automoderated، ناظمان (CommentStreams)، trustworthy
۱۶٬۲۲۵
ویرایش
A.rezapour (بحث | مشارکتها) (ابرابزار) |
A.rezapour (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۵: | خط ۵: | ||
{{پایان سوال}} | {{پایان سوال}} | ||
{{پاسخ}} | {{پاسخ}} | ||
شجره ممنوعه | '''شجره ممنوعه''' درختی است که آدم و حوا از خوردن آن منع شده بودند اما | ||
== | == فریب آدم توسط شیطان برای نزدیک شدن به شجره ممنوعه == | ||
شجره ممنوعه درخت ممنوعه | مطابق آیات قرآن، خدا آدم را در بهشت جای داد و در حالی که ملائکه بر آنان سجده کرده و متنعم به نعمت الهی شدهاند، از نزدیک شدن به شجره ممنوعه نهی فرمود و از تسلیم شدن در برابر وسوسههای شیطان برحذر داشت، ولی سرانجام وسوسههای شیطان کار خود را کرد و آدم مرتکب ترک اولی شد و از درخت ممنوعه خورد و زندگی بهشتی را از دست داد و در میان انبوه مشکلات این دنیا گرفتار شد.<ref>ابراهیمی، محسن، «شجره ممنوعه»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، زیرنظر سید سلمان صفوی، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش، ص۸۴۵.</ref><ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۸۴.</ref> | ||
بر اساس آیات قرآن ابلیسِ وسوسهگر، آدم و حوا را به خوردن میوهٔ ممنوع تحریص میکند و بدون اینکه حوا را فریبدهندهٔ آدم(ع) باشد به سرپیچی این زوج از فرمان الٰهی در آیاتی مانند: سوره بقره، آیه ۳۶؛ سوره اعراف، آیات ۱۹–۲۰؛ سوره طٰه، آیه ۱۲۰،اشاره میشود. اما بنابر پارهای روایات، شاید متأثر از [[اسرائیلیات در تفسیر قرآن|اسرائیلیات]]، همسر آدم(ع) فریب ابلیس را خورد و آدم(ع) را نیز اغوا کرد و هر دو از میوهٔ آن درخت خوردند. با خوردن میوهٔ درخت ممنوع، زشتیهای آدم(ع) و حوا بر آنها هویدا شد و با پوشاندن شرمگاه خویش با برگ همان درخت، نخستین تجلی مفهوم شرم و حیا در آدم(ع) و همسرش نمود یافت. با بروز خطا و عدول از دستور الٰهی، خواستِ پروردگار بر آن قرار یافت تا ایشان از بهشت رانده شوند و به زمین هبوط نمایند.<ref>حاج منوچهری، فرامرز، «حَوّا در علوم قرآنی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، بیتا، ذیل مدخل.</ref> | |||
خسارت، محرومیت از رشد و شکوفایی، کشف شرمگاه، اخراج از بهشت و هبوط به زمین و ظلم به خویشتن از آثار خوردن از شجره ممنوعه و حب دنیا دانسته شده است. ص۸۴۵. | از مجموع آیات مربوط به قصه آدم، به دست میآید که آدم با نهی خداوند از خوردن میوه شجره ممنوعه، مخالفت نمود. این حقیقت با تعبیرهای مختلفی مانند: «ذاقَا الشَّجَرةَ» (اعراف/۲۲)؛ «فَأَکَلا مِنْها» (طه/۱۲۱) و «عصی آدَمُ ربَّهُ» (طه/۱۲۱) بیان شده است.<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق (علیه السلام)، بیتا، ج۱۱، ص۸۵.</ref> | ||
== شجره ممنوعه چیست؟ == | |||
شجره ممنوعه درخت ممنوعه ای است که آدم و حوا از آن خوردند. ص۸۴۵.<ref>ابراهیمی، محسن، «شجره ممنوعه»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، زیرنظر سید سلمان صفوی، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش.</ref> | |||
خسارت، محرومیت از رشد و شکوفایی، کشف شرمگاه، اخراج از بهشت و هبوط به زمین و ظلم به خویشتن از آثار خوردن از شجره ممنوعه و حب دنیا دانسته شده است. ص۸۴۵.<ref>ابراهیمی، محسن، «شجره ممنوعه»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، زیرنظر سید سلمان صفوی، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش.</ref> | |||
در مورد نوع این درخت اختلاف است. گندم، سنبله، انگور، انجیر، کافور، توت گفتهاند. ص۸۴۵.<ref>ابراهیمی، محسن، «شجره ممنوعه»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، زیرنظر سید سلمان صفوی، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش.</ref> | در مورد نوع این درخت اختلاف است. گندم، سنبله، انگور، انجیر، کافور، توت گفتهاند. ص۸۴۵.<ref>ابراهیمی، محسن، «شجره ممنوعه»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، زیرنظر سید سلمان صفوی، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش.</ref> | ||
خط ۲۳: | خط ۲۹: | ||
در تورات ساختگی که امروز مورد قبول همه مسیحیان دنیا و یهود است، شجره ممنوعه به عنوان شجره علم و دانش و شجره حیات و زندگی معرفی شده است [۱] تورات میگوید: آدم قبل از آنکه از شجره علم و دانش بخورد علم و دانشی نداشت و حتی برهنگی خود را تشخیص نمیداد، و هنگامی که از آن خورد، و به معنی واقعی، آدم گردید، از بهشت رانده شد، از ترس اینکه مبادا از درخت حیات و زندگی نیز بخورد و همچون خدایان! حیات جاویدان پیدا کند!.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۱۲۱ و ۱۲۲.</ref> | در تورات ساختگی که امروز مورد قبول همه مسیحیان دنیا و یهود است، شجره ممنوعه به عنوان شجره علم و دانش و شجره حیات و زندگی معرفی شده است [۱] تورات میگوید: آدم قبل از آنکه از شجره علم و دانش بخورد علم و دانشی نداشت و حتی برهنگی خود را تشخیص نمیداد، و هنگامی که از آن خورد، و به معنی واقعی، آدم گردید، از بهشت رانده شد، از ترس اینکه مبادا از درخت حیات و زندگی نیز بخورد و همچون خدایان! حیات جاویدان پیدا کند!.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۱۲۱ و ۱۲۲.</ref> | ||
بر اساس روایات مختلف بعضی گفتهاند شجره ممنوعه گندم بوده است، بعضی گفتهاند کافور بوده، بعضی گفتهاند شجره حسد بوده، و بعضی گفتهاند انگور بوده؛ تورات میگوید درخت معرفت نیک و بد بود. روایتی داریم که مضمون آن جمع بین همه احتمالات است. از امام(ع) سؤال شده که علت اختلاف روایات در مورد شجره ممنوعه چیست؟ جواب فرمودهاند: درختهای بهشت اینطوری است که هر درختی چه بسا میوههای مختلف دارد.[۱] ولی چرا از حسد و معرفت نیک و بد به درخت تعبیر شده است با این که اینها امور معنوی هستند؟ در جواب باید گفت: همینطور که غذاهای مادی از درخت گرفته میشود، از منشأ غذاهای معنوی نیز چه خوب آنها و چه بد به عنوان کنایه و مجاز گاهی به درخت تعبیر میشود، درخت حسد یعنی ریشه و منشأ و پایگاه حسد. در بعضی روایات آمده که شجره ممنوعه آن کمالات و علوم و نورانیتی است که آل محمد داشتند و اسامی آنان بر ساق عرش مکتوب بود و با مشاهده آنها در ذهن آدم و حوا خطور کرد که ما با این مقام و قربی که داریم - تا آنجا که آدم مسجود ملائکه واقع شد - کسی از ما بالاتر نیست، و چرا نباید علوم و کمالات آل محمد را داشته باشیم؟ همین احساس حسادت بود که آدم و حوا از آن نهی شده بودند.<ref>منتظری، حسینعلی، درسهایی از نهج البلاغه، تهران : انتشارات سرایی، 1382 .، ج۱، ص۳۶۷.</ref> | بر اساس روایات مختلف بعضی گفتهاند شجره ممنوعه گندم بوده است، بعضی گفتهاند کافور بوده، بعضی گفتهاند شجره حسد بوده، و بعضی گفتهاند انگور بوده؛ تورات میگوید درخت معرفت نیک و بد بود. روایتی داریم که مضمون آن جمع بین همه احتمالات است. از امام(ع) سؤال شده که علت اختلاف روایات در مورد شجره ممنوعه چیست؟ جواب فرمودهاند: درختهای بهشت اینطوری است که هر درختی چه بسا میوههای مختلف دارد.[۱] ولی چرا از حسد و معرفت نیک و بد به درخت تعبیر شده است با این که اینها امور معنوی هستند؟ در جواب باید گفت: همینطور که غذاهای مادی از درخت گرفته میشود، از منشأ غذاهای معنوی نیز چه خوب آنها و چه بد به عنوان کنایه و مجاز گاهی به درخت تعبیر میشود، درخت حسد یعنی ریشه و منشأ و پایگاه حسد. در بعضی روایات آمده که شجره ممنوعه آن کمالات و علوم و نورانیتی است که آل محمد داشتند و اسامی آنان بر ساق عرش مکتوب بود و با مشاهده آنها در ذهن آدم و حوا خطور کرد که ما با این مقام و قربی که داریم - تا آنجا که آدم مسجود ملائکه واقع شد - کسی از ما بالاتر نیست، و چرا نباید علوم و کمالات آل محمد را داشته باشیم؟ همین احساس حسادت بود که آدم و حوا از آن نهی شده بودند.<ref>منتظری، حسینعلی، درسهایی از نهج البلاغه، تهران : انتشارات سرایی، 1382 .، ج۱، ص۳۶۷.</ref> | ||
خطاب سکونت در بهشت، به آدم صادر شد وتمام نعمتها در آن، فراهم بود ولی روی مصالحی بهرهگیری از درخت خاصی برای آدم ممنوع شد.<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۱۱، ص۸۰</ref> | |||
حالا این درخت چه بوده است، ماهیت آن برای ما روشن نیست ودر باره آن اقوال گوناگونی (در حدود شانزده قول) نقل شده است. آنچه مسلّم است این شجره علم ومعرفت نبود واگر هم در تورات[۱] به شجره علم ومعرفت تفسیر شده است؛ صحیح نیست؛ زیرا به حکم آیات پیشین، آدم همه اسماء را فرا گرفت.<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۱۱، ص۸۰</ref> | |||
== منابع == | == منابع == |