پرش به محتوا

پیامدهای غیبت کردن: تفاوت میان نسخه‌ها

ابوالحسن بکتاش (بحث | مشارکت‌ها)
میزان الحکمه، جلد۹،صفحه۴۲۲۴
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۳: خط ۳:
{{پاسخ}}پیامدهای غیبت به دو بخش دنیوی و [[آخرت|اخروی]] تقسیم شده است. ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به غیبت کننده و ایجاد [[کینه]] و دشمنی در جامعه، برخی از پیامدهای دنیوی [[غیبت]] است.  
{{پاسخ}}پیامدهای غیبت به دو بخش دنیوی و [[آخرت|اخروی]] تقسیم شده است. ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به غیبت کننده و ایجاد [[کینه]] و دشمنی در جامعه، برخی از پیامدهای دنیوی [[غیبت]] است.  


یکی از پیامدهای اخروی غیبت، از میان رفتن حسنات و نیکی‌ها است. بر اساس [[روایت|روایات]]، نخستین کسی که به [[دوزخ]] می‌رود شخص غیبت کننده است.  
یکی از پیامدهای اخروی غیبت، از میان رفتن حسنات و نیکی‌ها است. بر اساس [[روایت|روایات]]، نخستین کسی که به [[دوزخ]] می‌رود، شخص غیبت کننده است.  


== پیامدهای دنیوی ==
== پیامدهای دنیوی ==
خط ۱۰: خط ۱۰:
* '''ایجاد بی‌‌اعتمادی''': غیبت کردن باعث می‌شود دیگران گمان کنند همانطور که غیبت کننده نزد آنها از دیگران غیبت می‌کند، نزد دیگران نیز، غیبت آنها را می‌کند. این گمان، باعث ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به غیبت‌کننده می‌شود.
* '''ایجاد بی‌‌اعتمادی''': غیبت کردن باعث می‌شود دیگران گمان کنند همانطور که غیبت کننده نزد آنها از دیگران غیبت می‌کند، نزد دیگران نیز، غیبت آنها را می‌کند. این گمان، باعث ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به غیبت‌کننده می‌شود.
* '''ایجاد کینه و دشمنی''': اگر غیبت شونده از سخنی که در غیاب او گفته شده با خبر شود ناراحت شده و ممکن است کینه غیبت کننده را به دل گرفته و به دشمنی با او بپردازد. غیبت باعث ایجاد [[کینه]] و دشمنی در جامعه می‌شود.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، چاپ هفدهم، ۱۳۷۸، ج۲۲، ص۱۸۹.</ref>
* '''ایجاد کینه و دشمنی''': اگر غیبت شونده از سخنی که در غیاب او گفته شده با خبر شود ناراحت شده و ممکن است کینه غیبت کننده را به دل گرفته و به دشمنی با او بپردازد. غیبت باعث ایجاد [[کینه]] و دشمنی در جامعه می‌شود.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، چاپ هفدهم، ۱۳۷۸، ج۲۲، ص۱۸۹.</ref>
* '''رسوایی''':‌ بر اساس [[روایت|روایات]]، کسی که دنبال رسوا کردن دیگران است، خدا او را رسوا خواهد کرد.<ref>میزان الحکمه، جلد۹،صفحه۴۲۲۴</ref>
* '''رسوایی''':‌ بر اساس [[روایت|روایات]]، کسی که دنبال رسوا کردن دیگران است، خدا او را رسوا خواهد کرد.<ref>محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات دار الحدیث، چاپ اول، ج۹، ص۴۲۲۴.</ref>


== پیامدهای اخروی ==
== پیامدهای اخروی ==
بر پایه روایات، غیبت حسنات و نیکی‌های [[انسان]] را از بین می‌برد.<ref>محدث نوری، مستدرک الوسایل، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، چاپ دوم، ۱۴۰۸، ج۹، ص۱۲۶.</ref> بنا بر روایتی،‌ شخصی روز [[قیامت]] کارهای خوب خود را در [[نامه اعمال|نامه اعمالش]] نمی‌بیند. وقتی از چراییِ آن سؤال می‌کند، پاسخ می‌شوند اعمال تو با غیبت کردن مردم از بین رفته است. شخص دیگری کارهای خوبی را در نامه اعمالش می‌بیند که از او نیست. وقتی از چراییِ آن سؤال می‌کند، پاسخ می‌شوند کارهای نیک کسی که از تو غیبت کرد به تو داده شد.<ref>بحار الانوار، ج۷۴، ص۳۸۳.</ref>
بر پایه روایات، غیبت حسنات و نیکی‌های [[انسان]] را از بین می‌برد.<ref>نوری، حسین، مستدرک الوسایل، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، چاپ دوم، ۱۴۰۸، ج۹، ص۱۲۶.</ref> بنا بر روایتی،‌ شخصی روز [[قیامت]] کارهای خوب خود را در [[نامه اعمال|نامه اعمالش]] نمی‌بیند. وقتی از چراییِ آن سؤال می‌کند، پاسخ می‌شوند اعمال تو با غیبت کردن مردم از بین رفته است. شخص دیگری کارهای خوبی را در نامه اعمالش می‌بیند که از او نیست. وقتی از چراییِ آن سؤال می‌کند، پاسخ می‌شوند کارهای نیک کسی که از تو غیبت کرد به تو داده شد.<ref>مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۷۲، ص۲۵۹.</ref>


در روایتی، [[امام علی(ع)]] غیبت را خورشت سگان [[جهنم]] معرفی کرده<ref>نگاه کنید به محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات دار الحدیث، چاپ اول، ج۳، ص۲۳۴۰.</ref> و در روایتی دیگر، نخستین کسی که به [[دوزخ]] می‌رود شخص غیبت کننده دانسته شده است.<ref>بحارالانوار، ج75، ص 257
در روایتی، [[امام علی(ع)]] غیبت را خورشت سگان [[جهنم]] معرفی کرده است.<ref>محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات دار الحدیث، چاپ اول، ج۳، ص۲۳۴۰.</ref> و در روایتی دیگر، نخستین کسی که به [[دوزخ]] می‌رود شخص غیبت کننده دانسته شده است اگر توبه نکرده باشد.<ref>مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۷۲، ص۲۲۲ و ص۲۵۷.</ref>
 
</ref>


{{مطالعه بیشتر}}
{{مطالعه بیشتر}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۴۸

سؤال
پیامدهای غیبت چیست؟

پیامدهای غیبت به دو بخش دنیوی و اخروی تقسیم شده است. ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به غیبت کننده و ایجاد کینه و دشمنی در جامعه، برخی از پیامدهای دنیوی غیبت است.

یکی از پیامدهای اخروی غیبت، از میان رفتن حسنات و نیکی‌ها است. بر اساس روایات، نخستین کسی که به دوزخ می‌رود، شخص غیبت کننده است.

پیامدهای دنیوی

برخی از پیامدهای دنیوی غیبت چنین است:

  • ایجاد بی‌‌اعتمادی: غیبت کردن باعث می‌شود دیگران گمان کنند همانطور که غیبت کننده نزد آنها از دیگران غیبت می‌کند، نزد دیگران نیز، غیبت آنها را می‌کند. این گمان، باعث ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به غیبت‌کننده می‌شود.
  • ایجاد کینه و دشمنی: اگر غیبت شونده از سخنی که در غیاب او گفته شده با خبر شود ناراحت شده و ممکن است کینه غیبت کننده را به دل گرفته و به دشمنی با او بپردازد. غیبت باعث ایجاد کینه و دشمنی در جامعه می‌شود.[۱]
  • رسوایی:‌ بر اساس روایات، کسی که دنبال رسوا کردن دیگران است، خدا او را رسوا خواهد کرد.[۲]

پیامدهای اخروی

بر پایه روایات، غیبت حسنات و نیکی‌های انسان را از بین می‌برد.[۳] بنا بر روایتی،‌ شخصی روز قیامت کارهای خوب خود را در نامه اعمالش نمی‌بیند. وقتی از چراییِ آن سؤال می‌کند، پاسخ می‌شوند اعمال تو با غیبت کردن مردم از بین رفته است. شخص دیگری کارهای خوبی را در نامه اعمالش می‌بیند که از او نیست. وقتی از چراییِ آن سؤال می‌کند، پاسخ می‌شوند کارهای نیک کسی که از تو غیبت کرد به تو داده شد.[۴]

در روایتی، امام علی(ع) غیبت را خورشت سگان جهنم معرفی کرده است.[۵] و در روایتی دیگر، نخستین کسی که به دوزخ می‌رود شخص غیبت کننده دانسته شده است اگر توبه نکرده باشد.[۶]


مطالعه بیشتر

  • آفات زبان، محسن غفاری، تهران، پیام آزادی.

منابع

  1. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، چاپ هفدهم، ۱۳۷۸، ج۲۲، ص۱۸۹.
  2. ↑ محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات دار الحدیث، چاپ اول، ج۹، ص۴۲۲۴.
  3. ↑ نوری، حسین، مستدرک الوسایل، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، چاپ دوم، ۱۴۰۸، ج۹، ص۱۲۶.
  4. ↑ مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۷۲، ص۲۵۹.
  5. ↑ محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات دار الحدیث، چاپ اول، ج۳، ص۲۳۴۰.
  6. ↑ مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۷۲، ص۲۲۲ و ص۲۵۷.