پرش به محتوا

انفاق در قرآن

سؤال
انفاق در قرآن را توضیح دهید

انفاق از مهمترین و محوری‌ترین مولفه‌های دین‌داری است که در قرآن بارها بدان تأکید و سفارش شده است و برای آن ثواب و اجر بزرگی معین گردیده است.

معنای انفاق

انفاق مصدر باب افعال از ریشه نفقه است به معنی پرداختن بخشی از آنچه خدا روزی کرده است در راه خدا.[۱]

مصادیق انفاق

جدای از واژه نفق و مشتقات آن، کلمات دیگری در قرآن آمده است که دلالت بر انفاق می کند. انفاق به عنوان زکات واجب است و به عنوان صدقه مستحب. ۴۱ توبه. جهاد با مال

امر به انفاق در قرآن

خداوند بارها در قرآن امر به انفاق کرده است: ﴿وَأَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ۛ وَأَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛ و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، و نیکی کنید که خدا نیکوکاران را دوست می‏دارد.﴾(بقره:۱۹۵)

در جایی دیگر با لحنی عتاب‌آلود می‌فرماید در حالی همه چیز به خداوند تعلق دارد چرا در راه خدا انفاق نمی‌کنید: ﴿وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَلِلَّـهِ مِيرَ‌اثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ؛ و شما را چه شده كه در راه خدا انفاق نمى‌كنيد و [حال آنكه‌] ميراث آسمانها و زمين به خدا تعلق دارد؟﴾(حدید:۱۰)

فضیلت و اهمیت انفاق

از ویژگی‌های دینداری و مسلمان بودن انفاق کردن است. در بسیاری از جاهای قرآن که اوصاف نیکوکاران و متقین را می‌شمرد به انفاق کردن سفارش و تأکید می‌کند.

﴿أُولَـٰئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَ‌هُم مَّرَّ‌تَيْنِ بِمَا صَبَرُ‌وا وَيَدْرَ‌ءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَ‌زَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ؛ آنانند که به [پاس‌] آنکه صبر کردند و [برای آنکه‌] بدی را با نیکی دفع می‌نمایند و از آنچه روزی‌شان داده‌ایم انفاق می‌کنند، دو بار پاداش خواهند یافت.﴾(قصص:۵۴)

﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَرَ‌سُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْ‌تَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ؛ در حقيقت، مؤمنان كسانى‌اند كه به خدا و پيامبر او گرويده و [ديگر] شكّ نياورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كرده‌اند؛ اينانند كه راستكردارند.﴾(حجرات:۱۵)

﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُ‌هُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ ۖ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ ۗ وَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ از اموال آنان صدقه‌اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‌شان سازى، و برايشان دعا كن، زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است، و خدا شنواى داناست.﴾(توبه:۱۰۳)

﴿قُلْ إِنَّ رَ‌بِّي يَبْسُطُ الرِّ‌زْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ‌ لَهُ ۚ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ ۖ وَهُوَ خَيْرُ‌ الرَّ‌ازِقِينَ؛ بگو: «در حقيقت، پروردگار من است كه روزى را براى هر كس از بندگانش كه بخواهد گشاده يا براى او تنگ مى‌گرداند. و هر چه را انفاق كرديد عوضش را او مى‌دهد. و او بهترين روزى دهندگان است.»﴾(سبأ:۳۹)

آثار انفاق

خداوند در قرآن فرموده است برای انفاق‌کننده پاداش بزرگ و بهشت است.[۲] و مالی که انفاق می‌شود را چندبرابر می کند:﴿مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّـهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً ۚ وَاللَّـهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ کیست آن کس که به [بندگانِ‏] خدا وام نیکویی دهد تا [خدا] آن را برای او چند برابر بیفزاید؟ و خداست که [در معیشت بندگان‏] تنگی و گشایش پدید می‏‌آورد و به سوی او بازگردانده می‌‏شوید.﴾(بقره:۲۴۵) برای انفاق کنندگان بیم و اندوهی وجود ندارد:﴿الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ کسانی که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق می‏کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان برای آنان خواهد بود و نه بیمی بر آنان است و نه‌اندوهگین می‏‌شوند.﴾(بقره:۲۷۴)

تزکیه و پاک شدن از آثار انفاق است: ﴿الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّىٰ؛ همان كه مال خود را مى‌دهد [براى آنكه‌] پاك شود.﴾(لیل:۱۸) مفسران در معنای تزکیه گفته اند: «تعبير به" يتزكى" در حقيقت اشاره به قصد قربت و نيت خالص است خواه اين جمله به معنى كسب نمو معنوى و روحانى باشد، يا به دست آوردن پاكى اموال، چون" تزكية" هم به معنى" نمو دادن" آمده و هم" پاك كردن"»[۳]

صاحب مجمع البیان می‌فرماید: «می‌كوشد كه در نزد خدا پاك باشد و به اين انفاقش رياء و خود نمايى و شهرت را نمي‌خواهد.»[۴]

مستحق انفاق

﴿إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَ‌اءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّ‌قَابِ وَالْغَارِ‌مِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَابْنِ السَّبِيلِ ۖ فَرِ‌يضَةً مِّنَ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ صدقات، تنها به تهيدستان و بينوايان و متصديّان [گردآورى و پخش‌] آن، و كسانى كه دلشان به دست آورده مى‌شود، و در [راه آزادى‌] بردگان، و وامداران، و در راه خدا، و به در راه مانده، اختصاص دارد. [اين‌] به عنوان فريضه از جانب خداست، و خدا داناى حكيم است.﴾(توبه:۶۰)

چگونگی انفاق کردن

خداوند هر نوع انفاق آشکار و پنهان را نیک می‌داند و برای آن پاداش می‌دهد[۵]، اما در یک آیه می فرماید انفاق پنهان برای شما بهتر است: ﴿إِن تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ ۖ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۚ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّئَاتِكُمْ ۗ وَاللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ؛ اگر صدقه‌‏ها را آشکار کنید، این، کارِ خوبی است، و اگر آن را پنهان دارید و به مستمندان بدهید، این برای شما بهتر است و بخشی از گناهانتان را می‏‌زداید، و خداوند به آنچه انجام می‌‏دهید آگاه است.﴾(بقره:۲۷۱)

علامه طباطبایی درباره این آیه می‌فرماید: «خداى سبحان در اين آيه، صدقه آشكار و ديگرى پنهان، هر دو را ستوده است، براى اينكه هر كدام از آن دو آثارى صالح دارند، اما صدقه آشكارا كه خود تشويق و دعوت عملى مردم است به كار نيك، و نيز مايه دلگرمى فقرا و مساكين است، كه می‌بينند در جامعه مردمى دل‌رحم هستند كه به حال آنان ترحم می‌كنند، و در جامعه اموالى براى آنان و رفع حوائجشان قرار می‌دهند تا براى روز قيامتشان كه روز گرفتارى است ذخيره‌‏اى باشد، و اين باعث می‌‏شود كه روحيه ياس و نوميدى از صفحه دلهاشان زدوده شود، و در كار خود داراى نشاط گردند، و احساس كنند كه وحدت عمل و كسب بين آنان و اغنيا وجود دارد، اگر سرمايه‏‌دار كاسبى می‌كند تنها براى خودش نيست، و اين خود آثار نيك بسيارى دارد. و اما حسن صدقه پنهانى اين است كه در خفا آدمى از ريا و منت و اذيت دورتر است، چون فقير را نمی‌شناسد، تا به او منت گذارد، و يا اذيت كند، فائده ديگرش اينست كه در صدقه پنهانى آبروى فقير محفوظ می‌‏ماند، و احساس ذلت و خفت نمی‌كند، و حيثيتش در جامعه محفوظ می‌ماند، پس می‌‏توان گفت كه: صدقه علنى نتيجه‏‌هاى بيشترى دارد، و صدقه پنهانى خالص‏تر و پاك‏تر انجام می‌شود.و چون بناى دين بر اخلاص است، بنا بر اين عمل هر قدر به اخلاص نزديك‏تر باشد به فضيلت نيز نزديكتر است‏.»[۶]

اوصاف انفاق‌کنندگان

انفاق‌کنندگان در قرآن همان متقین و نیکوکاران و مومنین و مفلحون و فائزون و محسنین و فروتنان هستند. در قرآن آمده است همانان که به غیب ایمان دارند و نماز را برپامی‌دارند کسانی هستند که انفاق می‌کنند:﴿هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَ‌زَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ؛ مایه هدایت تقواپیشگان است: آنان که به غیب ایمان می‏‌آورند، و نماز را بر پا می‏‌دارند و از آنچه به ایشان روزی داده‏‌ایم انفاق می‏‌کنند﴾(بقره:۲و ۳)

در جایی دیگر هم با برشمردن اقسام نیکی، یکی از نیکی‌ها را انفاق می‌داند و اینان را همان صادقین و متقین می‌داند.[۷] در آیه ۱۶ سوره تغابن آنان مفلحون (رستگاران) نام می برد. و به کسانی که با مال و جانشان جهاد می کنند را فائزون می‌نامد.[۸]

﴿الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّ‌اءِ وَالضَّرَّ‌اءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ ۗ وَاللَّـهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛ همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مى‌كنند؛ و خشم خود را فرو مى‌برند؛ و از مردم در مى‌گذرند؛ و خداوند نكوكاران را دوست دارد.﴾(آل عمران:۱۳۴)

﴿إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَ‌بُّهُمْ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَٰلِكَ مُحْسِنِينَ كَانُوا قَلِيلًا مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ وَبِالْأَسْحَارِ‌ هُمْ يَسْتَغْفِرُ‌ونَ وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُ‌ومِ؛ پرهيزگاران در باغها و چشمه سارانند. آنچه را پروردگارشان عطا فرموده مى‌گيرند، زيرا كه آنها پيش از اين نيكوكار بودند. و از شب اندكى را مى‌غنودند. و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش مى‌كردند. و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معين‌] بود.﴾(ذاریات:۱۵ تا ۱۹)

﴿وَبَشِّرِ‌ الْمُخْبِتِينَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ‌ اللَّـهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِ‌ينَ عَلَىٰ مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَ‌زَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ؛ و فروتنان را بشارت ده. همانان كه چون [نام‌] خدا ياد شود، دلهايشان خشيت يابد و [آنان كه‌] بر هر چه برسرشان آيد صبر پيشه‌گانند و برپا دارندگان نمازند، و از آنچه روزيشان داده‌ايم انفاق مى‌كنند.﴾(حج:۳۴،۳۵)

منابع

  1. ↑ دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، به کوشش بهاالدین خرمشاهی
  2. ↑ آیه ۱۱ سوره حدید. و آیه ۶۰ سوره انفال. و آیه ۲۱ سوره توبه
  3. ↑ تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۱۸۲
  4. ↑ ترجمه مجمع البیان، ج۲۷، ص۱۳۱
  5. ↑ آیه ۲۸۴ سوره بقره
  6. ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج۲، ص۶۱۰
  7. ↑ آیه ۱۷۷ سوره بقره
  8. ↑ آیه ۲۰ سوره توبه