اهمیت و فضیلت نماز

سؤال
نماز چه جایگاه و فضیلتی در اسلام دارد؟

نماز از مهم‌ترین عبادات است که در قرآن واجب شمرده شده است. قرآن اقامه نماز را برای یاد و ذکر خداوند می‌داند و توصیه به استعانت به نماز کرده است. از مهمترین فضیلت‌های نماز که قرآن آن را برشمرده است، حسنات دانستن آن و از بین بردن بدی‌ها است. مطابق آیات قرآن، نماز از فحشا و منکر جلوگیری می کند. روایات زیادی وجود دارد که فضیلت‌های بی‌شماری برای نماز ذکر کرده‌اند و آن را مهمترین و برترین عبادت نامیده‌اند. از پیامبر(ص) نقل شده است که نماز ستون دین است.

از مهمترین اوصاف مؤمنان و محسنین در قرآن نمازگزاردن آنان است.

وجوب و اهمیت نماز

نماز از بزرگترین واجبات اسلامی بوده و در اسلام کمتر عبادتی مانند آن مورد اهمیت انسان قبول می‌شود.[۱] مفسران گفته‌اند آغاز اعمال خیر نماز است.[۲] آیات زیادی از قرآن بر وجوب نماز دلالت دارند،[۳] در برخی آیات امر به اقامه نماز شده است، و در برخی آیات دیگر به‌طور کامل و دقیق از نماز، وجوب و چگونگی اقامه آن صحبت می‌کند. در قرآن نماز بر هر مؤمنی فرض و واجب شده است.[۴] و همین‌طور از عبادت‌های مطلق نمی‌باشد که حدّ و زمان و شرایط نداشته باشد، بلکه حد و شرایط و اوقات معینّی دارد که تغییر و تبدیل در آن جایز نمی‌باشد. خداوند در قرآن عتاب کرده است نمازگزارانی که به نمازشان اهمیت نمی‌دهند.[۵] از صفات دوزخیان است که از نمازگزاران نیستند.[۶]

ترک نماز علاوه بر این که آثار بسیار سوئی در زندگی انسان می‌گذارد، موجب محروم شدن از رحمت الهی خواهد شد و عذاب اخروی را در پی خواهد داشت. در قرآن آمده است: «وقتی از دوزخیان می‌پرسند چه چیز شما را جهنمی کرد، جواب می‌دهند: ما در دنیا نمازگزار نبودیم.»[۷]

نماز علاوه بر این‌که برای انسان واجب است باید پنج مرتبه در روز و در اوقات معیّن خوانده شود؛ در واقع خداوند می‌خواهد پیوند انسان از او بریده نباشد و در بیست و چهارساعت به‌طور مکرر در اوقات معین باید با پروردگار خویش ارتباط برقرار نماید. بالاترین عبادات در نزد خداوند نماز است[۸]

از امام صادق(ع) نقل است که: «اولین چیزی که اعمال بنده با آن محاسبه خواهد شد نماز است؛ پس اگر نماز مورد پذیرش خداوند قرار گیرد، عبادت‌ها و اعمال نیک دیگر پذیرفته می‌شود؛ و چنان که نماز در پیشگاه خداوند پذیرفته نشود، اعمال دیگر هم قبول نمی‌شود.» شارع مقدس اهمیت زیادی برای نماز قائل شده است؛ به گونه ای که در هر حال حتی در حال احتضار نماز را واجب کرده است.[۹]

در قرآن اقامه نماز همراه با انجام نیکی و خیرات آمده است.[۱۰] یکی از توصیه‌های لقمان به پسرش،[۱۱] سفارش خداوند به عیسی،[۱۲] توصیه اسماعیل به خانواده‌اش[۱۳]، دعای ابراهیم برای خود و خانواده‌اش[۱۴]، اقامه نماز بوده است. بشارت به زکریا به تولد یحیی در زمانی بود که زکریا در حال خواندن نماز در محراب بود.[۱۵]

فضیلت نماز

در دین‌ اسلام‌، نخستین‌ و مهم‌ترین‌ وظیفۀ عبادی‌ برای‌ هر فرد مكلف‌ به‌ جای‌ آوردن‌ نماز است‌ كه‌ ۵ نوبت‌ در روز یادآور ایمان‌ و عقیدۀ فرد مسلمان‌، و وسیله‌ای‌ برای‌ فراهم‌ آوردن‌ نیروهای‌ درونی‌ و معنوی‌ برای‌ اتصال‌ به‌ مبدأ جهان‌، یعنی‌ خداوند است‌.[۱۶]

نماز را مهمترین عبادت دانسته اند. در روایات تعابیر زیادی درباره فضیلت و اهمیت نماز وجود دارد. پیامبر(ص) گفته است گناهان بنده مسلمان در حال نماز خالصانه فرو می‌ریزد، همان گونه که برگ از این درخت فرو می‌ریزد.[۱۷] و نیز گفته است برپادارنده دین، نماز است. و نیز نماز، ستون دین شماست.[۱۸] امام رضا درباره نماز گفته است که وسیله تقرّب هر پرهیزگاری است.[۱۹]

مفسران در بین اطاعات و عبادات هیچ‌یک را به مرتبهٔ نماز متصور نمی دانند و معتقدند نماز متکفّل سعادت بشر است و قبولی آن موجب قبولی جمیع اعمال است.[۲۰] مهم‌ترین آثار نماز، بیدار ساختن انسان و پایان دادن به خود فراموشی است، زیرا هنگامی که یاد خدا به میان آمد، وضع انسان به کلی دگرگون می‌شود.[۲۱]

مفسران نماز را مهمترین رابطه خلق و خالق می دانند که هر گاه با آدابش انجام گیرد زمینه مطمئنی برای همه خوبی‌ها و نیکی‌ها خواهد بود.[۲۲] یکی از عوامل تقرب انسان به خداوند، عبودیت و بندگی است که نماز از مهمترین مصادیق آن است.[۲۳]

خاشعین در قرآن کسانی هستند که به وسیله نماز از خدا یاری می‌جویند.[۲۴] نیز از اوصاف مؤمنین این است که با خشوع نماز می‌گذارند و بر آن مراقبت دارند.[۲۵] در قرآن یکی از اوصاف محسنین را نمازگزاردن دانسته است.[۲۶]

استعانت از نماز

در قرآن به بندگان توصیه شده است از صبر و نماز یاری بجویند: ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ؛ از شكيبايى و نماز يارى جوييد.(بقره:۴۵)


مفسران گفته‌اند نماز اقبال به خدا، و پناه‌بردن به او است؛ روح ایمان را زنده می‌سازد، و به آدمی می‌فهماند که به جایی تکیه دارد که ازبین‌رفتنی نیست، و به سببی دست زده که پاره‌شدنی نیست.[۲۷] در کافی از امام صادق(ع) روایت شده است که هر وقت امری و پیشامدی علی(ع) را به وحشت می‌انداخت، برمی‌خاست، و بنماز می‌ایستاد، و می‌فرمود: «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ؛ از صبر و نماز کمک بگیرید.»[۲۸]

از امام صادق(ع) نقل شده است «چه منع مى‌كند يكى از شما را كه چون غمى از غم‌هاى دنيا به او برسد وضو سازد و در مسجد رود و دو ركعت نماز بگذارد و در آن دعا كند تا حق‌تعالى رفع غم او نمايد چه او فرموده كه‌ وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ.»[۲۹]

از بین بردن بدی‌ها

نماز از حسناتی شمرده شده است که سیئات (بدیها) را از بین می برد.[۳۰] گفته شده است که نماز از بزرگترین حسنات است.[۳۱] مفسران گفته‌اند نمازها حسناتی است که در دل‌های مؤمنین وارد شده و آثار معصیت و تیرگی‌هایی که دل‌هایشان از ناحیه سیئات کسب کرده از بین می‌برد. در میان عبادات، نماز مهمترین عبادت و در اخلاقیات صبر مهمترین خُلق است‏.[۳۲] نمازها گناهانى را كه در فاصله‏‌هاى اداى آنها صورت می‌گيرد، می‌‏پوشاند.[۳۳]

نماز روشن‏‌ترين نمونه ‏كار نيك است‏.[۳۴] اعمال نيك در از ميان بردن آثار سوء اعمال بد اثرگذار است. هر گاه نماز با شرائطش انجام شود، انسان را در عالمى از معنويت و روحانيت فرو می‌‏برد كه پيوندهاى ايمانى او را با خدا چنان محكم می‌‏سازد كه آلودگی‌ها و آثار گناه را از دل و جان او شستشو می‌دهد.[۳۵]

جلوگیری از فحشا

قرآن، نماز را بازدارنده از فحشا و منکر می‌داند: ﴿إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَیٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ؛ نماز آدمی را از فحشا و منکر بازمی‌دارد .(عنکبوت:۴۵) نماز از آنجا که انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنی اعتقاد به مبدأ و معاد می‌اندازد دارای اثر بازدارندگی از فحشاء و منکر است.[۳۶]

درجات مؤمن با نماز او تعالی می‌یابد. پس هرچه بیشتر بر نماز خود مواظبت کند و آن را با شرایطش بجا آورد و در هنگام اقامه آن، خشوع بیشتری داشته باشد، ارتباط و قرب او به خداوند هم بیشتر خواهد شد و در نتیجه، این ارتباط و قرب، در همه ابعاد زندگی او بازتاب خواهد یافت. نماز باعث تقوا می‌شود و تقوا، نفس را از هواپرستی‌ها باز می‌دارد.[۳۷]

نماز از مهم‌ترین عباداتی است که نفس را تزکیه می‌کند و آن را به برترین درجات کمال ارتقا می‌دهد.[۳۸] مفسران گفته‌اند نماز آدمی را از فحشاء و منکرات و کارهای زشت و ناپسند بازمی‌دارد و نمازی که آدمی را از فحشاء باز ندارد نبودنش بهتر از بودن آن هست.[۳۹] در روایت آمده است که کسی که نمازش او را از منکر و فحشا دور نسازد، آن نمازش چیزی به او اضافه نمی‌کند مگر دوری از خداوند را.[۴۰]

علامه شعرانی ذیل آیه ۴۵ سوره عنکبوت گفته است علّت تأثير نماز در نهى از فحشا واضح است؛ چون اين عمل جز با اعتقاد به وجود پروردگار انجام نمى‏گيرد و آن‏كه عقيده به خدا دارد، البتّه روزى به صلاح خواهد آمد و توبه خواهد كرد. و گاهى ممكن است به نماز عادت باشد نه از ترس خدا، چون ترك عادت بسيار دشوار است. نماز را ترك نمى‏كند و ساير معاصى را مرتكب مى‏شود.[۴۱]

شکر و یاد خداوند

عبارت «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی» در آیه ۱۴ سوره طه، فلسفه نماز را یاد خدا می‌شمارد. و عبارت «لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ» که بعد از جمله «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ» در آیه ۴۵ سوره عنکبوت آمده، نشان می‌دهد که ریشه اصلی فلسفه نماز، «یاد خدا» نهاده شده است؛ زیرا سرچشمه همه گناهان حبّ دنیا و دنیاپرستی است که ذکر خداوند، انسان را از آن بازمی‌دارد.[۴۲] نماز برای این است که بندگان در یاد خداوند باشند.[۴۳]

قرآن نماز را یاد خدا می‌داند و یاد او را مانع از کردارهای زشت و پلید معرفی می‌کند.[۴۴] جوهر و حقیقت نماز این است که نماز یاد خداوند یکتا، رمز عبودیت او، دلیل تسلیم بودن در مقابل او، نشانه ایمان و علامت اخلاص است.[۴۵] نماز واجب شده است برای بر پا داشتن یاد خدا.[۴۶]

یکی از وجوه مهم نماز تشکر از پروردگار است: ﴿فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ؛ پس (بشکرانه آن) برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی ذبح کن.(کوثر:۲) در این آیه خداوند به پیامبرش می‌فرماید، به شکرانه این‌که ما به تو کوثر و خیر کثیر دادیم، نماز را بر پا کن.[۴۷]

امام رضا(ع) درباره حکمت نماز می‌فرماید حکمت نماز، اقرار به ربوبیت خداوند و شریک نگرفتن برای اوست. نماز، ذکر خداوند و دوام آن در شب و روز است تا بنده، مالک و مدبّر و آفریدگارش را از یاد نبرد وگرنه سرکشی و طغیان می‌کند و این در یاد کردن پروردگار عز و جل و ایستادن در پیشگاهش نهفته است، که او را از سرپیچی نهی می‌کند و از انواع فساد بازمی‌دارد.[۴۸]

قرآن برای نماز دو خاصیت ذکر کرده است. اول اینکه: نماز از کارهای بسیار زشت امثال زنا، لواط، قتل نفس و مانند آن و نیز از مطلق کارهای ناپسند که مورد قبول وجدان بشری نیست نهی می‌کند. دوم نماز یاد خداست، خدا را به یاد انسان می‌آورد و انسان را به ساحت قدس خداوندی متوجه می‌کند، دنیا را از یاد انسان می‌برد و او را در باطن ضمیرش با خدا روبرو می‌کند.[۴۹]


مطالعه بیشتر

  • جامع آیات و احادیث موضوعی نماز، عباس عزیزی
  • پرتویی از اسرار نماز، محسن قرائتی

منابع

  1. اخلاق اسلامی، یوسفیان، نعمت‌الله؛ الهامی نیا، علی اصغر، ج۱، ص۵۹
  2. پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، ج۶، ص۱۷۳
  3. سوره ابراهیم آیه ۳۱، سوره بقره آیه ۴۳، سوره طه آیه ۱۴.
  4. سوره نساء آیه ۱۰۳.
  5. سوره ماعون آیه ۴ و ۵
  6. سوره مدثر آیه ۴۳.
  7. منتظری، حسینعلی، اسلام دین فطرت، تهران، نشر سایه، ۱۳۸۵، ص۴۴۰.
  8. محسنی، شیخ محمد آصف، انوار هدایت، کابل، مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی محسنی، ۱۳۹۴، ج۱، ص۱۷۵ و ۱۴۷.
  9. منتظری، حسینعلی، اسلام دین فطرت، تهران، نشر سایه، ۱۳۸۵، ص۴۳۹.
  10. سوره انبیاء آیه ۷۳.
  11. سوره لقمان آیه ۱۷.
  12. سوره مریم آیه ۳۱.
  13. سوره مریم آیه ۵۵.
  14. سوره ابراهیم آیه ۴۰.
  15. سوره آل عمران آیه ۳۹.
  16. جمعی از نویسندگان، «اسلام»، بخش «نماز»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۳، ذیل مدخل.
  17. محمدی ری‌شهری، محمد، الصلاة فی الکتاب و السنة، ترجمه عبدالهادی مسعودی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۷۷، ص۱۱۲.
  18. محمدی ری‌شهری، محمد، الصلاة فی الکتاب و السنة، ترجمه عبدالهادی مسعودی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۷۷، ص۲۴.
  19. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶، ج۷، ص۷۲۶.
  20. خمینی، سید روح‌الله، آداب نماز، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۱۳ق، ص۱۶.
  21. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶، ج۷، ص۷۳۱.
  22. مکارم شیرازی، ناصر، تهران، برگزیده تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۲، ج۳، ص۲۴۲.
  23. اخلاق اسلامی، یوسفیان، نعمت‌الله؛ الهامی نیا، علی اصغر، ج۱، ص۵۹
  24. سوره بقره آیه ۴۵
  25. سوره انعام آیه ۹۲، سوره انفال آیه ۳، سوره توبه آیه ۷۱، سوره مؤمنون آیه ۲ و ۹، سوره اعلی آیه ۱۵. سوره حج آیه ۴۱
  26. سوره لقمان آیه ۴
  27. طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان‏، ترجمه محمد باقر موسوی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، ۱۳۷۴، ج۱، ص۲۲۹.
  28. طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان‏، ترجمه محمد باقر موسوی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، ۱۳۷۴، ج۱، ص۲۳۰.
  29. كاشانى، ملا فتح الله، تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين، تهران، كتابفروشى محمد حسن علمى‌، ۱۳۳۶، ج۱، ص۱۷۸.
  30. سوره هود آیه ۱۱۴.
  31. قطب، سید، فی ظلال القرآن، بیروت، دار الشروق‏، ۱۴۲۵ق، ج۴، ص۱۹۳۲.
  32. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن‏، لبنان، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات‏، ۱۳۹۰ق، ج۱۱، ص۵۸.
  33. مغنیه، محمدجواد، ترجمه تفسير كاشف، ترجمه موسی دانش، قم، بوستان كتاب قم‏، ۱۳۷۸، ج۴، ص ۴۳۸.
  34. قرائتی،‌ محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درس‌هايى از قرآن‏ ۱۳۸۸، ج۴، ص۱۳۰.
  35. مکارم شیرازی،‌ناصر، تفسير نمونه‏، تهران، دار الكتب الإسلامية، ۱۳۷۱، ج۹، ص ۲۶۷.
  36. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱، ج۱۶، ص۲۸۵.
  37. مدرسی، سید محمد تقی، قم، احکام عبادات، انتشارات محبان الحسین(ع)، ۱۳۸۱، ص۲۰۶.
  38. مدرسی، سید محمد تقی، قم، احکام عبادات، انتشارات محبان الحسین(ع)، ۱۳۸۱، ص۲۰۸.
  39. الملکی التبریزی، المیرزا جواد، اسرار الصلوة (فارسی)، ترجمه رضا رجب‌زاده، تهران، اسرار الصلوة (فارسی)، ۱۳۷۲، ص۱۷۵.
  40. الغزالی، أبو حامد، إحیاء علوم الدین، بیجا، دار الکتاب العربی، لبنان، بیتا، ج۲، ص۷۶.
  41. شعرانى، ابوالحسن‏، پژوهش‌هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين‏، تحقیق محمدرضا غياثى كرمانى، قم، بوستان كتاب قم‏، ۱۳۸۶، ج۲، ص۱۰۱۳.
  42. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶، ج۷، ص۷۳۱.
  43. محسنی، شیخ محمد آصف، انوار هدایت، کابل، مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی محسنی، ۱۳۹۴، ج۳، ص۳۲۰.
  44. سبحانی، شیخ جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق (علیه السلام)، بیتا، ج۹، ص۱۷۰.
  45. مدرسی، سید محمد تقی، قم، احکام عبادات، انتشارات محبان الحسین(ع)، ۱۳۸۱، ص۲۰۹.
  46. محمدی ری‌شهری، محمد، الصلاة فی الکتاب و السنة، ترجمه عبدالهادی مسعودی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۷۷، ص۱۸.
  47. قرائتی، محسن، تفسیر نور ج۹، ستاد اقامه نماز، تهران صفحه ۲۵۳.
  48. محمدی ری‌شهری، محمد، الصلاة فی الکتاب و السنة، ترجمه عبدالهادی مسعودی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۷۷، ص۱۹.
  49. قرشی، سید علی اکبر، تفسیراحسن‌الحدیث، قم، دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۹۱، ج۸، ص۱۴۶.