پرش به محتوا

نیرنگ در جنگ

نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۶ توسط Fabbasi (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
سؤال

آیا خدعه و نیرنگ در جنگ مورد تایید اسلام است؟

خُدْعَة و نیرنگ در جنگ، به عنوان ابزاری کارآمد برای شکست دشمن شناخته شده است؛ رویکردی که در اسلام نیز تأیید شده است.

بخشی از استراتژی گروه‌ها در درگیری‌های نظامی بر فریب دشمن متمرکز است و این روش، اقدامی عقلانی ارزیابی شده است. فقیهان شیعه نیز به کارگیری نیرنگ در میدان نبرد را جایز دانسته‌اند.

در منابع مختلف، حدیث مشهوری از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است: «الحَرْبُ‏ خُدْعَة؛ جنگ نیرنگ است.» گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که پیامبر اکرم (ص) از نیرنگ به عنوان ابزاری برای پیروزی بر دشمن بهره می‌گرفت.

امام علی (ع) اعتماد به نیرنگ و حیله در جنگ را برتر از اتکا به صِرف نیرو و توان می‌دانست و در جنگ‌های خویش از روش فریب دشمن استفاده می‌کرد؛ از جمله در واقعه کشتن عمرو بن عبدود از آن استفاده کرد.

مفهوم شناسی

«خدعه» در لغت، چیزی است که به وسیلهٔ آن، انسان فریب می‌خورد.[۱] خدعه و نیرنگ در جنگ، وسیله‌ای برای شکست دشمن و ترفندی است که با آن می‌توان بهترین ضربات را به دشمن وارد کرد. «خُدعه» منحصراً برای نیرنگ در جنگ استفاده می‌شود. این کلمه تفاوت بسیاری با «غدر» که خیانت و نامردی است و در جنگ و غیر جنگ ممکن است از آن استفاده شود، دارد.

حکم نیرنگ در جنگ

در درگیری‌های نظامی هر یک از طرفین تلاش می‌کنند با اتخاذ سیاست‌های فریب دهنده، دشمن را شکست داده و آنها را وادار به تسلیم نمایند. از گذشته‌های دور تا به امروز، همواره فریب‌های نظامی، به صورت بسیار گسترده در جنگ‌ها استفاده می‌شود.

مسعودی مورخ مسلمان در کتاب مروج الذهب می‌نویسد: از کلام بسیار کوتاه و گویای رسول خدا(ص) حدیث «الحرب خدعه؛ جنگ، نیرنگ است»[۲]، مشخص است که درگیری با شمشیر در مراحل آخر جنگ است و در مراحل ابتدایی باید از خدعه بهره برد... . این مطلب را هر انسان با بصیرت، دارای سیاست و مدیریت، خوب می‌فهمد.[۳]

موضوع فریب و نیرنگ در جنگ، از نظر فقهی، اجماعی است. علامه حلی در کتاب تذکره الفقهاء می‌نویسد: خدعه در جنگ جایز است و مبارز می‌تواند رقیبش را با توسل به خدعه، فریب دهد و به قتل برساند و این مسئله، اجماعی است.[۴] صاحب جواهر، خدعه در جنگ را جایز می‌داند و معتقد است در «تذکره» و «منتهی» بر این امر اجماع شده است.[۵]

ابن‌قدامه در کتاب المغنی، فصلی برای این موضوع قرار داده، خدعه را مجاز دانسته و سپس به خدعه علی(ع) در هنگام جنگ با عمرو بن‌ عبدود اشاره کرده است.[۶]

نیرنگ در جنگ توسط پیامبر(ص)

روایت مشهور از پیامبر اسلام(ص) «الحَرْبُ‏ خُدْعَة؛ جنگ نیرنگ است.»، در بسیاری از منابع تاریخی[۷][۸] و حدیثی[۹][۱۰] ذکر شده است. در روایتی از رسول خدا(ص) نقل شده: هر سخن دروغی، دروغ نوشته می‌شود مگر دروغی که فرد در جنگ می‌گوید، چرا که جنگ خدعه است.[۱۱]

منابع، مواردی از خدعه پیامبر اسلام در جنگ‌ها را آورده‌اند:

  • پیامبر(ص) در جنگ خندق، درخواست «نعیم بن مسعود» برای اختلاف انداختن با خدعه میان دشمن را اجازه داد.[۱۲]
  • در غزوه ذات سلاسل، عمرو عاص از رسول خدا(ص) درخواست کرد با خدعه به جنگ برود و رسول خدا موافقت کرد و او را فرستاد.[۱۳]
  • رسول خدا در برخی از جنگ‌ها دستور می‌داد برای فریب دشمن، هر فرد از مسلمانان، آتشی روشن کند تا دشمن تصور کند سپاه اسلام از نظر نیروی نظامی، برتر است.
  • به رسول خدا خبر رسید که یهودیان بنی‌قریظه به ابوسفیان پیام فرستادند که آن‌ها را در جنگ علیه مسلمانان یاری می‌کنند. پیامبر در جمع مسلمانان برخاست و فرمود: بنی‌قریظه فردی را نزد ما فرستاده‌اند و گفته‌اند: در جنگ ما و ابوسفیان، به یاری ما خواهند آمد. این خبر به ابوسفیان رسید. ابوسفیان گفت: یهودیان نیرنگ زدند….[۱۴]

نیرنگ در جنگ توسط امام علی(ع)

امام علی(ع) نیز معتقد بود در نبرد، بیش از نیرو و توان، بر نیرنگ و حیله می‌توان اعتماد کرد.[۱۵]

  • در روایتی از «عدی‌ بن‌ حاتم» نقل شده که در جنگ صفین، علی(ع) با صدای بلند گفت: به خدا قسم، معاویه و یارانش را خواهم کشت. سپس در پایان سخنش، آهسته گفت: «إِنْ‏ شَاءَ اللَّه‏». من نزدیک او بودم و گفتم: یا امیرالمؤمنین! شما قسم خوردید. سپس از آن استثنا کردید! مقصودتان چه بود؟ چه هدفی داشتید؟ امام: جنگ خدعه است، من دروغ‌گو نیستم. خواستم اصحابم را بر علیه آنها تحریک کنم تا سست نشوند و خواستار حمله به آنها باشند؛ اما درعین حال کلمهٔ «ان شاء الله» را گفتم تا دروغ هم نگفته باشم.[۱۶]
  • امام علی(ع) در نبرد با عمرو بن عبدود، او را فریب داد و کشت.[۱۷]
  • ابن‌اعثم کوفی می‌نویسد: در جنگ صفین «بسر بن‌ ارطاه» به میدان آمد و ساعتی جولان داد و هیچ سخن نمی‌گفت. از ترس این‌که مبادا علی(ع) او را بشناسد. علی(ع) مخفیانه جلو آمد و بر او حمله کرد. و نیزه‌ای پرتاب کرد. بسر، از اسب بر روی زمین افتاد و سپس میدان جنگ را ترک کرد.[۱۸]

پیوند به بیرون

این مدخل برگرفته شده از کتاب «سیره نظامی امیرالمؤمنین» نوشته «یدالله حاجی‌زاده» قم مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، ۱۳۹۲ش.

منابع

  1. مقری فیومی، احمد بن‌ محمد، مصباح المنیر، قم، موسسه دار الهجره، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۶۵.
  2. طوسی، محمد بن الحسن، تهذيب الأحكام، تحقيق : حسن موسوي خرسان، تهران دار الكتب الإسلاميه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش، ج۶، ص۱۶۲.
  3. مسعودی، علی بن الحسین، مروج‌الذهب، قم، موسسه دار الهجره، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۹۳.
  4. حلّی، حسن بن یوسف، تذکره الفقهاء، ج۱، ص۴۱۴ و ج۹، ص۸۳.
  5. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۷۹.
  6. ابن قدامه، عبد الله بن احمد، المغنی، مصر-قاهره، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م، ج۹، ص۲۱۸.
  7. ابن‌عساکر، علی بن الحسن، تاریخ مدینهٔ دمشق، ج۲۸، ص۲۶.
  8. ابن کثیر، اسماعیل‌بن‌کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م، ج۴، ص۱۲۷.
  9. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۳۴، ص۳۳۲.
  10. نیشابوری، مسلم، صحیح‌مسلم، بیروت، دارالفکر، بی‌تا، ج۵، ص۱۴۳.
  11. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۶۹، ص۲۵۴.
  12. ابن‌هشام حمیری، السیره‌النبویه، ج۲، ص۲۲۹، محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۰، ص۲۰۷.
  13. شیخ‌مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۶۳.
  14. حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب‌الاسناد، ص۱۳۳.
  15. ابن‌حجر عسقلانی، فتح‌الباری، ج۸، ص۴۵۱.
  16. ابن‌شهر آشوب، مناقب، ج۲، ص۱۹۵.
  17. ابن قدامه، عبد الله بن احمد، المغنی، مصر-قاهره، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م، ج۹، ص۲۱۸.
  18. ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ص۵۹۰–۵۹۱.