نقد بر گزارش کشتار بنی‌قریظه: تفاوت میان نسخه‌ها

 
(۳۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۴: خط ۴:


{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}'''نقد بر گزارش کشتار بنی‌قریظه'''، اشاره به نقد برخی محققان دارد که بر گزارش‌های تاریخی در کشتار قوم بنی‌قریظه توسط پیامبر وارد کرده‌اند. جنگ پیامبر(ص) با قبیله بنی‌قریظه به سبب پیمان‌شکنی این قومِ یهودِ ساکن مدینه رخ داد. براساس برخی نقل‌های تاریخی پیامبر و سران قبیله بنی‌قریظه، با حَکَمیت سَعد بن مُعاذ توافق کردند و او حکم به کشتار مردان و اسارت زنان قبیله داد و پیامبر(ص) نیز قبول کرد.
'''بنی‌قریظه''' از قبیله‌های [[یهودی]] ساکن [[مدینه]] بودند. [[پیامبر اسلام(ص)]] پس از مهاجرت به مدینه، برای ایجاد اتحاد میان مسلمانان و یهودیان پیمان دفاعی‌ای میان سه قوم یهود و مسلمانان می‌بندد. بر اساس این پیمان، قرار شد که یهودیان، به ضرر [[اسلام]] قدمی برندارند به دشمنان مسلمانان کمک نکنند. هرگاه بر خلاف این قرارداد رفتار کنند [[پیامبر(ص)]] در مورد ایشان در انجام هر تصمیمی، مختار خواهد بود. بنی‌قریظه با کمک کردن به مشرکان در [[جنگ احزاب]]، علیه مسلمانان پیمان‌شکنی کردند. بعد از پیروزی مسلمانان در جنگ احزاب، طبق قرارداد، مردان جنگی این قبیله اعدام، اموالشان مصادره و زنان و فرزندانشان اسیر شد.


==پیمان صلح میان یهودیان و مسلمانان==
داستان قتل مردان قبیله بنی‌قریظه و اسارت زنان، مورد مناقشه برخی محققان شیعه قرار گرفته است. برخی گفته‌اند نمی‌توان به روایات داستان بنی‌قریظه، به خاطر تعارض و سخیف‌بودن برخی منقولات آن، اعتماد کرد و آن را با آیه ۵۶ [[محتوای سوره احزاب|سوره احزاب]] در تضاد می‌بینند. محمدعلی ایازی قرآن‌پژوه گفته است این رؤسای قوم بودند که پیمان‌شکنی کرده و به پیامبر(ص) اعلام جنگ دادند و بر طبق قاعده، همانان باید مجازات و کشته شوند، نه دیگران.
بعد از [[مهاجرت پیامبر(ص)]] به [[یثرب]]، [[پیامبر(ص)]] برای ایجاد اتحاد سیاسی و ساختن مقر حکومتی تصمیم به ایجاد قرارداد و پیمان دفاعی میان سه قوم [[یهود]] که در اطراف مدینه مستقر بودند، با مسلمانان می‌گیرد. بر اساس این پیمان که میان پیامبر و سه قوم (بنی‌قینقاع، بنی‌قریظه و بنی‌نضیر) نوشته شد قرار بر این شد که یهودیان، هرگز به ضرر پیامبر و یاران وی قدمی برندارند، به وسیله زبان و دست ضرری به او نرسانند و اسلحه و مَرکب در اختیار دشمنان مسلمانان نگذارند. هر گاه بر خلاف متن این قرار داد رفتار کنند [[پیامبر(ص)]] در ریختن خون آن‌ها، ضبط اموال و اسیر کردن زنان و فرزندان آن‌ها مختار خواهد بود.<ref>جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، انتشارات دفتر تبلیغات، چاپ دهم، ۱۳۷۴، صفحه ۴۶۶، جلد ۱.</ref>


== پیمان شکنی و شکست یهودیان مدینه ==
[[سیدجعفر شهیدی]] مورخ شیعی، باور کردن این داستان را دشوار می‌داند و می‌گوید سیرت پیامبر(ص) در جنگ‌های پیش از بنی‌قریظه مشخص است و همیشه عطوفت و بخشش را بر انتقام و کشتار مقدم می‌داشته است.
قبیله بنی قریظه در [[جنگ خندق]] با لشکر مشرکان برای از بین بردن اسلام همکاری کرد. از آنجا که سپاه مشرکان، به دلیل وجود خندق‌هائی که در اطراف شهر کنده شده بود، نتوانستند به داخل شهر وارد شوند، از یهودیان بنی قریظه کمک خواستند تا از داخل با مسلمانان درگیر شوند و جنگ داخلی در شهر به وجود بیاورند تا بدین وسیله مسلمانان مشغول جنگ داخلی شوند و سپاه اعراب از خندق‌ها عبور کرده و لشکر اسلام را از بین ببرند. این نقشه عملی نشد و سپاه مشرکان با شکست مواجه شد و به [[مکه]] بازگشت و یهودیان پیمان‌شکن، تنها ماندند.


== پاسخ به پیمان شکنی بنی‌قریظه ==
== پیمان‌شکنی بنی‌قریظه ==
پیامبر(ص) بعد از پیمان شکنی بنی‌قریظه و شکست کفار، سرتاسر دژ بنی‌قریظه را محاصره کرد. پس از مدتی اینان نیز همانند یهودیان دیگر تسلیم شدند. قبیله اوس به پاس پیمانی که با یهودیان بنی‌قریظه داشتند خواستار بخشش آن‌ها از طرف پیامبر شدند. پیامبر(ص) در برابر درخواست‌های آن‌ها داوری [[سعد ابن معاذ]] که از سران قبیله اوس و هم پیمان یهودیان بنی‌قریظه بود را پذیرفت و یهودیان نیز داوری سعد ابن معاذ را قبول کردند.<ref>فروغ ابدیت، جلد ۲، ص۱۵۴.</ref> سعد ابن معاذ نیز حکم اعدام مردان جنگی و تقسیم اموال و اسیر شدن زنان و فرزندان آن‌ها را که طبق قرار داد و پیمانی بود که قبلاً میان مسلمانان و یهودیان بسته شده بود، داد، که بر اساس متن قرار داد و حکم داور این کار عملی شد.
غزوه بنی‌قریظه در اواخر ذیقعده و اوایل ذیحجه سال پنجم هجری، آخرین جنگ مسلمانان با [[یهود مدینه]] بود.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، برگزیده تفسیر نمونه، ج۳، ص۶۰۳. تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۲ش.</ref> [[حضرت محمد(ص)]] در روز پراکنده شدن دشمنان در جنگ خندق (احزاب) به جنگ بنی‌قریظه رفت. علت جنگ، پیمان‌شکنی بنی‌قریظه و خیانت آنان به مسلمانان از طریق همکاری با گروه‌های شرکت کننده در جنگ خندق بود. مسلمانان بنی‌قریظه را محاصره کردند. مدت محاصره بین ۱۵ تا ۲۵ روز گزارش شده است.  


== بخشیده شدن بنی قینقاع و بنی نضیر==
بنی‌قریظه خود پیشنهاد دادند که با همان شرایط [[بنی‌نضیر]] تسلیم شوند. بنی‌نضیر از اموال و دارایی خود چشم پوشیده و مدینه را ترک کرده بودند. ولی پیامبر(ص) حَکَمیت را به سَعد بن مُعاذ، از اشراف اوس، واگذار نمود. بنی‌قریظه نیز حکمیت سعدبن معاذ را پذیرفتند، زیرا اوس قبل از اسلام متحد ایشان بود. سعد حکم به قتل مردان قبیله، اسارت زنان و کودکان و ضبط اموالشان داد. تعداد مردان بنی‌قریظه و پسران بالغشان، بین ششصد تا هشتصد نفر گزارش شده است.<ref>آهنچی، آذر، «بنی قُریظه»، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ج۴، ذیل مدخل، ۱۳۹۳ش؛ مدرسی، سید محمد تقی، زندگانی پیامبر گرامی اسلام محمد مصطفی(ص)، انتشارات محبان الحسین(ع)، قم، ۱۳۸۹ش ص۵۷. ؛ طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۱۷۰.</ref>
پیامبر با دو [[بنی قینقاع]] و [[بنی نضیر]] با وجود خیانت این دو قبیله با گذشت رفتار نمود و از خون آن‌ها گذشت. علی رغم گذشت پیامبر از قبیله بنی‌قینقاع و بنی‌نضیر، آن‌ها در جنگ خیبر دسیسه کرده و مشرکان مکه را علیه مسلمانان شوراندند. پیامبر(ص) پس از [[فتح خیبر]] از گناه ایشان گذشت و آن‌ها را طبق قرار دادی وا گذاشت.
 
== نقدها ==
برخی محققان تاریخ گفته‌اند اگر هفتصد تا نهصد مرد از بنی‌قریظه کشته شده باشند، شمار زنان و فرزندان آن‌ها تقریباً سه تا چهار برابر این تعداد بوده؛ یعنی تقریباً بیش از سه هزار نفر به اسارت مسلمانان درآمده‌اند. این تعداد نسبت به جمعیت آن زمان مسلمانان، عدد اندکی نیست؛ بنابراین اگر چنین جماعتی در میان مسلمانان حضور داشتند، باید دست‌کم نقشی محدود از آن‌ها در تاریخ اسلام مشاهده می‌شد، اما هیچ اثری از اسرای بنی‌قریظه در تاریخ نیست که مثلاً گفته شده باشد این فرد از کودکان اسیر بنی‌قریظه بود و مثلاً فرد درست یا منحرفی بود یا این زن مادر فلان شخص است که از یهودیان اسیر بنی‌قریظه بوده. چنین نقل‌هایی در تاریخ وجود ندارد؛ درحالی‌که در موارد این‌چنینی ردّپاهای تاریخی وجود دارد.<ref>«[https://imanoor.com/blog/بنی-قریظه/ بنی قریظه]»، درس‌های تاریخ معصومین از رجبی دوانی، سایت ایمانور، تاریخ بازدید: ۲۴ مرداد ۱۴۰۲ش.</ref>
 
== نقد سیدجعفر شهیدی ==
سیدجعفر شهیدی، پژوهشگر تاریخ اسلام، معتقد است نکات مبهم این داستان «متتبع دقیق» را از آنچه شهرت یافته بازمی‌دارد یا به تردیدهایی می‌افکند.<ref>شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش. ص۹۵.</ref> او نقدهای زیادی به روایت مشهور غزوه بنی‌قریظه دارد که به این شرح است:
* باور کردن این داستان دشوار است. نخستین چیزی که باعث تردید می‌شود شمار کشته‌شدگان است که آن را ششصد، هفتصد، هشتصد تا نهصد تن نوشته‌اند. چگونه [[امام علی(ع)]] یا علی(ع) و زبیر، نهصد تن را در یک روز سر بریدند؟ نهصد تن مرد بالغ در قومی، به‌طور تقریب نشانه چهارهزارتن یا بیشتر انسان است. آیا شمار بنی‌قریظه بدین عدد می‌رسید؟ مگر در آن روزگار در مدینه و پیرامون آن چند هزار تن زندگی می‌کردند که چهار هزار تن در آبادی‌های بنی‌قریظه ساکن باشند؟<ref>شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش. ص۹۵.</ref>
* [[ابن اسحاق]] پایان داستان بنی‌قریظه را چنین نوشته و در [[اعتبار تاریخ طبری|تاریخ طبری]] هم عین نوشته او آمده است، [[واقدی]] متوفای ۲۰۷ق، صورت دیگری را نیز ضبط کرده که عبارت او مضطرب است.<ref>شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش، ص۹۴.</ref>
* این داستان را هاله‌ای از ابهام و بلکه تاریکی فراگرفته که در قرن اخیر دستاویزی برای شرق‌شناسان مخصوصاً یهودیان اسلام‌شناس شده است.<ref>شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش، ص۹۴.</ref>
* اختلافی که بین چگونگی کشته شدن اسیران دیده می‌شود درخور توجه است. ابن اسحاق می‌گوید همه را در کنار خندق سر بریدند و واقدی می‌گوید اسیران را بر خانواده‌های اوس بخش کردند تا آنان با کشتن ایشان اطاعت خود را به پیغمبر نشان دهند.
* سیرت پیامبر(ص) در جنگ‌های پیش از بنی‌قریظه مشخص است. او همیشه عطوفت و بخشش را بر انتقام و کشتار مقدم می‌داشته است.<ref>شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش. ص۹۵.</ref>
* به نظر می‌رسد داستان بنی‌قریظه سال‌ها پس از تاریخ واقعه، به وسیله داستان‌گویی که از تیره خزرج بوده است دستکاری شده و به تحریر درآمده باشد، تا بدین وسیله نشان دهند که حرمت طایفه اوس نزد پیغمبر به اندازه طایفه خزرج نبود و برای همین است که پیغمبر هم پیمان‌های خزرج را نکشت اما همپیمانان اوس را گردن زد. و نیز خواسته است نشان دهد که رئیس قبیله اوس جانب هم پیمانان خود را رعایت نکرده است.<ref>شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش. ص۹۶.</ref>
 
== نقد محمدعلی ایازی ==
محمدعلی ایازی محقق و قرآن پژوه معتقد است نمی‌توان به روایات داستان بنی‌قریظه به خاطر تعارض و سخیف بودن برخی از بخش‌های آن اعتماد کرد. او اعتقاد دارد  موضوع غزوه بنی‌قریظه، تسلیم و کشته شدن نبوده و آیه ۵۶ سوره احزاب سخن از درگیری میان مسلمانان و این قبیله دارد که در نهایت، گروهی از آنان کشته و عده‌ای اسیر شدند و آن روایات، برساخته کسانی است که با اهداف خاص به آن پرداخته‌اند.<ref>ایازی، محمدعلی، «تأملی پیرامون روایت کشتن یهودیان بنی قریظه در منابع تاریخ و تفسیر»، پژوهش‌های قرآنی، سال هجدهم، پاییز ۱۳۹۱ش، شماره ۳، ص۱۲۱.</ref> این ماجرا، یعنی اعدام همه مردان و اسارت زنان و فرزندان ایشان، در حرکت تاریخ صدر اسلام نظیر نداشته و با رفتارهای دیگر پیامبر سازگار نیست! روایاتی که این حادثه را نقل کرده، به جز در جزئیات و مسایل غیر مهم، در چند جا دارای اختلاف و تناقض است؛ در محل زندانیان یا شکل کشتن و تعداد کشته‌ها و کیفیت اجرا و مجری این فرمان.<ref>ایازی، محمدعلی، «تأملی پیرامون روایت کشتن یهودیان بنی قریظه در منابع تاریخ و تفسیر»، پژوهش‌های قرآنی، سال هجدهم، پاییز ۱۳۹۱ش، شماره ۳، ص۱۳۰ و ۱۳۵.</ref>
 
محمدعلی ایازی گفته است این داستان بسیار گوناگون و چندگانه نقل شده است. اما در منابع تاریخی به شکل نسل‌کشی و قتل‌عام همه مردان یک قبیله و اسیر گرفتن خانواده آنان از سوی پیامبر(ص) تصویر شده که عملی بسیار بی رحمانه و متناسب با جرم آنان نبوده است. وی معتقد است این داستان با رحمت‌العالمین بودن پیامبر(ص) و آیات بسیار قرآن که در برابر جرم و گناه، مجازات مثل را می‌خواهد (انعام /۱۶۱، یونس /۲۷، غافر/۴۰)، سازگار نیست و با روش و منش پیامبران و با سیره رسول خدا همخوانی ندارد. این رؤسای قوم بودند که پیمان‌شکنی کرده و به پیامبر اعلام جنگ دادند و بر طبق قاعده، همانان باید مجازات و کشته شوند، نه دیگران. ممکن است در نبردی رویارو تعداد بسیاری کشته شوند، اما بر طبق این روایات، آنان به محاصره درآمده و تسلیم شدند و به صورت دسته جمعی اعدام شدند. آیا می‌توان بر اساس قوانین جزایی اسلام پنداشت که پیامبر به دلیل پیمان‌شکنی سران یک قبیله، تمام مردان و حتی نوجوانان تازه بالغ آن قبیله را به قتل برساند؟<ref>ایازی، محمدعلی، «تأملی پیرامون روایت کشتن یهودیان بنی قریظه در منابع تاریخ و تفسیر»، پژوهش‌های قرآنی، سال هجدهم، پاییز ۱۳۹۱ش، شماره ۳، ص۱۳۶.</ref>
 
برای فهم این حادثه نباید از وجود کسانی مانند محمد بن کعب قرظی، که در قصه‌گویی شهرت دارد و وجود نوادگان سعد بن معاذ در میان راویان این داستان و حضور یهودیان مسلمان شده در تعریف و تمجید از این قبیله یهودی و تصویر چهره‌ای مظلوم ولی باشهامت و راسخ در آیین یهود، غافل شد که موارد دیگری از این نمونه‌ها در منابع تاریخی مسلمانان راه یافته و نباید به سادگی از آن گذشت.<ref>ایازی، محمدعلی، «تأملی پیرامون روایت کشتن یهودیان بنی قریظه در منابع تاریخ و تفسیر»، پژوهش‌های قرآنی، سال هجدهم، پاییز ۱۳۹۱ش، شماره ۳، ص۱۴۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{شاخه
{{شاخه
| شاخه اصلی = ادیان و مذاهب
| شاخه اصلی = ادیان و مذاهب
خط ۲۵: خط ۴۱:
| شاخه فرعی۲ = تاریخ اسلام
| شاخه فرعی۲ = تاریخ اسلام
| شاخه فرعی۳ =
| شاخه فرعی۳ =
| شاخه فرعی۴ =
| شاخه فرعی۴ =
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
خط ۳۶: خط ۵۲:
| تغییر مسیر = شد
| تغییر مسیر = شد
| ارجاعات =
| ارجاعات =
| بازبینی =
| بازبینی =شد
| تکمیل =
| تکمیل =
| اولویت = ج
| اولویت = ج
| کیفیت = ج
| کیفیت = ب
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۹:۴۵

سؤال

جریان قبیله بنی قریظه چه بود؟ آیا پیامبر دستور کشتار عده‌ای از یهودیان بنی قریظه را دادند؟

نقد بر گزارش کشتار بنی‌قریظه، اشاره به نقد برخی محققان دارد که بر گزارش‌های تاریخی در کشتار قوم بنی‌قریظه توسط پیامبر وارد کرده‌اند. جنگ پیامبر(ص) با قبیله بنی‌قریظه به سبب پیمان‌شکنی این قومِ یهودِ ساکن مدینه رخ داد. براساس برخی نقل‌های تاریخی پیامبر و سران قبیله بنی‌قریظه، با حَکَمیت سَعد بن مُعاذ توافق کردند و او حکم به کشتار مردان و اسارت زنان قبیله داد و پیامبر(ص) نیز قبول کرد.

داستان قتل مردان قبیله بنی‌قریظه و اسارت زنان، مورد مناقشه برخی محققان شیعه قرار گرفته است. برخی گفته‌اند نمی‌توان به روایات داستان بنی‌قریظه، به خاطر تعارض و سخیف‌بودن برخی منقولات آن، اعتماد کرد و آن را با آیه ۵۶ سوره احزاب در تضاد می‌بینند. محمدعلی ایازی قرآن‌پژوه گفته است این رؤسای قوم بودند که پیمان‌شکنی کرده و به پیامبر(ص) اعلام جنگ دادند و بر طبق قاعده، همانان باید مجازات و کشته شوند، نه دیگران.

سیدجعفر شهیدی مورخ شیعی، باور کردن این داستان را دشوار می‌داند و می‌گوید سیرت پیامبر(ص) در جنگ‌های پیش از بنی‌قریظه مشخص است و همیشه عطوفت و بخشش را بر انتقام و کشتار مقدم می‌داشته است.

پیمان‌شکنی بنی‌قریظه

غزوه بنی‌قریظه در اواخر ذیقعده و اوایل ذیحجه سال پنجم هجری، آخرین جنگ مسلمانان با یهود مدینه بود.[۱] حضرت محمد(ص) در روز پراکنده شدن دشمنان در جنگ خندق (احزاب) به جنگ بنی‌قریظه رفت. علت جنگ، پیمان‌شکنی بنی‌قریظه و خیانت آنان به مسلمانان از طریق همکاری با گروه‌های شرکت کننده در جنگ خندق بود. مسلمانان بنی‌قریظه را محاصره کردند. مدت محاصره بین ۱۵ تا ۲۵ روز گزارش شده است.

بنی‌قریظه خود پیشنهاد دادند که با همان شرایط بنی‌نضیر تسلیم شوند. بنی‌نضیر از اموال و دارایی خود چشم پوشیده و مدینه را ترک کرده بودند. ولی پیامبر(ص) حَکَمیت را به سَعد بن مُعاذ، از اشراف اوس، واگذار نمود. بنی‌قریظه نیز حکمیت سعدبن معاذ را پذیرفتند، زیرا اوس قبل از اسلام متحد ایشان بود. سعد حکم به قتل مردان قبیله، اسارت زنان و کودکان و ضبط اموالشان داد. تعداد مردان بنی‌قریظه و پسران بالغشان، بین ششصد تا هشتصد نفر گزارش شده است.[۲]

نقدها

برخی محققان تاریخ گفته‌اند اگر هفتصد تا نهصد مرد از بنی‌قریظه کشته شده باشند، شمار زنان و فرزندان آن‌ها تقریباً سه تا چهار برابر این تعداد بوده؛ یعنی تقریباً بیش از سه هزار نفر به اسارت مسلمانان درآمده‌اند. این تعداد نسبت به جمعیت آن زمان مسلمانان، عدد اندکی نیست؛ بنابراین اگر چنین جماعتی در میان مسلمانان حضور داشتند، باید دست‌کم نقشی محدود از آن‌ها در تاریخ اسلام مشاهده می‌شد، اما هیچ اثری از اسرای بنی‌قریظه در تاریخ نیست که مثلاً گفته شده باشد این فرد از کودکان اسیر بنی‌قریظه بود و مثلاً فرد درست یا منحرفی بود یا این زن مادر فلان شخص است که از یهودیان اسیر بنی‌قریظه بوده. چنین نقل‌هایی در تاریخ وجود ندارد؛ درحالی‌که در موارد این‌چنینی ردّپاهای تاریخی وجود دارد.[۳]

نقد سیدجعفر شهیدی

سیدجعفر شهیدی، پژوهشگر تاریخ اسلام، معتقد است نکات مبهم این داستان «متتبع دقیق» را از آنچه شهرت یافته بازمی‌دارد یا به تردیدهایی می‌افکند.[۴] او نقدهای زیادی به روایت مشهور غزوه بنی‌قریظه دارد که به این شرح است:

  • باور کردن این داستان دشوار است. نخستین چیزی که باعث تردید می‌شود شمار کشته‌شدگان است که آن را ششصد، هفتصد، هشتصد تا نهصد تن نوشته‌اند. چگونه امام علی(ع) یا علی(ع) و زبیر، نهصد تن را در یک روز سر بریدند؟ نهصد تن مرد بالغ در قومی، به‌طور تقریب نشانه چهارهزارتن یا بیشتر انسان است. آیا شمار بنی‌قریظه بدین عدد می‌رسید؟ مگر در آن روزگار در مدینه و پیرامون آن چند هزار تن زندگی می‌کردند که چهار هزار تن در آبادی‌های بنی‌قریظه ساکن باشند؟[۵]
  • ابن اسحاق پایان داستان بنی‌قریظه را چنین نوشته و در تاریخ طبری هم عین نوشته او آمده است، واقدی متوفای ۲۰۷ق، صورت دیگری را نیز ضبط کرده که عبارت او مضطرب است.[۶]
  • این داستان را هاله‌ای از ابهام و بلکه تاریکی فراگرفته که در قرن اخیر دستاویزی برای شرق‌شناسان مخصوصاً یهودیان اسلام‌شناس شده است.[۷]
  • اختلافی که بین چگونگی کشته شدن اسیران دیده می‌شود درخور توجه است. ابن اسحاق می‌گوید همه را در کنار خندق سر بریدند و واقدی می‌گوید اسیران را بر خانواده‌های اوس بخش کردند تا آنان با کشتن ایشان اطاعت خود را به پیغمبر نشان دهند.
  • سیرت پیامبر(ص) در جنگ‌های پیش از بنی‌قریظه مشخص است. او همیشه عطوفت و بخشش را بر انتقام و کشتار مقدم می‌داشته است.[۸]
  • به نظر می‌رسد داستان بنی‌قریظه سال‌ها پس از تاریخ واقعه، به وسیله داستان‌گویی که از تیره خزرج بوده است دستکاری شده و به تحریر درآمده باشد، تا بدین وسیله نشان دهند که حرمت طایفه اوس نزد پیغمبر به اندازه طایفه خزرج نبود و برای همین است که پیغمبر هم پیمان‌های خزرج را نکشت اما همپیمانان اوس را گردن زد. و نیز خواسته است نشان دهد که رئیس قبیله اوس جانب هم پیمانان خود را رعایت نکرده است.[۹]

نقد محمدعلی ایازی

محمدعلی ایازی محقق و قرآن پژوه معتقد است نمی‌توان به روایات داستان بنی‌قریظه به خاطر تعارض و سخیف بودن برخی از بخش‌های آن اعتماد کرد. او اعتقاد دارد موضوع غزوه بنی‌قریظه، تسلیم و کشته شدن نبوده و آیه ۵۶ سوره احزاب سخن از درگیری میان مسلمانان و این قبیله دارد که در نهایت، گروهی از آنان کشته و عده‌ای اسیر شدند و آن روایات، برساخته کسانی است که با اهداف خاص به آن پرداخته‌اند.[۱۰] این ماجرا، یعنی اعدام همه مردان و اسارت زنان و فرزندان ایشان، در حرکت تاریخ صدر اسلام نظیر نداشته و با رفتارهای دیگر پیامبر سازگار نیست! روایاتی که این حادثه را نقل کرده، به جز در جزئیات و مسایل غیر مهم، در چند جا دارای اختلاف و تناقض است؛ در محل زندانیان یا شکل کشتن و تعداد کشته‌ها و کیفیت اجرا و مجری این فرمان.[۱۱]

محمدعلی ایازی گفته است این داستان بسیار گوناگون و چندگانه نقل شده است. اما در منابع تاریخی به شکل نسل‌کشی و قتل‌عام همه مردان یک قبیله و اسیر گرفتن خانواده آنان از سوی پیامبر(ص) تصویر شده که عملی بسیار بی رحمانه و متناسب با جرم آنان نبوده است. وی معتقد است این داستان با رحمت‌العالمین بودن پیامبر(ص) و آیات بسیار قرآن که در برابر جرم و گناه، مجازات مثل را می‌خواهد (انعام /۱۶۱، یونس /۲۷، غافر/۴۰)، سازگار نیست و با روش و منش پیامبران و با سیره رسول خدا همخوانی ندارد. این رؤسای قوم بودند که پیمان‌شکنی کرده و به پیامبر اعلام جنگ دادند و بر طبق قاعده، همانان باید مجازات و کشته شوند، نه دیگران. ممکن است در نبردی رویارو تعداد بسیاری کشته شوند، اما بر طبق این روایات، آنان به محاصره درآمده و تسلیم شدند و به صورت دسته جمعی اعدام شدند. آیا می‌توان بر اساس قوانین جزایی اسلام پنداشت که پیامبر به دلیل پیمان‌شکنی سران یک قبیله، تمام مردان و حتی نوجوانان تازه بالغ آن قبیله را به قتل برساند؟[۱۲]

برای فهم این حادثه نباید از وجود کسانی مانند محمد بن کعب قرظی، که در قصه‌گویی شهرت دارد و وجود نوادگان سعد بن معاذ در میان راویان این داستان و حضور یهودیان مسلمان شده در تعریف و تمجید از این قبیله یهودی و تصویر چهره‌ای مظلوم ولی باشهامت و راسخ در آیین یهود، غافل شد که موارد دیگری از این نمونه‌ها در منابع تاریخی مسلمانان راه یافته و نباید به سادگی از آن گذشت.[۱۳]

منابع

  1. مکارم شیرازی، ناصر، برگزیده تفسیر نمونه، ج۳، ص۶۰۳. تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۲ش.
  2. آهنچی، آذر، «بنی قُریظه»، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ج۴، ذیل مدخل، ۱۳۹۳ش؛ مدرسی، سید محمد تقی، زندگانی پیامبر گرامی اسلام محمد مصطفی(ص)، انتشارات محبان الحسین(ع)، قم، ۱۳۸۹ش ص۵۷. ؛ طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۱۷۰.
  3. «بنی قریظه»، درس‌های تاریخ معصومین از رجبی دوانی، سایت ایمانور، تاریخ بازدید: ۲۴ مرداد ۱۴۰۲ش.
  4. شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش. ص۹۵.
  5. شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش. ص۹۵.
  6. شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش، ص۹۴.
  7. شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش، ص۹۴.
  8. شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش. ص۹۵.
  9. شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، علمی فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ش. ص۹۶.
  10. ایازی، محمدعلی، «تأملی پیرامون روایت کشتن یهودیان بنی قریظه در منابع تاریخ و تفسیر»، پژوهش‌های قرآنی، سال هجدهم، پاییز ۱۳۹۱ش، شماره ۳، ص۱۲۱.
  11. ایازی، محمدعلی، «تأملی پیرامون روایت کشتن یهودیان بنی قریظه در منابع تاریخ و تفسیر»، پژوهش‌های قرآنی، سال هجدهم، پاییز ۱۳۹۱ش، شماره ۳، ص۱۳۰ و ۱۳۵.
  12. ایازی، محمدعلی، «تأملی پیرامون روایت کشتن یهودیان بنی قریظه در منابع تاریخ و تفسیر»، پژوهش‌های قرآنی، سال هجدهم، پاییز ۱۳۹۱ش، شماره ۳، ص۱۳۶.
  13. ایازی، محمدعلی، «تأملی پیرامون روایت کشتن یهودیان بنی قریظه در منابع تاریخ و تفسیر»، پژوهش‌های قرآنی، سال هجدهم، پاییز ۱۳۹۱ش، شماره ۳، ص۱۴۰.