زبان پرسش و پاسخ در قبر: تفاوت میان نسخه‌ها

Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
از ویکی پاسخ
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: ویرایش مبدأ ۲۰۱۷
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: ویرایش مبدأ ۲۰۱۷
خط ۵: خط ۵:
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
در پاسخ از پرسش عربی بودن تلقین، گوشه‌هایی از این پرسش نیز پاسخ داده شد. کلمه‌ها و جمله‌های تلقین، همان سخن‌هایی است که یک فرد مسلمان در زندگی بارها شنیده و معنای آن را می‌دانسته است و چه بسا آنها را حفظ بوده است. مانند: شهادتین و اسامی ائمه(ع) که در تلقین و پاسخ در قبر یادآوری می‌شود، نه این که پرسش و پاسخ، یک دوره کلاس زبان باشد.
درباره کسانی که با جمله‌های عربی آشنایی ندارند و عقاید خود را به زبان مادری خود می‌دانند. در اخبار و روایات مربوط به سؤال در قبر، چیزی صریحاً در این زمینه عنوان نشده است.<ref>میر احمد فقیه نی ریزی، گفتگویی پیرامون قبر، ص۱۶۹.</ref>
 
اما در بارهٔ کسانی که با جمله‌های عربی آشنایی ندارند و عقاید خود را به زبان مادری خود می‌دانند. در اخبار و روایات مربوط به سؤال در قبر، چیزی صریحاً در این زمینه عنوان نشده است.<ref>میر احمد فقیه نی ریزی، گفتگویی پیرامون قبر، ص۱۶۹.</ref>
 
تنها روایتی که نگارنده در این مورد پیدا کرده است، سخنی از امیرمؤمنان (علیه السلام) است، که وقتی به اذن خداوند، مرده‌ای را از قبر بیرون آورد، با زبان فارسی تکلم می‌کرد و حال آن که پیش از مرگ عرب زبان بود و این تبدیل زبان را به دلیل پایبندی او، به سنت و فرهنگ اهل آن زبان معرفی کرد.<ref>بحار الانوار، ج۶، ص۱۳۰، ح ۳۹.</ref> پس می‌توان گفت، مؤمنان نیز که با فرهنگ اسلام محشورند، به زبان عربی مسلط می‌شوند.


از سوی دیگر، عالم برزخ و مناسبات آن، غیر از عالم ماده و طبیعت است. در این عالم، تبادل افکار و خواسته‌ها با زبان در صورت آشنایی ممکن است؛ ولی در برزخ، از راه‌های دیگر که مناسب آن عالم است، ممکن است.
از سوی دیگر، عالم برزخ و مناسبات آن، غیر از عالم ماده و طبیعت است. در این عالم، تبادل افکار و خواسته‌ها با زبان در صورت آشنایی ممکن است؛ ولی در برزخ، از راه‌های دیگر که مناسب آن عالم است، ممکن است.
خط ۱۷: خط ۱۳:
یا اینکه می‌توان گفت، سخن گفتن و انتقال پیام، تنها از راه مکالمه با زبان خاص نیست. چون نطق اقسامی دارد. مانند: نطق صامت؛ یعنی هیئت و شاکلهٔ چیزی سخن می‌گوید. مانند: سخن گفتن معماری‌ها، تابلوها، حالات انسان‌ها و….
یا اینکه می‌توان گفت، سخن گفتن و انتقال پیام، تنها از راه مکالمه با زبان خاص نیست. چون نطق اقسامی دارد. مانند: نطق صامت؛ یعنی هیئت و شاکلهٔ چیزی سخن می‌گوید. مانند: سخن گفتن معماری‌ها، تابلوها، حالات انسان‌ها و….


سخن گفتن برخی موجودات با اولیای الهی، گونهٔ دیگری از نطق (نطق باطنی) است. مانند: سخن گفتن سنگ ریزه‌ها در دست مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) همچنین عبدالله بن مسعود نقل می‌کند که وقتی از کنار کوهی می‌گذشتیم، دیدیم، سنگ‌ها و کلوخ‌ها و همهٔ اشیا یک صدا می‌گفتند: «السلام علیک یا رسول الله» قرآن نیز همین حقیقت را تأیید می‌کند:<ref>همان، ص۷۱ و ۷۲.</ref>
سخن گفتن برخی موجودات با اولیای الهی، گونهٔ دیگری از نطق (نطق باطنی) است. مانند: سخن گفتن سنگ ریزه‌ها در دست مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) همچنین عبدالله بن مسعود نقل می‌کند که وقتی از کنار کوهی می‌گذشتیم، دیدیم، سنگ‌ها و کلوخ‌ها و همهٔ اشیا یک صدا می‌گفتند: «السلام علیک یا رسول الله» قرآن نیز همین حقیقت را تأیید می‌کند:<ref>رفیعی قزوینی، زندگی پس از مرگ، ص۷۱ و ۷۲.</ref>
 
(إِنْ مِنْ شَیْء إِلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ); تمام ذره‌های هستی، خدا را تسبیح و حمد می‌کنند؛ ولی شما نمی‌شنوید.
 
ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم *** با شما نامحرمان ما خامشیم
 
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) هنگام سخن گفتن، به ستونی تکیه می‌کرد. بعد منبری بنا کردند و پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بر آن سخن می‌گفت. در این هنگام بود که ستون از هجر آن وجود نازنین، به ناله و فریاد آمد.<ref>محمد رضا ربانی، معاد ربانی، ص۹۵.</ref>
 
استن حنانه از هجر رسول *** ناله می‌کرد همچون اصحاب عقول
 
اگر هیکل بی جان چوبی به اذن خدا به سخن آید، آیا میت نمی‌تواند سخن بگوید؟
 
نطق آب و نطق خاک و نطق گل *** هست محسوس حواس اهل دل


پس لزومی ندارد که حتماً در قبر، زنده شدن به صورت مادی باشد. به این صورت که پاسخ، با همان زبان و صدای عالم مثالی برزخی باشد. چنان‌که در روایات آمده است که حوادث و صداهای عالم برزخ و میت را همه می‌شنوند، غیر از آدمیان و جنیان (که در جهان مادی به سر می‌برند). و اگر کسی پافشاری کند که حتماً پاسخ گفتن مادی است، خواهیم گفت که بدن مادی میت، مانند دیگر اجسام و ذرات عالم، با زبان حال پاسخ می‌گوید.
پس لزومی ندارد که حتماً در قبر، زنده شدن به صورت مادی باشد. به این صورت که پاسخ، با همان زبان و صدای عالم مثالی برزخی باشد. چنان‌که در روایات آمده است که حوادث و صداهای عالم برزخ و میت را همه می‌شنوند، غیر از آدمیان و جنیان (که در جهان مادی به سر می‌برند). و اگر کسی پافشاری کند که حتماً پاسخ گفتن مادی است، خواهیم گفت که بدن مادی میت، مانند دیگر اجسام و ذرات عالم، با زبان حال پاسخ می‌گوید.

نسخهٔ ‏۱۲ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۳:۴۲

سؤال

پرسش و پاسخ قبر، به چه زبانی است؟

درباره کسانی که با جمله‌های عربی آشنایی ندارند و عقاید خود را به زبان مادری خود می‌دانند. در اخبار و روایات مربوط به سؤال در قبر، چیزی صریحاً در این زمینه عنوان نشده است.[۱]

از سوی دیگر، عالم برزخ و مناسبات آن، غیر از عالم ماده و طبیعت است. در این عالم، تبادل افکار و خواسته‌ها با زبان در صورت آشنایی ممکن است؛ ولی در برزخ، از راه‌های دیگر که مناسب آن عالم است، ممکن است.

در خصوص این پرسش، می‌توان گفت که روح پس از جدایی از بدن و عالم مادیات، از محدودیت‌ها رهایی می‌یابد و به نیرویش افزوده می‌شود[۲]; بنابراین، محدودیت زبانی برطرف می‌شود.

یا اینکه می‌توان گفت، سخن گفتن و انتقال پیام، تنها از راه مکالمه با زبان خاص نیست. چون نطق اقسامی دارد. مانند: نطق صامت؛ یعنی هیئت و شاکلهٔ چیزی سخن می‌گوید. مانند: سخن گفتن معماری‌ها، تابلوها، حالات انسان‌ها و….

سخن گفتن برخی موجودات با اولیای الهی، گونهٔ دیگری از نطق (نطق باطنی) است. مانند: سخن گفتن سنگ ریزه‌ها در دست مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) همچنین عبدالله بن مسعود نقل می‌کند که وقتی از کنار کوهی می‌گذشتیم، دیدیم، سنگ‌ها و کلوخ‌ها و همهٔ اشیا یک صدا می‌گفتند: «السلام علیک یا رسول الله» قرآن نیز همین حقیقت را تأیید می‌کند:[۳]

پس لزومی ندارد که حتماً در قبر، زنده شدن به صورت مادی باشد. به این صورت که پاسخ، با همان زبان و صدای عالم مثالی برزخی باشد. چنان‌که در روایات آمده است که حوادث و صداهای عالم برزخ و میت را همه می‌شنوند، غیر از آدمیان و جنیان (که در جهان مادی به سر می‌برند). و اگر کسی پافشاری کند که حتماً پاسخ گفتن مادی است، خواهیم گفت که بدن مادی میت، مانند دیگر اجسام و ذرات عالم، با زبان حال پاسخ می‌گوید.

منابع

  1. میر احمد فقیه نی ریزی، گفتگویی پیرامون قبر، ص۱۶۹.
  2. رفیعی قزوینی، زندگی پس از مرگ، ص۶۸.
  3. رفیعی قزوینی، زندگی پس از مرگ، ص۷۱ و ۷۲.