پرش به محتوا

سعه صدر در اسلام

سؤال

دیدگاه اسلام درباره سعه صدر چیست؟

سعه صدر یا شرح صدر مفهومی است که به معنای گشایش و وسعت در دل و ذهن برای پذیرش حقایق و تحمل سختی‌هاست. "سعه" به معنای توان و قدرت داشتن و "شرح" به معنای گسترش و باز شدن است. این مفهوم در قرآن و روایات به عنوان یک موهبت الهی و ویژگی مهم افراد مؤمن مطرح شده است. حضرت موسی(ع) از خداوند درخواست گشایش صدر برای انجام مأموریت‌های بزرگ خود کردند. سعه صدر به فرد کمک می‌کند که در برابر مشکلات و مخالفت‌ها استقامت کرده و در پذیرش حقیقت و ایثار، آمادگی داشته باشد. قرآن افرادی را که دارای شرح صدر هستند، از کسانی که قلب‌های‌شان سخت و تنگ است، متمایز کرده است. در روایات، سعه صدر به عنوان یک فضیلت برای اصلاح امور مردم و رهبری مطرح شده است.

مفهوم‌شناسی سعه یا شرح صدر

  • سعه: «سعه» از «وسع‏» به معنای قدرت، توان و طاقت داشتن است.[۱] «وسع‏» کلمه‌ای است که بر خلاف تنگی و سختی معنا می‌دهد.[۲] وسعت يا سعه در مكان بمعنى فراخى و بزرگى، در حالات نفسانى بمعنى آرامش، و در كار بمعنى گشايش و دست باز بودن براى كار است.[۳]
  • شرح: «شرح‏» در اصل پهن و باز كردن گوشت و امثال آن است.[۴] وسعت(گسترش) دادن،[۵][۶] کشف کردن،[۷] روشن شدن و باز شدن،[۸] از جمله معانی «شرح» می‌باشد.
  • صدر: «صدر» به معنای ابتدا، بالاترین و مقدم بر هر چیزی به کار می رود. به اول روز، شب، تابستان و زمستان،[۹] به بالای قنات، اول کار و جلو هر چیزی هم «صدر» گویند.[۱۰][۱۱] به سینه انسان هم صدر گفته می‌شود چون در جلو و بالای بدن قرار گرفته است.[۱۲]

سعه با شرح معنای همسو دارد و سعه صدر یا شرح صدر به معنای وسعت و گشادگی، بیان و روشن‌گری، افزایش ظرفیت وحوصله است و آیه ﴿قالَ رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري؛ پروردگارا، سينه‌‌ام را گشاده گردان‏.﴾(طه:۲۵) نیز بیانگر آن است که حضرت موسی(ع) با درخواست فزونی ظرفیت و گشادگی سینه از خداوند در مسیر تبلیغ و انجام مأموریت الهی خویش نه تنها احساس سنگینی و وحشت نکرد، بلکه با آغوش باز از آن استقبال نمود.[۱۳]

سعه صدر در قرآن

عنوان و لفظ سعه صدر در قرآن نیامده است؛ اما «شرح صدر» معنای همسو با «سعه صدر» چندین بار در آیات قرآن آمده است.[۱۴]

  1. شرح صدر موهبت الهی: سعه صدر (گشادگى سينه) يكى از مواهب بزرگ الهى شمرده شده است،[۱۵] موضوع شرح صدر آن چنان مهم است که وقتی حضرت موسی(ع) هدایت و راهنمائی مردم بر عهده‌اش قرار گرفت از خداوند اولین موهبتی را که درخواست نمود، شرح صدر بود: ﴿قالَ رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري؛ پروردگارا، سينه‌‌ام را گشاده گردان‏.﴾(طه:۲۵) حضرت موسی(ع) برای شرح صدرش از خدا خواست که برادرش هارون را با بفرستد: ﴿وَ يَضيقُ صَدْري وَ لا يَنْطَلِقُ لِساني‏ فَأَرْسِلْ إِلى‏ هارُونَ؛ و سينه‌‏ام تنگ می‌شود، و زبانم بقدر كافى گويا نيست؛ هارون را نيز رسالت ده (تا مرا يارى كند).﴾(شعراء:۱۳) خداوند دعای حضرت موسی را(ع) را پذیرفت: ﴿وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ نَبِيًّا؛ و ما از رحمت خود، برادرش هارون را- كه پيامبر بود- به او بخشيديم.﴾(مریم:۵۳)خداوند سعه و شرح صدر را يك موهبت بزرگ به پيامبرش حضرت محمد(ص) دانسته است: ﴿أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ؛ آيا سينه تو را وسيع و گشاده نساختيم﴾(شرح:۱) مراد از شرح صدر رسول خدا (ص) گستردگى و وسعت نظر وى است؛ به طورى كه ظرفيت پذیرش وحى و نيروى تبليغ آن و تحمل ناملايماتى را كه در اين راه می‌بيند را داشته باشد.[۱۶] سعه صدر باعث می‌شود انسان آمادگی پذیرش هر حقیقت، حتی بزرگ‌ترین آنها را داشته باشد و در برابر مشکلات و مخالفت‌ها استقامت کند.[۱۷] توجه به آخرت، دوری از فریب دنیا و آمادگی برای مرگ، از نشانه‌های سعه صدر است. پذیرش حق، به ایثار و گذشتن از منافع شخصی نیاز دارد، که جز صاحبان سعه صدر و افکار بلند برای آن آمادگی ندارند.[۱۸]
  2. سعه صدر در مقابل ضیق صدر: قرآن بعضى را صاحب شرح صدر و گستردگى روح و بعضى را داراى تنگى و ضيق‏ صدر معرفى مى‏‌كند: ﴿فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ؛ آن كس را كه خدا مى‏‌خواهد هدايتش كند سينه‏اش را براى اسلام گشاده مى‏سازد و آن كس را كه بخواهد گمراه نمايد سينه‏‌اش را چنان تنگ مى‏كند كه گويى مى‏خواهد به آسمان بالا رود.﴾(انعام:۱۲۵)

بعضى آن چنان روح‌شان باز و گشاده است كه هر قدر از حقايق در آن وارد شود به راحتى پذيرا مى‏‌شود، اما بعضى به عكس، آن چنان روح و فكرشان محدود است كه گويى هيچ جايى براى هيچ حقيقتى در آن نيست، گويى مغزشان را در يك محفظه با ديوارهاى نيرومند آهنى قرار داده‌‏اند.[۱۹][۲۰]

خداوند شرح صدر را نشانه نور ایمانی داشتن در مقابل قساوت از یاد الهی می‌داند: ﴿أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ في‏ ضَلالٍ مُبينٍ؛ آيا كسى كه خدا سينه‏‌اش را براى اسلام گشاده است و بر فراز مركبى از نور الهى قرار گرفته (همچون كوردلان گمراه است؟!) واى بر آنان كه قلب‌هايى سخت در برابر ذكر خدا دارند! آنها در گمراهى آشكارى هستند!﴾(زمر:۲۲)

سعه صدر در روایات

در روایات از شرح صدر به عنوان فضیلتی یاد شده است که خداوند در دل کسی قرار می‌دهد که می‌خواهد مردم را اصلاح کند.

  • امام رضا(ع) می‌فرماید: «وَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ‏ صَدْرَهُ‏ لِذَلِك؛ خدا بنده‌ای را که برای اصلاح کار بندگان خود انتخاب کند، شرح صدر عطا می‌نماید.»‏[۲۱]
  • حضرت علی(ع) در تعریف صفات مؤمن می‌فرماید: «بِشْرُهُ‏ فِي‏ وَجْهِهِ‏ وَ حُزْنُهُ فِي قَلْبِهِ أَوْسَعُ شَيْ‏ءٍ صَدْرا؛ اندوهش را به دل دارد و شادیش در چهره؛ و از همه مردم سعه صدر بیشتر دارد.»[۲۲]
  • حضرت علی(ع) سعه صدر را یکی از ابزارهای لازم در مدیریت‌ها دانسته است: «آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْر؛ ابزار ریاست، سعه صدر است.»[۲۳]

مطالعه بیشتر

  • شرح صدر در قرآن و روایات، زهرا سادات میری.
  • وسعت دل: شرح صدر در سيره پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، حبیب الله فرحزاد.
  • شرح صدر، قاسم واثقی.
  • جایگاه سعه صدر و صبر از منظر اخلاق اسلامی و تاثیر آن در اخلاق اجتماعی، آذر نظری.

منابع

  1. ↑ فراهيدى، خليل بن أحمد، كتاب العين، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۰۳.
  2. ↑ ابن فارس، أحمد بن فارس، معجم مقاييس اللغه، قم، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۱۰۹.
  3. ↑ راغب اصفهانى، حسين بن محمد، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ترجمه: غلامرضا خسروی، تهران، مرتضوی، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۴۵۳.
  4. ↑ صاحب بن عباد، إسماعيل بن عباد، المحيط في اللغه، بيروت، عالم الکتاب، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۴۲۵.
  5. ↑ صاحب بن عباد، إسماعيل بن عباد، المحيط في اللغه، بيروت، عالم الکتاب، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۴۲۵.
  6. ↑ فيومى، أحمد بن محمد، المصباح المنير في غريب الشرح الكبير، قم، موسسه دار الهجره، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۳۰۸.
  7. ↑ أزدى، عبدالله بن محمد، كتاب الماء، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكي، طب اسلامي و مكمل- دانشگاه علوم پزشكي ايران‏، چاپ اول، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۹.
  8. ↑ راغب اصفهانى، حسين بن محمد، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ترجمه: غلامرضا خسروی، تهران، مرتضوی، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۳۱۳.
  9. ↑ ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴۵.
  10. ↑ فراهيدى، خليل بن أحمد، كتاب العين، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق، ج۷، ص۹۴.
  11. ↑ صاحب بن عباد، إسماعيل بن عباد، المحيط في اللغه، بيروت، عالم الکتاب، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۱۰۸.
  12. ↑ ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴۶.
  13. ↑ صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن و السنه، قم، فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق، ج۱۹، ص۷۳.
  14. ↑ سوره انعام، آیه۱۲۵. سوره نحل، آیه۱۰۶. سوره طه، ایه۲۵. سوره زمر، آیه۲۲. سوره انشراح، آیه۱.
  15. ↑ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۴۳۶.
  16. ↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: محمد باقر موسوی همدانی، قم، ج ۲۰، ص۵۳۰.
  17. ↑ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۴۳۶.
  18. ↑ رضايى اصفهانى، محمدعلى، تفسير قرآن مهر، قم، پژوهشهاى تفسير و علوم قرآن، چاپ اول، ۱۳۸۷ش، ج۱۸، ص۵۷.
  19. ↑ مغنيه، محمدجواد، تفسير كاشف، ترجمه: موسی دانش، قم، بوستان كتاب قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش، ج۳، ص۴۰۰.
  20. ↑ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۱۹، ص۴۲۷.
  21. ↑ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۱، ص۲۰۲.
  22. ↑ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۲۲۶.
  23. ↑ شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغه، قم، نشر هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ص۵۰۱.