انتقال ولایت پیامبر(ص)
آیا ولایت بعد از رسول خدا(ص) به دیگری منتقل نمیشود؟
طبق آیات قرآن و روایات عامه و خاصه ولایت پیامبر(ص) به امام علی(ع) و بعد از او به ائمه اطهار(ع) منتقل شده است. این ولایت، نه مقام نبوت و رسالت او، که سایر شؤون پیامبر(ص) از جمله مرجعیت دینی و ولایت بر مردم و رهبری اجتماع مسلمین است.
بخشهای ولایت پیامبر
پیامبر اسلام دارای ولایت و مناصب مختلفی بوده که عمده آنها عبارت است از:
- مقام نبوت و رسالت، که بر اساس آن از طرف خداوند وحی دریافت مینمود.
- مقام و ولایت رهبری اجتماع، که بر اساس آن ریاست عامه و رهبری مسلمانان در مسائل اجتماعی و سیاسی را به عهده داشت.
- ولایت و مقام مرجعیت دینی یعنی پیامبر اسلام (ص) مُبَّلِغ وحی بود، مردم وقتی میخواستند از متن اسلام بپرسند، از پیغمبر(ص) میپرسیدند.
- ولایت تکوینی یعنی حجت خدا بر مردم. هیچ وقت نبوده و نخواهد بود که زمین از یک انسان کامل خالی باشد، و الاّ زمین نابود میشود.[۱]
انتقال ولایت پیامبر اسلام (ص) به ائمه اطهار(ع)
تردیدی نیست مقام رسالت و نبوت و دریافت وحی بعد از پیامبر اسلام (ص) به کسی منتقل نشدهاست، بلکه طبق صریح قرآن، نبوت خاتمه یافتهاست[۲] و همچنین روایاتی که در این زمینه داریم میرسانند که نبوت خاتمه یافتهاست.[۳] اما سایر مناصب و شؤون پیامبر اسلام (ص) یعنی ولایت رهبری اجتماع، ولایت تشریعی و مرجعیت دینی مردم، یا ولایت تکوینی، از دیدگاه شیعیان تمام آن به ائمه(ع) یکی پس از دیگری انتقال یافتهاست.
ادله
این ادعا مطابق با آیات قرآن، روایات متواتره فریقین و ضرورت عقلی میباشد، که در اینجا به عنوان نمونه به چند آیه و تعدادی از روایات از طریق فریقین اشاره میشود:
آیات قرآن
۱ـ آیه ولایت: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّـهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ؛ ولىّ شما، تنها خدا و پيامبر او است و كسانىكه ايمان آوردهاند: همان كسانىكه نماز برپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند.﴾(مائده:۵۵) این آیه ولایت همسان پیامبر اسلام (ص) را برای علی(ع) ثابت میکند جز مسئله نبوت که در روایات استثناء شدهاست؛ زیرا عامه و خاصه به طرق مختلف و متواتر نقل نمودهاند که آیه شریفه در شأن امیر المؤمنین(ع) میباشد.[۴]
۲ـ آیه اولی الامر: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ ۖ؛ ای کسانیکه ایمان آوردهاید، از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر(ص) و صاحبان امر از خودتان نیز اطاعت کنید.﴾(نساء:۵۹) امام باقر(ع) آیه فوق را قرائت نمود و فرمودند: «مقصود از آن فقط ما هستیم و خداوند همه مؤمنان را تا قیامت به اطاعت و پیروی ما امر نمودهاست.[۵] و جماعتی از عامه نیز پذیرفتهاند که مقصود از اولی الامر علی و فرزندان او میباشند.[۶]
روایات
۱ـ حدیث غدیر: پیامبر اسلام(ص) فرمود: «ای مردم کیست که بر اهل ایمان از خود آنها (سزاوارتر) میباشد؟ گفتند خدا و رسولش داناتر هستند. فرمود: همانا خدا مولای من است و من مولای مؤمنان هستم و اولی و سزاوارترم بر آنها از خودشان، پس هر کس که من مولای اویم علی(ع) مولای او خواهد بود (و بر او ولایت دارد) و این را سه بار تکرار کرد.[۷] ابوبکر و عمر گفتند: به به برای تو (یعنی تبریک میگوئیم) ای پسر ابیطالب که صبح و شام را درک نمودی در حالی که مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمنی گشتی. و ابن عباس میگفت: به خدا سوگند که این امر (ولایت علی(ع)) بر همه واجب گشت.[۸] مرحوم علامه امینی اسم ۱۱۰ نفر از صحابه، و هشتاد نفر از تابعین و سیصد و شصت نفر از دانشمندان عامّه را که این واقعه و حدیث را نقل نمودهاند، ذکر میکند. به قول بعضی از شافعیه حدیث غدیر فوق حد تواتر است.[۹]
۲ـ حدیث منزلت: پیامبر اسلام (ص) خطاب به امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: «أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی؛ تو نسبت به من بهمنزله هارون نسبت به موسى هستی جز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود»[۱۰] این روایت به خوبی دلالت دارد که تمام مناصب پیامبر اسلام (ص) و تمام ولایتهایی که داشته جز رسالت و نبوت همه به علی(ع) (و بعد از علی به ائمه(ع) دیگر) منتقل شدهاست.
عقل
از نظر عقل ضروری و لازم است که ولایت به معنای رهبری اجتماع و مرجعیت دینی به فرد یا افرادی بعد از پیامبر اسلام(ص) منتقل شود، چنانکه در جای خود به ادله مختلف عقلی همچون، رهبری جامعه اسلامی، قانون هدایت عمومی، و برهان واسطه فیض، برهان لطف استدلال شدهاست؛ که خلاصه آنها این است که جامعه بشری برای جلوگیری از فساد، و نیز پیشرفت انسان به سوی تکامل و همچنین دریافت فیض از مقام ربوبی و… نیاز به یک رهبر دینی دارد.[۱۱]
مطالعه بیشتر
- امامت و رهبری، شهید مرتضی مطهری،انتشارات صدرا.
- ولایت و امامت، هادی نجفی، دار الذخائر.
- بررسی مسائل کلی امامت، ابراهیم امینی، دفتر تبلیغات اسلامی، ص۲۶–۱۰۸.
منابع
- ↑ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، قم، صدرا، چاپ 8، 1372 ه. ش، ج 4، ص 720.
- ↑ احزاب/۴۰.
- ↑ نگاه کنید به سبحانی، جعفر، خاتمیت، مترجم رضا استادی، تهران، مؤسسه سید الشهداء، ۱۳۶۹، ص۴۵–۹۲.
- ↑ امینی، عبدالحسین، الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، قم، مركز الغدير، چاپ اول، 1416 ق، ج1، ص688 و 689.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: دارالحديث، قم، دار الحديث، چاپ اول، ق 1429، ج۱، ص689.
- ↑ نگاه کنید به شرف الدین موسوی، عبدالحسین، المراجعات، تحقیق حسین راضی، قم، المجمع العالمي لأهل البيت، چاپ دوم، 1426 ق، ص104.
- ↑ امینی، عبدالحسین، الغدیر، ترجمه: جمعى از نويسندگان، تهران، بنياد بعثت، بیتا، ج۱، ص33.
- ↑ امینی، عبدالحسین، الغدیر، ترجمه: جمعى از نويسندگان، تهران، بنياد بعثت، بیتا، ج۱، ص34.
- ↑ امینی، عبدالحسین، الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، قم، مركز الغدير، چاپ اول، 1416 ق، ج11، ص286.
- ↑ امینی، عبدالحسین، الغدیر، ترجمه: جمعى از نويسندگان، تهران، بنياد بعثت، بیتا، ج2، ص62. و نگاه کنید به ابی عبدالله محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، بیروت، دار الکفر، ۱۴۱۰ هـ ق، ج۵، ص۱۲۹.
- ↑ نجفی، هادی، ولایت و امامت، قم، دارالذخائر، ص۲۴–۳۷.
