تفاوت تعداد آیات قرآن در برخی روایات: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (تغییر شاخه بندی)
خط ۷: خط ۷:


== متن روایت ==
== متن روایت ==
مرحوم کلینی در کتاب کافی از [[امام صادق(ع)]] روایت کرده است: {{عربی بزرگ| إِنَّ الْقُرْآنَ الَّذِي جَاءَ بِهِ جَبْرَئِيلُ إِلَى مُحَمَّدٍ سَبْعَه عَشَرَ أَلْفَ آيَه<ref>كلينى، محمد، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۶۳۴، بَابُ النَّوَادِر، حديث۲۸.</ref>به درستى قرآنى كه جبرئيل آن را به نزد محمد آورد، هفده هزار آيه است.}}
مرحوم کلینی در کتاب کافی از [[امام صادق(ع)]] روایت کرده است: {{عربی بزرگ| إِنَّ الْقُرْآنَ الَّذِي جَاءَ بِهِ جَبْرَئِيلُ إِلَى مُحَمَّدٍ سَبْعَه عَشَرَ أَلْفَ آيَه<ref>كلينى، محمد، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۶۳۴، بَابُ النَّوَادِر، حديث۲۸.</ref>
 
به درستى قرآنى كه جبرئيل آن را به نزد محمد آورد، هفده هزار آيه است.}}


== سند روایت ==
== سند روایت ==

نسخهٔ ‏۵ فوریهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۲۳:۱۰

سؤال

روایتی در اصول کافی قرآن مُنزَل را ۱۷ هزار آیه بیان می‌کند، در حالی که تعداد آیات قرآن کنونی کمی بیش از شش‌هزار آیه است. با توجه به این روایت آیا قرآن موجود کامل است و شیعه به مصونیت قرآن از زیاده و نقصان اعتقاد دارد؟

روایتی در کتاب کافی تعداد آیات قرآن را ۱۷ هزار آیه برشمرده است. برخی عالمان شیعه توضیح داده‌اند که در ثبت متن این روایت اشتباهی صورت گرفته و به جای عدد هفت‌هزار عدد ۱۷ هزار ضبط شده است. در چاپ جدید و مصحَح کتاب اصول کافی، که بر اساس نسخه‌های قدیمی و متعدد و به روش علمی تصحیح متون انجام گرفته است، این عدد هفت‌هزار ثبت شده است. برخی از محققان براین باورند هفده هزار آیه در اینگونه روایات، تمام آنچه بر پیامبر(ص) وحی شده است اعم از قرآنی و غیر قرآنی مانند احادیث قدسی را شامل می‌شود.

متن روایت

مرحوم کلینی در کتاب کافی از امام صادق(ع) روایت کرده است:

سند روایت

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی: وی محمد بن یحیی بن العطار است؛ نجاشی، علامه حلی، قهپایی، خوئی و دیگر کتاب‌های رجالی، وی را بزرگ اصحاب شیعه در زمان خود، ثقه، عین، زیاد حدیث نقل کننده می‌دانند.[۲]

أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ: وی احمد بن محمد بن عیسی الاشعری است؛ شیخ طوسی وی را ثقه می‌داند[۳] و در کتب دیگر رجالی نیز از وی به عنوان وجیه و فقیه قم یاد می‌شود.[۴]

عَلِیُّ بْنُ الْحَکَمِ: وی علی بن الحکم الانباری است؛ در کتب رجالی وی از شاگردان ابن ابی عمیر از اصحاب اجماع است و افراد زیادی از اصحاب امام صادق (سلام الله علیه) را ملاقات کرده است و همانند ابن فضال و ابن بکیر است؛ هر چند در ذیل علی بن حکم انباری تصریحی به وثاقت وی نشده است، اما برخی از کتب رجالی علی بن حکم انباری را همان علی بن حکم بن زبیر و علی بن حکم کوفی می‌دانند یعنی اینها سه نفر نیستند و بلکه یک نفرند و با این بیان چون در کتب رجالی به صراحت علی بن حکم کوفی و علی بن حکم بن زبیر توثیق شده‌اند، علی بن حکم انباری نیز ثقه می‌شود.[۵]

هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ‏: نجاشی، علامه حلی، تفرشی و دیگران وی را ثقه و ثقه دانسته است.[۶]

روایت از نظر سندی قابل استناد است.

دلالت نداشتن روایت بر تحریف قرآن

هفده هزار اشتباه در نوشتار

میرزا ابوالحسن شعرانی، دانشمند معاصر شیعه، توضیح داده که اضافه شدن کلمه «عشر» به عبارت «سبعة الف آیة» و تبدیل عدد هفت‌هزار به عدد ۱۷ هزار از تحریف راویان این روایت یا اشتباه ناسخان متن روایت حاصل شده است. شعرانی در ادامه افزوده است که عدد هفت‌هزار آیه هم در این روایت از باب تقریب ذکر شده است. چون آیات قرآن بین شش‌هزار تا هفت‌هزار آیه است. محمدهادی معرفت، عالم شیعه و متخصص علوم قرآنی، ضبط فیض کاشانی، ملامحسن فیض کاشانی به صورت «سبعة الف آیة»[۷] را به عنوان تأییدی بر نظر شعرانی ذکر کرده است.[۸]

در چاپ جدید و مصحَح کتاب اصول کافی، که بر اساس نسخه‌های قدیمی و متعدد و به روش علمی تصحیح متون انجام گرفته است، این عدد هفت‌هزار ثبت شده است.[۹]

مراد از آیه یعنی قرآن و احادیث قدسی

هفده هزار آیه، تمام آنچه بر پیامبر(ص) وحی شده اعم از قرآنی و غیر قرآنی مانند احادیث قدسی را شامل می‌شود. طبق نقل بعضی از محققان مرحوم شیخ صدوق به آن معتقد است.[۱۰]

شیعه نیز مانند سایر مذاهب اسلامی قائل به عدم تحریف قرآن است. نظر اجماعی و رسمی عالمان شیعه از دیرباز تا کنون بر این قول است که در متن قرآن هیچ زیاده و نقصانی رخ نداده است و متن قرآن همان متن نازل شده در صدر اسلام است.[۱۱] کثرت تألیفات عالمان شیعه درباره مصونیت قرآن از تحریف و رد برخی نظرات نادر در زمینه تحریف به نقصان نشانی از این نظر اجماعی و رسمی عالمان شیعه است.[۱۲]


منابع

  1. كلينى، محمد، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۶۳۴، بَابُ النَّوَادِر، حديث۲۸.
  2. نجاشی، احمد، رجال النجاشی، قم، مؤسسه النشر الإسلامی، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش، ص۳۵۳. حلی، حسن بن یوسف، رجال العلامه الحلی، قم، الشریف الرضی، چاپ دوم، ۱۴۰۲ق، ص۱۵۷. قهپایی، عنایه الله، مجمع الرجال، قم، اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۳۶۴ش، ج۶، ص۷۰. خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، بی‌جا، بی‌نا، چاپ پنجم، ۱۴۱۳ق، ج‏۱۹، ص۳۳.
  3. طوسی، محمد، رجال الطوسی، قم، مؤسسه النشر الإسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش، ص۳۵۱.
  4. نجاشی، احمد، رجال انجاشی، ص۸۲. قهپایی، عنایه الله، مجمع الرجال، ج۱، ص۱۶۳.
  5. نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم رجال الحدیث، تهران، فرزند مؤلف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۳۶۰.
  6. نجاشی، احمد، رجال النجاشی، ص۴۳۴. حلی، حسن بن یوسف، رجال العلامه الحلی، ص۱۷۹. تفرشی، مصطفی، نقد الرجال، قم، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش، ج۵، ص۴۹.
  7. محمدمحسن بن شاه مرتضی، کتاب الوافی، اصفهان، کتابخانه امام امیرالمؤمنین علی(ع)، ج ۹، ص ۱۷۸۰–۱۷۸۱.
  8. معرفت، محمّد هادی، صیانه القرآن من التحریف، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ دوّم، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۴.
  9. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ‏۱۴۲۹ق، ج۴ص۶۷۵، حدیث۲۹.
  10. محمدی (نجارزادگان)، فتح‌الله، سلامه القرآن من التحریف، تهران، پیام آزادی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۸۵.
  11. خوئی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ص ۲۰۰–۲۰۱.
  12. خرمشاهی، بهاءالدین، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، تهران، نشر دوستان، ج ۱، ص ۴۹۶–۴۹۸