پرش به محتوا

تمکین: تفاوت میان نسخه‌ها

فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
ابرابزار
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{شروع متن}}{{سوال}}تمکین یعنی چه و جایگاه و پیامدهای فقهی آن چگونه می‌باشد؟
{{شروع متن}}
 
{{سوال}}
تمکین یعنی چه و جایگاه و پیامدهای فقهی آن چگونه می‌باشد؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{درگاه|واژه‌ها}}
{{درگاه|واژه‌ها}}
{{پاسخ}}تمکین عبارت است از اینکه زن، اختیار تأمین [[نیازهای جنسیِ]] شرعی همسرش را در اختیار او قرار دهد. این وظیفه در شرایط عادی و نبود هرگونه مانع شرعی، بر عهده زن واجب می‌باشد. اگر زن به این وظیفه عمل نکند، در اصطلاح فقهی «[[ناشزه]]» خوانده می‌شود. [[نشوز]] آثاری به همراه دارد؛ از جمله اینکه زن حق خود را نسبت به دریافت [[نفقه]] از دست می‌دهد.
{{پاسخ}}
'''تمکین''' عبارت است از اینکه زن، اختیار تأمین [[نیازهای جنسی|نیازهای جنسیِ]] شرعی همسرش را در اختیار او قرار دهد. این وظیفه در شرایط عادی و نبود هرگونه مانع شرعی، بر عهده زن واجب می‌باشد. اگر زن به این وظیفه عمل نکند، در اصطلاح فقهی «[[ناشزه]]» خوانده می‌شود. [[نشوز]] آثاری به همراه دارد؛ از جمله اینکه زن حق خود را نسبت به دریافت [[نفقه]] از دست می‌دهد.


== جایگاه و مفهوم تمکین ==
== جایگاه و مفهوم تمکین ==
در [[دانش فقه]]، تمکین عبارت است از اینکه زن، برای تأمین نیازهای جنسیِ مشروع، اختیار عمل را به همسر خود واگذار نماید.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=موسوعه الفقه الاسلامی|سال=1423|نام خانوادگی=جمعی از پژوهشگران|جلد=32|صفحه=235}}</ref>
در دانش [[فقه]]، تمکین عبارت است از اینکه زن، برای تأمین نیازهای جنسیِ مشروع، اختیار عمل را به همسر خود واگذار نماید.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=موسوعه الفقه الاسلامی|سال=1423|نام خانوادگی=جمعی از پژوهشگران|جلد=32|صفحه=235}}</ref> در متون [[علم حقوق|حقوقی]]، افزون بر معنای یادشده، تمکین گاه در معنایی گسترده‌تر به کار می‌رود که عبارت است از پذیرش مدیریت شوهر بر خانواده و ارج نهادن به خواست او در مسائل خانوادگی. این معنا با عنوان «[[تمکین عام]]» شناخته می‌شود. نشانه‌های به‌کارگیری این واژه در نوشته‌های فقهی، از دوره [[شیخ طوسی]] به بعد دیده می‌شود. همچنین در پاره‌ای از مواد قانون مدنی، مقررات مربوط به تمکین به شکل قانونی تدوین و تصویب شده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مختصر حقوق خانواده|سال=1371|نام=سید حسن|نام خانوادگی=صفایی|ناشر=انتشارات دانشگاه تهران|جلد=1|صفحه=173|مکان=تهران}}</ref>
 
در متون حقوقی، افزون بر معنای یادشده، تمکین گاه در معنایی گسترده‌تر به کار می‌رود که عبارت است از پذیرش مدیریت شوهر بر خانواده و ارج نهادن به خواست او در مسائل خانوادگی. این معنا با عنوان «[[تمکین عام]]» شناخته می‌شود. نشانه‌های به کارگیری این واژه در نوشته‌های فقهی، از دوره [[شیخ طوسی]] به بعد دیده می‌شود. همچنین در پاره‌ای از مواد قانون مدنی، مقررات مربوط به تمکین به شکل قانونی تدوین و تصویب شده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مختصر حقوق خانواده|سال=1371|نام=سید حسن|نام خانوادگی=صفایی|ناشر=انتشارات دانشگاه تهران|جلد=1|صفحه=173|مکان=تهران}}</ref>


== احکام و محدودیت‌های تمکین ==
== احکام و محدودیت‌های تمکین ==
خط ۱۴: خط ۱۴:


=== برخی از موانع تمکین ===
=== برخی از موانع تمکین ===
 
* عواملی بازدارنده همچون [[عادت ماهانه]]، حالت [[احرام]]، [[اعتکاف در ماه رمضان|اعتکاف]] واجب و روزهٔ واجب؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیله|سال=1390|نام=روح‌الله|نام خانوادگی=خمینی|ناشر=موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره|جلد=2|صفحه=314|مکان=تهران}}</ref>
* عواملی بازدارنده همچون [[عادت ماهانه]]، حالت [[احرام]]، [[اعتکاف در ماه رمضان|اعتکاف]] واجب و روزۀ واجب؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیله|سال=1390|نام=روح الله|نام خانوادگی=خمینی|ناشر=موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره|جلد=2|صفحه=314|مکان=تهران}}</ref>
* سفری که با اجازهٔ شوهر و بدون حضور همسر انجام می‌شود یا سفر واجب (مانند سفر [[حج واجب|حج]] واجب)؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیله|سال=1390|نام=روح‌الله|نام خانوادگی=خمینی|ناشر=موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره|جلد=2|صفحه=314|مکان=تهران}}</ref>
 
* سفری که با اجازۀ شوهر و بدون حضور همسر انجام می‌شود یا سفر واجب (مانند سفر [[حج واجب|حج]] واجب)؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیله|سال=1390|نام=روح الله|نام خانوادگی=خمینی|ناشر=موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره|جلد=2|صفحه=314|مکان=تهران}}</ref>
 
* مبتلا بودن شوهر به بیماری‌های آمیزشی؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=1362|نام خانوادگی=نجفی|جلد=31|صفحه=312|مکان=بیروت}}</ref>
* مبتلا بودن شوهر به بیماری‌های آمیزشی؛<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=1362|نام خانوادگی=نجفی|جلد=31|صفحه=312|مکان=بیروت}}</ref>
* بیماری زن که مانع از نزدیکی می‌گردد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=1362|نام خانوادگی=نجفی|جلد=31|صفحه=312|مکان=بیروت}}</ref>
* بیماری زن که مانع از نزدیکی می‌گردد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=1362|نام خانوادگی=نجفی|جلد=31|صفحه=312|مکان=بیروت}}</ref>


== پیامدهای فقهی تمکین ==
== پیامدهای فقهی تمکین ==
تمکین آثاری را به دنبال دارد. بر اساس نظر مشهور فقیهان، هرگاه زن تمکین کند، پرداخت نفقه بر عهده شوهر است و این نفقه به صورت دَین (بدهی مالی) بر ذمه مرد قرار می‌گیرد؛ چه زن آن را مطالبه کند و چه نکند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=1362|نام خانوادگی=نجفی|جلد=30|صفحه=167|مکان=بیروت}}</ref> <ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیله|سال=1390|نام=روح الله|نام خانوادگی=خمینی|ناشر=موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره|جلد=2|صفحه=301|مکان=تهران}}</ref>
تمکین آثاری را به دنبال دارد. بر اساس نظر مشهور فقیهان، هرگاه زن تمکین کند، پرداخت نفقه بر عهده شوهر است و این نفقه به صورت دَین (بدهی مالی) بر ذمه مرد قرار می‌گیرد؛ چه زن آن را مطالبه کند و چه نکند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=1362|نام خانوادگی=نجفی|جلد=30|صفحه=167|مکان=بیروت}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیله|سال=1390|نام=روح‌الله|نام خانوادگی=خمینی|ناشر=موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره|جلد=2|صفحه=301|مکان=تهران}}</ref>


برخی از فقها همچون قاضی ابن‌براج، ابن‌حمزه و شهید اول، در برابر تمکین از واژه «[[نشوز]]» بهره گرفته‌اند. ایشان معتقدند اگر زن تمکین کامل نداشته باشد - یعنی در همه زمان‌ها و مکان‌ها آمادگی بهره‌گیری جنسی را برای همسر خود فراهم نکند - «[[ناشزه]]» محسوب شده و از حق نفقه محروم می‌گردد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=1362|نام خانوادگی=نجفی|جلد=30|صفحه=167|مکان=بیروت}}</ref>
برخی از فقها همچون [[قاضی ابن‌براج]]، ابن‌حمزه و [[شهید اول]]، در برابر تمکین از واژه «[[نشوز]]» بهره گرفته‌اند. ایشان معتقدند اگر زن تمکین کامل نداشته باشد - یعنی در همه زمان‌ها و مکان‌ها آمادگی بهره‌گیری جنسی را برای همسر خود فراهم نکند - «[[ناشزه]]» محسوب شده و از حق نفقه محروم می‌گردد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=1362|نام خانوادگی=نجفی|جلد=30|صفحه=167|مکان=بیروت}}</ref>


=== ارتباط تمکین و مهریه ===
=== ارتباط تمکین و مهریه ===
* چنانچه مهریه به صورت نقدی تعیین شده باشد، زن می‌تواند پیش از دریافت آن از تمکین خودداری کند، به شرط آنکه تا آن هنگام آمیزش جنسی صورت نگرفته باشد.
* چنانچه مهریه به صورت نقدی تعیین شده باشد، زن می‌تواند پیش از دریافت آن از تمکین خودداری کند، به شرط آنکه تا آن هنگام آمیزش جنسی صورت نگرفته باشد.
* در صورتی که شوهر توانایی پرداخت مهریه را داشته باشد، اما زمان دقیق آن مشخص نشده باشد، باز هم زن تا پیش از وقوع آمیزش، مجاز به امتناع از تمکین است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=1362|نام خانوادگی=نجفی|جلد=31|صفحه=41|مکان=بیروت}}</ref>


* در صورتی که شوهر توانایی پرداخت مهریه را داشته باشد، اما زمان دقیق آن مشخص نشده باشد، باز هم زن تا پیش از وقوع آمیزش، مجاز به امتناع از تمکین است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=1362|نام خانوادگی=نجفی|جلد=31|صفحه=41|مکان=بیروت}}</ref><br />
== منابع ==
== منابع ==
{{پانویس|۲}}{{شاخه
{{پانویس|۲}}
| شاخه اصلی =  
{{شاخه
| شاخه فرعی۱ =  
| شاخه اصلی =علوم و معارف
| شاخه فرعی۲ =  
| شاخه فرعی۱ =فقه
| شاخه فرعی۳ =  
| شاخه فرعی۲ =اصطلاحات فقهی
}} {{ارزیابی
| شاخه فرعی۳ =
| شناسه = <!--خالی | شد-->
}}
{{ارزیابی
| شناسه =شد
| عکس = <!--خالی | شد-->
| عکس = <!--خالی | شد-->
| درگاه = <!--خالی | شد-->
| درگاه = شد
| ادبیات = <!--خالی | شد-->
| ادبیات = شد
| پیوند = <!--خالی | شد-->
| پیوند = شد
| ناوبری = <!--خالی | شد-->
| ناوبری = شد
| تغییرمسیر = <!--خالی | شد-->
| تغییرمسیر = شد
| ارجاعات = <!--خالی | شد-->
| ارجاعات = شد
| ارزیابی کمی = <!--خالی | شد-->
| ارزیابی کمی = شد
| ارزیابی کیفی = <!--خالی | شد-->
| ارزیابی کیفی = شد
| اولویت = <!--الف | ب | ج | د-->
| اولویت = ج
| کیفیت = <!--خیلی خوب | خوب | متوسط | ضعیف-->
| کیفیت = خوب  
}} {{پایان متن}}
}} {{پایان متن}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۰۹

سؤال

تمکین یعنی چه و جایگاه و پیامدهای فقهی آن چگونه می‌باشد؟

درگاه‌ها


تمکین عبارت است از اینکه زن، اختیار تأمین نیازهای جنسیِ شرعی همسرش را در اختیار او قرار دهد. این وظیفه در شرایط عادی و نبود هرگونه مانع شرعی، بر عهده زن واجب می‌باشد. اگر زن به این وظیفه عمل نکند، در اصطلاح فقهی «ناشزه» خوانده می‌شود. نشوز آثاری به همراه دارد؛ از جمله اینکه زن حق خود را نسبت به دریافت نفقه از دست می‌دهد.

جایگاه و مفهوم تمکین

در دانش فقه، تمکین عبارت است از اینکه زن، برای تأمین نیازهای جنسیِ مشروع، اختیار عمل را به همسر خود واگذار نماید.[۱] در متون حقوقی، افزون بر معنای یادشده، تمکین گاه در معنایی گسترده‌تر به کار می‌رود که عبارت است از پذیرش مدیریت شوهر بر خانواده و ارج نهادن به خواست او در مسائل خانوادگی. این معنا با عنوان «تمکین عام» شناخته می‌شود. نشانه‌های به‌کارگیری این واژه در نوشته‌های فقهی، از دوره شیخ طوسی به بعد دیده می‌شود. همچنین در پاره‌ای از مواد قانون مدنی، مقررات مربوط به تمکین به شکل قانونی تدوین و تصویب شده است.[۲]

احکام و محدودیت‌های تمکین

زن برپایه احکام الهی، موظف است برای بهره‌مندی جنسی همسرش، خود را در اختیار او قرار دهد، مگر آنکه مانعی شرعی وجود داشته باشد.[۳]

برخی از موانع تمکین

  • عواملی بازدارنده همچون عادت ماهانه، حالت احرام، اعتکاف واجب و روزهٔ واجب؛[۴]
  • سفری که با اجازهٔ شوهر و بدون حضور همسر انجام می‌شود یا سفر واجب (مانند سفر حج واجب)؛[۵]
  • مبتلا بودن شوهر به بیماری‌های آمیزشی؛[۶]
  • بیماری زن که مانع از نزدیکی می‌گردد.[۷]

پیامدهای فقهی تمکین

تمکین آثاری را به دنبال دارد. بر اساس نظر مشهور فقیهان، هرگاه زن تمکین کند، پرداخت نفقه بر عهده شوهر است و این نفقه به صورت دَین (بدهی مالی) بر ذمه مرد قرار می‌گیرد؛ چه زن آن را مطالبه کند و چه نکند.[۸][۹]

برخی از فقها همچون قاضی ابن‌براج، ابن‌حمزه و شهید اول، در برابر تمکین از واژه «نشوز» بهره گرفته‌اند. ایشان معتقدند اگر زن تمکین کامل نداشته باشد - یعنی در همه زمان‌ها و مکان‌ها آمادگی بهره‌گیری جنسی را برای همسر خود فراهم نکند - «ناشزه» محسوب شده و از حق نفقه محروم می‌گردد.[۱۰]

ارتباط تمکین و مهریه

  • چنانچه مهریه به صورت نقدی تعیین شده باشد، زن می‌تواند پیش از دریافت آن از تمکین خودداری کند، به شرط آنکه تا آن هنگام آمیزش جنسی صورت نگرفته باشد.
  • در صورتی که شوهر توانایی پرداخت مهریه را داشته باشد، اما زمان دقیق آن مشخص نشده باشد، باز هم زن تا پیش از وقوع آمیزش، مجاز به امتناع از تمکین است.[۱۱]

منابع

  1. ↑ جمعی از پژوهشگران (۱۴۲۳). موسوعه الفقه الاسلامی. ج۳۲. ص۲۳۵.
  2. ↑ صفایی، سید حسن (۱۳۷۱). مختصر حقوق خانواده. ج۱. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. ص۱۷۳.
  3. ↑ نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج۳۱. بیروت. ص۳۰۳.
  4. ↑ خمینی، روح‌الله (۱۳۹۰). تحریر الوسیله. ج۲. تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره. ص۳۱۴.
  5. ↑ خمینی، روح‌الله (۱۳۹۰). تحریر الوسیله. ج۲. تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره. ص۳۱۴.
  6. ↑ نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج۳۱. بیروت. ص۳۱۲.
  7. ↑ نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج۳۱. بیروت. ص۳۱۲.
  8. ↑ نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج۳۰. بیروت. ص۱۶۷.
  9. ↑ خمینی، روح‌الله (۱۳۹۰). تحریر الوسیله. ج۲. تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره. ص۳۰۱.
  10. ↑ نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج۳۰. بیروت. ص۱۶۷.
  11. ↑ نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج۳۱. بیروت. ص۴۱.