پرش به محتوا

«اثر انگشت» در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی پاسخ
روح الله بهمنی (بحث | مشارکت‌ها)
روح الله بهمنی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۲: خط ۱۲:


ادعای مسلمانان دو ايراد اساسي دارد كه بيانگر معجزه نبودن قرآن مي‌باشد و دروغي است كه آنان براي وحياني جلوه دادن قرآن ساخته‌اند:
ادعای مسلمانان دو ايراد اساسي دارد كه بيانگر معجزه نبودن قرآن مي‌باشد و دروغي است كه آنان براي وحياني جلوه دادن قرآن ساخته‌اند:
# ايراد اول: ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ كلمه‌ای كه معنی اثر انگشت را بدهد، «ﺑﺼﻤﻪ» است و «ﺑﻨﺎﻥ» در لغت عربي به معناي «ﺍﻧﮕﺸﺖ» ﺍﺳﺖ نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نيز واﮊﻩ «بنان» را در آيه ۱۲ سوره انفال به معناي انگشتان آورده است: «ﭘﺲ ﮔﺮﺩﻥﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻛﻨﻴﺪ».<ref>«... ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ».</ref> در اين آيه نمي‌توان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببريد و بلكه به يقين مراد از قطع «ﺑﻨﺎﻥ» بريدن خود انگشت يا بند انگشتان ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.
# ايراد اول: ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ كلمه‌ای كه معنی اثر انگشت را بدهد، «ﺑﺼﻤﻪ» است و «ﺑﻨﺎﻥ» در لغت عربي به معناي «ﺍﻧﮕﺸﺖ» ﺍﺳﺖ نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نيز واﮊﻩ «بنان» را در آيه ۱۲ سوره انفال به معناي انگشتان آورده است: {{قرآن| ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ}} «ﭘﺲ ﮔﺮﺩﻥﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻛﻨﻴﺪ». در اين آيه نمي‌توان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببريد و بلكه به يقين مراد از قطع «ﺑﻨﺎﻥ» بريدن خود انگشت يا بند انگشتان ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.
# ايراد دوم: تاريخچه استفاده از اثر انگشت به ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ برمي‌گردد كه ﮐﻮﺯﻩ‌ﮔﺮﺍﻥ ﭼﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺖ ﺧﻮﺩ ﺟﻬﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﮐﻮﺯﻩﻫﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ و ﺩﺭ ﻫﺰﺍﺭﻩ ﺩﻭﻡ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﺎﻭﺵﻫﺎﯼ ﺑﺎﺑل، ﺑﻪ ﻟﻮﺡﻫﺎﯼ ﮔِﻠﯽ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. با اين تاريخچه حتي اگر منظور قرآن از كلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نيست.
# ايراد دوم: تاريخچه استفاده از اثر انگشت به ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ برمي‌گردد كه ﮐﻮﺯﻩ‌ﮔﺮﺍﻥ ﭼﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺖ ﺧﻮﺩ ﺟﻬﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﮐﻮﺯﻩﻫﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ و ﺩﺭ ﻫﺰﺍﺭﻩ ﺩﻭﻡ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﺎﻭﺵﻫﺎﯼ ﺑﺎﺑل، ﺑﻪ ﻟﻮﺡﻫﺎﯼ ﮔِﻠﯽ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. با اين تاريخچه حتي اگر منظور قرآن از كلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نيست.


خط ۱۹: خط ۱۹:


=== گستردگي مفهومي واژه «بنان» ===
=== گستردگي مفهومي واژه «بنان» ===
«بنان» از ريشه «بنن» در لغت به معناي انگشت دست و پا؛<ref>ر.ك: موسی، حسين يوسف، الإفصاح فی فقه اللغة، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، چاپ چهارم، ۱۴۱۰ه.ق، ج‏۲، ص۱۱۶۸. ابن سيده، علی، المحكم و المحيط الأعظم، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، ۱۴۲۱ه.ق، ج‏۱۰، ص۴۶۵. ابن اثير، مبارك، النهاية في غريب الحديث و الأثر، قم، موسسه مطبوعاتي اسماعيليان، چاپ چهارم، 1367ه.ش، ج‏1، ص157.</ref> اطراف انگشت؛<ref>ر.ك: جوهرى، اسماعيل، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ اول، 1376ه.ق، ج‏5، ص2080. فيروز آبادی، محمد، القاموس المحيط، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1415ه.ق، ج‏4، ص186. مرتضى زبيدى، محمد، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، دار الفكر، چاپ اول، 1414ه.ق، ج‏18، ص68. فراهيدی، خليل، كتاب العين، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1409ه.ق، ج‏8، ص372.</ref> انگشتان و ديگر اعضاي بدن مي‌باشد<ref>ر.ك: ازهری، محمد، تهذيب اللغة، بيروت، دار احياء التراث العربي، چاپ اول، 1421ه.ق، ج‏15، ص337.</ref> و به هر چيزي كه استواري و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گويند و چون زندگی انسان بر انگشتان استوار می‏گردد و با آنها كارها سامان دهي مي‌شود، به آن «بنان» گفته مي‌شود.<ref>راغب اصفهانی، حسين، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، مترجم: غلامرضا خسروي حسيني، تهران، مرتضوي، چاپ دوم، 1374 ه.ش، ج1، ص313.</ref> از اين‌رو اطراف انگشتان كه يكي از معاني «بنان» مي‌باشد، همان خطوط، ويژگي‌ها و خصوصيات هر انگشتي است كه با انگشت ديگران متفاوت مي‌باشد و با اين نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمه‌اي درست و مناسب است كه در لغت‌نامه‌ها بدان اشاره شده است، هرچند ممكن است كلمه «بنان» در جاي ديگر به معناي خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آيه ۱۲ سوره انفال همين معنا بدست مي‌آيد.<ref>«... ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ».</ref>
«بنان» از ريشه «بنن» در لغت به معناي انگشت دست و پا؛<ref>ر.ك: موسی، حسين يوسف، الإفصاح فی فقه اللغة، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، چاپ چهارم، ۱۴۱۰ه.ق، ج‏۲، ص۱۱۶۸. ابن سيده، علی، المحكم و المحيط الأعظم، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، ۱۴۲۱ه.ق، ج‏۱۰، ص۴۶۵. ابن اثير، مبارك، النهاية في غريب الحديث و الأثر، قم، موسسه مطبوعاتي اسماعيليان، چاپ چهارم، 1367ه.ش، ج‏1، ص157.</ref> اطراف انگشت؛<ref>ر.ك: جوهرى، اسماعيل، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ اول، 1376ه.ق، ج‏5، ص2080. فيروز آبادی، محمد، القاموس المحيط، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1415ه.ق، ج‏4، ص186. مرتضى زبيدى، محمد، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، دار الفكر، چاپ اول، 1414ه.ق، ج‏18، ص68. فراهيدی، خليل، كتاب العين، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1409ه.ق، ج‏8، ص372.</ref> انگشتان و ديگر اعضاي بدن مي‌باشد<ref>ر.ك: ازهری، محمد، تهذيب اللغة، بيروت، دار احياء التراث العربي، چاپ اول، 1421ه.ق، ج‏15، ص337.</ref> و به هر چيزي كه استواري و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گويند و چون زندگی انسان بر انگشتان استوار می‏گردد و با آنها كارها سامان دهي مي‌شود، به آن «بنان» گفته مي‌شود.<ref>راغب اصفهانی، حسين، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، مترجم: غلامرضا خسروي حسيني، تهران، مرتضوي، چاپ دوم، 1374 ه.ش، ج1، ص313.</ref> از اين‌رو اطراف انگشتان كه يكي از معاني «بنان» مي‌باشد، همان خطوط، ويژگي‌ها و خصوصيات هر انگشتي است كه با انگشت ديگران متفاوت مي‌باشد و با اين نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمه‌اي درست و مناسب است كه در لغت‌نامه‌ها بدان اشاره شده است، هرچند ممكن است كلمه «بنان» در جاي ديگر به معناي خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آيه ۱۲ سوره انفال همين معنا بدست مي‌آيد: {{قرآن|ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ}}


بر همين اساس است كه مفسران گفته‌‏اند علّت تخصيص «بنان» در آيه ۴ سوره قيامت آن است كه خدا نه تنها به جمع كردن استخوان‌ها، بلكه به ساختن انگشتان آدمی و خطوط معيّن و دقيق آنها نيز تواناست؛ خطوطي كه علم انگشت نگاری روشن مي‌كند در انسان‌ها يكسان نيستند و مناسب‌ترين معناي «بنان» در اين آيه را، اطراف انگشت و ويژگي‌هاي خاص آن مي‌دانند كه خطوط منحصر به فرد آن در افراد، يكي از اين شگفتي‌هاست و قدرت الهي مي‌طلبد تا دوباره خلق شود.<ref>ر.ك: ابن‏قتيبه، عبدالله، تفسير غريب القرآن، بيروت، دار و مكتبة الهلال، چاپ اول، 1411ه.ق، ص153. ابوعبيده، معمر، مجاز القرآن، قاهره، مكتبة الخانجي، چاپ اول، 1381ه.ق، ج1، ص242. نيشابورى، محمود، وضح البرهان فی مشكلات القرآن، بيروت، دار القلم، چاپ اول، 1410ه.ق، ج‏1، ص380. رسعنى، عبدالرزاق، رموز الكنوز فی تفسير الكتاب العزيز، مكه، مكتبة الأسدي، چاپ اول، 1429ه.ق، ج‏2، ص381. ابوالسعود، محمد، ارشاد العقل السليم الی مزايا القرآن الكريم، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول،  1983م، ج‏4، ص11. مروان وحيد شعبان، الإعجاز القرآني في ضوء الاكتشاف العلمي الحديث، بيروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1427ه.ق، ص163.</ref>
بر همين اساس است كه مفسران گفته‌‏اند علّت تخصيص «بنان» در آيه ۴ سوره قيامت آن است كه خدا نه تنها به جمع كردن استخوان‌ها، بلكه به ساختن انگشتان آدمی و خطوط معيّن و دقيق آنها نيز تواناست؛ خطوطي كه علم انگشت نگاری روشن مي‌كند در انسان‌ها يكسان نيستند و مناسب‌ترين معناي «بنان» در اين آيه را، اطراف انگشت و ويژگي‌هاي خاص آن مي‌دانند كه خطوط منحصر به فرد آن در افراد، يكي از اين شگفتي‌هاست و قدرت الهي مي‌طلبد تا دوباره خلق شود.<ref>ر.ك: ابن‏قتيبه، عبدالله، تفسير غريب القرآن، بيروت، دار و مكتبة الهلال، چاپ اول، 1411ه.ق، ص153. ابوعبيده، معمر، مجاز القرآن، قاهره، مكتبة الخانجي، چاپ اول، 1381ه.ق، ج1، ص242. نيشابورى، محمود، وضح البرهان فی مشكلات القرآن، بيروت، دار القلم، چاپ اول، 1410ه.ق، ج‏1، ص380. رسعنى، عبدالرزاق، رموز الكنوز فی تفسير الكتاب العزيز، مكه، مكتبة الأسدي، چاپ اول، 1429ه.ق، ج‏2، ص381. ابوالسعود، محمد، ارشاد العقل السليم الی مزايا القرآن الكريم، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول،  1983م، ج‏4، ص11. مروان وحيد شعبان، الإعجاز القرآني في ضوء الاكتشاف العلمي الحديث، بيروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1427ه.ق، ص163.</ref>

نسخهٔ ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۴۰

سؤال

رد ادعای اعجاز اثر انگشت در قرآن. ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺷﺮﺡ ﺁﯾۀ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ.

درگاه‌ها


شبهه

مسلمانان آيه ٤ سوره قيامت را یکی از معجزات قرآن می‌دانند: ﴿ﺑَﻠَﻰ ﻗَﺎﺩِﺭِﻳﻦَ ﻋَﻠَﻰ ﺃَﻥ ﻧُّﺴَﻮِّﻱَ ﺑَﻨَﺎﻧَﻪُ؛ ﺑﻠﻪ! ﻣﺎ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺑﺮ ﻣﺮﺗﺐ ﮐﺮﺩﻥ (ﺳﺎﺧﺘﻦ) ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﺍﻭ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺘﯿﻢ﴾؛ ایشان قائل‌اند خداوند در این آیه اشاره به “ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ” کرده که میان هر انسانی ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ است؛ موضوعی که علم جدید به‌تازگی به آن دست پیدا کرده است؛ حال آنکه براساس کتاب‌های لغت، واژه "بنان" در آیه به‌معنای “ﺍﻧﮕﺸﺖ” ﻭ ﯾﺎ “ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺍﻧﮕﺸﺖ” است نه اثر انگشت.

ادعای مسلمانان دو ايراد اساسي دارد كه بيانگر معجزه نبودن قرآن مي‌باشد و دروغي است كه آنان براي وحياني جلوه دادن قرآن ساخته‌اند:

  1. ايراد اول: ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ كلمه‌ای كه معنی اثر انگشت را بدهد، «ﺑﺼﻤﻪ» است و «ﺑﻨﺎﻥ» در لغت عربي به معناي «ﺍﻧﮕﺸﺖ» ﺍﺳﺖ نه خطوط سر انگشت. علاوه بر لغت، خود قرآن نيز واﮊﻩ «بنان» را در آيه ۱۲ سوره انفال به معناي انگشتان آورده است: ﴿ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ﴾ «ﭘﺲ ﮔﺮﺩﻥﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻛﻨﻴﺪ». در اين آيه نمي‌توان گفت خدا دستور داده خطوط انگشتان را ببريد و بلكه به يقين مراد از قطع «ﺑﻨﺎﻥ» بريدن خود انگشت يا بند انگشتان ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.
  2. ايراد دوم: تاريخچه استفاده از اثر انگشت به ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ برمي‌گردد كه ﮐﻮﺯﻩ‌ﮔﺮﺍﻥ ﭼﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺖ ﺧﻮﺩ ﺟﻬﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﮐﻮﺯﻩﻫﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ و ﺩﺭ ﻫﺰﺍﺭﻩ ﺩﻭﻡ ﭘﯿﺶﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﺎﻭﺵﻫﺎﯼ ﺑﺎﺑل، ﺑﻪ ﻟﻮﺡﻫﺎﯼ ﮔِﻠﯽ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. با اين تاريخچه حتي اگر منظور قرآن از كلمه «بنان» اثر انگشت باشد، باز معجزه نيست.

نقد شبهه

قرآن كتاب هدايت است كه در جهت تربيت و انسان‌سازی فراهم شده و تمامی مطالب آن در راستای رشد و تعالی اوست، لكن اشاراتی گذرا به برخي از اسرار هستی دارد كه در صدر اسلام، راهی جز از طريق وحی برای شناخت اين شگفتي‌ها نبوده است و با پيشرفت دانش بشری، برخی از آنها روشن شده و عظمت قرآن برای دانشمندان بيشتر گرديده كه چگونه در ۱۴۰۰ سال پيش، قرآن از آنها ياد نموده است. بشر آن روز، دركی از آنها نداشته، همان‏طور كه بشر امروزی نيز، در مواردی، دركی از اين شگفتي‌ها ندارد و شايد هزاران سال بايد بگذرد تا نكات دقيق علمی قرآن مورد شناسایی واقع شود. يكي از اين شگفتي‌ها احيا و تنظيم سر انگشتان است و قرن‏ها از نزول قرآن گذشت تا كشف شد كه هر كس، اثر انگشت مخصوص به خود دارد؛ چه سرّی در سر انگشتان است كه اين‏چنين بدان توجه شده است؟!

گستردگي مفهومي واژه «بنان»

«بنان» از ريشه «بنن» در لغت به معناي انگشت دست و پا؛[۱] اطراف انگشت؛[۲] انگشتان و ديگر اعضاي بدن مي‌باشد[۳] و به هر چيزي كه استواري و دوام و سامان دهنده باشد، «بنان» گويند و چون زندگی انسان بر انگشتان استوار می‏گردد و با آنها كارها سامان دهي مي‌شود، به آن «بنان» گفته مي‌شود.[۴] از اين‌رو اطراف انگشتان كه يكي از معاني «بنان» مي‌باشد، همان خطوط، ويژگي‌ها و خصوصيات هر انگشتي است كه با انگشت ديگران متفاوت مي‌باشد و با اين نگاه، ترجمه «بنان» به خطوط انگشت و اثر انگشت، ترجمه‌اي درست و مناسب است كه در لغت‌نامه‌ها بدان اشاره شده است، هرچند ممكن است كلمه «بنان» در جاي ديگر به معناي خود انگشت هم استعمال شود، چنانچه از ظاهر آيه ۱۲ سوره انفال همين معنا بدست مي‌آيد: ﴿ﻓَﺎﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻷَﻋْﻨَﺎﻕِ ﻭَﺍﺿْﺮِﺑُﻮﺍْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻛُﻞَّ ﺑَﻨَﺎﻥٍ﴾

بر همين اساس است كه مفسران گفته‌‏اند علّت تخصيص «بنان» در آيه ۴ سوره قيامت آن است كه خدا نه تنها به جمع كردن استخوان‌ها، بلكه به ساختن انگشتان آدمی و خطوط معيّن و دقيق آنها نيز تواناست؛ خطوطي كه علم انگشت نگاری روشن مي‌كند در انسان‌ها يكسان نيستند و مناسب‌ترين معناي «بنان» در اين آيه را، اطراف انگشت و ويژگي‌هاي خاص آن مي‌دانند كه خطوط منحصر به فرد آن در افراد، يكي از اين شگفتي‌هاست و قدرت الهي مي‌طلبد تا دوباره خلق شود.[۵]

خلاصه سخن اينكه «بنان» هم به معناي انگشت و هم به معناي بندهاي آن و هم به معناي اطراف انگشت و خطوط و ويژگي‌هاي منحصر به فرد آن در انسان‌هاست.

اعجار علمي يا شگفتي‌هاي علمي

كشف اسرار هستی، روشن ساختن ابعاد وجودي مخلوقات و سخن گفتن از ناپيدايي‌های دانش فراتر از آن محيطی كه آن روز می‏انديشيدند، از شگفتي‌هاي قرآن است كه برخي از آن به اعجاز علمي قرآن تعبير مي‌كنند. لذا مقصود از اعجاز علمی آن نيست كه قرآن كتاب علمی بوده و فرمول‌های علمی ارائه داده كه بشر از آن عاجز است؛ بلكه مقصود اين است كه نازل كننده قرآن، كسی است كه بر همه اسرار طبيعت آگاه بوده و در لابلای بياناتش تراوشاتی از ابعاد و شگفتي‌هاي علمی وجود دارد كه بيانگر الهي بودن منبع قرآن كريم است.[۶]

چرايي اشاره قرآن به سرانگشت

اين سؤال مطرح مي‌شود كه چرا خدا از ميان اعضاي انسان به سر انگشت اشاره كرده است؟! در پاسخ بايد گفت:

  1. اين تعبير اشاره لطيفی به خصوصيات موجود در خطوط سرانگشت انسان‌هاست كه با خطوط سرانگشت ديگران فرق دارد و اين خطوط ظريف و پيچيده‌ای كه در سرانگشتان هر انسانی نقش بسته است، بيانگر آفريننده تواناست كه سزاوار پرستش مي‌باشد.[۷]
  2. به خلقت عجيب انگشت اشاره دارد كه صورت‌های مختلف و خصوصيات تركيبي و عددي را در خود جمع كرده است و فوايد بسياری بر آن مترتب مي‌شود؛ مثلاً به حالت‌هاي مختلفي باز و بسته مي‌شود، حركات ظريف و كارهاي دقيق توسط آن انجام مي‌شود كه اسرارش يكي پس از ديگري برای انسان با پيشرفت دانش بشري كشف مي‌شود.[۸]

قرآن اولين منبع اشاره كننده به اثر انگشت

در اواخر قرن نوزدهم ميلادي علم تجربي به اين حقيقت و كشف رسيد كه اثر انگشت هر شخصي منحصر به فرد است و هيچ شباهتي با ديگر افراد ندارد و اين اثر انگشت از اول خلقت تا آخر عمر تغيير نمي‌كند؛ اين در حالي است كه قرآن كريم چهارده قرن پيش به اين كشف علمي اشاره نموده است.[۹]

هر چند ممكن است برخي ادعا كنند كه در قرن‌هاي قبل نيز از انگشت زدن بر روي سفال‌ها، كوزه‌ها و نامه‌ها استفاده مي‌شد؛ اما اين انگشت زدن بدان معنا نبود كه آنها رازهاي خطوط انگشت را كشف كرده بودند زيرا تا قرن نوزده پس از ميلاد كسي از متفاوت بودن اثر انگشت افراد با خبر نبود و اين يعني اثر انگشت تا اين زمان ناشناخته بود و اگر قرآن قرن‌ها پيش بدان اشاره كرده، بيانگر سرچشمه الهي داشتن قرآن مي‌باشد.[۱۰]


منابع

  1. ↑ ر.ك: موسی، حسين يوسف، الإفصاح فی فقه اللغة، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، چاپ چهارم، ۱۴۱۰ه.ق، ج‏۲، ص۱۱۶۸. ابن سيده، علی، المحكم و المحيط الأعظم، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، ۱۴۲۱ه.ق، ج‏۱۰، ص۴۶۵. ابن اثير، مبارك، النهاية في غريب الحديث و الأثر، قم، موسسه مطبوعاتي اسماعيليان، چاپ چهارم، 1367ه.ش، ج‏1، ص157.
  2. ↑ ر.ك: جوهرى، اسماعيل، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ اول، 1376ه.ق، ج‏5، ص2080. فيروز آبادی، محمد، القاموس المحيط، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1415ه.ق، ج‏4، ص186. مرتضى زبيدى، محمد، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، دار الفكر، چاپ اول، 1414ه.ق، ج‏18، ص68. فراهيدی، خليل، كتاب العين، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1409ه.ق، ج‏8، ص372.
  3. ↑ ر.ك: ازهری، محمد، تهذيب اللغة، بيروت، دار احياء التراث العربي، چاپ اول، 1421ه.ق، ج‏15، ص337.
  4. ↑ راغب اصفهانی، حسين، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، مترجم: غلامرضا خسروي حسيني، تهران، مرتضوي، چاپ دوم، 1374 ه.ش، ج1، ص313.
  5. ↑ ر.ك: ابن‏قتيبه، عبدالله، تفسير غريب القرآن، بيروت، دار و مكتبة الهلال، چاپ اول، 1411ه.ق، ص153. ابوعبيده، معمر، مجاز القرآن، قاهره، مكتبة الخانجي، چاپ اول، 1381ه.ق، ج1، ص242. نيشابورى، محمود، وضح البرهان فی مشكلات القرآن، بيروت، دار القلم، چاپ اول، 1410ه.ق، ج‏1، ص380. رسعنى، عبدالرزاق، رموز الكنوز فی تفسير الكتاب العزيز، مكه، مكتبة الأسدي، چاپ اول، 1429ه.ق، ج‏2، ص381. ابوالسعود، محمد، ارشاد العقل السليم الی مزايا القرآن الكريم، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، 1983م، ج‏4، ص11. مروان وحيد شعبان، الإعجاز القرآني في ضوء الاكتشاف العلمي الحديث، بيروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1427ه.ق، ص163.
  6. ↑ ر.ك: فائزه عظيم زاده و بی بی سادات رضی و اعظم پويازاده‏، نگرشی نوين بر تاريخ و علوم قرآنی، ‏تهران، بنياد قرآن‏‏ چاپ اوّل، 1380ه.ش، ص238. مجله بينات، ج 6، ص 98 مصاحبه با آية الله محمد هادی معرفت.
  7. ↑ مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ اول، 1374ه.ش، ج 25، ص 278. قرشي، علي اكبر، تفسير احسن الحديث، تهران، بنياد بعثت، چاپ سوم، 1377ش، ج ‏11، ص 449.
  8. ↑ ر.ك: طباطبايی، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، ترجمه: محمد باقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1374 ه.ش، ج‏20، ص165. نيشابوري، حسن، تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1416ق، ج ‏6، ص400.
  9. ↑ ر.ك: اشيقر، محمد علي، لمحات من تاريخ القرآن، بيروت، موسسه الاعلمي، چاپ دوم، 1408ه.ق، ص306. عبيدي، خالد فائق، الطب في القرآن و السنة، بيروت، دار الكتب، چاپ اول، 1426ه.ق، ج‏9، ص46. صابونی، محمد علی، التبيان في علوم القرآن، بيروت، عالم الكتب، چاپ اوّل، 1405ه.ق، ص135.
  10. ↑ ر.ك: عدنان شريف، من علم الطب القرآني الثوابت العلمية في القرآن الكريم، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ پنجم، 2001م، ص107. الإعجاز القرآني في ضوء الاكتشاف العلمي الحديث، پيشين، ص12. فيومی، سعيد صلاح، الإعجاز العلمي في القرآن الكريم، قاهره، مكتبة القدسی، چاپ اوّل، 1424ه.ق، ص77.