پرش به محتوا

عصمت فرشتگان

از ویکی پاسخ
سؤال

اگر فرشتگان موجوداتی بدون اختیار و گناه‌ناپذیر هستند، چگونه می‌توان وجود فرشتگانی که در برخی روایات مرتکب اشتباه یا خطا شده‌اند را توجیه کرد؟ آیا این تناقض در آموزه‌های دینی وجود دارد؟


درگاه‌ها


عصمت فرشتگان از جمله مباحث مهم کلامی است، البته اگر آنها را مختار و دارای تکلیف و مسئولیت بدانیم، زیرا در غیر این صورت سخن از عصمت آنها منطقی و به‌جا نخواهد بود. غالب متکلمان، عصمت فرشتگان از گناه و خطا را امری اختیاری دانسته و منشأ آن را علم ویژه آنان به خداوند و افعال و صفات او دانسته و معتقدند: فرشتگان مرتکب معصیت نمی‌شوند؛ زیرا آنها از عجایب آفرینش الهی و آثار هیبت او، چیزهایی را مشاهده می‌کنند که آنان را از انجام معصیت و قصد آن، باز می‌دارد. جهت اثبات عصمت فرشتگان علاوه بر ادله عقلی به برخی ادله نقلی همچون آیات و روایاتی که فرشتگان را موجوداتی مطیع امر الهی و بندگانی تکریم شده و معصوم معرفی نموده، استناد شده است.

معناشناسی

سه معنا در لغت برای عصمت بیان شده؛ حفظ و نگهداری؛[۱] مانع شدن[۲][۳][۴][۵] و وسیله بازداشتن؛[۶] با این وجود واژه «عصمت»، به معنای «گرفتن» و «نگهداری» مناسب‌تر از معنای «مانع شدن» است.[۷][۸]

از لحاظ اصطلاحی نیز دست کم دو معنا برای عصمت ارائه شده است:

  1. عصمت به معنای لطف: از نظر شیخ مفید عصمت از ناحیه خداوند متعال، توفیق و لطف اوست و دارا بودن این عصمت به وسیله حجت‌های الهی، برای حفظ دین خداوند از ورود گناهان و خطاها در آن است.[۹]
  2. عصمت به معنای ملکه: خواجه نصیرالدین طوسی عصمت را ملکه نامید و گفت: عصمت ملکه‌ای است که با وجود آن، از صاحبش گناهی صادر نمی‌شود.[۱۰][۱۱]

منشأ عصمت فرشتگان

در زمینه تکلیف و اختیار فرشتگان، اختلافاتی وجود دارد. طبیعتاً کسانی که این موجودات آسمانی را فاقد اختیار می‌دانند، عصمت آنان را جبری می‌شمارند.[۱۲] عده دیگری نیز با تأکید بر اینکه اسباب ارتکاب گناه، یعنی قوای غضبیه و شهویه، در ملائکه وجود ندارد، معتقدند که فرشتگان بیش از یک راه پیش روی خود نمی‌بینند.[۱۳].

در مقابل، کسانی هستند که عصمت فرشتگان را همچون عصمت انسان‌های معصوم اختیاری دانسته، در بیان حقیقت عصمت آنان و منشأ آن، کما بیش مطالبی شبیه آنچه در عصمت انبیا و ائمه(ع) گفته شده است، بیان می‌دارند[۱۴]. به عنوان مثال، برخی منشأ عصمت فرشتگان را علم ویژه آنان به خداوند و افعال و صفات او دانسته و گفته‌اند: فرشتگان مرتکب معصیت نمی‌شوند؛ زیرا آنها از عجایب آفرینش الهی و آثار هیبت او، چیزهایی را مشاهده می‌کنند که آنان را از انجام معصیت و قصد آن، باز می‌دارد[۱۵].

گفتنی است برخی از روایات، برای گزینش فرشتگان، انبیا و ائمه(ع) و برخورداری ایشان از موهبت‌های الهی، دلیلی مشترک و یکسان ذکر کرده و منشأ این انتخاب را علم خداوند به شایستگی‌های آنان شمرده‌اند. امام حسن عسکری (ع) از رسول اکرم(ص) نقل می‌کنند که فرمودند: «خداوند - عز وجل - ما آل محمد و پیامبران فرشتگان مقرّب را [از بین سایر خلایق] برگزید. و چیزی باعث این گزینش نشد، جز اینکه می‌دانست اینان عملی که به واسطه آن از ولایت [خاص] الهی خارج شده، از عصمت او جدا گردند، مرتکب نمی‌شوند»[۱۶].[۱۷]

اثبات عصمت فرشتگان

دلیل عقلی

متکلمان صرفا جهت اثبات عصمت فرشتگان وحی به ادله عقلی استناد کرده‌اند که تقریر آن چنین است: برای اثبات عصمت فرشتگان در مقام دریافت پیام الهی و ابلاغ آن به انبیا(ع) می‌توان به براهین عقلی استدلال کرد. غرض اصلی از خلقت آدمی، رسیدن به کمال نهایی و سعادت ابدی است و از طرفی، ابزار و وسایلی که برای درک و شناخت در اختیار انسان‌ها قرار داده شده است؛ یعنی حس و عقل، برای این منظور کفایت نمی‌کنند، از این رو عقل با توجه به حکمت خداوند در می‌یابد که حتماً باید راه دیگری در اختیار آدمیان قرار گیرد و آن، راه وحی و نبوت است. طبیعی است که برای حصول و تحقق این منظور باید پیام خداوند به طور کامل و بدون هیچ دستبردی در اختیار انسان‌ها قرار گیرد و این جز با عصمت و مصونیت فرشتگان امکان‌پذیر نیست؛ چرا که اگر پیام الهی توسط فرشتگان وحی دچار تحریف و تغییر شود؛ یعنی آنها در ابلاغ پیام خداوند معصوم نباشند، در این صورت نقض غرض خواهد شد[۱۸].

دلایل نقلی

برای اثبات عصمت فرشتگان وحی در اموری که مربوط به دریافت ابلاغ وحی نیست و همچنین عصمت سایر فرشتگانی که با مقوله وحی ارتباطی ندارند ـ مانند ملائکه‌ای که مأمور کتابت اعمال آدمیان و یا مأمور نزول برکات آسمانی و مانند آن هستند ـ هر چند که به دلیل کمبود اطلاعات از کیفیت وجودی آنها، نمی‌توان برهان عقلی اقامه کرد؛ اما آیات و روایات بسیاری به خوبی بر عصمت این موجودات پاک و ارجمند دلالت دارند.[۱۹].

آیات قرآن کریم

از نظر قرآن کریم، ایمان به ملائکه الهی از ارکان ایمان به غیب بوده و از شرایط ایمان مؤمن محسوب می‌شود. حدود ۲۰۰ آیه در قرآن در مورد ملائکه، ایمان به آنها، صفات، وظایف و تکالیفشان آمده است. یکی از صفاتی که قرآن برای فرشتگان معرّفی می‌نماید، عصمت است، می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ؛ «ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتشی بازدارید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست؛ فرشتگان درشتخوی سختگیری بر آن نگاهبانند که از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمی‌پیچند و آنچه فرمان یابند بجای می‌آورند»[۲۰].

در مورد این آیه به دو نکته باید توجه کرد: اولاً آیه بر اطاعت محض و عدم عصیان ملائکه صراحت دارد. ثانیاً فرشتگان عذاب خصوصیّتی ندارند؛ بلکه نفس فرشته بودن چنین خصوصیتی را لازم می‌آورد و به اصطلاح باید از ملائکه عذاب بودن، الغاء خصوصیت کرد.

از آیات قرآن کریم سه مطلب عمده و اساسی درباره ملائکه می‌توان استفاده کرد[۲۱]:

  1. فرشتگان موجودات ارجمند و با ارزشی هستند که واسطه بین خداوند و عالم مشهود می‌باشند؛ به عبارت دیگر، هیچ حادثه‌ای، کوچک یا بزرگ، نیست، مگر اینکه ملائکه در آن دخالت دارند و فرشته یا فرشتگانی بر انجام آن موکلند.
  2. ملائکه هیچ‌گاه از اوامر الهی سرپیچی نکرده و به غیر خواسته خداوند تن در نمی‌دهند؛ یعنی اراده آنها مستقل و بریده از اراده و خواست خداوند نیست، از این رو هیچ گاه در انجام فرمانی که از ناحیه خداوند به آنها ارائه شود، سستی و درنگ نکرده، هیچ دستوری از دستورهای الهی را تغییر نمی‌دهند؛ نه بر آن می‌افزایند و نه از آن می‌کاهند: ﴿لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ، «که از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمی‌پیچند و آنچه فرمان یابند بجای می‌آورند»[۲۲]. این، کمال و نهایت عبودیت است که اراده و اعمال موجودی، همگی، مملوک خداوند باشد و ذره‌ای از فرمان الهی تخلف نکند[۲۳].
  3. ملائکه مغلوب هیچ نیرو و اراده دیگری واقع نمی‌شوند. یعنی اگر بخواهند کاری را انجام دهند، آن را بدون کم و کاستی، انجام داده و در این بین هیچ نیرویی قادر به ایجاد خلل و انحراف در کار آنها نیست؛ زیرا که تمامی اعمال و رفتار آنها به امر و اراده خداوند انجام می‌گیرد: ﴿وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ؛ «و آنان به فرمان وی کار می‌کنند»[۲۴] و اوامر و خواسته‌های باری تعالی را انجام می‌دهند: ﴿وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ؛ «و آنچه فرمان یابند بجای می‌آورند»[۲۵]. خداوند هم مغلوب هیچ قدرتی واقع نمی‌شود: ﴿وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِنْ شَيْءٍ؛ «و خداوند چنان نیست که چیزی در آسمان‌ها و زمین او را به ستوه آورد»[۲۶].

از مجموع این ویژگی‌ها که به صورت مطلق بیان شده و اختصاص به گونه خاصی از فرشتگان ندارند، بر می‌آید که هیچ عاملی، چه از درون و چه از برون، فرشتگان را از انجام تکالیفشان باز نمی‌دارد. بنابراین همه فرشتگان، معصومند.

روایات

از انبوه روایاتی که عصمت همه فرشتگان را آشکار می‌کند، به نمونه‌هایی بسنده می‌کنیم:

  1. امیرالمؤمنین(ع) در مورد خلقت ملائکه خطاب به خداوند عرض می‌کند: «وَ مَلَائِكَةٌ خَلَقْتَهُمْ وَ أَسْكَنْتَهُمْ سَمَاوَاتِكَ- فَلَيْسَ فِيهِمْ فَتْرَةٌ وَ لَا عِنْدَهُمْ غَفْلَةٌ وَ لَا فِيهِمْ مَعْصِيَةٌ، هُمْ أَعْلَمُ خَلْقِكَ بِكَ...»؛ «و فرشتگانی که آنها را آفریدی و در آسمان‌ها جایشان دادی، پس نه سستی در آنها وجود دارد، و نه غفلت می‌ورزند و نه معصیتی از آنها صادر می‌شود. ایشان از همه آفریده‌هایت شناخت بیشتری به تو دارند.»[۲۷]
  2. امام حسن عسکری(ع) می‌فرمایند:«إِنَّ مَلَائِكَةَ اللَّهِ مَعْصُومُونَ مَحْفُوظُونَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْقَبَائِحِ بِأَلْطَافِ اللَّهِ تَعَالَى قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِمْ:»[۲۸]؛ ﴿لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ[۲۹].[۳۰]


منابع

  1. راغب اصفهانی، حسين بن محمد (۱۴۱۲). المفردات في غريب القرآن. بیروت، الدار الشامية. ص۵۶۹ ـ ۵۷۰.
  2. فراهیدی، خليل بن احمد (۱۴۱۰). كتاب العين. ج۱. قم، انتشارات هجرت. ص۳۱۴.
  3. فیروزآبادی، محمد بن یعقوب (۱۴۱۵). القاموس المحیط. ج۴. بیروت، دار الکتب العلمية. ص۱۵۱.
  4. جوهری، اسماعیل بن حماد (۱۴۰۴). صحاح اللغه. ج۵. بیروت، دار العلم للملايين. ص۱۹۸۶.
  5. ابن منظور، محمد بن مكرم (۱۴۱۴). لسان العرب. ج۱۲. بیروت، دار صادر. ص۴۰۳.
  6. ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۱۴). لسان العرب. ج۱۲. بیروت، دار صادر. ص۴۰۵.
  7. راغب اصفهانی، حسين بن محمد (۱۴۱۲). المفردات في غريب القرآن. بیروت، الدار الشامية. ص۳۳۶ ـ ۳۳۷.
  8. حسینی میلانی، سید علی (۱۳۹۴). عصمت از منظر فریقین. قم، انتشارات حقایق. ص۱۴.
  9. مفید، محمد بن محمد (۱۴۱۳). اعتقادات. قم، کنگره بین المللی شیخ مفید. ص۱۲۸.
  10. نصیر الدین طوسی، محمد بن محمد (۱۴۰۵). تلخیص المحصل. بیروت، دار الأضواء. ص۳۶۹.
  11. فاریاب، محمد حسین (۱۳۹۰). عصمت امام. قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی. ص۳۴ ـ ۳۵.
  12. العقائد الاسلامیه، صو ۹۸-۹۹؛ ر.ک: عالم الملائکة الابرار، ص۳۳؛ نورالافهام، ج۱، ص۲۴۱-۲۴۲.
  13. کشف المراد، ص۳۶؛ العقائد الاسلامیة، ص۹۹؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۴۳۳.
  14. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۶، ص۴۳۲-۴۳۳.
  15. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۶، ص۴۳۳.
  16. بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۲۲.
  17. احمد حسین شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان، ص۳۴۰.
  18. احمد حسین شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان، ص ۳۳۵.
  19. احمد حسین شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان، ص ۳۳۵.
  20. سوره تحریم، آیه ۶.
  21. ر.ک: المیزان، ج۱۷، ص۱۲-۱۳.
  22. سوره تحریم، آیه ۶.
  23. المیزان، ج۱۴، ص۲۷۵.
  24. سوره انبیاء، آیه ۲۷.
  25. سوره تحریم، آیه ۶.
  26. سوره فاطر، آیه ۴۴.
  27. بحارالانوار، ج۵۶، ص۱۷۵، حدیت ۶.
  28. «فرشتگان خدا، با [کمک] الطاف الهی، از کفر و امور ناپسند، معصوم و در امانند. [چنان‌که] خداوند - عز وجل - درباره آنها می‌فرماید:» بحارالانوار، ج۵۶، ص۳۲۱.
  29. «که از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمی‌پیچند و آنچه فرمان یابند بجای می‌آورند» سوره تحریم، آیه ۶.
  30. احمد حسین شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان، ص۳۳۷ ـ ۳۴۰.