زبان استعاره در قرآن: تفاوت میان نسخهها
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
*{{یادکرد کتاب|عنوان= لسان العرب|سال=1414|پیوند=|نام= محمد بن مكرم |نام خانوادگی= ابن منظور |پیوند نویسنده=|ناشر= دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر |مکان= بيروت |کوشش=|مترجم=}} | *{{یادکرد کتاب|عنوان= لسان العرب|سال=1414|پیوند=|نام= محمد بن مكرم |نام خانوادگی= ابن منظور |پیوند نویسنده=|ناشر= دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر |مکان= بيروت |کوشش=|مترجم=}} | ||
*{{یادکرد کتاب|عنوان= اسرار البلاغه|سال=1987|پیوند=|نام= عبد القاهر |نام خانوادگی= جرجانی |پیوند نویسنده=|ناشر= دار المعرفه |مکان=|کوشش=|مترجم=}} | *{{یادکرد کتاب|عنوان= اسرار البلاغه|سال=1987|پیوند=|نام= عبد القاهر |نام خانوادگی= جرجانی |پیوند نویسنده=|ناشر= دار المعرفه |مکان=|کوشش=|مترجم=}} | ||
*{{یادکرد کتاب|عنوان= معترک الاقران|سال=1408|پیوند=|نام=عبد الرحمن بن ابی بکر|نام خانوادگی= سیوطی |پیوند نویسنده=|ناشر= دار الکتب العلمیه |مکان= بیروت |کوشش=|مترجم=}} | |||
{{شاخه | {{شاخه | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۰۳
این مقاله هماکنون به دست فرج الله عباسی در حال ویرایش است. |
آیا وجود زبان استعاری در قرآن باعث سوءبرداشت نشده است؟
زبان استعاره در قرآن، برخلاف تصور سوءبرداشت، ابزاری بلاغی برای تعمیق معنا، تأثیرگذاری و انتقال مفاهیم در قالب محسوسات است. قرآن با ارائه چارچوب فهم صحیح (تفکر جمعی، رجوع به اهل ذکر و توجه به نظام هدایتی) از برداشت نادرست جلوگیری میکند. کارکردهای استعاره شامل مبالغه، خلاصهگویی، زیبایی، نوآوری، برانگیختن عواطف و تجسمبخشی است.
استعاره نه موجب سوءفهم، بلکه عامل فهم عمیقتر و تأثیرگذارتر پیامهای الهی است.
چیستی استعاره
استعاره به کاربردن لفظ در معنای مجازی به قصد تشبیه و به سبب شباهت بین معنای اصلی و معنای مجازی است. [۱] [۲] [۳] به دیگر سخن، استعاره، جابجایی دلالت لفظ از معناي اصلی به معناي مجازي به واسطه یک علاقه (غالباً شباهت) است و نقش آن، "ایجاد شگفتی و تحرک ذهنی در مخاطب " است. [۴] از همین روی گفته شده که استعاره به معنای عاریه خواستن چیزی است. [۵]
زبانشناسان، استعاره را فراتر از یک زینت کلامی، ابزاري براي بیان عمیقتر معنا و انتقال تصویر میدانند. [۶] در واقع استعاره نوعی تشبیه است که ادات تشبیه در آن ذکر نشده است.[۷]
چرایی استعاره در قرآن
قرآن از یک سو به عنوان کتاب هدایت و اصلاح و از سوی دیگر به عنوان شاهکار ادبی و زبان معیار، در رویکرد اجتماعی خود، از همه گونههای گفتاری برجسته و تأثیرگذار در انتقال پیام انسانساز خویش بهره گرفته است. بیان هنری باید روشن باشد و عقل را اقناع کند و بر ارزشهای ثابت و همیشگی تأکید ورزد. در زبان عربى مانند هر زبان ديگرى، گاه مطلب به صورت استعاره گفته مىشود تا شنونده يا خواننده فكر خود را به كار اندازد و مطلب مورد نظر را بهتر و عميقتر دريافت كند. اينگونه سخن گفتن، از فصاحت و بلاغت و توانايى گوينده در استخدام واژههاى مناسب ناشى مىشود.[۸]
تأکید معنا و مبالغه در آن
مبالغه، نوعی خروج از هنجار زبان است و خروج از عادت زبانی باعث برجستگی قابل مشاهده در کلام میشود و آن را از سطح کلام عادی بر میکشد. این کارکرد مبالغه در زبانشناسی امروز از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف از برجسته ساختن کلام، تأثیرگذاری بیشتر در مخاطب است و خروج از هنجار زبانی از رویکرد اجتماعی زبان حکایت دارد. بنابراین شیوههای گفتاری مبالغهآمیز نیز ریشه در همین رویکرد دارد. مبالغه یکی از شگردهای گفتاری مبتنی بر تخیل است و تخیل، از عناصر مهم برجستهسازی زبان و تأثیربخشی بیشتر کلام محسوب میشود. مبالغه توصیفی است که در آن افراط و تأکید باشد.[۹] در داستان حضرت یوسف(ع) آمده است: ﴿وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِ؛ و آن [زنی] که یوسف در خانه اش بود، از یوسف با نرمی و مهربانی خواستار کام جویی شد.﴾(یوسف:۲۳) فعل «رَاوَدَ» در معنای استعاری آن، یعنی ادا و اطواری که آن زن برای جلب نظر حضرت یوسف(ع) ابراز میکرد، به کار رفته است. فعل «رَاوَدَ» به معنای رفت و آمد کردن برای به دست آوردن چیزی با نرمی و ملایمت است. گویی معنای عبارت این است: «با نیرنگ میخواست او را از پاکدامنیاش بیرون کند.» یعنی همان کاری را که نیرنگباز با دیگران میکند تا چیزی را که نمیخواهند از دستشان بیرون کند، انجام میدهد تا به مطلوب خویش برسد.[۱۰]
خلاصهگویی
خلاصهگویی يعنی بيان مفاهيم بسيار، در كلماتی كوتاهتر به شرطی که مقصود گوینده را به مخاطب برساند.[۱۱][۱۲] قرآن کریم در بیان آموزههای الهی گاهی از استعاره استفاده میکند که هم بلاغت دارد و هم با حذف برخی الفاظ از خلاصهگویی استفاده کرده است. [۱۳] به عنوان نمونه، قرآن در آیه ۹۴ سوره حجر: ﴿فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ؛ پس آنچه را به آن مأموری اظهار کن و از مشرکان روی بگردان﴾، از استعاره بهره برده است. ﴿فَاصْدَعْ﴾ به معنای شکستن شیشه است؛ راز این استعاره آن است که تبلیغ گاه چنان دشوار میشود که هیچ تأثیری بر مخاطب ندارد؛ اما خداوند دستور به تبلیغ را با واژه ﴿فَاصْدَعْ﴾ بیان کرد تا هم به پیامبر خدا(ص) اعلام کند که محکم و قوی به تبلیغ آشکار دین بپردازد و هم از تأثیر تبلیغ پیامبر بر مخاطبانش خبر دهد که همانند اثر شکستن شیشه در آنان ظاهر میشود. خداوند در این آیه، معانی بسیاری را تنها در سه کلمه گنجانده است؛ به همین جهت هنگامی که یک عرب این آیه را شنید، به سجده افتاد و چون علّت سجدهاش را پرسیدند، پاسخ داد: در برابر فصاحت این کلام سجده کردم.[۱۴]
آراستن کلام و زیبایی معنا
استعاره برای تزیین زبان متعارف، بسیار کارآمد میباشد و موثرترین شیوه فاخر کردن سبک سخن است. ارزش استعاره در کارکرد تزیینی آن است.[۱۵]
نوآوری در بیان
استعاره یک نوع انتقال معنا است. از رهگذر انتقال معنا از حوزهای به حوزه دیگر، قلمروهای زبان گسترش مییابد. استعاره فرصتی برای خلق معنای جدید است، فهم واقعیت را افزایش میدهد. استعاره بیان آن دسته از تجربههایی را که در ظرف زبان و نظام دلالتهای عادی نمیگنجد، ممکن میسازد. استعاره به کمک فرآیندهای تخیلی، شکلهایی از ادراک را وارد زبان میکند و زبان گسترش مییابد و واژهها و معناهای جدید خلق میشود. استعاره، قلمرویی برای واژهسازی است.[۱۶] به عنوان نمونه قرآن از سخنان زنان به مکر استعاره کرده است: ﴿فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ؛ پس هنگامی که بانوی کاخ گفتارِ مکرآمیز آنان را شنید، به مهمانی دعوتشان کرد﴾(یوسف:۳۱) شاهد در این آیه اطلاق مکر بر قول زنان است؛ قرآن بدان دلیل سرزنش و نکوهش زنان از بانوی کاخ را مکر و نیرنگ عنوان می دهد که منظور آنان از آن گفتار نه خیر خواهی و سرزنش به خاطر گناه بود، بلکه آنان در این اندیشه بودند که آن جوان پرشکوه را که آن همه از زیبایی و کمال و آراستگی و دلپذیریاش شنیده بودند را، خودشان بتوانند از نزدیک بنگرند.[۱۷]
برانگیختن عواطف مخاطب
یکی از کارکردهای اصلی استعاره، برانگیختن مخاطب است؛ به این معنا که توجه شنونده را به موضوع جلب میکند و او را به پذیرش عقیده یا انجام عملی یا واکنش درباره چیزی وامیدارد.[۱۸]
به تجسم درآوردن
قصد خداوند آن بوده است که فهم قرآن را بر بندگان آسان گرداند. بسياري از معاني ديني را به تجسّم درآورده و بيان قرآني آن را به واسطه استعاره از حالت ذهني به حالت مادي محسوس درآورده است. یكي از مهمترين روشهاي تصويرآفريني در قرآن، سخن گفتن درباره مجردات و معنويات در لباس محسوسات و اجسام مادي است. رو ش تصوير و نمايش هنري از روشهاي تعبيري، برتر و زيباتر است. قانو ن تخيل و آیين تجسم ، دو قانو ن بارز و آشكار در بيان و نماياندن تصاوير فني و هنري قرآن است.[۱۹]
پانویس
- ↑ مركز فرهنگ و معارف قرآن ، دايره المعارف قرآن كريم، 3: 108.
- ↑ جعفری ، تفسير كوثر ، 6: 491.
- ↑ كمالى دزفولى ، قرآن ثقل اكبر ، 279.
- ↑ جرجانی، اسرار البلاغه، 1: 145.
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، 4: 618.
- ↑ جرجانی، اسرار البلاغه، 2: 13.
- ↑ سیوطی، معترک الاقران، 1: 280.
- ↑ جعفرى، يعقوب، تفسير كوثر، قم، موسسه انتشارات هجرت، چاپ اول، ۱۳۷۶ش، ج۶، ص۴۹۱.
- ↑ فتوحی، محمد، سبکشناسی نظریهها، رویکردها و رو شها، تهران، سخن، ۱۳۹۰، ص۳۳۹.
- ↑ زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل في وجوه التأویل، ترجمه: مسعود انصاری، تهران، ققنوس، ۱۳۸۹، ج۲، ص۵۸۷.
- ↑ طبانه، بدوی، البیان العربی دراسه تاریخیه فنیه فی اصول البلاغه العربیه، قاهره، مکتبه الانجلوالمصریه، ۱۹۵۶، ص۳۱۹.
- ↑ ابنابىاصبع مصرى، عبدالعظيم بن عبدالواحد، بديع القرآن، مترجم: علی میرلوحی، مشهد، آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۸.
- ↑ مركز فرهنگ و معارف قرآن، دايره المعارف قرآن كريم، قم، بوستان كتاب، چاپ سوم، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۱۲۰.
- ↑ مركز فرهنگ و معارف قرآن، دايره المعارف قرآن كريم، قم، بوستان كتاب، چاپ سوم، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۱۲۰.
- ↑ هاوکس، ترنس، استعاره، ترجمه فرزانه طاهری، تهران، نشرمرکز، ۱۳۷۷، ۲۶.
- ↑ فتوحی، محمود، سبکشناسی نظریهها، رویکردها و روشها، تهران، سخن، ۱۳۹۰، ص۳۳۷.
- ↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه: علی کرمی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،۱۳۸۰، ج۱۲، ص۷۰۰.
- ↑ فتوحی، محمود، سبکشناسی نظریهها، رویکردها و روشها، تهران، سخن، ۱۳۹۰، ص۳۳۷.
- ↑ قطب، سید، تصویر فنی نمایش هنری در قرآن، ترجمه: محمدعلی عابدی، تهران، انقلاب، ۱۳۵۹، ص۸.
منابع
- مركز فرهنگ و معارف قرآن (۱۳۸۲). دايره المعارف قرآن كريم. به کوشش مركز فرهنگ و معارف قرآن. قم: بوستان كتاب.
- جعفرى، يعقوب (۱۳۷۶). تفسير كوثر. قم: موسسه انتشارات هجرت.
- كمالى دزفولى، علی (۱۳۷۲). قرآن ثقل اكبر. قم: اسوه.
- ابن منظور، محمد بن مكرم (۱۴۱۴). لسان العرب. بيروت: دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر.
- جرجانی، عبد القاهر (۱۹۸۷). اسرار البلاغه. دار المعرفه.
- سیوطی، عبد الرحمن بن ابی بکر (۱۴۰۸). معترک الاقران. بیروت: دار الکتب العلمیه.