پرش به محتوا

رمل و کهانت: تفاوت میان نسخه‌ها

فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
در بحث حرمت کهانت، اختلاف نظری هست که مستند آورده شد.
خط ۱۲: خط ۱۲:
{{درگاه|واژه‌ها}}
{{درگاه|واژه‌ها}}


'''رمل''' و '''کهانت''' از علوم غریبه هستند. در کهانت از جن‌ها و شیاطین اخباری از آینده را دریافت می‌کنند. کاهن مدعی است از آینده خبر می‌دهد. در فقه اسلامی کهانت حرام دانسته می‌شود و روایاتی از حرمت کهانت وجود دارد.
'''رَمْل''' و '''کِهانت''' از علوم غریبه هستند. در کهانت از جن‌ها و شیاطین اخباری از آینده را دریافت می‌کنند. کاهن مدعی است از آینده خبر می‌دهد. در فقه اسلامی کهانت حرام دانسته می‌شود و روایاتی از حرمت کهانت وجود دارد.


رمل پیشگویی از آینده است که توسط نجوم و ابزار دیگر انجام می‌گیرد که آموزش و یادگیری آن از لحاظ شرعی بی اشکال است.
رمل پیشگویی از آینده است که توسط نجوم و ابزار دیگر انجام می‌گیرد که آموزش و یادگیری آن از لحاظ شرعی بی اشکال است.


== رمل ==
== رمل ==
رمل علمی از علوم غریبه است که با آن آینده را پیش‌بینی می‌کنند. با توجه به اینکه در سابق از شن (رمل) استفاده می‌کردند به این اسم نام‌گذاری شده است. رمل از احکام نجوم هم برای پیش‌بینی استفاده می‌کند. رمل در گستره جغرافیایی وسیعی، از هند تا ایران، شام، بین‌النهرین، آسیای صغیر و شمال آفریقا به کار می‌رفته است. عموما رمل را روشی غیریقینی و تخمینی دانسته‌اند.<ref>دانشنامه جهان اسلام، مدخل رمل.</ref>
'''رَمْل'''، روشى براى پيش بينى آينده يا پاسخ‌گويى به سؤالات با استفاده از علوم غريبه است. اين علم را از همان ابتداى پيدايش رمل مى‌ناميدند، ازآن رو كه در آن از دانه‌هاى شن (رمل) استفاده مى‌شد. رمل با ديگر روش‌هاى پيشگويى، ازجمله احكام نجوم، ارتباط مستقيمى داشته است.
<ref> طاشكوپرى زاده، احمدبن مصطفى، كتاب مفتاح السعاده و مصباح السياده، حيدرآباد، دكن، ۱۳۹۷ق/۱۹۷۷م، ،ج ۱، ص۳۳۴.</ref>
<ref>آملى، محمدبن محمود، نفائس الفنون فى عرايس العيون، تهران، چاپ ابوالحسن شعرانى، ۱۳۷۹، ج۳، ص۵۳۷ـ۵۵۶.</ref>
<ref> فخر رازى، محمدبن عمر، جامع العلوم(ستّينى)، تهران، چاپ على آل داود، ۱۳۸۲ش، ص۷۳.</ref> رمل در گستره جغرافیایی وسیعی، از هند تا ایران، شام، بین‌النهرین، آسیای صغیر و شمال آفریقا به کار می‌رفته است. عموما رمل را روشی غیریقینی و تخمینی دانسته‌اند.<ref>دانشنامه جهان اسلام، مدخل رمل.</ref><ref> فخر رازى، محمدبن عمر، جامع العلوم(ستّينى)، تهران، چاپ على آل داود، ۱۳۸۲ش، ص۴۳۳.</ref>


رمل علمی است که در آن از اشکال شانزده‌گانه بحث می‌شود و نتیجه آن استعلام از مجهولات و وقوف به احوال عالم است. به دارنده چنین علمی «رمّال» گویند. علم رمل به حضرت دانیالِ پیغمبر(ع) نسبت داده شده است. از آن به مناسبت در باب تجارت سخن‌گفته‌اند. آموختن و آموزش دادن علم رمل جایز است؛ لیکن حکم قطعی و یقینی به استناد آن حرام است، مانند آنکه حاصل رمل‌زدن، بهبود بیمار باشد، که خبر جزمی دادن به بهبود یافتن بیمار به استناد آن جایز نیست.<ref>فرهنگ فقه فارسی، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ج۴، ص۱۴۷</ref>
رمل علمی است که در آن از اشکال شانزده‌گانه بحث می‌شود و نتیجه آن استعلام از مجهولات و وقوف به احوال عالم است. به دارنده چنین علمی «رمّال» گویند. علم رمل به حضرت دانیالِ پیغمبر(ع) نسبت داده شده است. از آن به مناسبت در باب تجارت سخن‌گفته‌اند. آموختن و آموزش دادن علم رمل جایز است؛ لیکن حکم قطعی و یقینی به استناد آن حرام است، مانند آنکه حاصل رمل‌زدن، بهبود بیمار باشد، که خبر جزمی دادن به بهبود یافتن بیمار به استناد آن جایز نیست.<ref>فرهنگ فقه فارسی، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ج۴، ص۱۴۷</ref>


== کهانت ==
== کهانت ==
کهانت در لغه به معنی پیش‌گویی و غیب گویی آمده است<ref>بندر ریگی، محمد، منجد الطلاب، قم، انتشارات فروردین، ۱۳۷۴ش، تک جلدی؛ سفینه البحار، همان.</ref> و  در اصطلاح: عملی است که سبب می‌شود، بعضی از جنّیان، شخص کاهن را اطاعت کنند، از این جهت که برای او اخباری را بیاورند، و این عمل نزدیک به سحر است.<ref>سید عبدالحسین، دستغیب، گناهان کبیره، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۸۵.</ref> کهانت بیان اخبار آینده است که شخص کاهن توسط جن و شیاطین مطلع می‌شود. به تعبیر دیگر، کاهن، کسی است که، صاحب رأیی از طائفه جنّ به او امور مخفی را خبر می‌دهد مثلاً فلان مال دزدیده شده کجاست، یا از آن کیست، یا گم‌شده کجاست ـ یا او را نسبت به امور آینده خبر دهد از انواع پیشگوئی‌ها. به اتفاق جمیع فقها کهانت حرام است؛ یادگرفتن کهانت و یاد دادن آن به دیگری، رفتن کسی نزد شخص کاهن برای عمل به سحرش، حرام است.<ref> محمدی خراسانی، علی، کوثر فقه، ج۱، ص۳۲۱.</ref> در روایتی آمده: کسی که کهانت کرده یا برایش کهانت بشود همانا از دین حضرت خاتم الانبیاء(ص) بری گردیده است.
کِهانت در لغت به معنی پیش‌گویی و غیب‌گویی آمده است.
<ref>بندر ریگی، محمد، منجد الطلاب، قم، انتشارات فروردین، ۱۳۷۴ش، ذیل واژه کهانت.</ref>  
در اصطلاح: عملی است که سبب می‌شود، بعضی از جنّیان، شخص کاهن را اطاعت کنند، از این جهت که برای او اخباری را بیاورند، و این عمل نزدیک به سحر است.
<ref>قمى، عباس، سفينه البحار، قم، اسوه، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ج۷، ص۵۵۲.</ref>
<ref>دستغیب، سید عبدالحسین، گناهان کبیره، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۸۵.</ref>
کهانت بیان اخبار آینده است که شخص کاهن توسط جن و شیاطین مطلع می‌شود. به تعبیر دیگر، کاهن، کسی است که، صاحب رأیی از طائفه جنّ به او امور مخفی را خبر می‌دهد مثلاً فلان مال دزدیده شده کجاست، یا از آن کیست، یا گم‌شده کجاست ـ یا او را نسبت به امور آینده خبر دهد از انواع پیش‌گوئی‌ها.<ref> محمدی خراسانی، علی، کوثر فقه، ج۱، ص۳۲۱.</ref>  


[[شیخ انصاری]] در کتاب مکاسب، از ظاهر روایت برداشت می‌کند که خبر دادن از امور نهانی بطور جزم و قطع را مطلقاً حرام است. چه به نحو کهانت بوده و چه به غیر آن صورت بگیرد. روایت از پیامبر است که «کسی که نزد عرّاف رفته و وی را تصدیق نماید پس همانا از آنچه خداوند عزّ و جلّ به محمد(ص) نازل فرموده دور گردیده است.<ref>تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب، ذهنی تهرانی، سید محمد جواد، ج۳، ص ۹۳۹</ref>
فقها در مورد کهانت به اتفاق آرا<ref>شیخ انصاری، مرتضی بن محمد امین، کتاب المکاسب، قم، کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ق، ج‌۲، ص۳۷‌.</ref> حکم به حرمت داده‌اند<ref>نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت،دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق، ج‌۲۲، ص۹۰.‌</ref> تا آنجا که بر این مسئله ادعای اجماع شده است.<ref>نجفی، کاشف الغطاء، مهدی، أحکام المتاجر المحرمه، نجف اشرف، مؤسسه کاشف الغطاء، ۱۴۲۳ق، ص۲۰۶.</ref> البته به‌رغم آن‌که برخی هرگونه کمک گرفتن از کهانت را حرام دانسته‌اند؛<ref>جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)(فارسی)، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، بی‌تا، ج‌۱، ص۴۳۴.</ref><ref>حلّی، حسن بن یوسف، تحریر الأحکام الشرعیه علی مذهب الإمامیه قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۱۶۱.</ref><ref>نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت،دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق، ج‌۲۲، ص۹۰‌.</ref><ref>شیخ انصاری، صراط النجاه، ۱۴۱۵ق، ص۲۸۲.</ref> اما به فتوای بعضی تنها انجام کهانت حرام است و آموزش و فراگیری آن در دایره حرمت قرار نمی‌گیرد.<ref>جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)(فارسی)، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، بی‌تا، ج‌۴۹، ص۱۰۴.</ref>


== رمل و کهانت در آیات ==
== رمل و کهانت در قرآن ==
کهانت دو بار در قرآن آمده است که در یک جا می‌گوید قرآن کاهن نیست و در جایی دیگر کاهن بودن پیامبر را رد می‌کند:
کِهانت دو بار در قرآن آمده است که در یک جا می‌گوید قرآن سخنی کاهن نیست و در جایی دیگر کاهن بودن پیامبر را رد می‌کند:
 
* {{قرآن|وَلَا بِقَوْلِ کاهِنٍ قَلِیلًا مَا تَذَکرُونَ|ترجمه=و نیز سخن کاهنی نیست. چه اندک پند می‌گیرید.|سوره=حاقه|آیه=۴۲}}
{{قرآن|وَلَا بِقَوْلِ کاهِنٍ قَلِیلًا مَا تَذَکرُونَ|ترجمه=و نیز سخن کاهنی نیست. چه اندک پند می‌گیرید.|سوره=حاقه|آیه=۴۲}}
* {{قرآن|فَذَکِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّکَ بِکَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ|ترجمه=پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه.}}
 
کاهنان کسانی بودند که بر اثر ارتباط با جن و شیاطین گاه بعضی از اسرار غیب را بازگو می‌کردند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج۲۴، ص ۴۷۷.</ref>
{{قرآن|فَذَکِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّکَ بِکَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ|ترجمه=پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه.}}
 
کاهنان کسانی بودند که بر اثر ارتباط با جن و شیاطین گاه بعضی از اسرار غیب را بازگو می‌کردند.<ref>تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج۲۴، ص: ۴۷۷، ۴۷۸</ref>


== رمل و کهانت در روایات ==
== رمل و کهانت در روایات ==
خط ۴۰: خط ۴۵:
{{پایان پاسخ}}
{{پایان پاسخ}}
{{مطالعه بیشتر}}
{{مطالعه بیشتر}}
* الفصل فى اصول علم الرمل، محمد زناتى.
*  عبدالغنى حاجى خليفهT حافظ شيروانى، انوارالرمل.


{{پایان مطالعه بیشتر}}
{{پایان مطالعه بیشتر}}

نسخهٔ ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۴


سؤال

رمل و کهانت با توجه به آیات و روایات چیست؟


درگاه‌ها


رَمْل و کِهانت از علوم غریبه هستند. در کهانت از جن‌ها و شیاطین اخباری از آینده را دریافت می‌کنند. کاهن مدعی است از آینده خبر می‌دهد. در فقه اسلامی کهانت حرام دانسته می‌شود و روایاتی از حرمت کهانت وجود دارد.

رمل پیشگویی از آینده است که توسط نجوم و ابزار دیگر انجام می‌گیرد که آموزش و یادگیری آن از لحاظ شرعی بی اشکال است.

رمل

رَمْل، روشى براى پيش بينى آينده يا پاسخ‌گويى به سؤالات با استفاده از علوم غريبه است. اين علم را از همان ابتداى پيدايش رمل مى‌ناميدند، ازآن رو كه در آن از دانه‌هاى شن (رمل) استفاده مى‌شد. رمل با ديگر روش‌هاى پيشگويى، ازجمله احكام نجوم، ارتباط مستقيمى داشته است. [۱] [۲] [۳] رمل در گستره جغرافیایی وسیعی، از هند تا ایران، شام، بین‌النهرین، آسیای صغیر و شمال آفریقا به کار می‌رفته است. عموما رمل را روشی غیریقینی و تخمینی دانسته‌اند.[۴][۵]

رمل علمی است که در آن از اشکال شانزده‌گانه بحث می‌شود و نتیجه آن استعلام از مجهولات و وقوف به احوال عالم است. به دارنده چنین علمی «رمّال» گویند. علم رمل به حضرت دانیالِ پیغمبر(ع) نسبت داده شده است. از آن به مناسبت در باب تجارت سخن‌گفته‌اند. آموختن و آموزش دادن علم رمل جایز است؛ لیکن حکم قطعی و یقینی به استناد آن حرام است، مانند آنکه حاصل رمل‌زدن، بهبود بیمار باشد، که خبر جزمی دادن به بهبود یافتن بیمار به استناد آن جایز نیست.[۶]

کهانت

کِهانت در لغت به معنی پیش‌گویی و غیب‌گویی آمده است. [۷] در اصطلاح: عملی است که سبب می‌شود، بعضی از جنّیان، شخص کاهن را اطاعت کنند، از این جهت که برای او اخباری را بیاورند، و این عمل نزدیک به سحر است. [۸] [۹] کهانت بیان اخبار آینده است که شخص کاهن توسط جن و شیاطین مطلع می‌شود. به تعبیر دیگر، کاهن، کسی است که، صاحب رأیی از طائفه جنّ به او امور مخفی را خبر می‌دهد مثلاً فلان مال دزدیده شده کجاست، یا از آن کیست، یا گم‌شده کجاست ـ یا او را نسبت به امور آینده خبر دهد از انواع پیش‌گوئی‌ها.[۱۰]

فقها در مورد کهانت به اتفاق آرا[۱۱] حکم به حرمت داده‌اند[۱۲] تا آنجا که بر این مسئله ادعای اجماع شده است.[۱۳] البته به‌رغم آن‌که برخی هرگونه کمک گرفتن از کهانت را حرام دانسته‌اند؛[۱۴][۱۵][۱۶][۱۷] اما به فتوای بعضی تنها انجام کهانت حرام است و آموزش و فراگیری آن در دایره حرمت قرار نمی‌گیرد.[۱۸]

رمل و کهانت در قرآن

کِهانت دو بار در قرآن آمده است که در یک جا می‌گوید قرآن سخنی کاهن نیست و در جایی دیگر کاهن بودن پیامبر را رد می‌کند:

  • ﴿وَلَا بِقَوْلِ کاهِنٍ قَلِیلًا مَا تَذَکرُونَ؛ و نیز سخن کاهنی نیست. چه اندک پند می‌گیرید.﴾(حاقه:۴۲)
  • ﴿فَذَکِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّکَ بِکَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ؛ پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه.﴾

کاهنان کسانی بودند که بر اثر ارتباط با جن و شیاطین گاه بعضی از اسرار غیب را بازگو می‌کردند.[۱۹]

رمل و کهانت در روایات

از امام صادق(ع) نیز روایت شده است: «قَالَ: أَرْبَعَةٌ لاَ يَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ اَلْكَاهِنُ وَ اَلْمُنَافِقُ وَ مُدْمِنُ اَلْخَمْرِ وَ اَلْقَتَّاتُ وَ هُوَ اَلنَّمَّامُ؛ چهار گروه وارد بهشت نمی‌شوند: شخصی کاهن (پیشگو)، منافق، شخصی که شراب می‌خورد، شخص سخن چین.»


  • الفصل فى اصول علم الرمل، محمد زناتى.
  • عبدالغنى حاجى خليفهT حافظ شيروانى، انوارالرمل.


منابع

  1. ↑ طاشكوپرى زاده، احمدبن مصطفى، كتاب مفتاح السعاده و مصباح السياده، حيدرآباد، دكن، ۱۳۹۷ق/۱۹۷۷م، ،ج ۱، ص۳۳۴.
  2. ↑ آملى، محمدبن محمود، نفائس الفنون فى عرايس العيون، تهران، چاپ ابوالحسن شعرانى، ۱۳۷۹، ج۳، ص۵۳۷ـ۵۵۶.
  3. ↑ فخر رازى، محمدبن عمر، جامع العلوم(ستّينى)، تهران، چاپ على آل داود، ۱۳۸۲ش، ص۷۳.
  4. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل رمل.
  5. ↑ فخر رازى، محمدبن عمر، جامع العلوم(ستّينى)، تهران، چاپ على آل داود، ۱۳۸۲ش، ص۴۳۳.
  6. ↑ فرهنگ فقه فارسی، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ج۴، ص۱۴۷
  7. ↑ بندر ریگی، محمد، منجد الطلاب، قم، انتشارات فروردین، ۱۳۷۴ش، ذیل واژه کهانت.
  8. ↑ قمى، عباس، سفينه البحار، قم، اسوه، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ج۷، ص۵۵۲.
  9. ↑ دستغیب، سید عبدالحسین، گناهان کبیره، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۸۵.
  10. ↑ محمدی خراسانی، علی، کوثر فقه، ج۱، ص۳۲۱.
  11. ↑ شیخ انصاری، مرتضی بن محمد امین، کتاب المکاسب، قم، کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ق، ج‌۲، ص۳۷‌.
  12. ↑ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت،دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق، ج‌۲۲، ص۹۰.‌
  13. ↑ نجفی، کاشف الغطاء، مهدی، أحکام المتاجر المحرمه، نجف اشرف، مؤسسه کاشف الغطاء، ۱۴۲۳ق، ص۲۰۶.
  14. ↑ جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)(فارسی)، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، بی‌تا، ج‌۱، ص۴۳۴.
  15. ↑ حلّی، حسن بن یوسف، تحریر الأحکام الشرعیه علی مذهب الإمامیه قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۱۶۱.
  16. ↑ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت،دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق، ج‌۲۲، ص۹۰‌.
  17. ↑ شیخ انصاری، صراط النجاه، ۱۴۱۵ق، ص۲۸۲.
  18. ↑ جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)(فارسی)، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، بی‌تا، ج‌۴۹، ص۱۰۴.
  19. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج۲۴، ص ۴۷۷.