رمل و کهانت
رمل و کهانت با توجه به آیات و روایات چیست؟
رَمْل و کِهانت از علوم غریبهاند. کهانت، پیشگویی آینده با کمک جن و شیاطین است و در فقه اسلامی بهاتفاق آراء حرام شمرده شده و روایات متعددی بر حرمت آن دلالت دارند. قرآن نیز کاهن بودن پیامبر را رد کرده است. اما رمل، پیشبینی آینده با ابزارهایی مانند شن و نجوم است. آموزش و یادگیری آن شرعاً بیاشکال است، ولی حکم قطعی و یقینی دادن بر اساس آن حرام است.
قرآن به رمل اشارهای نکرده و روایات نیز صریحاً درباره آن سخنی نگفتهاند و حکم آن از روایاتی استفاده میشود که درباره پیشگوییها آمده است.
رمل
رَمْل، روشى براى پيش بينى آينده يا پاسخگويى به سؤالات با استفاده از علوم غريبه است. اين علم را از همان ابتداى پيدايش رمل مىناميدند، ازآن رو كه در آن از دانههاى شن (رمل) استفاده مىشد. رمل با ديگر روشهاى پيشگويى، ازجمله احكام نجوم، ارتباط مستقيمى داشته است. [۱] [۲] [۳] رمل در گستره جغرافیایی وسیعی، از هند تا ایران، شام، بینالنهرین، آسیای صغیر و شمال آفریقا به کار میرفته است. عموما رمل را روشی غیریقینی و تخمینی دانستهاند.[۴][۵]
رمل علمی است که در آن از اشکال شانزدهگانه بحث میشود و نتیجه آن استعلام از مجهولات و وقوف به احوال عالم است. به دارنده چنین علمی «رمّال» گویند. علم رمل به حضرت دانیالِ پیغمبر(ع) نسبت داده شده است.[۶] آموختن و آموزش دادن علم رمل جایز است؛ لیکن حکم قطعی و یقینی به استناد آن دادن حرام است، مانند آنکه حاصل رملزدن، بهبود بیمار باشد، که خبر جزمی دادن به بهبود یافتن بیمار به استناد آن جایز نیست.[۷][۸]
کهانت
کِهانت در لغت به معنی پیشگویی و غیبگویی آمده است. [۹] در اصطلاح: عملی است که سبب میشود، بعضی از جنّیان، شخص کاهن را اطاعت کنند، از این جهت که برای او اخباری را بیاورند، و این عمل نزدیک به سحر است. [۱۰] [۱۱] کهانت بیان اخبار آینده است که شخص کاهن توسط جن و شیاطین مطلع میشود. به تعبیر دیگر، کاهن، کسی است که، صاحب رأیی از طائفه جنّ به او امور مخفی را خبر میدهد مثلاً فلان مال دزدیده شده کجاست، یا از آن کیست، یا گمشده کجاست ـ یا او را نسبت به امور آینده خبر دهد از انواع پیشگوئیها.[۱۲]
فقها در مورد کهانت به اتفاق آرا[۱۳] حکم به حرمت دادهاند[۱۴] تا آنجا که بر این مسئله ادعای اجماع شده است.[۱۵] البته بهرغم آنکه برخی هرگونه کمک گرفتن از کهانت را حرام دانستهاند؛[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹] اما به فتوای بعضی تنها انجام کهانت حرام است و آموزش و فراگیری آن در دایره حرمت قرار نمیگیرد.[۲۰]
رمل و کهانت در قرآن
کِهانت
کِهانت دو بار در قرآن آمده است که در یک جا میگوید قرآن سخنی کاهن نیست و در جایی دیگر کاهن بودن پیامبر را رد میکند:
- ﴿وَلَا بِقَوْلِ کاهِنٍ قَلِیلًا مَا تَذَکرُونَ؛ و نیز سخن کاهنی نیست. چه اندک پند میگیرید.﴾(حاقه:۴۲)
- ﴿فَذَکِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّکَ بِکَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ؛ پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه.﴾
کاهنان کسانی بودند که بر اثر ارتباط با جن و شیاطین گاه بعضی از اسرار غیب را بازگو میکردند.[۲۱][۲۲]
رَمْل
رمل در قرآن نیامده است و نمیتوان از قرآن حکم آن را بدست آورد.
رمل و کهانت در روایات
کِهانت
- رسول خدا(ص) فرمود: «مَنْ مَشَى إِلَى سَاحِرٍ أَوْ كَاهِنٍ أَوْ كَذَّابٍ يُصَدِّقُهُ بِمَا يَقُولُ فَقَدْ كَفَرَ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ [۲۳]؛ هر کس بهسوی جادوگر یا پیشگو یا دروغگویی برود و او را در آنچه میگوید تصدیق کند، بهیقین به آنچه خدا از کتاب نازل کرده، کفر ورزیده است.»
- امام صادق(ع) فرمود: «مَنْ تَكَهَّنَ أَوْ تُكُهِّنَ لَهُ فَقَدْبَرِئَ مِنْ دِينِ مُحَمَّدٍ [۲۴]؛ هر کس خودش پیشگویی/غیبگویی کند یا برایش غیبگویی شود، بهیقین از دین محمد(ص) بیزاری جسته است.»
- امام صادق(ع): «قَالَ: أَرْبَعَةٌ لاَ يَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ اَلْكَاهِنُ وَ اَلْمُنَافِقُ وَ مُدْمِنُ اَلْخَمْرِ وَ اَلْقَتَّاتُ وَ هُوَ اَلنَّمَّامُ [۲۵]؛ چهار گروه وارد بهشت نمیشوند: شخصی کاهن (پیشگو)، منافق، شخصی که شراب میخورد، شخص سخن چین.»
رَمْل
روایات اسلامی به صراحت درباره رمل سخن نگفتهاند و فقها از روایاتی که حکم موثر دانستن ستارگان در برخی از کارها یا پیشگویی کردن با ستارگان در باره آینده را بیان کردهاند، استفاده میکنند که در رمل نیز اگر کسی پیشگویی بکند و بگوید به یقین چنین خواهد شد، حرام است اما اگر بگوید من چنین تشخیص دادهام و ممکن است تحقق یابد و ممکن هم هست محقق نشود و خدا میداند؛ در اینصورت حرام نیست.[۲۶]
مطالعه بیشتر
- علم سحر و کهانت، خدیجه محمدی
- جن، جادو، کهانت: و روش حفاظت و علاج آن در پرتو قرآن و احادیث صحیح، رشید لیزون.
- الفصل فى اصول علم الرمل، محمد زناتى.
- انوارالرمل، عبدالغنى حاجى خليفه حافظ شيروانى.
منابع
- ↑ طاشكوپرى زاده، احمدبن مصطفى، كتاب مفتاح السعاده و مصباح السياده، حيدرآباد، دكن، ۱۳۹۷ق/۱۹۷۷م، ،ج ۱، ص۳۳۴.
- ↑ آملى، محمدبن محمود، نفائس الفنون فى عرايس العيون، تهران، چاپ ابوالحسن شعرانى، ۱۳۷۹، ج۳، ص۵۳۷ـ۵۵۶.
- ↑ فخر رازى، محمدبن عمر، جامع العلوم(ستّينى)، تهران، چاپ على آل داود، ۱۳۸۲ش، ص۷۳.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل رمل.
- ↑ فخر رازى، محمدبن عمر، جامع العلوم(ستّينى)، تهران، چاپ على آل داود، ۱۳۸۲ش، ص۴۳۳.
- ↑ فرهنگ فقه فارسی، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ج۴، ص۱۴۷
- ↑ نجفی جواهری، محمد حسن بن باقر، جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، محقق: علی آخوندی، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ هفتم، ۱۳۶۲ش، ج۲۲، ص۱۰۸.
- ↑ محقق کرکی، علی بن الحسین، جامع المقاصد في شرح القواعد، قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام لاحياء التراث، ج۴، ص۳۲.
- ↑ بندر ریگی، محمد، منجد الطلاب، قم، انتشارات فروردین، ۱۳۷۴ش، ذیل واژه کهانت.
- ↑ قمى، عباس، سفينه البحار، قم، اسوه، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ج۷، ص۵۵۲.
- ↑ دستغیب، سید عبدالحسین، گناهان کبیره، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۸۵.
- ↑ محمدی خراسانی، علی، کوثر فقه، ج۱، ص۳۲۱.
- ↑ شیخ انصاری، مرتضی بن محمد امین، کتاب المکاسب، قم، کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۷.
- ↑ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت،دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق، ج۲۲، ص۹۰.
- ↑ نجفی، کاشف الغطاء، مهدی، أحکام المتاجر المحرمه، نجف اشرف، مؤسسه کاشف الغطاء، ۱۴۲۳ق، ص۲۰۶.
- ↑ جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)(فارسی)، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، بیتا، ج۱، ص۴۳۴.
- ↑ حلّی، حسن بن یوسف، تحریر الأحکام الشرعیه علی مذهب الإمامیه قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۱۶۱.
- ↑ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت،دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق، ج۲۲، ص۹۰.
- ↑ شیخ انصاری، صراط النجاه، ۱۴۱۵ق، ص۲۸۲.
- ↑ جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)(فارسی)، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، بیتا، ج۴۹، ص۱۰۴.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۴، ص۴۷۷.
- ↑ طباطبايى، محمدحسين، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۶۷۵.
- ↑ ابن ادريس، محمد بن احمد، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي (و المستطرفات)، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ق، ج۳، ص۵۹۳.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، الخصال، قم، جامعه مدرسين، چاپ اول، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۹.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، ص۴۰۴.
- ↑ بحرانى، آل عصفور، حسين بن محمد، سداد العباد و رشاد العباد، قم، كتابفروشى محلاتى، چاپ اول، ۱۴۲۱ق، ص۴۳۳.
