پرش به محتوا

قلب سلیم و قلب منیب در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:
منظور از قلب سلیم و قلب منیب در قرآن چیست؟
منظور از قلب سلیم و قلب منیب در قرآن چیست؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}قلب سلیم به معنای دل پاک و قلب منیب به معنای دلی توبه‌کار در قرآن آمده است.


== معنای قلب ==
== معنای قلب ==
قلب در لغت دارای معانی مختلفی از جمله عقل و فهم است، «این ذهب قلبُک؟ قلبت کجاست و کجا رفت؟» یعنی «اینَ ذهَبَ عَقلُکَ؟ عقل و فهمت کجا رفت؟»<ref>ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۰۸ هـ ق، ج۱۱، ص۲۷۱.</ref> و در قرآن به معناهای مختلف آمده است از جمله:
قلب در لغت دارای معانی مختلفی از جمله عقل و فهم است، «این ذهب قلبُک؟ قلبت کجاست و کجا رفت؟» یعنی «اینَ ذهَبَ عَقلُکَ؟ عقل و فهمت کجا رفت؟»<ref>ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۰۸ هـ ق، ج۱۱، ص۲۷۱.</ref> و در قرآن به معناهای مختلف آمده است از جمله:


۱. عقل و درک {{قرآن|إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْری لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْب}}<ref>ق/ ۳۷.</ref> در این مطلب تذکر و یادآوری است برای آنان که نیروی عقل و درک داشته باشند.
۱. عقل و درک: {{قرآن|إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ|ترجمه=در اين سخن براى صاحبدلان يا آنان كه با حضور گوش فرا مى‌دارند، اندرزى است.|سوره=ق|آیه=۳۷}}


۲. روح و جان {{قرآن|وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِر…}} هنگامی که چشم‌ها از وحشت فرو مانده و جان‌ها به لب رسیده بود.<ref>احزاب/ ۱۰.</ref>
۲. روح و جان: {{قرآن|وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِر…|ترجمه=هنگامی که چشم‌ها از وحشت فرو مانده و جان‌ها به لب رسیده بود.|سوره=احزاب|آیه=۱۰}}


۳. مرکز عواطف {{قرآن|سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْب}}‏ «..» بزودی در دل‌های کافران ترس ایجاد می‌کنم.»<ref>انفال/۱۲.</ref> از آنجا که قلب با پسوند رعب همراه است و رعب و ترس مربوط به عواطف و احساسات آدمی است نه ادراکات او، قلب در آیه به معنای مرکز عواطف می‌باشد. امّا با توجّه به این‌که مرکز اصلی ادراکات و عواطف همگی روان و روح آدمی است. ولی تظاهرات و عکس العمل‌های جسمی آنها متفاوت است عکس العمل درک و فهم، نخستین بار در دستگاه مغز آشکار می‌شود، ولی عکس‌العمل مسائل عاطفی از قبیل محبت شادی و غم در قلب انسان ظاهر می‌شود نتیجه این که در قرآن مسائل عاطفی به قلب (همین عضو مخصوص) و مسائل عقلی به قلب (به معنی عقل و مغز) نسبت داده شده و اگر از روح و جان و عقل انسانی به قلب تعبیر شده است علّت آن است که همان‌طور که قلب صنوبری که در بخش چپ سینه قرار دارد نقش مهمی در حیات و بقای انسان دارد روح و جان و عقل آدمی هم دارد بلکه بالاتر آن را دارا است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴هـ ش، ج۱، ص۸۹–۸۸.</ref> و کوتاه سخن آنکه ریشه این لغت (قلب) در اصل به معنی تفسیر و تحول است و از آنجا که فکر و عقل انسان دائماً در حال دگرگونی است به آن قلب گفته شده است<ref>همان، ج۲۲، ص۲۸۵ و ۲۸۴.</ref>
۳. مرکز عواطف: {{قرآن|سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْب|ترجمه=بزودی در دل‌های کافران ترس ایجاد می‌کنم.|سوره=انفال|آیه=۱۲}}‏  از آنجا که قلب با پسوند رعب همراه است و رعب و ترس مربوط به عواطف و احساسات آدمی است نه ادراکات او، قلب در آیه به معنای مرکز عواطف می‌باشد. امّا با توجّه به این‌که مرکز اصلی ادراکات و عواطف همگی روان و روح آدمی است. ولی تظاهرات و عکس العمل‌های جسمی آنها متفاوت است عکس العمل درک و فهم، نخستین بار در دستگاه مغز آشکار می‌شود، ولی عکس‌العمل مسائل عاطفی از قبیل محبت شادی و غم در قلب انسان ظاهر می‌شود نتیجه این که در قرآن مسائل عاطفی به قلب (همین عضو مخصوص) و مسائل عقلی به قلب (به معنی عقل و مغز) نسبت داده شده و اگر از روح و جان و عقل انسانی به قلب تعبیر شده است علّت آن است که همان‌طور که قلب صنوبری که در بخش چپ سینه قرار دارد نقش مهمی در حیات و بقای انسان دارد روح و جان و عقل آدمی هم دارد بلکه بالاتر آن را دارا است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴هـ ش، ج۱، ص۸۹–۸۸.</ref> و کوتاه سخن آنکه ریشه این لغت (قلب) در اصل به معنی تفسیر و تحول است و از آنجا که فکر و عقل انسان دائماً در حال دگرگونی است به آن قلب گفته شده است<ref>همان، ج۲۲، ص۲۸۵ و ۲۸۴.</ref>


بنابراین قلب در اصطلاح قرآن به معنی «روح و عقل» است و قلب سلیم به روح پاک و سالمی گفته می‌شود که از هرگونه شرک و شک فساد خالی است و واژه سلیم که از ماده سلامت است مفهوم روشنی دارد یعنی قلبی که از هرگونه بیماری و انحراف اخلاقی و اعتقادی دور باشد.<ref>تفسیر نمونه، همان، ج۱۵، ص۲۷۴ و ۲۷۳ و ج۱۹، ص۹۷.</ref>
== قلب سلیم و منیب ==
قلب در اصطلاح قرآن به معنی «روح و عقل» است و قلب سلیم به روح پاک و سالمی گفته می‌شود که از هرگونه شرک و شک فساد خالی است و واژه سلیم که از ماده سلامت است مفهوم روشنی دارد یعنی قلبی که از هرگونه بیماری و انحراف اخلاقی و اعتقادی دور باشد.<ref>تفسیر نمونه، همان، ج۱۵، ص۲۷۴ و ۲۷۳ و ج۱۹، ص۹۷.</ref>


== قلب سلیم و منیب ==
قرآن کریم می‌فرماید: {{قرآن|وَ لا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ|ترجمه=و روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند رسوایم مکن. روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمی‌دهد. مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد.|سوره=شعراء|آیه=۸۷، ۸۹}}  
قرآن کریم می‌فرماید: {{قرآن|وَ لا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ}}<nowiki> و روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند رسوایم مکن. روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمی‌دهد. مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد.}}</nowiki><ref>شعراء/ ۸۹–۸۷.</ref> {{قرآن|مَن خَشِیَ اَلَرّحمنَ بِالغَیب وَ جَاء بِقَلّبِ مُنیبِ. اُدخُلو بِسَلمِ ذلِک یَومُ الخُلوُدِ}} آنکه در نهان از خدای بخشنده بترسد و با دلی توبه کار (باز) آید. به سلامت (و شادکامی) در آن (بهشت) در آیید (که) این روز جاوادنگی است.<ref>ق/ ۳۴ و ۳۳.</ref>
 
{{قرآن|مَن خَشِیَ اَلَرّحمنَ بِالغَیب وَ جَاء بِقَلّبِ مُنیبِ. اُدخُلو بِسَلمِ ذلِک یَومُ الخُلوُدِ}} آنکه در نهان از خدای بخشنده بترسد و با دلی توبه کار (باز) آید. به سلامت (و شادکامی) در آن (بهشت) در آیید (که) این روز جاوادنگی است.<ref>ق/ ۳۴ و ۳۳.</ref>


== تقسیم قلب و اهمیت بعضی از نشانه‌های آن ==
== تقسیم قلب و اهمیت بعضی از نشانه‌های آن ==
خط ۲۶: خط ۲۸:


== عوامل قلب سلیم ==
== عوامل قلب سلیم ==
وقتی ثابت کردیم که قلب منیب قلبی است که پیوسته به یاد خدا و حضور دائمی داشته باشد، پس علت عمده سلیم بودن قلب، منیب بودن آن است عوامل دیگری از جمله علاقه، محبت شدید به خدای متعال و… نقش دارند. امام صادق(ع) می‌فرماید: «القلبُ حَرَمُ اللهِ فلا تَسکُن حَرَم اللهِ غیرَ اللهِ» قلب حرم (محل انس و محبت) خداست غیر خدا را در حرم خدا ساکن مکن.<ref>همان، ج۶۷، ص۲۵، ح۲۷، بابا حب الله.</ref>
وقتی ثابت کردیم که قلب منیب قلبی است که پیوسته به یاد خدا و حضور دائمی داشته باشد، پس علت عمده سلیم بودن قلب، منیب بودن آن است. عوامل دیگری از جمله علاقه، محبت شدید به خدای متعال و… نقش دارند. امام صادق(ع) می‌فرماید: «القلبُ حَرَمُ اللهِ فلا تَسکُن حَرَم اللهِ غیرَ اللهِ» قلب حرم (محل انس و محبت) خداست غیر خدا را در حرم خدا ساکن مکن.<ref>همان، ج۶۷، ص۲۵، ح۲۷، بابا حب الله.</ref>


از جمله عوامل مهم قطع ارتباط با شیطان و شیطان صفتان است، چنان‌که پیامبر خدا(ص) می‌فرماید: «لو لا اَنّ الشیاطینَ یَحومُونَ علی قُلوبِ بَنی آدمَ لَنَظَرُوا اِلی المَلَکُوتِ اگر شیاطین، قلوب فرزندان آدم را احاطه نکنند، می‌توانند به جهان ملکوت نظر افکنند».<ref>همان. ج۶۷، ص۵۹، حدیث ۳۹، باب القلب و صلاحه.</ref>
از جمله عوامل مهم قطع ارتباط با شیطان و شیطان صفتان است، چنان‌که پیامبر خدا(ص) می‌فرماید: «لو لا اَنّ الشیاطینَ یَحومُونَ علی قُلوبِ بَنی آدمَ لَنَظَرُوا اِلی المَلَکُوتِ اگر شیاطین، قلوب فرزندان آدم را احاطه نکنند، می‌توانند به جهان ملکوت نظر افکنند».<ref>همان. ج۶۷، ص۵۹، حدیث ۳۹، باب القلب و صلاحه.</ref>

نسخهٔ ‏۲۸ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۲:۲۲

سؤال

منظور از قلب سلیم و قلب منیب در قرآن چیست؟

قلب سلیم به معنای دل پاک و قلب منیب به معنای دلی توبه‌کار در قرآن آمده است.

معنای قلب

قلب در لغت دارای معانی مختلفی از جمله عقل و فهم است، «این ذهب قلبُک؟ قلبت کجاست و کجا رفت؟» یعنی «اینَ ذهَبَ عَقلُکَ؟ عقل و فهمت کجا رفت؟»[۱] و در قرآن به معناهای مختلف آمده است از جمله:

۱. عقل و درک: ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ؛ در اين سخن براى صاحبدلان يا آنان كه با حضور گوش فرا مى‌دارند، اندرزى است.﴾(ق:۳۷)

۲. روح و جان: ﴿وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِر…؛ هنگامی که چشم‌ها از وحشت فرو مانده و جان‌ها به لب رسیده بود.﴾(احزاب:۱۰)

۳. مرکز عواطف: ﴿سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْب؛ بزودی در دل‌های کافران ترس ایجاد می‌کنم.﴾(انفال:۱۲)‏ از آنجا که قلب با پسوند رعب همراه است و رعب و ترس مربوط به عواطف و احساسات آدمی است نه ادراکات او، قلب در آیه به معنای مرکز عواطف می‌باشد. امّا با توجّه به این‌که مرکز اصلی ادراکات و عواطف همگی روان و روح آدمی است. ولی تظاهرات و عکس العمل‌های جسمی آنها متفاوت است عکس العمل درک و فهم، نخستین بار در دستگاه مغز آشکار می‌شود، ولی عکس‌العمل مسائل عاطفی از قبیل محبت شادی و غم در قلب انسان ظاهر می‌شود نتیجه این که در قرآن مسائل عاطفی به قلب (همین عضو مخصوص) و مسائل عقلی به قلب (به معنی عقل و مغز) نسبت داده شده و اگر از روح و جان و عقل انسانی به قلب تعبیر شده است علّت آن است که همان‌طور که قلب صنوبری که در بخش چپ سینه قرار دارد نقش مهمی در حیات و بقای انسان دارد روح و جان و عقل آدمی هم دارد بلکه بالاتر آن را دارا است.[۲] و کوتاه سخن آنکه ریشه این لغت (قلب) در اصل به معنی تفسیر و تحول است و از آنجا که فکر و عقل انسان دائماً در حال دگرگونی است به آن قلب گفته شده است[۳]

قلب سلیم و منیب

قلب در اصطلاح قرآن به معنی «روح و عقل» است و قلب سلیم به روح پاک و سالمی گفته می‌شود که از هرگونه شرک و شک فساد خالی است و واژه سلیم که از ماده سلامت است مفهوم روشنی دارد یعنی قلبی که از هرگونه بیماری و انحراف اخلاقی و اعتقادی دور باشد.[۴]

قرآن کریم می‌فرماید: ﴿وَ لا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ؛ و روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند رسوایم مکن. روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمی‌دهد. مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد.﴾(شعراء:۸۷، ۸۹)

﴿مَن خَشِیَ اَلَرّحمنَ بِالغَیب وَ جَاء بِقَلّبِ مُنیبِ. اُدخُلو بِسَلمِ ذلِک یَومُ الخُلوُدِ﴾ آنکه در نهان از خدای بخشنده بترسد و با دلی توبه کار (باز) آید. به سلامت (و شادکامی) در آن (بهشت) در آیید (که) این روز جاوادنگی است.[۵]

تقسیم قلب و اهمیت بعضی از نشانه‌های آن

قلب در یک تقسیم دو نوع است؛ ۱. سلیم سالم؛ ۲. مریض (ناسالم). در مقابل قلب سلیم، قلب مریض و بیمار است زیرا اوّلاً قرآن مجید بعضی از قلوب را به عنوان «قاسیه»؛ «قساوتمند» توصیف کرده[۶] و گاه قلوبی را ناپاک[۷] و قلب‌هایی را «بیمار»[۸] معرفی می‌کند و نیز قلب‌هایی را «مهر خورده و بسته»[۹] و در مقابل همه اینها «قلب سلیم»[۱۰] را مطرح می‌کند که هیچ‌یک از این عیوب در آن نیست، هم پاک است و هم نرم و پر عطوفت، هم سالم است و هم انعطاف‌پذیر در مقابل حق و از آن به عنوان «حرم خدا» در روایات توصیف شده است.[۱۱] و ثانیاً: روایتی از علی(ع) رسیده است که روح و قلب مثل جسم انسان دارای شش حالت است:

۱. حیات و زندگی (زنده بودن)؛ ۲. مرگ؛ ۳. بیداری؛ ۴. خواب؛ ۵. سلامتی؛ ۶. مریضی[۱۲] پس نتیجه می‌گیریم که قلب سلیم در مقابل قلب مریض است. و واژه منیب از انابه در لغت به معنی برگشتن به سوی خدا با توبه و اخلاص در عمل[۱۳] و در اصطلاح قرآن یعنی شخص همیشه متوجه خدا گردد، و به طاعت او رو آورد، و از هر گناه و لغزشی توبه نماید و این حال را تا پایان عمر ادامه دهد و با همین حالت وارد عرصه محشر گردد[۱۴] امام صادق(ع) می‌فرماید: «القلب السلیم الذی یلقی ربه و لیس فیه احد سواه؛ قلب سلیم قلبی است که خدا را ملاقات کند در حالی که غیر از او در آن نباشد.»[۱۵]

عوامل قلب سلیم

وقتی ثابت کردیم که قلب منیب قلبی است که پیوسته به یاد خدا و حضور دائمی داشته باشد، پس علت عمده سلیم بودن قلب، منیب بودن آن است. عوامل دیگری از جمله علاقه، محبت شدید به خدای متعال و… نقش دارند. امام صادق(ع) می‌فرماید: «القلبُ حَرَمُ اللهِ فلا تَسکُن حَرَم اللهِ غیرَ اللهِ» قلب حرم (محل انس و محبت) خداست غیر خدا را در حرم خدا ساکن مکن.[۱۶]

از جمله عوامل مهم قطع ارتباط با شیطان و شیطان صفتان است، چنان‌که پیامبر خدا(ص) می‌فرماید: «لو لا اَنّ الشیاطینَ یَحومُونَ علی قُلوبِ بَنی آدمَ لَنَظَرُوا اِلی المَلَکُوتِ اگر شیاطین، قلوب فرزندان آدم را احاطه نکنند، می‌توانند به جهان ملکوت نظر افکنند».[۱۷]


مطالعه بیشتر

۱. قلب سلیم.[۱۸]

۲. بیست و پنج اصل از اصول اخلاقی امامان[۱۹] مراجعه شود.


منابع

  1. ↑ ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۰۸ هـ ق، ج۱۱، ص۲۷۱.
  2. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴هـ ش، ج۱، ص۸۹–۸۸.
  3. ↑ همان، ج۲۲، ص۲۸۵ و ۲۸۴.
  4. ↑ تفسیر نمونه، همان، ج۱۵، ص۲۷۴ و ۲۷۳ و ج۱۹، ص۹۷.
  5. ↑ ق/ ۳۴ و ۳۳.
  6. ↑ مائده/۱۳.
  7. ↑ مائده /۴۱.
  8. ↑ بقره/۱۰.
  9. ↑ توبه/۸۷.
  10. ↑ شعراء/۸۹ و صافات/ ۳۷.
  11. ↑ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوّم، ۱۴۰۳، ج۶۷، ص۲۵–۲۷، باب حبّ الله.
  12. ↑ بحارالانوار، همان، ج۱۴، ص۳۹۸، به نقل از قلب سلیم آقای دستغیب.
  13. ↑ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق ندیم مرعشلی، بیروت، دار الکاتب العربی، ص۵۲۹.
  14. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوازدهم، ۱۳۷۴، ج۲۲، ص۲۸۱.
  15. ↑ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوّم، ۱۴۰۳، ج۶۷، ص۵۴، حدیث ۱۹، باب القلب و صلاحه و فساده.
  16. ↑ همان، ج۶۷، ص۲۵، ح۲۷، بابا حب الله.
  17. ↑ همان. ج۶۷، ص۵۹، حدیث ۳۹، باب القلب و صلاحه.
  18. ↑ تفسیر نمونه، همان، ج۸، ص۳۲۱ و ۳۲۰ و ۷ ص۲۳، ۲۱.
  19. ↑ عبدوس، محمد تقی و محمدی اشتهاردی، محمد، اصول اخلاقی امامان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵، چاپ هفتم، ص۱۶ – ۹.