پرش به محتوا

تشبیه کوه‌ها به میخ در قرآن

نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۸ توسط فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
سؤال

در مورد میخ‌های زمین که همان کوه‌ها هستند چطور میخ برای زمین حساب می‌شوند کره زمین کروی شکل و متحرک است کوه‌ها چگونه میخ حساب می‌شوند؟


تشبیه کوه‌ها به میخ در قرآن، توصیفی است که در قرآن آمده است که مانع از لرزش زمین می‌شود. مفسران گفته‌اند که دو برداشت می‌توان از این تشبیه داشت: یک) در مقابل طوفان‌ها و حوادث گوناگون کوه‌ها پناهگاه مردم هستند و دو) این تشبیه، تنها از جهت استعاره نیست بلکه واقعیتی علمی است که کوه‌ها مانع از لرزش زمین می‌شوند.

کوه‌ها در آیات

قرآن در آیاتی آفرینش کوه‌ها را در کنار آفرینش زمین آورده است.[۱] گاهی راز آفرینش کوه‌ها را ثابت نگه‌داشتن زمین از لرزش‌ها دانسته است.[۲] گاهی از مردم می‌خواهد به کوه‌ها نظاره کنند که چگونه در جای خود نصب گردیده (و آرامش زمین را حفظ کرده است)؟![۳] در روایات نیز به این نکته اشاره شده است که خداوند زمین را پدیدآورد و نگاهش داشت، میخ‌های آن را استوار ساخت.[۴]

خداوند در سوره نبأ از مردم می‌خواهد که در آفرینش اندیشه کنند و ببینند آیا ما زمین را بستر آرامش قرار ندادیم؟[۵] در ادامه به طور صریح کوه‌ها را به میخ تشبیه شده است:

معنای تشبیه کوه‌ها به میخ

کوه یعنی بلندایی از سنگ و خاک.[۶] محافظت زمین از لرزش و رانش توسط استقرار کوه‌ها صورت می‌گیرد! [۷] كوه‏‌ها علاوه بر اينكه ريشه‏ در اعماق زمين دارند و همچون زرهى پوسته زمين را در برابر فشار درونى و بيرونی حفظ مى‏‌كنند، ديوارهاى بلندى در برابر طوفان‌هاى سخت و سنگين محسوب مى‏‌شوند و پناهگاه مطمئنى براى آسايش انسان مى‏‌سازند. دانشمندان مى‏‌گويند اگر سطح زمين صاف بود، قشر هوا به هنگام حركت زمين روى آن مى‏لغزيد، و طوفان‌هاى بزرگی ايجاد مى‏شد.[۸] از همین‌روی قرآن به صراحت از کوه به عنوان میخ یاد می‌کند و آن را باعث آرامش زمین از لرزش و رانش می‌داند [۹]

کوه‌ها از جهات متعددی مایه ثبات زمین هستند.

  • ریشه کوه‌ها در اعماق زمین برای جلوگیری از لرزش‌ها: ریشه آن‌ها در اعماق زمین به هم پیوسته است و همچون زره محکمی، کره زمین را در برابر فشارهایی که از حرارت درونی ناشی می‌شود، حفظ می‌کند و اگر کوه‌ها نبودند، زلزله‌های ویران‌گر آن قدر زیاد بود که شاید مجالی به انسان برای زندگی نمی‌داد. [۱۰] یعنی کوه‌ها را میخ‌هایی برای زمین قرار دادیم تا زمین آنان را [به این سو و آن سو] نلرزاند. کوه با ضخامت و سنگینی خود به حدی می‌رسد که زمین را از لرزیدن به سبب سنگینی‌اش نگه می‌دارد.[۱۱] [۱۲]
  • کوه‌ها ستون‌های نگهدارنده زمین: معنای میخ‌بودن کوه‌ها این است که زمین به واسطه آن‌ها نگه داشته می‌شود و پایداری و تعادل و ثباتش را می‌یابد، همان‌گونه که خانه با میخ‌هایش استوار می‌ماند و خیمه بر ستون‌هایش برپا می‌شود.[۱۳] [۱۴]
  • کوه مانع حرکت‌های زمین: زمین همانند کشتی است که وقتی بر روی سطح آب انداخته شود، کج می‌شود؛ و چون اجسام سنگین در آن گذاشته شود، قرار می‌گیرد. و شاید مقصودشان این باشد که اگر زمین با کوه‌ها محکم و استوار نمی‌شد، ممکن بود به سبب موج‌خوردن هوا و مانند آن، حرکتی قهری پیدا کند. [۱۵]
  • پیدایش کوه‌ها از آتش‌فشان‌ها: اگر قرآن كوه‏‌ها را ميخ خوانده، شايد از اين جهت بوده كه پيدايش عمده كوه‏‌هايى كه در روى زمين است از عمل آتش‌فشان‏‌هاى تحت الارضى است، كه يك نقطه از زمين را مى‌‏شكافد و مواد مذاب زمينى از آن فوران مى‌‏كند، و به اطراف آن نقطه مى‏‌ريزد، و به تدريج اطراف آن نقطه بالا مى‏‌آيد تا به صورت ميخى كه روى زمين كوبيده باشند، در آيد، و باعث سكون و آرامش فوران آتش‌فشان زير زمين گردد، و اضطراب و نوسان زمين از بين برود.[۱۶]




منابع

  1. ↑ سوره رعد، آیه ۳. سوره حجر، آیه ۱۹. سوره نحل، آیه ۱۵. سوره انبیاء، آیه ۳۱. سوره نمل، آیه ۶۱. سوره لقمان، آیه ۱۰. سوره فصلت، آیه۱۰. سوره ق، آیه ۷. سوره مرسلات، آیه ۲۷.
  2. ↑ سوره نحل، آیه ۱۵. سوره انبیاء، آیه ۳۱. سوره لقمان، آیه ۱۰.
  3. ↑ سوره غاشیه، آیه ۱۹.
  4. ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۸۶.
  5. ↑ سوره نبأ، آیه ۶.
  6. ↑ معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، چاپ هشتم، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۱.
  7. ↑ نجفی، گودرز، مطالب شگفت انگیز قرآن، تهران، نشر سبحان، ص ۳۶.
  8. ↑ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۶، ص۱۷.
  9. ↑ سوره نبأ، آیه۷.
  10. ↑ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۶، ص۱۷.
  11. ↑ طوسى، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ج۱۰، ص۲۳۹.
  12. ↑ قرشى بنابى، على‏اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۷.
  13. ↑ شريف الرضى، محمد بن حسين، تلخيص البيان في مجازات القرآن، بیروت، دار الأضواء، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق، ص۳۵۸.
  14. ↑ ابوحيان، محمد بن يوسف، تفسير النهر الماد من البحر المحيط، بيروت، دار الجنان، چاپ اول، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۲۰۸.
  15. ↑ مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار(ع)، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ج۴، ص۲۵۰
  16. ↑ طباطبايى، محمدحسين، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش، ج۲۰، ص۲۶۱.