پرش به محتوا

حکم کشتن فاحشه

از ویکی پاسخ
سؤال

اگر یک مسلمان یک زن فاحشه را که یقین دارد، هر روز فاحشه‌گری می‌کند را بکشد این چه حکمی دارد؟ و آیا درست است؟

با توجه به اهتمام ویژۀ اسلام به جان انسان‌ها، هیچ‌کس حق تعرض به دیگران و یا کشتن ایشان را ندارد. در صورتی که فردی مرتکب جرمی شده‌باشد، اولاً باید جرم او با رعایت شرایط اثبات شود و ثانیاً فقط حاکم اسلامی حق مجازات او را دارد و اگر کسی بدون اذن و اجازه حاکم، خود اقدام به تأدیب مرتکب یا اجرای مجازات نماید ضامن است و در صورت تحقق قتل مرتکب، قاتل محکوم به قصاص می‌گردد.

حرمت قتل نفس

احترام خون انسان‌ها و حرمت قتل نفس از مسائلی است که همه شرایع آسمانی و قوانین بشری بر آن اتفاق دارند و قتل نفس را یکی از بزرگترین گناهان بر‌می‌شمرند؛ ولی اهتمام اسلام به این مسئله تا آنجا است که قتل یک انسان را همانند کشتن همه انسان‌ها می‌داند.[۱]

این اهمیت دادن تنها مختص قتل نفس نیست؛ بلکه از نظر اسلام کوچکترین آزار یک انسان نیز مجازات دارد.[۲] این احترام مخصوص مسلمان‌ها نیست؛ در اسلام حتی غیر مسلمانانی که با مسلمین سر جنگ ندارند، جان و مال و ناموسشان محفوظ است و تجاوز به آن حرام و ممنوع است.[۳]

از بین بردن یک موجود برخلاف جریان طبیعی و بی‌موافقت پروردگار جهان به‌طور مسلم اخلال در نظم خواهد بود.[۴] کیفیت برخورد با افرادی که سلامت اخلاقی جامعه را به مخاطره انداخته و موجب اشاعه فحشاء می‌شوند در شریعت مشخص شده است و این مهم وظیفه حاکم اسلامی است.

شرایط اثبات جرم

بر اساس تعالیم اسلام و قوانین جزایی اسلام، اثبات جرم و اجرای حد شرایطی دارد؛ حاکم اسلامی تنها با وجود چنین شرایط حق اجرای حکم را دارد. از جمله این که مجرم باید بالغ و عاقل و مختار بوده و در عین حال آگاه به حکم و موضوع باشد.[۵] علاوه بر این در خصوص جرم زنا نیز باید این جرم با اقرار خود شخص یا شهادت شهود اثبات شود. مطابق قانون مجازات اسلامی برای اثبات زنا و اجرای حد آن چهار مرتبه اقرار به زنا ضرورت دارد و اگر مرتکب کمتر از چهار بار اقرار نماید، تنها به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌شود.[۶]

همچنین قانونگذار در مورد شهادت شهود مقرر می‌دارد که نصاب شهادت برای اثبات زنا چهار شاهد مرد عادل است و برای اجرای حد شلاق، تراشیدن سر یا تبعید شهادت دو مرد و چهار زن کافی است و در سایر موارد حداقل سه مرد و دو زن لازم است و اگر دو مرد عادل و چهار زن عادل شهادت دهند تنها حد شلاق ثابت می شود.[۷]

حیثیت و آبروی افراد جامعه از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و به همین جهت شهادت باید روشن و عینی و بدون ابهام باشد لذا شهادت آمیخته به تردید و مبتنی بر حدس و گمان پذیرفته نیست. در بعضی از روایات رؤیت را در مشاهده معتبر دانسته و گفته‌اند لازم است که مشاهده نزدیکی در زنا مانند میله در سرمه‌دان باشد.[۸] در قانون مجازات نیز مقرر شده است که در شهادت بر زنا شاهد باید به صورت حضوری عمل ارتکابی را دیده باشد و چنانچه شهادت او مستند به مشاهده نباشد و همچنین در صورتی که تعداد شهود به عدد لازم نرسد، چنین شهادتی قذف محسوب شده و فرد شهادت دهنده محکوم به حد قذف می‌شود.[۹]

اجرای حدود الهی

در مورد اجرای حدود الهی مشهور بین علما و فقهای اسلامی این است که این مسئله اختصاص به ولی امر مسلمین و حاکم اسلامی دارد و دیگران چنین حقی را ندارند که خود مستقلاً وارد عمل شده و اجرای حدّ نمایند.

آیه الله بهجت می‌فرماید: اجرای حد در زمان غیبت (حضرت ولی عصر (عج)) واجب است و ولایت بر آن اختصاص به ولی امر مسلمین دارد.[۱۰]

اگر این حکم توسط غیر مقام صالح رسیدگی و اجرا شود باعث بی‌عدالتی و هرج و مرج در جامعه و اختلال نظام می‌شود؛ به همین جهت اجرای واقعی عدالت نیازمند وجود قواعد و قوانینی است که از تعقیب و مجازات افراد بی‌گناه جلوگیری کند و راه فرار از مجازات را به روی مجرمان ببندد.[۱۱] بنابراین اعمال و اجرای هر نوع مجازات ولو غیر مهم مستلزم طی مراحل دادرسی کیفری است و بدون توسل به محاکمه نمی‌توان هیچ مجازاتی را به موقع اجرا گذاشت.[۱۲] مطابق قانون اساسی نیز حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.[۱۳]

آیه الله فاضل لنکرانی در مورد اجرای حدود می‌فرمایند: علمایی که از طرف مجتهد جامع‌الشرایط منصوب برای اجرای حدود هستند، تابع نصبند و به هر نحوی که مجاز باشند، می‌توانند عمل کنند و اگر منصوب نیستند، از باب امر به معروف و نهی از منکر مردم را نصیحت کنند.[۱۴]

کشتن فاحشه

با تتبّع در آراء و نظرات فقها مشخص می‌شود که بدون اذن امام و نایب او هیچ‌کس حق ندارد فاحشه را از باب نهی از منکر مجروح نموده و یا او را بکشد. شیخ طوسی در کتاب نهایه و علمای دیگر مانند دیلمی، قاضی ابن براج، فخر الاسلام، فاضل مقداد و محقق کرکی فرموده‌اند: در مورد مجروح ساختن، اجازه گرفتن از امام یا نائبش واجب است.[۱۵]

صاحب جواهر در مورد وجوب اذن امام یا نائبش در صورت مجروح کردن یا مقتول نمودن برای نهی از منکر به چند دلیل استدلال نموده‌ است از جمله: اگر ایراد جرح یا کشتن را در مراحل نهی از منکر بدون اذن امام یا نائبش جائز بدانیم زمینه فساد و هرج و مرج و مرگ زیادی را فراهم می‌کند که این امور در اسلام نهی شده‌ است.[۱۶]

آیه الله بهجت در این مورد می‌فرمایند: امر و نهی کردن در صورتی که منجر به مجروح کردن شخص گنهکار یا کشتن او شود، جز برای امام و مأذون خاص او جایز نیست.[۱۷] و نیز آیه الله فاضل لنکرانی می‌فرمایند: واجب است زدن به مقداری که ترک معصیت کند به شرط آنکه منجر به جرح و قتل یا سرخی و کبودی که دیه دارد نشود.[۱۸]

قانون مجازات اسلامی مقرر می‌دارد هر گاه مرد مسلمانی عمداً زن مسلمانی را بکشد محکوم به قصاص است.[۱۹]


مطالعه بیشتر

قانون مجازات در نظم کنونی تألیف رضا شکری و شروح قانون مجازات اسلامی.


منابع

  1. ↑ سوره مائده، آیه ۳۲.
  2. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۱۰۶.
  3. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۱۰۷.
  4. ↑ مصطفوی، حسن، تفسیر روشن، ج۷. ص۵۵.
  5. ↑ قانون مجازات اسلامی، ماده ۶۴.
  6. ↑ قانون مجازات اسلامی، مواد 172 و 232
  7. ↑ قانون مجازات اسلامی، ماده 199.
  8. ↑ کلینی، محمد بن يعقوب‌، کافی، چاپ، اسلاميه، ج‌7، ص 184.
  9. ↑ قانون مجازات اسلامی، ماده 200.
  10. ↑ بهجت، محمدتقی، جامع المسائل، ج۲. ص۳۷۹.
  11. ↑ آخوندی، محمود، آئین دادرسی کیفری، جاول، ص۴۰.
  12. ↑ آخوندی، محمود، آئین دادرسی کیفری، جاول، ص۴۳.
  13. ↑ قانون اساسی، اصل ۳۶.
  14. ↑ فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، سؤال ۱۸۸۶.
  15. ↑ نوری همدانی، حسین، امر به معروف و نهی از منکر، ص۲۹۹.
  16. ↑ نوری همدانی، حسین، امر به معروف و نهی از منکر، ص۲۹۹.
  17. ↑ بهجت، محمدتقی، جامع المسائل، ج۲. ص۳۷۹.
  18. ↑ فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، سؤال ۹۳۰.
  19. ↑ قانون مجازات اسلامی، ماده ۲۰۹.