«اثر انگشت» در قرآن
این مقاله هماکنون به دست روح الله بهمنی در حال ویرایش است. |
رد ادعای اعجاز اثر انگشت در قرآن. ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺷﺮﺡ ﺁﯾۀ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ.

شبهه
مسلمانان آيه ٤ سوره قيامت را یکی از معجزات قرآن میدانند: ﴿ﺑَﻠَﻰ ﻗَﺎﺩِﺭِﻳﻦَ ﻋَﻠَﻰ ﺃَﻥ ﻧُّﺴَﻮِّﻱَ ﺑَﻨَﺎﻧَﻪُ﴾؛ «ﺑﻠﻪ! ﻣﺎ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺑﺮ ﻣﺮﺗﺐ ﮐﺮﺩﻥ (ﺳﺎﺧﺘﻦ) ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﺍﻭ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺘﯿﻢ.» ایشان قائلاند خداوند در این آیه اشاره به “ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ” کرده است ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﺮ ﻓﺮﺩﯼ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ. موضوعی که علم جدید بهتازگی به آن دست پیدا کرده است و حال آنکه براساس کتابهای لغت واژه "بنان" در آیه بهمعنای “ﺍﻧﮕﺸﺖ” ﻭ ﯾﺎ “ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺍﻧﮕﺸﺖ” است نه اثر انگشت.
مقدمه
شگفتیهای علمی قرآن كريم، اشاراتی گذرا به برخی از اسرار طبيعت است و به گونه تراوشی از لابه لای تعابير قرآنی مشاهده میگردد كه قبل از نزول آيه، كسی از آن اطلاع نداشته و با مرور زمان و پيشرفت دانش و قطعيت يافتن برخی نظريههای علمی، پرده از اين اشارتها برداشته میشود و دانشمندان با انصاف با پیبردن به اين حقايق، قرآن را از ديدگاه اعجاز مورد ستايش و پذيرش قرار میدهند.
قرآن كتاب هدايت است و هدف اصلی آن جهت بخشيدن به زندگی انسان و آموختن راه سعادت به اوست؛ ازاين رو اگر گاه در قرآن به برخی از شگفتیهای علمی برمیخوريم، از آن جهت است كه اين سخن از منبع سرشار علم و حكمت الهی نشات گرفته تا دانشمندان با ابزار علمی كه در اختيار دارند بتوانند از اين گونه اشارات علمی كه تاكنون حالت ابهام داشته، پرده بردارند و به گوشهای از احاطه و قدرت پروردگار پیبرده و دريابند كه چنين اشارتی در آن روزگار، جز از پروردگار جهان امكان صدور نداشته و منبع قرآن الهی است.
چكيده دقيق شبهه
مسلمانان با ترجمه كردن كلمه «ﺑﻨﺎﻥ» به «ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ» در ﺁﯾﻪ 4 سوره قيامت: «ﺑَﻠَﻰ ﻗَﺎﺩِﺭِﻳﻦَ ﻋَﻠَﻰ ﺃَﻥ ﻧُّﺴَﻮِّﻱَ ﺑَﻨَﺎﻧَﻪُ»، ادعاي اعجاز علمي قرآن را دارند؛ اين ادعا دو ايراد اساسي دارد كه بيانگر معجزه نبودن قرآن ميباشد و دروغي است كه مسلمانان براي وحياني جلوه دادن قرآن ساختهاند:
ايراد اول: ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ كلمهاى كه معنى اثر انگشت را بدهد، «ﺑﺼﻤﻪ» است و «ﺑﻨﺎﻥ» در لغت عربي به معناي «ﺍﻧﮕﺸﺖ» ﺍﺳﺖ نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نيز واﮊﻩ «بنان» را در آيه 12سوره انفال به معناي انگشتان آورده است: «ﭘﺲ ﮔﺮﺩﻥﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻛﻨﻴﺪ».[۱] در اين آيه نميتوان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببريد و بلكه به يقين مراد از قطع «ﺑﻨﺎﻥ» بريدن خود انگشت يا بند انگشتان ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.
ايراد دوم: تاريخچه استفاده از اثر انگشت به ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ برميگردد كه ﮐﻮﺯﻩﮔﺮﺍﻥ ﭼﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺖ ﺧﻮﺩ ﺟﻬﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﮐﻮﺯﻩﻫﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ و ﺩﺭ ﻫﺰﺍﺭﻩ ﺩﻭﻡ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﺎﻭﺵﻫﺎﯼ ﺑﺎﺑﻞ٬ ﺑﻪ ﻟﻮﺡﻫﺎﯼ ﮔِﻠﯽ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. با اين تاريخچه حتي اگر منظور قرآن از كلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نيست.
چكيده نقد
«بنان» در لغت هم به معناي انگشت و هم به معناي اطراف انگشت ميباشد كه شامل خطوط سر انگشت و خصوصيات ويژه و منحصر به فرد آن هم ميشود و ترجمه «بنانه» در آيه 4 سوره قيامت به خطوط سر انگشت ترجمهاي صحيح و برگرفته از لغت ميباشد و با توجه به اينكه منظور از اعجاز يا شگفتي علمي به اين معنا نيست كه كسي غير از خدا نميتواند بدان دسترسي داشته باشد و بلكه به اين معناست كه چون قرآن از وحي سرچشمه گرفته، به شگفتيهايي اشاره دارد كه بشر آن روز بدان نرسيده بود و اين آيه يكي از شگفتيهاي قرآن است كه در آن جامعه دور از دانش، به مطلبي علمي اشاره دارد كه قرنها ميگذرد تا دانش بشري آن را كشف كند و اين واقعيت را نميتوان انكار كرد كه كشف اسرار اثر انگشت به قرن نوزده ميلادي برميگردد و اگر قبل از نزول قرآن اين دستآورد علمي كشف شده بود، غرب آن را به قرن نوزده بعد از ميلاد نسبت نميداد.
مقدمه
قرآن كتاب هدايت است كه در جهت تربيت و انسان سازى فراهم شده و تمامى مطالب آن در راستاى رشد و تعالى اوست، لكن اشاراتى گذرا به برخي از اسرار هستى دارد كه در صدر اسلام، راهى جز از طريق وحى براى شناخت اين شگفتيها نبوده است و با پيشرفت دانش بشرى، برخى از آنها روشن شده و عظمت قرآن براى دانشمندان بيشتر گرديده كه چگونه در 1400 سال پيش، قرآن از آنها ياد نموده است. بشر آن روز، دركى از آنها نداشته، همانطور كه بشرى امروزى نيز، در مواردى، دركى از اين شگفتيها ندارد و شايد هزاران سال بايد بگذرد تا نكات دقيق علمى قرآن مورد شناسائى واقع شود.
يكي از اين شگفتيها احيا و تنظيم سر انگشتان است و قرنها از نزول قرآن گذشت تا كشف شد كه هر كس، اثر انگشت مخصوص به خود دارد؛ چه سرّى در سر انگشتان است كه اينچنين بدان توجه شده است؟! به راستى چرا خدا اعضاى ديگر بدن را ذكر نفرمود؟ مسلمانان بر اين باورند كه قرآن با طرح چنين شگفتيهايي، بشريت را به انديشه وا ميدارد تا بر وحياني بودن آن برسند و اينكه فقط علم سرچشمه گرفته از منبع الهي است كه چنين شگفتيهايي را بيان ميكند، آنهم در عصري كه جهل جامعه را فراگرفته بود؛ هرچند عدهاي با شبههپراكني در وحياني بودن قرآن ترديد ميكنند اما با كشف رازهاي بيشتر اين ترديدها نيز كارساز نخواهد شد.
نقد و بررسي
گستردگي مفهومي واژه «بنان»
«بنان» از ريشه «بنن» در لغت به معناي انگشت دست و پا؛[۲] اطراف انگشت؛[۳] انگشتان و ديگر اعضاي بدن ميباشد[۴] و به هر چيزي كه استواري و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گويند و چون زندگى انسان بر انگشتان استوار مىگردد و با آنها كارها سامان دهي ميشود، به آن «بنان» گفته ميشود.[۵]
از اينرو اطراف انگشتان كه يكي از معاني «بنان» ميباشد، همان خطوط، ويژگيها و خصوصيات هر انگشتي است كه با انگشت ديگران متفاوت ميباشد و با اين نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمهاي درست و مناسب است كه در لغتنامهها بدان اشاره شده است، هرچند ممكن است كلمه «بنان» در جاي ديگر به معناي خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آيه12 سوره انفال همين معنا بدست ميآيد.[۶]
بر همين اساس است كه مفسران گفتهاند علّت تخصيص «بنان» در آيه4 سوره قيامت آنست كه خدا نه تنها به جمع كردن استخوانها، بلكه به ساختن انگشتان آدمى و خطوط معيّن و دقيق آنها نيز تواناست؛ خطوطي كه علم انگشت نگارى روشن ميكند در انسانها يكسان نيستند و مناسبترين معناي «بنان» در اين آيه را، اطراف انگشت و ويژگيهاي خاص آن ميدانند كه خطوط منحصر به فرد آن در افرد يكي از اين شگفتيهاست و قدرت الهي ميطلبد تا دوباره خلق شود.[۷]
خلاصه سخن اينكه «بنان» هم به معناي انگشت و هم به معناي بندهاي آن و هم به معناي اطراف انگشت و خطوط و ويژگيهاي منحصر به فرد آن در انسانها ميباشد.
ياد آور ميشود كه واژه «بصمه» از ريشه «بصم» به معناي فاصله بين چهار انگشت است (يعني بين انگشت شاهد و انگشت كوچك دست).[۸] بنابراين «بصمه» در لغت به معناي اثر انگشت نيست و اگر در اصطلاح امروزي به انگشت زدن بر نوشته «بصمه» گفته ميشود،[۹] براي اين است كه نتيجه انگشت زدن، مشخص بودن اثر انگشت منحصر به فرد در محاكم قضايي ميباشد كه از انگشتان دست بدست ميآيد و اين تلفظ مجازي است.
اعجار علمي يا شگفتيهاي علمي
كشف اسرار هستى، روشن ساختن ابعاد وجودي مخلوقات و سخن گفتن از ناپيداييهاى دانش فراتر از آن محيطى كه آن روز مىانديشيدند، از شگفتيهاي قرآن است كه برخي از آن به اعجاز علمي قرآن تعبير ميكنند.
بنابراين مقصود از اعجاز علمى آن نيست كه قرآن كتاب علمى بوده و فرمولهاى علمى ارائه داده است كه بشر از آن عاجز است؛ بلكه مقصود اين است كه نازل كننده قرآن، كسى است كه بر همه اسرار طبيعت آگاه است و در لابلاى بياناتش تراوشاتى از ابعاد و شگفتيهاي علمى وجود دارد، كه بيانگر الهي بودن منبع قرآن كريم است، زيرا قرآن زماني به اين اسرار اشاره كرده است كه دانش بشري بدان دسترسي نداشت و اين يعني تنها يك دانش است كه بيانگر اين حقايق ميباشد و آن دانش الهي است و نتيجه اينكه قرآن وحي خداوندي است و از دخالت بشر به دور ميباشد.[۱۰]
چرايي اشاره قرآن به سرانگشت
اين سؤال مطرح ميشود كه چرا خدا از ميان اعضاي انسان به سر انگشت اشاره كرده است؟! در پاسخ بايد گفت:
الف) اين تعبير اشاره لطيفى به خصوصيات موجود در خطوط سرانگشت انسانهاست كه با خطوط سرانگشت ديگران فرق دارد و اين خطوط ظريف و پيچيدهاى كه در سرانگشتان هر انسانى نقش بسته است، بيانگر آفريننده تواناست كه سزاوار پرستش ميباشد.[۱۱]
ب) به خلقت عجيب انگشت اشاره دارد كه صورتهاى مختلف و خصوصيات تركيبي و عددي را در خود جمع كرده است و فوايد بسيارى بر آن مترتب ميشود؛ مثلاً به حالتهاي مختلفي باز و بسته ميشود، حركات ظريف و كارهاي دقيق توسط آن انجام ميشود كه اسرارش يكي پس از ديگري براى انسان با پيشرفت دانش بشري كشف ميشود.[۱۲]
قرآن اولين منبع اشاره كننده به اثر انگشت
در اواخر قرن نوزدهم ميلادي علم تجربي به اين حقيقت و كشف رسيد كه اثر انگشت هر شخصي منحصر به فرد است و هيچ شباهتي با ديگر افراد ندارد و اين اثر انگشت از اول خلقت تا آخر عمر تغيير نميكند؛ اين در حالي است كه قرآن كريم چهارده قرن پيش به اين كشف علمي اشاره نموده است.[۱۳]
هر چند ممكن است برخي ادعا كنند كه در قرنهاي قبل نيز از انگشت زدن بر روي سفالها، كوزهها و نامهها استفاده ميشد؛ اما اين انگشت زدن بدان معنا نبود كه آنها رازهاي خطوط انگشت را كشف كرده بودند زيرا تا قرن نوزده پس از ميلاد كسي از متفاوت بودن اثر انگشت افراد با خبر نبود و اين يعني اثر انگشت تا اين زمان ناشناخته بود و اگر قرآن قرنها پيش بدان اشاره كرده، بيانگر سرچشمه الهي داشتن قرآن ميباشد.[۱۴]
نتيجه گيري
- ترجمه «بنانه» به خطوط سر انگشت برگرفته از لغت عرب ميباشد.
- كشف اسرار اثر انگشت و استفاده رايج از آن به قرن نوزده ميلادي برميگردد و اين يعني قرآن چند صد سال قبل از اين كشف و در محيطي كه از علوم خبري نبود، به اين شگفتي علمي اشاره كرده بود.
- اعجاز يا شگفتي علمي به اين معنا نيست كه كسي غير از خدا نميتواند بدان دسترسي داشته باشد و بلكه به اين معناست كه چون قرآن از وحي سرچشمه ميگيرد، به شگفتيهايي اشاره دارد كه بشر آن روز بدان نرسيده بود.
منابع
- ↑ «... ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ».
- ↑ ر.ك: موسى، حسين يوسف، الإفصاح فى فقه اللغة، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، چاپ چهارم، 1410ه.ق، ج2، ص1168. ابن سيده، على، المحكم و المحيط الأعظم، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1421ه.ق، ج10، ص465. ابن اثير، مبارك، النهاية في غريب الحديث و الأثر، قم، موسسه مطبوعاتي اسماعيليان، چاپ چهارم، 1367ه.ش، ج1، ص157.
- ↑ ر.ك: جوهرى، اسماعيل، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ اول، 1376ه.ق، ج5، ص2080. فيروز آبادى، محمد، القاموس المحيط، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1415ه.ق، ج4، ص186. مرتضى زبيدى، محمد، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، دار الفكر، چاپ اول، 1414ه.ق، ج18، ص68. فراهيدى، خليل، كتاب العين، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1409ه.ق، ج8، ص372.
- ↑ ر.ك: ازهرى، محمد، تهذيب اللغة، بيروت، دار احياء التراث العربي، چاپ اول، 1421ه.ق، ج15، ص337.
- ↑ راغب اصفهانى، حسين، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، مترجم: غلامرضا خسروي حسيني، تهران، مرتضوي، چاپ دوم، 1374 ه.ش، ج1، ص313.
- ↑ «... ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ».
- ↑ ر.ك: ابنقتيبه، عبدالله، تفسير غريب القرآن، بيروت، دار و مكتبة الهلال، چاپ اول، 1411ه.ق، ص153. ابوعبيده، معمر، مجاز القرآن، قاهره، مكتبة الخانجي، چاپ اول، 1381ه.ق، ج1، ص242. نيشابورى، محمود، وضح البرهان فى مشكلات القرآن، بيروت، دار القلم، چاپ اول، 1410ه.ق، ج1، ص380. رسعنى، عبدالرزاق، رموز الكنوز فى تفسير الكتاب العزيز، مكه، مكتبة الأسدي، چاپ اول، 1429ه.ق، ج2، ص381. ابوالسعود، محمد، ارشاد العقل السليم الى مزايا القرآن الكريم، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، 1983م، ج4، ص11. مروان وحيد شعبان، الإعجاز القرآني في ضوء الاكتشاف العلمي الحديث، بيروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1427ه.ق، ص163.
- ↑ ر.ك: الإفصاح فى فقه اللغة، پيشين، ج2، ص1251. تاج العروس من جواهر القاموس، پيشين، ج16، ص55. القاموس المحيط، پيشين، ج4 ؛ ص13. ابن منظور، محمد، لسان العرب، بيروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414 ه.ق، ج12، ص51. الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، پيشين، ج5، ص1873. تهذيب اللغة، پيشين، ج12، ص149.
- ↑ ر.ك: حيدرى، محمد، معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها، قم، المركز العالمي للدراسات الاسلاميه، چاپ اول، 1381 ه.ش، ص55. بستانى، فواد افرام، فرهنگ ابجدى، تهران، اسلامي، چاپ دوم، 1375 ه.ش، ص186.
- ↑ «قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...». فرقان/ 6. ورك: فائزه عظيم زاده و بى بى سادات رضى و اعظم پويازاده، نگرشى نوين بر تاريخ و علوم قرآنى، تهران، بنياد قرآن چاپ اوّل، 1380ه.ش، ص238. مجله بينات، ج 6، ص 98 مصاحبه با آية الله محمد هادى معرفت.
- ↑ مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ اول، 1374ه.ش، ج 25، ص 278. قرشي، علي اكبر، تفسير احسن الحديث، تهران، بنياد بعثت، چاپ سوم، 1377ش، ج 11، ص 449.
- ↑ ر.ك: طباطبايى، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، ترجمه: محمد باقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، 1374 ه.ش، ج20، ص165. نيشابوري، حسن، تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1416ق، ج 6، ص400.
- ↑ ر.ك: اشيقر، محمد علي، لمحات من تاريخ القرآن، بيروت، موسسه الاعلمي، چاپ دوم، 1408ه.ق، ص306. عبيدي، خالد فائق، الطب في القرآن و السنة، بيروت، دار الكتب، چاپ اول، 1426ه.ق، ج9، ص46. صابونى، محمد على، التبيان في علوم القرآن، بيروت، عالم الكتب، چاپ اوّل، 1405ه.ق، ص135.
- ↑ ر.ك: عدنان شريف، من علم الطب القرآني الثوابت العلمية في القرآن الكريم، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ پنجم، 2001م، ص107. الإعجاز القرآني في ضوء الاكتشاف العلمي الحديث، پيشين، ص12. فيومى، سعيد صلاح، الإعجاز العلمي في القرآن الكريم، قاهره، مكتبة القدسى، چاپ اوّل، 1424ه.ق، ص77.
