کاربر:Seyedsalehi6979

قربانی کردن در عید قربان

روز دهم ذی‌الحجه عید قربان یا عیدالاضحی [۱] نام دارد، که یکی از بزرگترین اعیاد در تقویم مسلمانان است و روزه گرفتن در این روز حرام است. [۲]

روزی که حضرت ابراهیم (ع) به دستور خدا حضرت اسماعیل (ع) را به قربان‌گاه برد و فلسفۀ قربانی کردن در راه خدا را در آزمونی عملی اجرا کرد. حضرت ابراهیم (ع) از آخرین تعلقات خود در راه خدا چشم‌پوشی کرد و خداوند هم با فرستادن قوچی قربانی او را پذیرفت.[۳]

این رویداد هنوز هم به صورت نمادین در مراسم حج اجرا می‌شود، حجاج در این روز گوسفندی را قربانی کرده و گوشت آن را میان نیازمندان تقسیم می‌کنند. [۴]

سؤال

فلسفه و دلیل قربانی کردن در عید قربان چیست؟


یکی از ویژگی‌های خاص عید قربان تعیین شاخصی به نام انسانیت از جانب خداوند متعال است. این شاخص بر رابطه‌ای بسیار عاشقانه بین خداوند متعال و انسان بنا شده است که در ادامه ویژگی‌های خاص آن را بررسی خواهیم کرد:


رابطه عاشقانه‌ای که بین خداوند متعال و انسان وجود دارد، بسیار بالاتر از عشق‌های زمینی است؛ به عبارتی عشق حیوانی و جنسی که انسان در زندگی دنیایی تجربه می‌کند (عشق مادر و فرزند، عشق به جنس مخالف) مجاز و الگویی برای عشق حقیقی است. بسیاری از بزرگان و شاعران از جمله حافظ، سعدی و مولانا نیز در اشعار خود به عشق مجازی زمینی برای رسیدن به عشق حقیقی اشاره کرده‌اند. در بیاناتی که از معصومین (ع) به ما رسیده هم بخش زیادی از عبارات را واژگان صمیمی و عاشقانه پر کرده است؛

مانند این عبارت زیبا از امام سجاد (ع): «اِلهي عُبَيْدُكَ بِفِنائِكَ، مِسْكِينُكَ بِفِنآئِكَ، فَقيرُكَ بِفِنآءِكَ» [۵]

در واقع می‌توان گفت که عشق‌های زمینی مقدمه‌ای برای شناخت آن عشق حقیقی هستند و اگر در مسیر رشد بخش انسانی وجودمان پیش برویم آرام آرام در مسیر عشق حقیقی رشد خواهیم کرد.

علامت و شاخصۀ یک عشق حقیقی و صادق هزینه کردن و وقف شدن برای معشوق است. نماد چنین عشق صادقی را در روز عید قربان و در ماجرای قربانی شدن پسر دردانه و عزیز توسط پدری عاشق و دلداده می‌بینیم. فلسفه قربانی کردن حضرت اسماعیل (ع) این است که ابراهیم خلیل الله (ع) به هیچ بودن همه چیزهای دیگر در برابر معبود و معشوق حقیقی اعتراف می‌کند، غیر از خدا هر چه که دارد را فدای خدا می‌کند، در نتیجه در وجود او ایمان و عمل به هم گره می‌خوردند و او به حقیقت تقوا و تسلیم می‌رسد. چنین عشقی زمانی به دست می‌آید که انسان بتواند از هر چه غیر از خدا دارد، برای خداوند بگذرد.


در عشق حقیقی انسان باید خود را وقف در معشوق ببیند و ذات خود را فدای معشوق کند؛ زیرا عشق بدون گذشت ثابت نمی‌شود و عاشق بدون فدا شدن احساس گندیدن و ضایع شدن می‌کند؛ یعنی محبوب و معشوق چنان تسلطی بر قلب ما پیدا می‌کند، که دوست داریم تمام دارایی‌های خود را به پای معشوق بریزیم.

داستان عید قربان یادآور معشوق اصلی و حقیقی انسان است. اگر خود را به درستی بشناسیم و اگر معشوق حقیقی انسان را شناخته باشیم خواهیم فهمید که محبوب و معشوق انسان همان اله و خداوند تبارک و تعالی است که سرچشمۀ تمام دلدادگی‌ها، محبت‌ها، شادی‌ها و آرامش حقیقی‌ است. عجیب نیست که برای چنین معشوقی با تمام دارایی‌ها قربانی شویم.


حالا که خود حقیقی انسان را تا اندازه‌ای شناختیم، فلسفه قربانی کردن را بهتر درک خواهیم کرد. دارایی حقیقی انسان تنها همین وجود انسانی است. وجود انسانی یا من حقیقی تنها چیزی است که برای ما باقی می‌ماند، فانی نیست و از بین نمی‌رود؛ زیرا از جنس خداوند بی‌نهایت و نامحدود است.

هر آنچه که ما در مسیر رسیدن به عشق خداوند قربانی می‌کنیم از جنس ناخود ماست: شغل، جنسیت، دارایی‌های فردی مانند زیبایی و هوش، ثروت، خانواده و … تمامی این‌ها از جنس اعتباریات این دنیا هستند و پس از ترک این دنیا خواه ناخواه آن‌ها را از دست خواهیم داد. به علاوه فلسفه قربانی کردن به معنای نادیده گرفتن، از دست دادن یا استفاده نکردن نیست؛ بلکه به معنای وابسته نبودن است. یعنی ما در عین حال که به تمام این موارد مشغولیم و در حال استفاده و لذت بردن از آن‌ها هستیم، به هیچ یک از آنها وابسته نباشیم و آرامش زندگی‌مان را به بود و نبود این اعتباریات گره نزنیم؛ بلکه حقیقت شادی و آرامش وجودمان را در جایی دیگر و در کنار معشوقی که فنا و تغییر در او راه ندارد جستجو کنیم.

در نتیجۀ آنچه گفتیم عید قربان به مسلخ بردن شهوت‌های نفسانی است و فلسفه قربانی کردن این است که باید این شهوت‌ها را به قربانگاه ببریم و در پیشگاه محبوب و معشوق خود قربانی کنیم. پس فلسفه قربانی کردن حیوان نمادی از قربانی کردن حیوانیت انسان است، که به ما یادآور می‌شود، برای رسیدن به کمال انسانیت و رشد کردن، باید نفس حیوانی خود را در پیش‌گاه عشق حقیقی ذبح کنیم.


مطالعه بیشتر

منابع

  1. اضحی جمع ماده ضحی به معنی ارتفاع روز و امتداد نور آفتاب است و هنگامی که خورشید بالا می‌آید
  2. ضیاءآبادی، حج برنامه تکامل، ۱۳۸۶ ش، ص ۱۸۵
  3. سوره صافات، آیه ۱۰۴ و ۱۰۵
  4. امام خمینی، مناسک حج، نشر امام خمینی، چاپ پنجم، ۱۳۷۰ش، ص ۲۰۷
  5. قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، ترجمه عابدینی مطلق، نشر جمال، قم ۱۳۸۲، چاپ اول، جلد دوم، ص ۲۵