دورههای مختلف تلاش فوق العاده برای تبیین نوعی «ایمان منطقی ـ استدلالی» کردهاند که خود دلیلی بر وجود چنین باوری است.<ref>ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، قم، مرکز نشر هاجر، ۱۳۹۶ش، ص۹-۱۲؛ نیز: مطهری، مرتضی، اصول فلسفه و روش رئالیسم (مقدمهٔ کتاب)، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۵ش، ج۵، ص۱۱-۳۴.</ref> | * آنان معتقدند که میتوان قسم ششمی به طبقهبندی راکیچ افزود و آن «باورهای استدلالی» است. در دستهبندی راکیچ سخنی از گزارهها و باورهایی که تنها از طریق استدلال حاصل میشود نیست. بهترین نمونه و الگو در این زمینه باورهای ریاضی است. اینگونه باورها در هیچ کدام از پنج طبقهٔ راکیچ نمیگنجد. از سوی دیگر، نمیتوان آنها را نادیده گرفت. بنیادیترین باورهای دینی، یعنی اصول دین، نیز از این دستهاند. متکلمان و فیلسوفان دینی در دورههای مختلف تلاش فوق العاده برای تبیین نوعی «ایمان منطقی ـ استدلالی» کردهاند که خود دلیلی بر وجود چنین باوری است.<ref>ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، قم، مرکز نشر هاجر، ۱۳۹۶ش، ص۹-۱۲؛ نیز: مطهری، مرتضی، اصول فلسفه و روش رئالیسم (مقدمهٔ کتاب)، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۵ش، ج۵، ص۱۱-۳۴.</ref> | ||
* بخشی از این باورهای دینی تعبدی هستند، ولی پیش از این گزارههای تعبدی، گزارههای اساسی دین وجود دارند که حالت تعبد نیستند. این گزارههای بنیادی غیر تعبدی همان مباحثی هستند که در زبان دین بهعنوان تحقیقیبودن اصول دین از آنها یاد میشود.<ref>مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۲.</ref> | * بخشی از این باورهای دینی تعبدی هستند، ولی پیش از این گزارههای تعبدی، گزارههای اساسی [[دین]] وجود دارند که حالت تعبد نیستند. این گزارههای بنیادی غیر تعبدی همان مباحثی هستند که در زبان دین بهعنوان تحقیقیبودن اصول دین از آنها یاد میشود.<ref>مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۲.</ref> | ||
* بسیاری از عقاید دینی درونمایهای استدلالی دارند و باور به آنها نیازمند استدلال است.<ref>مطهری، اصول فلسفه و روش رئالیسم (مقدمهٔ کتاب)، ج۵، ص۱۱-۳۴.</ref> | * بسیاری از عقاید دینی درونمایهای استدلالی دارند و باور به آنها نیازمند استدلال است.<ref>مطهری، اصول فلسفه و روش رئالیسم (مقدمهٔ کتاب)، ج۵، ص۱۱-۳۴.</ref> | ||
خط ۶۸: | خط ۷۲: | ||
رویکرد الهیدانان عقلگرای اسلامی در معرفتشناسی چنین است که شکاکیت نامعقول و غیرعقلانی است و ادعای امکان معرفت و تحقق آن معقول و بینیاز از اثبات. انسان در معرفتشناسی با دانشهای یقینی آغاز میکند و این دانشها پایهٔ معرفتی او را میگذارند.<ref>حسینزاده، محمد، معرفت چیستی امکان و عقلانیت، قم، مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۹۶ش، ص۱۱۰-۱۱.</ref> | رویکرد الهیدانان عقلگرای اسلامی در معرفتشناسی چنین است که شکاکیت نامعقول و غیرعقلانی است و ادعای امکان معرفت و تحقق آن معقول و بینیاز از اثبات. انسان در معرفتشناسی با دانشهای یقینی آغاز میکند و این دانشها پایهٔ معرفتی او را میگذارند.<ref>حسینزاده، محمد، معرفت چیستی امکان و عقلانیت، قم، مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۹۶ش، ص۱۱۰-۱۱.</ref> | ||
== مناقشه در مقدمهٔ سوم: تعارض در مبنا و مدعا == | == مناقشه در مقدمهٔ سوم: تعارض در مبنا و مدعا == | ||
ملکیان در این مقدمه واقعیت را امری متبدل و معقول بر شمرده است. برخی بر این گزاره چنین اشکال وارد کردهاند که اگر این گزاره صحیح باشد، دو حالت متصور است: | |||
* ما نیز بهعنوان بخشی از واقعیت دائماً در تحول خواهیم بود؛ | |||
* تنها امور خارج از نفس ما در تحول خواهند بود و امور ذهنی ما استثناء خواهند بود. | |||
حال اگر گزاره اول پذیرفته شود، احکام ذهنی ما هم نیز مشمول قاعدهٔ عام تحول خواهند شد؛ در نتیجه حکم اول ما، مبنی بر تحول دائمی واقعیت، نقض خواهد شد، زیرا حکم اولْ خودش را نیز در بر میگیرد. پس دیگر نمیتوانیم در باب واقعیت سخن بگوییم.<ref>هاشمی، محمدمنصور، «ایمان در تلاقی چند عالم»، بازتاب اندیشه، ش۸، آبان ۱۳۷۹، ص۳۸-۳۹.</ref> | |||
بر اساس گزاره دوم، که ظاهراً مورد تأیید ملکیان است، صرفاً واقعیت بیرونی دائماً در حال تحول است و ذهن ما از این قاعدهٔ عام مستثناست. پس نمیتوان حکم کلی کرد و همه چیز را در حال تحول دانست. در اینجا حداقل یک حکم مطلق، غیر متحول و مطابق با واقع وجود خواهد داشت که آن را درست میدانیم. این نتیجه با گزارهٔ اول متعارض خواهد بود و آن را نقض خواهد کرد.<ref>هاشمی، «ایمان در تلاقی چند عالم»، بازتاب اندیشه، ص۳۸-۳۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == |