پیامبر امی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - '|شاخه فرعی' به '| شاخه فرعی')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|کاربر=A.rezapour }}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}



نسخهٔ ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۰۹:۵۵


سؤال

منظور از اینکه گفته می‌شود پیامبر گرامی اسلام(ص) «امی» بودند چیست؟

واژه امی از ماده امّ به معنای مادر یا از امت به معنای جمعیت گرفته شده است. درباره معنای امّی اختلاف است:

  • جمعی آن‌را به معنای درس نخوانده می‌دانند؛ یعنی امی کسی است که به همان حالتی که از مادر متولد شده باقی مانده و مکتب و استاد ندیده است.
  • برخی آن‌را به معنای کسی دانسته‌اند که از میان امت و توده برخاسته است نه از میان اشراف و ثروتمندان.

معنای اول را مناسب برای کلمه امی در مورد پیامبر دانسته‌اند؛[۱] زیرا یکی از نکات زندگی رسول اکرم(ص) این است که آن حضرت درس نخوانده و نزد هیچ استادی شاگردی نکرده و با هیچ نوشته و کتابی آشنا نبوده است. هیچ یک از مورخان مسلمان و غیرمسلمان مدعی نشده که آن حضرت در دوران کودکی یا جوانی نزد کسی خواندن یا نوشتن آموخته است.[۲]

قرآن کریم نیز امی‌بودن پیامبر اکرم(ص)، یعنی درس نخواندن وی قبل از بعثت را تأیید می‌کند. در سوره عنکبوت می‌فرماید: ﴿تو هرگز پیش از این کتابی نمی‌خواندی، و با دست خود چیزی نمی‌نوشتی، مبادا کسانی که در صدد تکذیب و ابطال سخنان تو هستند، شک و تردید کنند.(عنکبوت:۴۸)

زمانی که پیامبر اکرم(ص) در مکه می‌زیست تعداد باسوادان آن سرزمین بسیار اندک و انگشت‌شمار بودند. بر اساس آنچه در تاریخ آمده است، افرادی که خواندن و نوشتن می‌دانستند ۱۷ مرد به همراه یک زن بودند و اسامی آنها در تاریخ آمده است، پیامبر اکرم(ص) جزء آن‌ها نیست. و اگر پیامبر خواندن و نوشتن می‌دانست، در میان مردم به این امر معروف و مشهور می‌شد؛ و سخن صریح قرآن کریم که وی را «امی»[۳] خوانده است، مورد اعتراض مردم قرار می‌گرفت، در حالی که چنین چیزی رخ نداد. این تأییدی است که پیامبر اکرم(ص) با خواندن و نوشتن آشنایی نداشته است.

پس از بعثت

این مطلب نسبت به قبل از بعثت پیامبر اکرم(ص) بود. اما پس از رسالت پیامبر نیز هیچ‌یک از مورخان ننوشته‌اند که پیامبر اکرم(ص) خواندن و نوشتن را از کسی فراگرفته باشد. اینکه اسم آن حضرت جزء افراد با سواد مدینه ثبت نشده است نشانه دیگری است که آن حضرت در مدینه هم خواندن و نوشتن را فرا نگرفته است.[۴]

منابع

  1. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، انتشارات اسلامیه، ج۶، ص۳۹۵.
  2. مطهری، مرتضی، پیامبر امی، انتشارات صدرا، ص۹.
  3. اعراف/ ۱۵۷.
  4. طباطبائی، سید محمد حسین، ترجمه المیزان، ج۱، ص۳۳۷.