فضیلت تشییع جنازه

    از ویکی پاسخ
    سؤال

    آيا تشييع جنازه، براى ميت يا شركت كنندگان در مراسم تشييع، فايده اى دارد؟

    یاد مرگ و آخرت

    برخی روایات در فایده تشییع جنازه، به یاد مرگ و آخرت افتادن را ذکر کرده‌اند: امام باقر(ع) حضور در تشییع جنازه را توصیه کرده؛ زیرا این امر انسان را به یا مرگ و آخرت می‌اندازد.[۱]

    الدعوات:عن الصادق عليه السّلام قال:قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: عودوا المرضى و اتّبعوا الجنائز يذكّركم الآخرة،و كان النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم إذا شيّع جنازة غلبته كآبة و أكثر حديث النفس و أقلّ الكلام.از پیامبر اسلام نیز نقل شده که هرگاه جنازه‌اى را تشييع می‌كرد، اندوه ايشان زياد می‌شد، با خود حديث نفس مى كرد و كم سخن مى گفت.[۲]

    يَا أَبَا ذَرٍّ اخْفِضْ صَوْتَكَ عِنْدَ الْجَنَائِزِ وَ عِنْدَ الْقِتَالِ وَ عِنْدَ الْقُرْآنِ يَا أَبَا ذَرٍّ إِذَا تَبِعْتَ‏ جَنَازَةً فَلْيَكُنْ‏ عَقْلُكَ‏ فِيهَا مَشْغُولًا بِالتَّفَكُّرِ وَ الْخُشُوعِ وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَاحِقٌ بِه‏؛ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى ابوذر! هرگاه در پى جنازه اى به راه افتادى، بايد عقلت با تفكّر و خشوع به آن مشغول شود و بدان كه تو نيز به او مى پيوندى.[۳]

    امام صادق(ع):
    «هنگام تشييع جنازه، بپندار كه خداوند تو را دوباره به دنيا برگردانده است. اكنون ببين كه چگونه جبران مى كنى.»[۴]

    حديثى از امام على(عليه السلام) هر دو فايده را ياد آور مى شود. على(عليه السلام) در تشييع جنازه اى شنيد كه مردى مى خندد; فرمود:

    گويا مرگ، براى غير ما نوشته شده است و گويا رعايت حق، براى غير ما واجب شده است.[۵] الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ لَمّا تَبِعَ جَنازَةً فسَمِعَ رجُلاً يَضحَكُ ـ: كأنّ المَوتَ فيها على غَيرِنا كُتِبَ ، و كأنّ الحَقَّ فيها على غَيرِنا وَجَبَ ، و كأنّ الّذي نَرى من الأمواتِ سَفْرٌ عمّا قَليلٍ إلَينا راجِعونَ ، نُبَوّئُهُم أجداثَهُم و نأكُلُ تُراثَهُم كأنّا مُخَلَّدونَ بَعدَهُم ، ثُمّ قد نَسِينا كُلَّ واعِظٍ و واعِظَةٍ ، و رُمِينا بكُلِّ فادِحٍ و جائحَةٍ؛ امام على عليه السلام ـ چون در تشييع جنازه اى صداى خنده مردى را شنيد ـفرمود : گويى كه مرگ را در اين جهان براى ديگران رقم زده اند و انگار كه حق در اين دنيا بر ديگران واجب گشته است و گويى مردگانى را كه مى بينيم، مسافرانى هستند كه به زودى سوى ما باز مى گردند! آنان را در گورهايشان مى نهيم و ميراثشان را مى خوريم، آن گونه كه پندارى پس از آنها جاودان خواهيم ماند. هر پند دهنده اى را به دست فراموشى سپرده ايم، حال آنكه هدف هر بلا و حادثه اى بنيان كن قرار داريم.

    بخشش گناهان تشییع کننده

    يكى از فوايد تشييع جنازه، ثوابى است كه نصيب ميت و شركت كنندگان مى شود.[۶]

    عن الباقر عليه السّلام: من شيّع جنازة امرىء مسلم أعطي يوم القيامة أربع شفاعات، و لم يقل شيئا الاّ قال الملك:و لك مثل ذلك. بيان: و لم يقل شيئا أي من الدعاء للميّت بالمغفرة و غيرها.[۷]

    امام باقر عليه السلام : چون مؤمن در گور خود نهاده شود، او را ندا آيد : هان! نخستين هديه به تو بهشت است و هديه كسانى كه تشييعت كرده اند، آمرزش.[۸]

    در حديث ديگر آمده:

    هر كسى، جنازه ى مؤمنى را تا دفن همراهى كند، خداوند در قيامت هفتاد ملك بر او بگمارد كه او را همراهى و برايش استغفار كنند.[۹]

    حضرت موسى(عليه السلام) در مناجات عرض كرد: «پروردگارا، ثواب كسى كه تشييع جنازه كند، چيست؟» فرمود: «فرشتگانى پرچم دار، بر او مى گمارم كه او را از قبر تا محشر تشييع كنند».[۱۰]

    وقتى چهل مؤمن مى گويند كه خدايا، از اين ميت جز نيكى نديده ايم، خداوند شهادت آنها را مى پذيرد.[۱۱]

    استغفار برای شخص فوت شده

    اسلام براى احترام به كرامت و جايگاه انسان، در باره ى تشييع جنازه، سفارش كرده است: امام صادق(ع) بهتر دانسته صاحبان عزا، برادران دينى شخص مرده را از مرگ او با خبر سازند تا در تشييع جنازه حاضر شوند، بر او نماز خوانند و این‌گونه هم براى آنان اجرى حاصل شود و هم استغفار برای فرد مرده باشد.[۱۲]

    امام باقر عليه السلام : چون مؤمن در گور خود نهاده شود، او را ندا آيد : هان! نخستين هديه به تو بهشت است و هديه كسانى كه تشييعت كرده اند، آمرزش.[۸]

    در تشییع جنازه، اصل را بر ارزش انسانی نهاده‌اند، در منابع نقل شده جنازه‌اى را می‌بردند در حالی که پيامبر و اصحابش نشسته بودند. حضرت و يارانش از جا برخاستند تا جنازه را بردند. وقتی علت این‌کار را از پیامبر پرسیدند در حالی که اين جنازه‌ى یک يهودى بود، فرمود: «آيا انسان نبود».[۱۳]

    منابع

    1. علامه مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۸، ص۲۸۴.
    2. شيخ عباس قمى، سفينه البحار، نشر اسوه،‌ ج۴، ص۵۶۵.
    3. طبرسی،‌ مكارم الأخلاق‏، ۱۴۱۲ق، ص۴۶۵.
    4. حسينى تهرانى، معادشناسى، ج۳، ص۳۴.
    5. محمد دشتى، نهج البلاغه، ص۱۹۹، كلمه ى ۱۲۲.
    6. الانوار النعمانيه، ص۲۲۰.
    7. سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار نویسنده : القمي، الشيخ عباس    جلد : 4  صفحه : 565
    8. پرش به بالا به: ۸٫۰ ۸٫۱ الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏3، ص: 172.
    9. محمد باقر مجلسى، زاد المعاد، ص۵۴ و ۵۵.
    10. وسائل الشيعه، ج۲، ص۸۲۰، ح ۲.
    11. وسائل الشيعه، ج۲، ص۸۲۰.
    12. طبرسی، مكارم الأخلاق‏، ۱۴۱۲ق، ص۳۶۰.
    13. بحار الانوار، ج۱۸، ص۲۵۴.